۲۱ اسفند ۱۴۰۴ - ۲۳:۵۹
کد خبر: ۸۰۷۶۱۱
زندگی با آیه‌ها (21) | سلسله گفتار‌های معنوی ویژه ماه مبارک رمضان؛

از آشپزخانه تا آسمان؛ چگونه بانوان ایرانی با صبر و تلاش، راه‌های خدا را می‌یابند

از آشپزخانه تا آسمان؛ چگونه بانوان ایرانی با صبر و تلاش، راه‌های خدا را می‌یابند
در هیاهوی زندگی روزمره، زنان مؤمن با دغدغه‌های تربیت فرزند، تحکیم خانواده، ترویج فرهنگ و صیانت از ارزش‌ها، جهاد می‌کنند؛ جهادی نه با شمشیر، بلکه با صبر، توکل، عبادت و تلاش مستمر. آیۀ «وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا» چراغ راه این جهاد زنانۀ خاموش است و نشان می‌دهد هر قدم خالصانه در مسیر خدا، راه‌های هدایت و موفقیت را بر زندگی ما روشن می‌کند.

به گزارش خبرنگار گروه جمعیت و تعالی خانواده خبرگزاری رسا، در جهان پرمشغله امروز که هر روز با انبوهی از دغدغه‌ها، مسئولیت‌ها و چالش‌های ریز و درشت روبه‌رو هستیم، گاهی آن‌قدر درگیر روزمرگی می‌شویم که صدای فطرت خویش را گم می‌کنیم. در این هیاهوی زندگی، چه چیزی می‌تواند لنگر آرامش ما باشد؟ چه پناهی امن‌تر از کلام خدا برای تسکین دل‌های پراضطراب؟

زندگی با آیه‌ها، یعنی اجازه دادن به نور وحی برای تابیدن در تاریک‌ترین لحظات؛ یعنی یافتن پاسخی برای پرسش‌های بی‌پاسخ، تسکینی برای زخم‌های ناپیدا و نیرویی برای ایستادن در برابر طوفان‌های سهمگین. آیه‌های قرآن تنها متن‌هایی مقدس بر روی کاغذ نیستند، بلکه نسیم‌هایی هستند که از جانب دوست می‌وزند و روح خسته ما را نوازش می‌دهند.

چه زیباست وقتی در میان شلوغی‌های زندگی، لحظه‌ای می‌ایستیم و با آیه‌ای از کلام خدا همکلام می‌شویم؛ گویی او مستقیماً با ما سخن می‌گوید، از غم‌هایمان آگاه است، از رنج‌هایمان خبر دارد و دقیقاً همان کلماتی را به زبان جاری می‌کند که مرهم دل ماست.

زندگی با آیه‌ها به ما می‌آموزد که صبر، تنها تحمل کردن نیست؛ یک مقاومت آگاهانه و فعال است. نماز، فقط یک عبادت خشک و خالی نیست؛ یک سیستم عامل معنوی است که ما را به منبع لایزال قدرت الهی متصل می‌کند. توکل، به معنای دست کشیدن از تلاش نیست؛ بلکه به معنای تکیه‌کردن بر قدرتی است که از همه قدرت‌ها برتر است.

در این مجموعه گفتارها، با تأمل در آیه‌های نورانی قرآن، به ویژه آیاتی که درباره صبر، نماز و مسئولیت‌های انسانی سخن می‌گویند، تلاش می‌کنیم تا با نگاهی نو، این گنجینه‌های الهی را در زندگی روزمره خود جاری سازیم. سفری به عمق معانی، با تکیه بر نقش ویژه زنان در هستی و چالش‌های منحصربه‌فردی که با آن روبه‌رو هستند.

با ما همراه شوید تا زندگی با آیه‌ها را تجربه کنیم...

جزء بیست و یکم(از آشپزخانه تا آسمان)

(تجلی جهاد زنانه در دغدغه‌های روزمره)

«وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا»

سوره عنکبوت، آیه ۶۹

و کسانی را که برای ما مجاهدت کنند، مسلماً و بی‌تردید به راه‌های خود راهنمایی می‌کنیم.

شب‌های قدر، شب‌هایی هستند که سفرة رحمت و بخشش خداوند، پربارتر از همیشه برای ما گشوده می‌شود و نور هدایت از جانب پروردگار بر دل‌هایمان می‌تابد. در این ساعات نورانی، هنگامی که عطر یاد اهل‌بیت علیهم‌السلام مشام جانمان را پر می‌کند و یاد و خاطرۀ مولایمان، امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام و مظلومیتش، در دل‌هایمان زنده می‌شود، فرصتی ارزشمند پیش روی ماست. در این فرصت، در حضور شما، بانوانِ مؤمن و دغدغه‌مندِ سرزمینمان، می‌خواهیم دربارۀ حقیقتی سخن بگوییم که کلیدِ سعادتِ زندگی است؛ حقیقتی که گویی سورة مبارکة عنکبوت، آیة ۶۹ دقیقاً برای وصف حال و وظیفۀ ما در این روزها نازل شده است.

شما، بانوان ایرانی و بانوان مسلمان، در دل خود دغدغه‌هایی بزرگ و ارزشمند دارید؛ دغدغه‌هایی که گاه در هیاهوی زندگی روزمره، کمتر به چشم می‌خورند؛ اما در عمق جان شما ریشه دوانده و انگیزه‌بخش تالش‌های بی‌وقفه‌تان هستند؛ دغدغۀ تربیت نسل صالح، تحکیم بنیان خانواده، پیشرفت و تعالی معنوی خود و جامعه و مهم‌تر از همه، دغدغۀ نزدیکی به خدا و کمال انسانی. این دغدغه‌ها از فطرت پاک و روح بلند شما سرچشمه می‌گیرند و نشانه‌ای آشکار از عمق باورهایتان هستند.

شاید گاهی در فکر ازدواج جوانان خانواده و دوستان خود باشید و آرزو کنید که همۀ آن‌ها در مسیر خوشبختی و هدایت قدم بگذارند. شاید دلتان بخواهد فرهنگ کتاب‌خوانی در میان نسل جوان رواج یابد، تا اندیشه‌ها بالنده شوند و بصیرت افزایش پیدا کند. شاید نگران حجاب و عفاف دختران و نوه‌هایتان باشید و بخواهید آن‌ها را با زیبایی و عمق، با این میراث فاطمی آشنا کنید، تا عزت و شرافتشان حفظ شود. یا شاید دغدغۀ این را داشته باشید که چگونه رابطه خود را با همسرتان بهبود ببخشید، چگونه به خداوند نزدیک‌تر شوید و در دل سختی‌ها، استقامت خود را حفظ کنید و پویا و پایدار باقی بمانید.

این دغدغه‌ها، تنها نشانه‌ای از مسئولیت‌پذیری شما نیست، بلکه دعوتی الهی به سوی تالش، مسئولیت‌پذیری و تکامل به شمار می‌آید.

آیۀ هدایت؛ نقشۀ راه کمال

شاید باورتان نشود، اما خدای متعال در کتاب راهنمای خود، آیه‌ای را پیش‌روی ما قرار داده که همچون چراغی مسیر را روشن می‌کند. آیۀ شریفة «وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا» نوری است که راه را بر ما می‌گشاید. این آیه، نه‌تنها یک وعده، بلکه قانونی الهی و سنتی تغییرناپذیر در نظام آفرینش است؛ به ما می‌آموزد که هرگاه انسان مؤمن با تمام وجود و عزمی راسخ وارد میدان عمل شود، در مسیر رضای پروردگار گام بردارد و در برابر سختی‌ها و موانع با روحیۀ جهاد ایستادگی کند، خداوند، آن راهنمای بی‌بدیل، راه‌های رسیدن به موفقیت، پیروزی و کمال را بر او آشکار خواهد ساخت. این آیه می‌تواند مسیر و زندگی زنانۀ ما را هدفمند کند؛ آیه‌ای که به ما قدرت می‌دهد از کف آشپزخانه تا عرش و بلندای آسمان اوج بگیریم. خدای مهربان و نازنین به من و شما چنین خطاب می‌فرماید: «وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا»؛ کسانی که در راه ما کوشش می‌کنند، بی‌تردید آنان را به راه‌های خود (رشد، سعادت، کمال، کرامت، بهشت و مقام قرب) هدایت خواهیم کرد.

امشب، در این شبِ قدر، با خواندن این آیه از خود بپرسیم: آیا واقعاً در راه خدا جهاد می‌کنیم؟ جهاد ما چیست؟ آیا تنها به انجام واجبات دینی محدود می‌شود؟ چقدر در برابر اشتباهات خود و دیگران، هوشیارانه مقاومت می‌کنیم؟ چقدر برای یادگیری حقایق و افزایش بصیرت خود و خانواده‌مان تالش می‌کنیم؟ آیا در برابر سخنان و رفتارهای نادرست سکوت می‌کنیم یا با منطق و درایت، موضع حق را می‌گوییم؟ و بسیاری از پرسش‌های دیگر که قرار است در این جلسه، به لطف خداوند و با برکت امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام به آن‌ها بپردازیم.

وقتی از جهاد سخن می‌گوییم، شاید تصور غالب ما این باشد که جهاد تنها به میدان‌های نبرد و مبارزات نظامی مربوط است. خانم‌های عزیز و گران‌قدر! جهاد برای ما مفهومی گسترده‌تر و عمیق‌تر دارد. جهاد ما، جهادی است درونی و بیرونی؛ جهادی در عرصۀ خانواده، جامعه و در اعماق وجودمان. بله، این جهاد گاهی با ایثار و ازخودگذشتگی همراه است؛ ازخودگذشتگی‌های گاه کوچک در برخورد با همسر، گاهی با صبر، گاهی با تالش علمی و گاهی با ترویج ارزش‌ها. جهاد، هرگز محدود به میدان جنگ نیست. گاهی جهاد ما «فرزندآوری» است.

جهاد بانوان ایرانی

وقتی آیۀ شریفۀ «وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا» را در چهارچوب زندگی بانوان ایرانی و مسلمان قرار می‌دهیم، معنای آن روشن‌تر و دلگرم‌کننده‌تر می‌شود. جهاد ما در دل همین دغدغه‌ها و تالش‌های روزمره پنهان است. بیایید به چند نمونه از این دغدغه‌ها اشاره کنیم و ببینیم جهاد زنانۀ ما در کدام لحظات زندگی جاری است.

پیوند کبوترها

اگر دغدغۀ ازدواج جوانان را دارید (با معرفی یک زوج مناسب به یکدیگر، نیت ترویج ازدواج آسان، گامی برمی‌دارید با تشویق خانواده‌ها به سبک زندگی ساده و دور از تشریفات و حتی با یک دعای خالصانه برای گشایش کار جوانان)، خداوند راه‌های بعدی را به شما نشان خواهد داد. این تالش‌خالصانه، دعوتی است به «جَاهَدُوا فِينَا» و پاسخ خداوند نیز «لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا» است؛ یعنی راهکارها، ایده‌ها و مسیرهای تازه برای تحقق کار خیر پیش رویتان گذاشته می‌شود. شاید به ذهنتان برسد که کارگاه‌هایی با موضوع «راهنمای انتخاب همسر شایسته» یا «زوج‌یابی موفق») برگزار کنید، یا خداوند شما را در مسیری قرار دهد که بتوانید موانع ازدواج جوانان را کاهش دهید. این تالش و کوشش شما، همچون کاشتن بذری در زمینی حاصلخیز است که خداوند به آن برکت می‌دهد.

فرهنگ مطالعه

اگر دغدغۀ ترویج فرهنگ کتاب‌خوانی میان دوستان، آشنایان یا حتی فرزندانتان دارید، صرفاً به گفتن اکتفا نکنید؛ با هدیه‌دادن چند کتاب، یا راه‌اندازی یک پویش کوچک کتاب‌خوانی شروع کنید. کتاب‌های ارزشمند در حوزة معارف دینی، اخلاق، یا حتی داستان‌های الهام‌بخش را معرفی کنید. در این مسیر، خداوند شما را به ایده‌های بزرگ‌تر هدایت خواهد کرد. چه‌بسا همین قدم‌های کوچک، جرقه‌ای باشد برای ایجاد یک کتابخانة کوچک خانگی، یا حتی تشکیل یک کانون فرهنگی در محله‌تان. این تالش فرهنگی، در حقیقت جهادی است در راه ترویج نور و علم؛ گویی مشعلی را در تاریکی روشن می‌کنید.

میراث فاطمی

خانم‌هایی که دغدغۀ حجاب و آیندة فرزندانتان را دارید! اگر نمی‌دانید چه باید بکنید، کافی است به قرآن مراجعه کنید و با ایمان، این آیه را بخوانید: «وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا». برای دفاع از حجاب نباید تنها به گفتار اکتفا کنیم. حجاب، میراث فاطمی و نشانة هویت و عزت زن مسلمان است؛ هدیه‌ای است که به دختران و عزیزانمان تقدیم می‌کنیم. جهاد امروز ما این است که با راهنمایی‌های دلسوزانه، دخترانمان را در انتخاب پوشش مناسب یاری دهیم. باید با تبیین زیبایی‌های معنوی حجاب و الگوشدن در رعایت آن، جهاد کنیم.

خواهران من! باید باور کنیم که آیة «وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا» به ما وعده می‌دهد که اگر در راه خدا قدم برداریم، بی‌تردید خداوند ما را یاری خواهد کرد. شاید با همین تالش، سبب شود دختری باحجاب شود و به‌واسطۀ آن، احساس عزت و آرامش بیشتری کند و ارزش حقیقی حجاب را دریابد. این رفتار همانند بذری است که در دل آماده کاشته می‌شود و جوانه می‌زند. دختران ما باید بدانند که حجاب برابر است با حفظ استقلال هویتی زن در برابر هجمه‌های فرهنگی.

رفاقت با خدا

همۀ ما می‌دانیم که زندگی روزمره و مسئولیت‌های خانوادگی، به‌ویژه برای خانم‌ها، گاهی با خستگی و فشار همراه است. بسیاری از بانوان ممکن است با این پرسش روبه‌رو شوند که آیا واقعاً می‌توان در خانه و میان مشغله‌های روزانه به جهاد و رفاقت با خدا پرداخت؟ آیا تنها با انجام کارهای روزمره می‌توان به معنای واقعی جهاد دست یافت و در مسیر عبادت و نزدیکی به خداوند گام برداشت؟ پاسخ این سؤال مثبت است. برای نزدیک‌شدن به خداوند، نیازی نیست همیشه در مساجد یا مکان‌های مذهبی حضور داشته باشید. شما می‌توانید در دل خانه و میان مسئولیت‌های روزمره، با نیت خالص و تالش مستمر، به او نزدیک شوید. یکی از بهترین‌راه‌ها برای این نزدیکی، اقامة نماز اول‌وقت است. شاید در ابتدا این کار دشوار به نظر برسد، اما با کمی اراده و برنامه‌ریزی، می‌توانید این عادت ارزشمند را در زندگی خود نهادینه کنید. تصور کنید وقتی با صداقت و تالش، این وظیفة الهی را به‌جا می‌آورید، روح شما آرامش و نورانیت می‌یابد. نماز اول‌وقت مانند پلی است که شما را به خداوند نزدیک‌تر می‌کند و درهای رحمت او را به رویتان باز می‌کند. این ارتباط صمیمانه، شما را به‌سوی دعا و مناجات عاشقانه سوق می‌دهد. در این لحظات، می‌توانید با خداوند سخن بگویید و از او کمک بخواهید.

علاوه براین، تالش برای درک عمیق‌تر آیات قرآن نیز می‌تواند شما را در این مسیر یاری کند. هنگامی که آیات قرآن را با دقت و تفکر قرائت می‌کنید، به معانی عمیق‌تری دست می‌یابید و ارتباط خود را با خداوند تقویت می‌کنید. این تالش، مانند گشودن دری به‌سوی عالم ملکوت است که شما را به دنیای زیبای روحانی وارد می‌کند. «وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا».

در تاریخ آمده است که روزی اُم‌سلمه با ناراحتی نزد پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله آمد و فرمود: «همۀ خوبی‌ها و ثواب‌ها به مردان اختصاص یافته است، پس برای ما زنان بی‌چاره چه چیزی باقی می‌ماند؟» دقیقاً همین سؤالی که ما خانم‌ها گاهی می‌پرسیم که چرا ما زنان نمی‌توانیم جهاد کنیم و ثوابی کسب کنیم!

پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمودند: «هرگاه زنی باردار شود، مقام روزه‌دار و شب‌زنده‌داری را دارد که با جان و مال خود در راه خدا جهاد می‌کند و هنگامی که زایمان کند، پاداشی خواهد داشت که هیچ‌کس از عظمت آن آگاه نیست و هرگاه کودک خود را شیر دهد، برای هر مکیدن، ثوابی معادل آزاد‌کردن یک بنده از فرزندان اسماعیل برای او ثبت می‌شود و هنگامی که از شیر‌دادن فراغت یابد، فرشته‌ای بر پهلوی او می‌زند و می‌گوید: زندگی را از نو آغاز کن، که آمرزیده شدی».

مادری که شبانه‌روز در حال مراقبت از فرزندان است، با بی‌خوابی‌ها، بیماری‌های گاه‌وبیگاه و دغدغه‌های تربیت و آیندة فرزندان روبه‌رو است. این ایثار و از خودگذشتگی در راه تربیت نسل صالح، اوج جهاد در راه خداست. مادری که در ماه رمضان، با وجود روزه‌داری و ضعف جسمانی، سفرة افطار رنگینی برای خانواده آماده می‌کند و به فرزندانش روزه‌داری و اهمیت عبادت را می‌آموزد، در واقع در حال تبلیغ عملی دین است. این همان جهاد خاموش، اما اثرگذار بانوان خانه‌دار است.

جهاد همیشه یک فریاد بلند نیست، بلکه با سرعت به‌سوی خداوند و معشوق خود دویدن است. در وجود معجزه‌گونۀ بانوان، خداوند این جهاد پُرصدا را بی‌صدا و خاموش به تصویر کشیده است. گاهی این قدرت شگفت‌انگیز در خطبه‌های مسجد کوفه یا میان زنان مدینه زبانه می‌کشد و شعله‌اش را همۀ مردم حس می‌کنند.

ما خانم‌ها می‌دانیم چه میدان عظیم و عجیبی از جهاد پیش‌روی ماست، اما گاهی ممکن است مردان متوجۀ آن نشوند. همان‌جایی که مادر شهید با فرزندش وداع می‌کند و با صدای بلند او را تشویق به رزم می‌نماید، شعلة عشق الهی و تالش آسمانی زبانه می‌کشد و جان جهانی را می‌سوزاند. همین گونه مادرمان پشت درب خانه، با حرارت و نورانیت وجودش، آتش بی‌مقدار دنیایی را خاموش می‌کند و در سنگین‌ترین میدان جهاد در تاریخ بشریت از مولای مظلوممان دفاع می‌نماید؛ جهادی که از هیچ مردی بر نمی‌آید!

زنانی که در جامعه، محیط‌های اداری، بیمارستان‌ها، کلاس‌های درس، کارگاه‌های تولیدی یا حتی در ادارۀ کسب‌وکارهای خود مسئولیت‌پذیرند، نقش‌های متعددی بر دوش دارند. آن‌ها علاوه‌بر اینکه باید در محیط کار موفق باشند و وظایف خود را به بهترین نحو انجام دهند، دغدغۀ فرزندان، همسر و خانواده را نیز دارند. گاهی مجبور می‌شوند بین دو یا چند مسئولیت دشوار، یکی را انتخاب کنند؛ اما با تالش مضاعف و مدیریت هوشمندانة زمان، سعی می‌کنند در هیچ‌کدام کوتاهی نکنند. این صبر و پشتکار در مواجهه با فشارهای شغلی و خانوادگی، یکی از مصادیق بارز جهاد است. وقتی پرستاری خسته از شیفت شب با لبخند به استقبال بیمارش می‌رود، یا معلمی با حوصلة فراوان به دانش‌آموزی که مشکل یادگیری دارد درس می‌دهد، همة این‌ها جلوه‌هایی از جهاد در راه رضای خداست.

زنانی که با مشکلات اقتصادی دست‌وپنجه نرم می‌کنند، زنانی که همسر خود را از دست داده‌اند و بار مسئولیت خانواده بر دوششان سنگینی می‌کند و با بیماری‌های سخت خود یا عزیزانشان روبه‌رو هستند، نیز در میدان‌های دشوار زندگی، با توکل به خدا و استقامت، در حال جهادند.

پس به یاد داشته باشیم که جهاد در خانه، به معنای تالش برای نزدیک شدن به خداوند است. با هر قدمی که در این مسیر برمی‌داریم، نه تنها خود را به خدا نزدیک‌تر می‌کنیم، بلکه به خانواده و اطرافیان نیز الهام می‌بخشیم.

اگر بخواهیم از میان شهدا، بانویی را نام ببریم که در زمینه‌های مذکور اهل جهاد بود، باید به شهیده «سیده طاهره هاشمی» اشاره کنیم:

مطالعه و ترویج کتاب‌خوانی: اهل مطالعه بود و همیشه می‌گفت: «اگر برادران ما در جبهه‌ها می‌جنگند، جنگ ما با قلم است...». او با هدف رساندن کتاب‌های مناسب به دستِ هم‌سن‌وسال‌هایش، در مدرسه یک کتابخانه راه‌اندازی کرد. آن‌قد‌ر خوب کار کرد که منافقین نتوانستند تحمل کنند و کتابخانه را آتش زدند. اما طاهره با همراهی اعضای انجمن اسلامی مدرسه دست‌به‌کار شد، با کسبة بازار صحبت کرد و کمک‌های نقدی جمع‌آوری کرد؛ با این‌پول‌ها کتاب خرید و دوباره کتابخانه را راه‌اندازی کرد.

 نزدیک بودن به خدا و خودسازی: وقتی فرمان خودسازی امام برای رعایت مسائلی مثل نماز اول وقت، روزه‌های مستحبی، پرهیز از غیبت و دروغ‌گویی، حفظ حجاب و... صادر شد، طاهره یک جدول خودسازی برای خودش کشید و مادرش می‌گفت: «طاهره بدون اینکه به کسی بگوید، به انجام آن‌ها می‌پرداخت. دوشنبه‌ها و پنجشنبه‌ها روزه می‌گرفت و فقط لحظة اذان مغرب بود که همه متوجه می‌شدند روزه بوده است».

 حجاب: تنها دختر چادری مدرسه بود. یک بار در کوچه بازی می‌کردیم و با چادر نمی‌شد آن بازی را انجام داد؛ اما حاضر نشد چادرش را در بیاورد. ایستاد و بازی ما را مدیریت کرد. حتی وقتی شهید شد، چادرش محکم سرش بود.

دختری با سن کم که اهل «جَاهَدُوا فِينَا» بود، خدا او را به راه راست هدایت کرد و لایق شهادت شد. طاهره، همراه اعضای انجمن اسلامی دبیرستان‌های دخترانۀ آمل، به دیدار حضرت امام در جماران شتافت. در بهشت زهرا، کنار مزار آیت‌الله شهید بهشتی، میثاق بست که در مسیر روشن آنان گام بردارد. خاطرات این سفر روحانی مدت‌ها در یادش سبز بود. پس از بازگشت از این سفر، یک شب خواب دید سفره‌ای گسترده‌اند و شهیدان دورتادور آن نشسته‌اند. طاهره به چهرۀ تک‌تک شهدا چشم دوخت و شهید فضلی و شهید قدیر، از شهدای انجمن اسلامی محل را در میانشان دید. آیت‌الله بهشتی چند دقیقه برای آن‌ها سخن گفت و طاهره که در گوشه‌ای ایستاده بود را نیز به نشستن سر سفره دعوت کرد. صبح، کنار سفرة صبحانه، خوابش را برای مادر و برادرش عباس تعریف کرد و با آرامی گفت: «من شهید می‌شوم».55 رؤیایی که خیلی زود محقق شد و مصداق آیۀ «وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا» گردید.

ترمیم رابطه

و اما خواهران ارجمند! می‌رسیم به یکی از حساس‌ترین، ظریف‌ترین و در عین حال، قدرتمندترین عرصه‌های جهاد زنانه؛ جهادی که شاید در هیچ کتاب تاریخی ثبت نشود، اما اثر آن تا اعماق آسمان‌ها می‌رسد: «جهاد برای بهبود رابطه با همسر و تحکیم سنگر خانواده».

خانم عزیز! خواهر من! برای بهبود رابطه با همسرت، قدم اول را تو برداری. می‌دانم، شاید در بسیاری از اختلافات حق با تو بوده؛ شاید او کوتاهی کرده و خستگی‌هایش را سر تو خالی کرده، یا آن‌طور که باید قدر زحماتت را ندانسته است. قبول دارم که فقط تو مقصر نیستی و حتی خیلی از او قات حق با تو بوده است. شاید بارها دلت از بی‌مهری‌ها شکسته باشد. تمام این‌ها را درک می‌کنم. اما جهاد، درست از همین نقطه آغاز می‌شود. جهاد یعنی عبور از «منِ حق‌به‌جانب» و رسیدن به «مایی» که خدا آن را دوست دارد. جهاد یعنی وقتی همه چیز برای مقابله‌به‌مثل، قهرکردن، گله و شکایت آماده است، شما با یک بزرگواری فاطمی، انتخاب دیگری می‌کنید. تالش کن تنها یکی از عادت‌هایی را که می‌دانی همسرت را آزرده می‌کند، کنار بگذاری؛ یا تصمیم بگیری از امروز، محبت و احترام بیشتری نسبت به او ابراز کنی. این پیش‌قدمی در محبت، این گذشت کریمانه، نشان از روح بزرگ و جهادگر شما در راه خدا و برای حفظ مقدس‌ترین نهاد، یعنی خانواده، دارد. این همان «جَاهَدُوا فِينَا» است که در دل خانة شما اتفاق می‌افتد.

خداوند چه وعده‌ای داده است؟ «لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا» یعنی شما وقتی برای خدا قدم برمی‌دارید، خداوند نیز بیکار نمی‌نشیند؛ او متخصص بازکردن گره‌های کور است. «لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا» یعنی خداوند راه نفوذ در آن قلبِ خسته و گرفته را به شما نشان خواهد داد؛ ناگهان کلماتی بر زبانتان جاری می‌شود یا رفتاری از شما سر می‌زند که قفل دل او را باز می‌کند. «لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا» یعنی خداوند محبتی از شما در دل او می‌اندازد که خودش هم منشأ آن را نمی‌داند. «لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا» یعنی خداوند آرامش و صفایی به زندگی شما خواهد بخشید که با هیچ ثروتی قابل خریدن نیست.

این اقدام شما، این جهاد خاموش و صبورانه، مانند قطرة آبی است که در دل یک کویر ترک‌خورده می‌چکد. شاید در نگاه اول ناچیز به نظر برسد، اما همین قطره، حیاتی تازه می‌بخشد و زمینه‌ای را برای سرسبزی و طراوت فراهم می‌کند.

تجلی زنانۀ جهاد در تاریخ

حضرت خدیجه سلام‌الله‌علیها، اوج فداکاری و جهاد را در راه پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله و اسلام به نمایش گذاشت. او نه تنها اولین ایمان‌آورنده، بلکه اولین حامی پیامبر با ثروت و جان خود، در راه پیشبرد اسلام جهاد کرد. خداوند نیز راه‌های نصرت و پیروزی اسلام را بر او و پیامبرش آشکار ساخت. او نه تنها در عرصة اعتقادی، بلکه در عرصة اقتصادی نیز جهاد کرد و با بذل اموالش، پایه‌های حکومت نوپای اسلامی را محکم نمود. او با بذل مال و جانش، دریایی از نور را به سوی حقیقت گشود.

بانوی صبر و استقامت، حضرت زینب سلام‌الله‌علیها، پس از واقعة کربلا، در اوج مصیبت، جهادگر عرصة تبلیغ دین بود. ایشان با خطبه‌های آتشین خود در شام و کوفه، حق را آشکار ساخت و ظلم را رسوا کرد. وقتی از ایشان پرسیدند: «چه دیدی؟» با اقتدار پاسخ داد: «ما رَأَيْتُ إِلَّا جَمِيلًا؛ جز زیبایی چیزی ندیدم». این جمله، اوج شکوه و عظمت یک جهاد فرهنگی و معنوی است. با این کلام، حضرت زینب حق را بر کرسی نشاند و راه هدایت و حقانیت را، در میان تاریکی و ظلمت آشکار کرد. کلام او، تیری بود که بر پیکر ستم فرود آمد.

زنان صدر اسلام و انقلاب اسلامی نیز، هرکدام به سهم خود، در جبهه‌های مختلف جهاد کردند. بانوانی که با صبر و ایثار، فرزندان خود را راهی جبهه‌های جنگ حق علیه باطل کردند، از رزمندگان پرستاری نمودند و در مقاومت در برابر سختی‌ها، الگویی بی‌بدیل شدند. این جهاد عظیم، راه‌های «سُبُلَنَا» را برای پیروزی انقلاب اسلامی و حفظ دستاوردهای آن آشکار ساخت. این استقامت، نوری بود که در شب‌های تاریک جنگ، راه را نشان می‌داد.

خواهران عزیز! امروز نیز ما در جامعه‌ای زندگی می‌کنیم که نیاز به جهاد و ایثار دارد. دغدغه‌های زنانه‌ای چون تربیت فرزندان، حفظ خانواده و تالش برای بهبود وضعیت اجتماعی، همگی مصداق‌های جهاد هستند. ما می‌توانیم با تربیت فرزندان صالح و آگاه و با ایستادگی در برابر چالش‌ها، سُبُل و راه‌های هدایت و پیشرفت را برای خود و دیگران روشن کنیم.

باید به یاد داشته باشیم که جهاد ما در زندگی روزمره می‌تواند در قالب‌های مختلفی بروز کند؛ از حمایت از یکدیگر گرفته تا فعالیت‌های اجتماعی و فرهنگی و حتی از طریق دعا و نیایش. هر یک از ما با شناخت ظرفیت‌های خود، می‌توانیم در این جهاد بزرگ شرکت کنیم و به راه‌های هدایت الهی دست یابیم.

هدایت، در دل تالش

خواهران عزیز! در ادامه‌ صحبت‌ها می‌خواهم نکته‌ای بسیار مهم درباره هدایت الهی با شما در میان بگذارم. ما معمولاً فکر می‌کنیم هدایت الهی به‌معنای رسیدن به هدف نهایی است؛ اما واقعیت این است که هدایت الهی، تنها در هدف نهفته نیست، بلکه در خود مسیر زندگی و تالش‌هایمان نیز جلوه می‌کند. آیۀ «وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا» به ما می‌گوید کسانی که در راه خدا جهاد می‌کنند، خداوند آن‌ها را در مسیر زندگی‌شان به راه‌های درست و هدایت‌شده راهنمایی می‌کند.

وجود نازنین امیربیان و کلام حضرت علی علیه‌السلام (که این جلسه برای ایشان است) در روایتی بی‌نظیر می‌فرمایند: «مَنْ أَعْمَلَ اجْتَهَدَ بَلَغَ مُرَادَهُ».66 امیرالمؤمنین علیه‌السلام در روز شهادتشان به ما زنان این است که می‌فرمایند هرکس با تمام تالش خود کار کند، به مقصودش خواهد رسید.

برای روشن‌ترشدن این موضوع، بیایید به یک سفر فکر کنیم. فرض کنید در یک جنگل بزرگ سفر می‌کنید و هدفتان رسیدن به قلة یک کوه است. در این مسیر، ممکن است با چالش‌ها و موانع بسیاری روبه‌رو شوید. در این لحظات، هدایت الهی مانند ستاره‌ای در آسمان شب است که راه را برای شما روشن می‌کند. این هدایت می‌تواند به شما کمک کند تا مسیرهای بهتری پیدا کنید. ممکن است در مسیر تالش برای رسیدن به هدف، به یک مسیر فرعی هدایت شوید و به جایی برسید که نه‌تنها زیباست، بلکه به شما انرژی و انگیزه می‌دهد تا ادامه دهید.

همچنین، هدایت الهی در درک عمیق‌تر زندگی اهمیت فراوان دارد. وقتی در سختی‌ها قرار می‌گیریم، ممکن است نتوانیم فوراً حکمت خدا را درک کنیم؛ اما با گذر زمان، درمی‌یابیم چرا این چالش‌ها برای ما پیش آمده و چگونه می‌توانیم از آن‌ها درس بگیریم. گاهی، هدایت الهی، خود را در زمان بحران و تنگنا نشان می‌دهد. وقتی در جست‌و‌جوی راهی برای گشایش هستیم و با امید و دعا به خدا مراجعه می‌کنیم، ممکن است درهای رحمت خداوند به روی ما باز شود؛ در این لحظات است که درمی‌یابیم خداوند همیشه در کنار ماست و بهترین راه‌ها را برایمان فراهم می‌کند.

ما زنان باید بدانیم که هر‌یک از ما در زندگی، مسافری هستیم که با چالش‌ها و دغدغه‌های روزمره مواجهیم؛ اما اگر این چالش‌ها را به چشم فرصتی برای رشد و پیشرفت ببینیم، قطعاً به سُبُل هدایت الهی دست خواهیم یافت.

جهاد؛ حرکت کشتی در دریای متلاطم

بیایید این آیه را مانند حرکت کشتی در دریای متلاطم زندگی ببینیم. اگر ناخدا (که همان بانوی مؤمن است) با ایمان به خداوند، سُکان را در دست گیرد و با شناخت قوانین دریا (همان قوانین الهی که در دین آموخته‌ایم) و با تالش مداوم برای هدایت کشتی (همان جهاد در راه خدا)، مسیر خود را تعیین کند، قطعاً «سُبُلَنَا» یعنی راه‌های امن و درست را خواهد یافت.

تصور کنید کشتی شما برای رساندن دو جوان به ساحل خوشبختی در حرکت است. شما با تالش برای معرفی آن‌ها به همدیگر، با ترویج ازدواج آسان و دعای خالصانه، مانند یک ناخدای مهربان عمل می‌کنید. خداوند، راهنمای شماست و مسیرهای رسیدن به موفقیت در این امر را بر شما آشکار می‌سازد. این تلاش شما، مانند ناخدایی است که در دریای متلاطم، با مهارت و ایمان، مسیر خود را به‌سوی بندرگاه امن پیدا می‌کند.

یا کشتی شما، حامل پیام دانایی و بصیرت است. با اهدای چند کتاب و راه‌اندازی پویش‌های کوچک، در واقع مشعل راه را برای دیگران روشن می‌کنید. خداوند، در این مسیر، شما را به ایده‌های بزرگ‌تر هدایت می‌کند؛ مانند ناخدایی که با دیدن نور چراغ دریایی، مسیر درست را پیدا می‌کند.

در قضیۀ دفاع از حجاب، حجاب لنگرگاه کشتی شما در دریای طوفان‌های فرهنگی است. با هدیۀ حجاب به دختران جوان و راهنمایی دلسوزانۀ آن‌ها، در واقع آن‌ها را به‌سوی ساحل امن هدایت می‌کنید. خداوند، شما را در این مسیر، مؤید و هدایت خواهد فرمود.

با تالش برای خواندن نماز اول‌وقت نیز در واقع مسیر کشتی خود را به‌سوی خداوند تنظیم می‌کنید. خداوند، لذت رسیدن به ساحل آرامش‌بخش عبادت را به شما خواهد چشاند. این تالش شما مانند تنظیم بادبان‌های کشتی است تا بهترین باد را دریافت کنید.

دربارۀ بهبود رابطه با همسر نیز می‌توان گفت با ترک یکی از اخلاق‌های بد یا ابراز محبت بیشتر، در واقع شما در حال تثبیت لنگرگاه کشتی خانوادۀ خود هستید. خداوند، راه نفوذ در قلب او را به شما نشان خواهد داد و به زندگی شما آرامش و صفا خواهد بخشید. این اقدام شما مانند محکم‌کردن لنگر کشتی در بستر ساحل است تا در طوفان‌ها از ساحل جدا نشود.

صبر، تجلی جهاد

بانوان عزیز! آیۀ «وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا» دعوتی است به جهاد در تمام ابعاد زندگی؛ جهادی که با اخلاص همراه باشد، با صبر آمیخته شود و با توکل به خدا تقویت گردد. در این مسیر، خداوند بهترین راهنما و تواناترین یاری‌دهنده است.

در روایتی از امام باقر علیه‌السلام می‌خوانیم: «الْجَنَّةُ مَحْفُوفَةٌ بِالْمَكَارِهِ وَ الصَّبْرِ فَمَنْ صَبَرَ عَلَى الْمَكَارِهِ فِي الدُّنْيَا دَخَلَ الْجَنَّةَ؛ بهشت با سختی‌ها پوشانده شده است و هر‌کس در دنیا در برابر سختی‌ها صبر کند، وارد آن می‌شود».77 این روایت، گویی تجلی همین آیۀ «وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا» است. صبر در برابر سختی‌ها خود، نوعی جهاد است و پاداش آن، هدایت به‌سوی بهشت. صبر چتری است که در باران سختی‌ها، ما را از گزند حوادث روزگار حفظ می‌کند.

در این شب‌های قدر، که شب‌های تقدیر و استجابت دعاست، از خداوند بخواهیم که ما را از مجاهدان واقعی در راه خودش قرار دهد و راه‌های هدایتش را بر ما، خانواده‌مان و جامعه‌مان آشکار سازد.

پروردگارا، به حق مولایمان امیرالمؤمنین علیه‌السلام، که مظهری از جهاد و هدایت است، ما را نیز در راه خودت موفق بدار و گشایشگر راه‌های هدایت بر ما باش.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

ارسال نظرات
captcha