حجتالاسلام والمسلمین ماندگاری مطرح کرد؛
مخاطبشناسی قرآنی و سیره نبوی؛ کلید حل مسائل نسل جوان
استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به آیات قرآن، بازخوانی سیره پیامبر(ص) در مواجهه با جوانان را ضروری دانست و تأکید کرد: اوج پذیرش انسان در جوانی است و باید با زبان زیبایی و تکریم، نه تحقیر، با آنان سخن گفت.
به گزارش خبرنگار گروه فرق و ادیان خبرگزاری رسا، حجتالاسلام والمسلمین حاجآقای ماندگاری در برنامه پاسخ که به همت مرکز پاسخگویی به شبهات حوزه علمیه تهیه شد، با تأکید بر ضرورت بازخوانی سیره پیامبر اکرم(ص) در مواجهه با نسل جوان، گفت: جوان امروز اگرچه در ارتباطگیری سختگیرتر و حساستر از گذشته است، اما هرگز از جوان عصر جاهلیت دشوارتر نیست و پیامبر اسلام در همان جامعه سخت و خشن، الگوهایی ماندگار تربیت کرد.
وی در برنامه تلویزیونی «پاسخ» با اشاره به آیه ۲۰ سوره حدید، این آیه را نوعی «مخاطبشناسی قرآنی» دانست و اظهار داشت: قرآن کریم در این آیه، مراحل مختلف زندگی انسان را تبیین کرده و برای هر مقطع سنی، زبان و قلق ارتباطی خاصی معرفی میکند؛ بازی برای کودکان، جهتدهی برای نوجوانان، زیباییطلبی برای جوانان، تفاخر برای میانسالان و تکاثر برای بزرگسالان.
این استاد حوزه و دانشگاه با بیان اینکه «جوان تشنه تکریم و احترام است»، تصریح کرد: اوج استعدادها، قابلیتها و پذیرش انسان در دوره جوانی است و اگر نتوانیم با جوان ارتباط برقرار کنیم، اشکال از ناتوانی ما در شناخت قلق اوست، نه از جوان.
وی با استناد به آیه «لَقَد کانَ لَکُم فی رَسولِ اللهِ اُسوةٌ حَسَنة»، تأکید کرد: پیامبر اکرم(ص) در مواجهه با مخاطب، بهویژه جوانان، از عنصر زیبایی در رفتار بهره میگرفت و این زیبایی سه رکن اساسی داشت: «تأیید، تبدیل و تخریب».
حجتالاسلام والمسلمین ماندگاری افزود: پیامبر خدا(ص) ابتدا نقاط مثبت و قابل تأیید عقل و وحی را در وجود مخاطب برجسته میکرد. در جامعهای سراسر تاریکی، بهجای تمرکز بر سیاهیها، به دنبال نقاط روشن میگشت؛ همانند تأیید وفای به عهد در میان عرب جاهلی.
وی با بیان اینکه «تأیید درست، انسان را مرید رفتار دینی میکند»، خاطرنشان کرد: اگر پدر، مادر، معلم یا مبلغ دینی بتواند یک نقطه روشن در وجود جوان پیدا و آن را تکریم کند، مسیر اصلاح و هدایت هموار میشود.
این استاد حوزه و دانشگاه با نقل خاطرهای از مواجهه خود با یک دختر دانشجو، گفت: برخورد کریمانه و مبتنی بر صداقت، بدون تحقیر و تحمیل، اثر عمیقی بر مخاطب میگذارد. جوان امروز تشنه احترام است و اگر این احترام را ببیند، خود به اصلاح رفتار تمایل پیدا میکند.

جوان امروز با منطق گفتوگو آرام میشود، نه با تحمیل
وی با بیان خاطرهای از حضور در یکی از دانشگاهها اظهار داشت: در فضایی که ابتدا همراه با هیاهو و حتی برخی رفتارهای نامتناسب بود، به دانشجویان گفتم بیایید منطقی گفتوگو کنیم؛ اگر با استدلال من قانع شدید، بپذیرید و اگر نه، آنوقت هر قضاوتی داشتید بکنید.
این استاد حوزه و دانشگاه افزود: نخستین پرسشی که از دانشجویان مطرح کردم، این بود که آیا «آزادی مطلق» وجود دارد یا نه؟ پاسخها متفاوت بود، اما از دل همان گفتوگوی آزاد به این نتیجه رسیدیم که آزادی مطلق معنا ندارد، زیرا انسان موجودی محتاج است و هر موجود محتاج، وابسته به منبع تأمین نیاز خود خواهد بود.
وی تأکید کرد: انسان ناگزیر باید منبعی برای تأمین نیازهایش انتخاب کند و اینجا دو مسیر پیش روی اوست؛ یا منبعی صادق که تأمین، تضمین و تکریم میکند، یا منبعی فریبکار که وعده میدهد اما در نهایت تحقیر میکند.
حجتالاسلام والمسلمین ماندگاری با اشاره به آیه ۲۲ سوره ابراهیم گفت: قرآن صریحاً نقل میکند که شیطان در قیامت اعتراف میکند همه وعدههایش دروغ بوده است. تجربه تاریخ معاصر نیز نشان داده هر کشوری که امنیت و عزت خود را به قدرتهای پوشالی گره زده، تحقیر شده و در مقابل، ملتی که به خدا تکیه کرده، به عزت رسیده است.
وی با تأکید بر «زیبایی در کلام و رفتار» افزود: جوان امروز هم کلام خوب میخواهد و هم بیان زیبا. اگر حق را با زبان درست و شیوه کریمانه مطرح کنیم، پذیرش آن بسیار آسانتر خواهد بود.
این استاد حوزه و دانشگاه با تشریح روش پیامبر اکرم(ص) در ارتباط با مخاطب، گفت: سیره نبوی سه مرحله روشن دارد؛ نخست «تأیید»، سپس «تبدیل» و در نهایت «تخریب». پیامبر(ص) ابتدا ویژگی مثبت را تأیید میکرد، سپس آن را به مسیر درست هدایت مینمود و آنگاه اگر لازم بود، رفتار نادرست را اصلاح یا حذف میکرد.
وی در بیان نمونهای عینی افزود: در یکی از دانشگاهها، دانشجویی که فضا را شلوغ میکرد، تشویق کردم و گفتم انرژی و جسارت تو قابل تحسین است؛ اما بعد همان انرژی را به «تبدیل» رساندم و گفتم ایکاش این شور برای خدا و حقیقت بهکار گرفته شود؛ همانگونه که شهدا و چهرههای ماندگار تاریخ چنین کردند.
حجتالاسلام والمسلمین ماندگاری ادامه داد: بسیاری از صفات جوانان مانند هیجان، غیرت، زیباییطلبی و حتی شوخطبعی، قابل حذف نیستند؛ بلکه باید جهتدهی شوند. پیامبر(ص) نیز تعصب جاهلی را حذف نکرد، بلکه آن را به تعصب دینی تبدیل کرد.
وی با اشاره به ضرورت «تدریج در اصلاح» گفت: همه آسیبها را نمیتوان یکباره تخریب کرد؛ اگر جوان بداند که تخریب برای اصلاح است و پیش از آن تأیید و همراهی دیده باشد، نهتنها نمیرنجد، بلکه همراه میشود.

آزادی حقیقی در بندگی خداست، نه رهایی از او
حجتالاسلام والمسلمین ماندگاری در بخش دوم برنامه با تأکید بر اینکه «آزادی مطلق» مفهومی غیرواقعی است، گفت: انسان ذاتاً موجودی نیازمند است و هر موجود نیازمند، ناگزیر وابسته به منبع تأمین نیازهای خود خواهد بود؛ از تحصیل و مهارت گرفته تا هنر، پزشکی و امنیت. ازاینرو آزادی واقعی تنها در انتخاب درست منبع تأمین معنا پیدا میکند، نه در نفی هرگونه وابستگی.
وی در ادامه سخنان خود با تبیین «دو تابلوی پیشِروی انسان» اظهار داشت: در عالم، دو مسیر روشن وجود دارد؛ تابلوی اول میگوید من نیازهای شما را صادقانه تأمین میکنم، تضمین میکنم و شما را تکریم میکنم. این مسیر، مسیر خداست که صداقت آن را پیامبران، اولیا، شهدا و صالحان تاریخ گواهی دادهاند.
این استاد حوزه و دانشگاه افزود: خداوند هم تأمین میکند، هم تضمین میدهد و هم انسان را به مقام کرامت و خلافت میرساند؛ همانگونه که یک مربی، معلم یا استادِ امین، با شرط اطاعت، شاگرد خود را به قله میرساند. بندگی خدا نیز همین معنا را دارد.
حجتالاسلام والمسلمین ماندگاری با اشاره به تابلو دوم تصریح کرد: مسیر دوم میگوید از بندگی خدا آزاد شو تا من تو را تأمین کنم؛ اما این مسیر دروغ است. قرآن بهصراحت نقل میکند که شیطان در قیامت اعتراف میکند تمام وعدههایش فریب بوده است؛ نه تضمینی در کار بوده و نه تکریمی، بلکه نتیجه آن تحقیر انسان است.
وی با اشاره به تجربههای تاریخی و معاصر گفت: هر کشوری که امنیت و عزت خود را به قدرتهای پوشالی سپرده، تحقیر شده است. آمریکا نیاز را درست تشخیص میدهد، اما آدرس غلط میدهد؛ همانگونه که در عراق و افغانستان چنین کرد. این همان روش شیطان است؛ سوءاستفاده از نیاز واقعی انسان با ارائه مسیر باطل.
این استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به داستان حضرت آدم(ع) و فریب شیطان، گفت: شیطان فوقتخصص نیازشناسی دارد، اما آدرس غلط میدهد؛ جاودانگی، امنیت، محبت و قدرت را وعده میدهد، اما راهش را به دروغ نشان میدهد. امروز نیز شیاطین با ظاهرسازی، قسم دروغ، واسطههای جعلی و ارزشهای تقلبی همین مسیر را ادامه میدهند.
وی تأکید کرد: آزادی حقیقی یعنی بندگی یک حقیقت مطلق؛ کسی که بنده خدا باشد، از قید شهرت، ثروت، قدرت و ترس آزاد میشود. نمونه روشن آن، شهید حاج قاسم سلیمانی است که خود میگفت در تمام عمرش از غیر خدا نترسیده است.
حجتالاسلام والمسلمین ماندگاری با بیان مثالی ساده برای جوانان افزود: داشتن یک خدا آرامش میآورد، اما داشتن صد خدا اضطراب؛ انسانی که برای جلب رضایت صد مرجع، مدام رنگ عوض میکند، اسیر است، نه آزاد. بندگی خدا، انسان را از این اسارتها رها میکند.
وی در جمعبندی سخنان خود خاطرنشان کرد: انسان همیشه بر سر دو راهی «بندگی یا بردگی» است؛ یا بنده خدا میشود و از همه عالم آزاد، یا بهظاهر آزاد از خدا میشود و در واقع برده دنیا. انتخاب با جوان است، اما نوع تبیین ما تعیین میکند که کدام مسیر را انتخاب کند.
این استاد حوزه و دانشگاه در پایان با اشاره به داستان تاریخی «بِشر حافی» و امام کاظم(ع) گفت: بشر با یک جمله فهمید که آزادی واقعی در بندگی خداست؛ از همان لحظه تصمیم گرفت بنده باشد تا آزاد شود. این همان الگوی ناب نبوی و علوی است که اگر درست تبیین شود، جوان امروز آن را میپذیرد.
ارسال نظرات