صبر و ایمان زنان، ستون استقامت خانواده و جامعه / گوهر ایمان در کوره امتحانهای الهی
به گزارش خبرنگار گروه جمعیت و تعالی خانواده خبرگزاری رسا، در جهان پرمشغله امروز که هر روز با انبوهی از دغدغهها، مسئولیتها و چالشهای ریز و درشت روبهرو هستیم، گاهی آنقدر درگیر روزمرگی میشویم که صدای فطرت خویش را گم میکنیم. در این هیاهوی زندگی، چه چیزی میتواند لنگر آرامش ما باشد؟ چه پناهی امنتر از کلام خدا برای تسکین دلهای پراضطراب؟
زندگی با آیهها، یعنی اجازه دادن به نور وحی برای تابیدن در تاریکترین لحظات؛ یعنی یافتن پاسخی برای پرسشهای بیپاسخ، تسکینی برای زخمهای ناپیدا و نیرویی برای ایستادن در برابر طوفانهای سهمگین. آیههای قرآن تنها متنهایی مقدس بر روی کاغذ نیستند، بلکه نسیمهایی هستند که از جانب دوست میوزند و روح خسته ما را نوازش میدهند.
چه زیباست وقتی در میان شلوغیهای زندگی، لحظهای میایستیم و با آیهای از کلام خدا همکلام میشویم؛ گویی او مستقیماً با ما سخن میگوید، از غمهایمان آگاه است، از رنجهایمان خبر دارد و دقیقاً همان کلماتی را به زبان جاری میکند که مرهم دل ماست.
زندگی با آیهها به ما میآموزد که صبر، تنها تحمل کردن نیست؛ یک مقاومت آگاهانه و فعال است. نماز، فقط یک عبادت خشک و خالی نیست؛ یک سیستم عامل معنوی است که ما را به منبع لایزال قدرت الهی متصل میکند. توکل، به معنای دست کشیدن از تلاش نیست؛ بلکه به معنای تکیهکردن بر قدرتی است که از همه قدرتها برتر است.
در این مجموعه گفتارها، با تأمل در آیههای نورانی قرآن، به ویژه آیاتی که درباره صبر، نماز و مسئولیتهای انسانی سخن میگویند، تلاش میکنیم تا با نگاهی نو، این گنجینههای الهی را در زندگی روزمره خود جاری سازیم. سفری به عمق معانی، با تکیه بر نقش ویژه زنان در هستی و چالشهای منحصربهفردی که با آن روبهرو هستند.
با ما همراه شوید تا زندگی با آیهها را تجربه کنیم...
جزء بیستم( گوهر ایمان در کوره آزمون)
أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا يُفْتَنُونَ
سوره عنکبوت، آیه ۲
آیا مردم گمان کردهاند، همین که بگویند: «ایمان آوردیم»، به حال خود رها میشوند و آزمایش نخواهند شد؟!
نابرده رنج گنج میسر نمیشود
مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد
آیاتابهحال به نگین انگشترها (عقیق سرخ، فیروزه آسمانی یا دیگر سنگهای قیمتی) نگاه کردهاید که چقدر چشمنواز و دلنشین هستند؟ آیا گمان میبرید از آغاز چنین بودهاند؟ خیر! اینهمه درخشش، آسان بهدست نیامده است. این نگینهای قیمتی، در آغاز، سنگهای خام و زشتی هستند که از دل معدن بیرون آورده میشوند. سپس، گوهرتراش آنها را به کارگاه میبرد و با سختیهای فراوان صیقل میدهد؛ چکشکاری، تراشکاری، حرارتدادن و... این سنگها آنقدر بالا و پایین میشوند تا نهایتاً درونشان آشکار گردد و به گوهر زیبا بدل شوند. آن زمان است که میتوانند در انگشتری بنشینند و جلوه کنند.
اگر همان سنگ خام را بدون تراش در انگشتر میگذاشتند، ارزشی داشت؟ خیر، هیچکس زیبایی نهفتهاش را نمیدید و آن را نمیخرید. ما انسانها در کارگاه خدا همینطور هستیم. ما نیز سنگهای خامی هستیم در دست گوهرتراشی دانا و مهربان به نام خداوند. او در میان بندگانش میگردد تا ببیند چهکسی ادعا میکند: «من ایمان آوردهام» و چون این ادعا را میشنود، او را وارد کارگاه امتحان میکند تا با چکش سختیها، با آتش ابتلا و صیقل صبر و رضا، گوهر ایمانش را نمایان سازد. به همین خاطر است که در آیۀ دوم سورۀ مبارکۀ عنکبوت میفرماید: «أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا يُفْتَنُونَ؛ آیا مردم گمان کردند همینکه گفتند ایمان آوردیم، به حال خود رها میشوند و امتحان نمیگردند؟» واژۀ فتنه در عربی یعنی گذراندن طلا از آتش تا ناخالصیهای آن جدا شود و چه تعبیر زیبایی است! چون انسان نیز در آتش سختیها خالص میشود.
در حدیثی از اصول کافی آمده است: «يُفْتَنُونَ كَمَا يُفْتَنُ الذَّهَبُ، ثُمَّ قَالَ يُخْلَصُونَ كَمَا يُخْلَصُ الذَّهَبُ؛ مؤمنان همان گونه آزموده میشوند که طلا آزموده میگردد و سرانجام همانگونه که طلا خالص میشود، آنان نیز پاک و ناب میگردند.» خداوند مهربان، با فتنهها و سختیها نه برای رنجدادن که برای درخشانکردن، مؤمنان را میآزماید تا گوهر ایمان در دلشان نمایان شود.
در آغاز آیه فرمود: «أَحَسِبَ النَّاسُ»؛ آیا مردم پنداشتند؟» و واژه «حسب» در قرآن گاهی به معنای حساب رسی است، اما اینجا معنای پندار و خیال دارد. بسیاری از مردم چیزی را خیال میکنند که واقعیت ندارد؛ گمان میکنند ایمان یعنی گفتن چند کلمه. آنها خیال میکنند خدا سختیها و ابتلائات را نمیبیند و یا هدفی در این خلقت نیست. درحالیکه همه اینها پندار است و نه حقیقت.
برادران یوسف، حسادت کردند و پنداشتند با خروج یوسف از صحنه میتوانند محبت پدر را بیشتر به خودشان جلب کنند. پندارها گاهی در اعتقادات است و گاهی در مسائل اقتصادی یا اجتماعی. در این آیه نیز خداوند میفرماید: مؤمنان گمان میکنند ایمان، تنها با زبان و شعار حاصل میشود؛ اما حقیقت این است که ایمان همراه با آزمون و ابتلاء است. ادعا کافی نیست؛ باید عملکرد را دید و قضاوت کرد.
سعدیا گرچه سخن دان و نصحیت گویی
ز عمل کار برآید، به سخندانی نیست
آزمایش الهی، یک سنت جاودان
آزمایش الهی فقط یک اتفاق گذرا نیست، بلکه سنت دائمی خداوند است؛ سنتی که از آغاز خلقت بوده و تا پایان دنیا ادامه خواهد داشت. هیچکس (مؤمن، کافر، بزرگ و کوچک) بیرون از دایرۀ امتحان نیست. حتی پیغمبران و اولیای خدا، بیش از همه امتحان شدند. خداوند متعال در قرآن کریم فرموده است که ابراهیم؟ع؟، موسی؟ع؟، داود؟ع؟، سلیمان؟ع؟ و ایوب؟ع؟، هریک در ابتلا بودهاند؛ یکی در فراق فرزند، یکی در دارایی و یکی در مقام و قدرت؛ زیرا خداوند با امتحان، گوهر ایمان را از میان ادعاها بیرون میکشد. امتحان همیشه در سختی نیست؛ بلکه در آرامش و رفاه نیز رخ میدهد؛ یکوقت در وسوسۀ نفس، یکوقت در تنگی مال و یکوقت در روابط اجتماعی. ملتی که در خوشی، یاد خدا را از دلش نراند، همان ملت سربلند در امتحان است؛ اما اگر غرور و بیخبری در دلش لانه کرد، بداند که در همان لحظه پا به لغزش نهاده است.
در زیارت حضرت زهرا؟اهس؟ آمده است: «يَا مُمْتَحَنَةُ امْتَحَنَكِ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَكِ قَبْلَ أَنْ يَخْلُقَكِ فَوَجَدَكِ لِمَا امْتَحَنَكِ صَابِرَةً؛ سلام بر تو ای امتحانشده! قبل از آنکه تو را بیافریند، آزمایشت نمود و تو صبر کرده و از آزمایش سرافراز بیرون آمدی».
خواهرم! ببینید، این یعنی امتحان نشانۀ بیمهری خدا نیست، بلکه سندِ اطمینان او به بندهای است که لیاقت رشد دارد. هر سختی، نشانۀ راندهشدن نیست؛ بلکه شاید خداوند میخواهد از ما زهرای دیگری بسازد؛ با دل صبور، زبان شاکر و ایمانی محکم. پس وقتی ابتلا آمد، نگوییم «چرا من؟»، بلکه بگوییم «الهی شکرت که مرا لایق امتحان دانستی». اندوهها، بیپولیها، رنجهای مادرانه و سختیهای زندگی، مواد امتحانند. اگر با صبر و توکل از آنها بگذری، همان لحظه فرشتگان بر تو درود میفرستند: <سَلَامٌ عَلَيْكُمْ بِمَا صَبَرْتُمْ>.
ابزار امتحان
مرحوم آیتالله حاجآقا مجتبی تهرانی؟قدسسره؟ در یکی از درسهای اخلاق، جملهای فرمودند که عین بیدارباش برای دل مؤمن است: «آزمایش هرکس متناسب با شرایطی است که در محیط زندگیاش دارد»؛ همانگونه که قرآن میفرماید: «<وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنْفُسِ وَالثَّمَرَاتِ>؛ و قطعاً شما را به چیزی از ترس و گرسنگی و کاهشی در اموال و جانها و محصولات میآزماییم».
همۀ انسانها آزمایش میشوند، اما هرکس متناسب با ظرفیت و شرایط خودش؛ مثلاً خداوند، شخص کراهتالمنظری را به مسائل شهوی آزمایش نمیکند. در روز قیامت، زن زیبایی را میآورند و از او سؤال میکنند: «چرا خودت را آلوده کردی؟» او میگوید: «چه کنم؟! تو مرا زیبا خلق کردی!» خداوند پاسخ میدهد: «من مریم را نیز زیبا خلق کردم. عذر غیرقابل قبول نیاور».
اینجاست که انسان میفهمد زیبایی، ثروت، موقعیت یا حتی زبانِ شیرین و نفوذ در دلها، همه ابزار امتحاناند. برخی از ما بانوان با ظاهری آراسته و توجه دیگران، امتحان میشویم؛ برخی با زبانمان (اینکه گفتارمان دلها را حفظ کند نه بیمهابا دل بشکند)؛ برخی با صبر در خانه و همسرداری، عدهای با تربیت فرزند در زمانۀ فتنهها و گروهی دیگر با دلکندن از تجمل و چشموهمچشمی. بالاخره ما بانوان هرکدام با یک ابزار و طریقی آزمایش میشویم.
ابزار نفس
میدان نبرد با نفس، سختترین آزمون است. زیباییهای دنیا نفس انسان را فریب میدهند و طبق این آیۀ شریفه، نفس با زینتهای دنیا امتحان میشود: «إِنَّا جَعَلْنَا مَا عَلَى الْأَرْضِ زِينَةً لَهَا لِنَبْلُوَهُمْ أَيُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا»؛ مسلماً آنچه را (از درخت، نبات، حیوان، دریا و دیگر آثار) روی زمین است، زینت زمین قرار دادیم تا آنان را آزمایش کنیم که کدامشان از جهت عمل نیکوترند». متأسفانه چیزی که بیشتر ما بانوان را مبتلا میکند، چشموهمچشمی است؛ وقتی میخواهیم همه توانمان را بگذاریم تا فلان وسیلۀ منزل را همانند خانۀ فامیل کنیم یا برای اینکه از دیگر زنان در جامعه در ابراز زیباییهای جسمی خود عقب نمانیم، در دام بیحجابی و خدایناکرده کشف حجاب گرفتار شویم، باید بدانیم که در امتحان الهی هستیم و مبادا این چشموهمچشمی، ما را به انجام گناه وادارد.
بانویی بود از خانوادهای متوسط در قم. همسرش کارگر بود و گاهی به سختی کرایه خانه را میدادند. یکبار همسایهشان یخچال تازهای خرید و چشم همه از برق نقرهای آن برند خارجی پر شد. شوهرش گفت: «خانم! پول که جور شد، ما هم میخریم». ولی طاهرهسادات لبخند زد و پاسخ داد: «لازم نیست. همین یخچال قدیمی، هنوز نان خدا را نگه میدارد. اگر قرار است امتحان پس بدهیم، از همینجا شروع میشود، نه از خرید یخچال». دو سال بعد، وقتی بهواسطۀ خرابی لوازم منزل، دوباره بحث خرید پیش آمد، باز گفت: «من ترجیح میدهم خانهام ساده بماند، اما دلم پر از رضایت خدا باشد».
در کتاب «زنان در مسیر ایمان» آمده است که او با همان وسایل اندک، هربار که حالتش گرفته میشد، این آیه را میخواند: «إِنَّا جَعَلْنَا مَا عَلَى الْأَرْضِ زِينَةً لَهَا لِنَبْلُوَهُمْ أَيُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا» و میگفت: «خدایا! میخواهم از اهل «أَحْسَنُ عَمَلًا» باشم». او سالها با همین قناعت و عبادت، نسلی پاک پرورش داد. فرزندش که بعدها طلبه شد، تعریف میکند: «مادرم میگفت: خانهداری یعنی نگهبانی از دل خود و خانواده در برابر وسوسۀ دنیا. هروقت میدیدم چیزی را نمیخرد که دلش میکشد، میفهمیدم همین امتناع، جنگ با هوای نفس است».
همچنین، در مورد حسرت خوردن نسبت به زندگی دیگران که از نظر مالی از ما برترند، خداوند هشدار میدهد: «وَلَا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلَى مَا مَتَّعْنَا بِهِ أَزْوَاجًا مِنْهُمْ زَهْرَةَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا لِنَفْتِنَهُمْ فِيهِ وَرِزْقُ رَبِّكَ خَيْرٌ وَأَبْقَى»؛ و هرگز دیدگانت را به آنچه برخی از اصناف آنان را بهرهمند کردیم (از انواع نعمتها) مدوز، (آنچه به آنان دادهایم) شکوفه (بیمیوه و زیور) دنیاست تا آنان را در آن بیازماییم و رزق پروردگارت بهتر و پایدارتر است.
علامه طباطبایی میفرماید: «معنای آیه این است که چشم خود را به زینت حیات دنیا و به جهت آنکه ما گروهی از مردم و یا عدۀ معدودی از آنها را به آن اختصاص دادهایم تا امتحانشان کنیم و ببینیم در آنچه روزیشان کردهایم چه میکنند، خیره مکن.»
گاهی، وقتی نتوانستیم به هدف خود برسیم و زندگیمان به سطح دیگران نمیرسد، دچار یأس و ناامیدی از رحمت خدا میشویم. عزیزان! بدترین گناه ناامیدی از رحمت خداست. شما در هر لحظه در معرض امتحان الهی هستید. مبادا در این آزمون رد شوید و از خداوند ناامید گردید. گوهر وجود شما در دستگاه گوهرتراشی خداوند در حال تراشخوردن است.
سروران گرامی! نَفْس، سیری ناپذیر است و هرچه به آن توجه کنیم، باز هم دهان اشتهایش باز است. بنابراین، باید عاقلانه برخورد کنیم و کمتر از نیاز واقعی به آن پاسخ دهیم. وقتی سر سفرهای رنگارنگ مینشینید، زودتر از کنار آن سفره بلند شوید؛ وقتی سخنان حرام میشنوید، از آن مجلس دور شوید؛ یا وقتی مدهای زیبا میبینید، زود رد شوید. یک بانوی عاقل و باتقوا از هواهای نفس دوری میکند و سعی دارد نفس خود را متقی بار آورد.
ابزار خانواده
قرآن مجید، اموال و فرزندان را امتحان الهی میداند و میفرماید: «إِنَّمَا أَمْوَالُكُمْ وَأَوْلَادُكُمْ فِتْنَةٌ»؛ اموال و فرزندان شما، فقط وسیلۀ آزمایش هستند.» بسیاری از مردمانی که در ظاهر، پایبند به امور دینی و اخلاقی هستند، وقتی پای فرزندشان به میان میآید، تمام قوانین الهی را کنار میگذارند. عشق به فرزند سبب میشود حرام را حلال و حلال را حرام بشمارند و برای تأمین آیندۀ خیالی، تن به هر کاری دهند و هر حقی را زیر پا بگذارند. این مسئله برای ما زنان، بهدلیل مهر مادری، بیشتر به چشم میآید. مثلاً مادری که نگران است پسرش در سختی بیفتد، مانع رفتن او به سربازی میشود. درحالیکه سربازی، پسران را مقاوم و قویتر میکند و باعث میشود در سختیهای بزرگتر زندگی، تسلیم نشوند. چنین مردی میتواند در آینده از کشورش دفاع کند. یا زمانی که فرزندی بهدنبال کار میگردد، حتی مادرش ممکن است برای اینکه او در ادارهای با حقوق بالا استخدام شود، به دادن رشوه یا تبانی با مسئول آن بخش اقدام کند، با اینکه میداند فرزندش امتیاز یا تخصص کافی ندارد.
حب به فرزند میتواند بصیرت مادر را تحتتأثیر قرار دهد و باعث شود هنگامى که خشنودى و راحتى فرزندش با تقواى الهى و رعایت حق و عدالت در تضاد قرار گیرد، متوجه امتحان الهی نباشد و فریب وسوسههای شیطان را بخورد و از یاد خدا غافل شود. خداوند میفرماید: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُلْهِكُمْ أَمْوَالُكُمْ وَلَا أَوْلَادُكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَمَنْ يَفْعَلْ ذَلِكَ فَأُولَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ»؛ مبادا اموال و فرزندانتان شما را از یاد خدا غافل کنند و آنان که (به خاطر مال و فرزند از یاد خدا) غافل میشوند، زیانکارند».
باید خود را در این میدان بزرگ امتحان، به خدا بسپاریم و هوشیار باشیم؛ زیرا که بسیاری در این میدان لغزیده و سقوط کردهاند و نفرین ابدی را برای خود فراهم ساختهاند. ممکن است فرزند سالم و سربهراهی داشته باشیم و در دوراهی خدا و فرزند قرار نگیریم، اما خدای ناکرده فرزندمان بیمار شود. این نیز امتحان الهی است تا میزان توکلمان بر خدا آشکار شود.
در رابطه با همسرانمان نیز همین گونه است. خانمی که شوهری بداخلاق داری، بدان که خداوند مهربان آزمایش تو را در تحمل این بداخلاقی قرار داده است. همین طور، اگر شوهرتان نسبت به شما بیتوجه است، یا خدای ناکرده گرفتار بیوفایی از طرف او شدهاید و یا با مشکلات اقتصادی مواجه هستید؛ مثلاً همسری با حقوق پایین یا بیکار دارید، فشار زندگی، اجاره خانه، مخارج روزمره و هزینههای تحصیل فرزندان، همه میتوانند امتحان الهی باشند. بدانید شما در دستگاه گوهرتراشی خداوند هستید. پس با توکل بر او، به دنبال راه حل مناسب برای هر اتفاق باشید. قرآن کریم به این آزمایش الهی اشاره میکند: «وَإِذَا مَا ابْتَلَاهُ فَقَدَرَ عَلَيْهِ رِزْقَهُ يَقُولُ رَبِّي أَهَانَنِ»؛ و اما هنگامى که خدا براى امتحان، روزىاش را بر او تنگ میگیرد (مأیوس میشود و) میگوید: «پروردگارم مرا خوار کرده است.»
همین توکل در تربیت فرزندان نیز مؤثر است. اگر مادر اولین نفری باشد که در مشکلات اقتصادی یا اجتماعی، آرامش ایمانیاش را از دست بدهد، عملاً به فرزندانش این پیام را میدهد که ایمان، یک قرارداد موقت برای روزهای خوب است. مقاومت زن در برابر فتنه، الگوی رفتاری تابآوری را برای نسلهای بعد کدگذاری میکند.
وقتی آزمونها (از کمبود مالی تا بیماری)، زندگی را دربرمیگیرد، اگر زن نتواند ایمان خود را حفظ کند، ساختار عاطفی خانواده فرو میریزد. ازاینرو، آزمون زن، بهدلیل نقش حیاتیاش در حفظ انسجام، سختتر و تأثیرگذارتر است.
فکر نکنید خداوند ما را فقط با کمبود مال و نعمت امتحان میکند، بلکه آزمایش با نعمت، از آزمایش با بیپولی پیچیدهتر است؛ زیرا طبیعت فزونی نعمت، میتواند به سستی، تنبلی، غفلت و غرقشدن در لذایذ و شهوات منجر شود. مهمترین خطری که در ثروت نهفته است، احساس کاذب بینیازی است که به طغیان و سرکشی منتهی میشود.
باید خودمان را به خدا بسپاریم و بههوش باشیم؛ زیرا افراد بسیاری در این دو میدان (کمبود و وفور نعمت) لغزیده و نفرین ابدی را برای خود فراهم کردهاند. اگر انسان ثروتی به دست آورد، نباید خود را مالک حقیقی بداند؛ بلکه آن را امانتی بداند که روزی از دست او خواهد رفت. زنی که در خانهای بیدغدغه زندگی میکند، شوهر و فرزندانی مهربان دارد و از نظر مالی در رفاه است، باید بداند محک ایمانش در همین دوران خوشی است. آیا در اوج آرامش نیز خدا را یاد میکند؟ آیا زبانش شاکر است یا غافل از یاد او؟ اگر در روز آسایش، دلش برای فقیر نسوزد یا نگاهش بر دیگران سنگین شود، از امتحان رفاه سربلند بیرون نیامده است.
در روایتی از پیامبر میخوانیم: «برای هر امتی آزمایشی است و آزمایش امت من، مال و ثروت است».
ابزار امتحان در جامعه و نقش زن
آیا میدانید یکی از دعاهای پیامبر مستجاب نشده است؟ وقتی آیۀ ۶۵ سورۀ مبارکۀ انعام نازل شد، خداوند فرمود که من قدرت دارم از بالای سران یا از زیر پایتان عذاب نازل کنم و همچنین، میتوانم شما را گروهگروه کنم تا با هم درگیر شوید. پیامبر پس از نزول این آیۀ تهدیدآمیز، به درگاه خدا تضرع کردند و از او خواستند تا این عذاب آسمانی و زمینی را از امتشان بردارد. جبرئیل نازل شد و به پیامبر خبر داد که خداوند دو خواستۀ اول را اجابت کرده است، اما خواستۀ سوم، که اختلاف و تفرقه میان امت است، اجابت نمیشود.
علت این امر با نزول همان آیه روشن شد: «﴿أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا يُفْتَنُونَ﴾؛ آیا مردم فکر میکنند که گفتند ایمان آوردیم، آنها را رها میکنند؟!» و در آیه بعد میفرماید: «کسانی را که قبل از امت اسلام بودند هم امتحان کردیم.» براساس این روایت و این آیات، روشن میشود که بیشترین امتحانات الهی در عرصۀ اجتماعی رخ میدهد. اصل امتحان، همین اختلافاتی است که در بین مردم به وجود میآید. این اختلافات اجتماعی، از زمان پیامبر وجود داشته و بعد از ایشان نیز تا به امروز ادامه دارد. امام رضا در حدیثی بسیار عجیب میفرمایند: «لَا تَكُونُوا مَا تَمُدُّونَ إِلَيْهِ أَعْنَاقَكُمْ حَتَّى تُمَيَّزُوا وَتَمَحَّصُوا فَلَا يَبْقَى مِنْكُمُ إِلَّا الْقَلِيلُ ثُمَّ قَرَأَ الـم ﴿أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا يُفْتَنُونَ﴾؛ آنچه برایش گردنهای خود را دراز میکنید و منتظرش هستید (ظهور حضرت حجت و حکومت ایشان) امکان ندارد اتفاق بیفتد، مگر اینکه از همدیگر جدا شوید (متمایز شوید) و آن غربال الهی یا خالصسازی اتفاق بیفتد».
ریشۀ اصلی امتحانات در جامعۀ دینی، دشمنان دین هستند و مهمترین فتنههایی که در قرآن مطرح شده، از سوی اهل کتاب بوده است. در عصر حاضر نیز، عامل اصلی ایجاد فتنه علیه انقلاب و دین، یهودیان صهیونیست هستند. این فتنهگری گاه به شکل مستقیم و از خارج کشور است (مانند فشارهای سیاسی، تحریمهای اقتصادی و گروههای تروریستی همچون داعش) و گاه به شکل غیرمستقیم، از طریق نفوذ در داخل کشور و تحریک کسانی که ضعف ایمان دارند یا فریب دشمنان را میخورند، رخ میدهد.
فتنههای داخلی بسیار خطرناکتر هستند؛ زیرا ریشه در درون جامعه دارند و میتوانند بنیانهای اعتماد و انسجام ملی را تهدید کنند. با اینحال، ملت ایران در طول بیش از چهار دهۀ انقلاب، بسیاری از این فتنهها را با موفقیت پشت سر گذاشته است. نمونههای برجستۀ آن، فتنۀ ۸۸ و حضور پرشور مردم در مراسم ۹ دی بود که مشت محکمی بر دهان دشمنان وارد کرد. همچنین، فتنههای دیگری مانند «زن، زندگی، آزادی» نیز با بصیرت مردم و هوشیاری جامعه، با سرفرازی پشت سر گذاشته شد. البته شاید بگویید که هنوز نتوانستیم کاملاً این فتنه را خاموش کنیم و همچنان بیحجابی و کشف حجاب پابرجاست. اما عزیزان من! دستان پشتپردۀ این فتنه، نتایج بسیار بدتر از این را دنبال میکردند؛ از جمله براندازی نظام. خوشبختانه، با بصیرت مردم و حمایت و پشتیبانی از ولایت فقیه و رهبر معظم انقلاب نتوانستند به اهداف شوم خود برسند.
امتحان دیگری که جامعۀ ما در سالهای اخیر با آن روبهرو بوده، مسئلۀ تحریم اقتصادی است. خوشبختانه ملت ایران از این آزمون سخت نیز با سربلندی بیرون آمده است. پیشرفتهای علمی، صنعتی، پزشکی و نظامی نشان میدهد که ملت ایران در این آزمایش سخت اقتصادی نیز پیروز شده و استقلال خود را حفظ کرده و هنوز دست نیاز بهسوی بیگانگان دراز نکرده است و با اتکا بر نیروی خود و مردم، بهویژه جوانان، به بالاترین درجات علمی، پژوهشی، مهندسی، پزشکی و... رسیده است. همچنین، دیدیم که ملت فهیم و صبور ایران چگونه در جنگ تحمیلی ۸ ساله با افتخار و با اتحاد مقدس بین همۀ اقشار جامعه، با سلیقهها و گرایشهای مختلف، پیروز شدند و عزت کشور را حفظ کردند.
هنوز دشمنیها، در خارج و داخل، با شدت و ضعف وجود دارد. ما بانوان مؤمن و آگاه میتوانیم با ایمان خود نقش بسزایی در مقابله و خنثیکردن این تهدیدها داشته باشیم؛ همانطور که رهبر معظم انقلاب فرمودند: «عمدۀ کار را خود بانوان باید انجام بدهند. شما هستید که میتوانید فکر کنید، اندیشهورزی کنید، مطالعه کنید، معضلات را در مقام نظر و اندیشه حل کنید و در مقام عمل، راهکار اجرایی ارائه دهید.»
بنابراین، مقاومت و ایستادگی ما بانوان، به عنوان ستون عاطفی و ساختاری خانواده و جامعه، در برابر فشارهای دشمن (که بخشی از امتحانات الهی است) جامعه را مستحکم و فولادین میکند و عزت و سربلندی کشور را نیز حفظ مینماید.
چرا امتحان؟
چرا امتحان میشویم؟ چه حکمتی در آزمایشها و ابتلائات نهفته است که مؤمنان را میسازد و غافلان را میسوزاند؟ در ادامه، چهار راز از اسرار این سنت الهی را مرور میکنیم.
نشانۀ رحمت خدا
گاهی خداوند حادثهای را در زندگی ما مینشاند که ظاهرش رنج و سختی است، اما در حقیقت، رحمتی پنهان دارد. امام علی در اینباره میفرماید: «سپاس و ستایش خدایی را که رنج و گرفتاری پیروان ما را سبب زدودهشدن گناهان آنان در دنیا قرار داده تا در این رنجها و بلاها طاعاتشان سالم بماند و سزاوار پاداش آن شوند.»
همچنین، امام باقر میفرمایند: «هرگاه خداوند متعال بر آن شود تا بندهای را گرامی دارد و آن بنده گناهی کرده باشد، او را به بیماری مبتلا گرداند. اگر چنین نکرد، به فقر و نیازمندی دچارش سازد و اگر این را هم نکرد، هنگام جانکندن بر او سخت گیرد. اما چون بخواهد بندهای را خوار و بیمقدار سازد و او کار نیکی نزد خدا داشته باشد، تن سالم به او دهد. اگر چنین نکرد، زندگیاش را فراخ و مرفه گرداند و اگر این را هم نکرد، مرگ را بر او آسان سازد.»
در روایتی دیگر آمده است که پیامبر اکرم به خانۀ یکی از مسلمانان دعوت شدند. وقتی وارد منزل او شدند، مرغی را دیدند که بر بالای دیوار تخم گذاشته و تخم آن به میخی بند شده و نیفتاده است. رسول خدا شگفتزده شدند. صاحبخانه گفت: «آیا تعجب کردید؟ قسم به خدایی که شما را به پیامبری برانگیخت، هرگز آسیبی به من نرسیده است». پیامبر تا این جمله را شنیدند، برخاستند و در خانۀ آن مرد غذا میل نکردند و فرمودند: «کسی که هرگز مصیبتی ندیده، مورد لطف خداوند نیست.»
شکوفاکردن استعدادها
خداوند برای شکوفاکردن دانههای استعداد در دل بندگانش، آنان را از میان کورۀ حوادث و ابتلائات عبور میدهد. همانطور که فولاد را در آتش میگذارند تا آبدیده و محکم شود، انسان نیز باید در گرمای تجربه و رنج، استوار و مقاوم گردد. اگر این آزمونها نباشند، استعدادهای درونی انسان در همان حالت نهفته میمانند و هیچگاه به میوۀ کمال نمیرسند. حضرت علی کلامی دارند که عصارۀ همین حقیقت است: «فِي تَقَلُّبِ الْأَحْوَالِ عُلِمَ جَوَاهِرُ الرِّجَالِ»؛ در دگرگونیِ احوال و حادثههاست که گوهر آدمی شناخته میشود.
آری! وقتی همهچیز آرام است، کسی نمیفهمد درون ما چه میگذرد؛ اما وقتی طوفان میوزد، تازه معلوم میشود ریشه و ساقۀ وجودمان چقدر محکم است. نمونۀ بارز این معنا، داستان عزیز مصر شدن حضرت یوسف؟ع؟ است که از چاه تاریک آغاز شد. او درد، تنهایی و زندان را تحمل کرد و در نهایت، به مقام عزیز مصر رسید. اگر آزمون و ابتلای الهی نبود، استعدادهای درونی او هرگز شکوفا نمیشد و درخت وجودش ثمر نمیداد.
نمونهای روشن از این گوهر در روزگار ما، بانوی مقاوم «زهرا حسینی» است؛ همان دختر شانزدهسالۀ آبادانی که در آتش جنگ پخته شد. خانهاش ویران شد، اما ارادهاش ویران نشد. وقتی بسیاری از زنان شهر رفتند، او ماند؛ روسریاش را چفیه کرد و به یاری مجروحان شتافت. زهرا در سختیها خم نشد، در آتش ابتلا ایستاد و از دختری ساکت و خجالتی، به زنی فرمانده و پیشرو تبدیل شد. همان رنجها، جوهر وجودش را بیرون آورد. امتحان، زهرا را به خودش شناساند؛ فهمید که بانوی مؤمن یعنی قلبی که میان آتش هم برای خدا میتپد. بعدها، همین زن در کتاب «دا»، صدای زنان خوزستان شد؛ صدایی که از خاکستر رنج، ایمان رویاند.
خواهرانم! بدانید که خدای مهربان هیچکس را بیدلیل به مسیر سخت نمیفرستد. هر ابتلا، تمرینی برای شکوفایی گوهر وجودی است. پس اگر امروز در دشواری هستی، نترس؛ شاید خدا دارد از تو همان گوهر ایمان را بیرون میکشد که در آرامش، پنهان مانده بود. راه عزیز مصر شدن، از چاه میگذرد و هرکه اهل صبر باشد، روزی خواهد دید که همان دردی که شکایتش را میکرد، پلۀ صعودش بوده است.
جداسازی صفوف خوبان از بدان
خواهرم! خدای مهربان هیچکس را بیسبب در مسیر امتحان نمیگذارد. امتحانهای الهی، صحنۀ غربال عشقاند. همانطور که زرگر، سنگ را در آتش میگذارد تا عیار طلا آشکار شود، خدا نیز دلهای بندگانش را در آتش حادثه میسپارد تا ایمانِ راستین از ادعا جدا گردد. خداوند میفرماید: «<مَا كَانَ اللَّهُ لِيَذَرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلَى مَا أَنْتُمْ عَلَيْهِ حَتَّى يَمِيزَ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ>؛ چنین نبود که خداوند، مؤمنان را همانگونه که شما هستید واگذارد، مگر آنکه ناپاک را از پاک جدا سازد.»
در میان زنانی که در این مدرسۀ الهی ممتاز شدند، نام «رقیه افشار» میدرخشد؛ زنی از مشهد که همسر و دو فرزندش را در بمباران سال ۱۳۶۶ از دست داد. در کتاب «روایت همرزم» آمده است:
وقتی پیکر همسر و کودکانش را آوردند، او لب به شکایت نگشود. تنها قرآن کوچکش را بوسید و گفت: «خدایا! من سه امانت را پس دادم. کمکم کن تا امانتی که ایمانم هست، سالم بماند». آن شب، در میان بوی خاک و خون، نشست و برای زنان محلهاش نامه نوشت: «اگر دنیا سخت شده، یادمان نرود ما را به مهمانیِ امتحان خواندهاند، نه به تماشای راحتی». رقیه بعد از آن روز، پرستار مجروحان شد. میگفت: «اینبار خدا مرا در غربالِ خدمت میسنجد، نه در داغ فرزند.» و در پایان جنگ، وقتی از او پرسیدند: «چطور دوام آوردی؟» پاسخ داد: «اگر بدانی صاحب امتحان کیست، سختیاش آرام میشود.»
امیرالمؤمنین در خطبۀ ۱۹۲ نهج البلاغه فرمودند: «يَبْتَلِي خَلْقَهُ بِبَعْضِ مَا يَجْهَلُونَ أَصْلَهُ، تَمْيِيزًا بِالاخْتِبَارِ لَهُمْ؛ خداوند مردم را با چیزهایی میآزماید که علت آن را نمیدانند، تا خالص از ناخالص جدا شود.» این همان حکمت امتحانات است: «<لِيَمِيزَ اللَّهُ مَا فِي قُلُوبِكُمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ»؛ (امتحانات) برای این است که خداوند، آنچه را در سینههایتان پنهان دارید، بیازماید و آنچه را در دلها (از ایمان) است خالص گرداند.»
رسیدن به مراتب عالی
خدا وقتی بخواهد بندهاش را بالا ببرد، او را در خاک امتحان میکارد. امتحان الهی همان کاری را میکند که باغبان با دانه میکند؛ دانه را در دل خاک پنهان میسازد. دانه در تاریکی و تنهایی فرو میرود، طعم سردی و گرمی و سنگینی خاک را میچشد؛ اما در همان عمق، زندگی آغاز میشود. طوفانها میوزند، آفتاب میسوزاند، باران میبارد و دانه، کمکم پوست کهنه خود را میشکافد تا آنچه در درونش نهفته است، آشکار شود. اگر این دانه هرگز در زمین دفن نمیشد، هیچگاه گل یا میوهای به بار نمیآورد. انسان نیز اگر از مدرسۀ امتحانهای الهی نگذرد، استعدادِ ایمانش شکوفا نمیشود. امتحان خدا برای تحقیر نیست؛ برای تربیت و تعالی است. درد و رنج، ابزار رشد است، نه نشانۀ خشم.
گندمی را زیر خاک انداختند
قیمتش افزون و نان شد جانفزا
باز نان را زیر دندان کوفتند
گشت عقل و جان و فهم هوشمند
خدا ما را در مسیر بادها و طوفانها میگذارد تا بفهمیم چقدر میتوانیم به او تکیه کنیم و چقدر میتوانیم زیبا صبر کنیم. حضرت زینب الگوی زنِ شکیبا و مؤمن است؛ همهچیز را در دشت داغ کربلا از دست داد، اما ایمانش را نگه داشت. وقتی پس از آنهمه درد و مصیبت گفت: «ما رَأَيْتُ إِلَّا جَمِيلًا»، یعنی من از میان امتحان، چهرۀ خدا را دیدم. بلا در نگاه او، سایۀ جمال خدا بود. او نشان داد که خالصان، در میانۀ حادثه، خدا را میبینند. وقتی رنج را با ایمان طی میکنی، همان رنج، پلۀ عروجت میشود. پس هرگاه در خاک ابتلا فرو رفتی، ناامید نباش؛ شاید خدا دارد از تو خوشهای برای بهشت میرویاند.
نتیجهگیری
همۀ انسانها بر امواج گاه آرام و گاه بسیار تند و سهمگین امتحانات الهی سوار میشوند. گروهی با صبر، پایداری و تحمّل همراه با رضایت، سربلند و سرفراز به ساحل پیروزی دست مییابند؛ دستۀ دیگر، به سختی در آن ساحل آرام میگیرند و عدهای نیز غرق گشته و در پیشگاه خداوند مردود و رسوا میشوند. در نهایت، آیه به ما میآموزد که اثبات عملی ایمان، تنها راه دوام و ماندگاری است. ایمان بدون گذراندن این آزمایشها، از نظر علمی و عملی، یک ساختار شکننده است. در این ماه رمضان، بیایید نهتنها ادعا کنیم بلکه با شجاعت وارد میدانهای کوچک و بزرگ شویم و با مدیریت عاقلانه و آرامش درونی، ثابت کنیم که ایمانمان ایمانی نیست که در آسایش تعریف شده باشد، بلکه ایمانی است که در دل سختیها شکوفا میشود.