حجتالاسلام بیرانوند:
مراقب فتنه ریاستارتیها باشید/ سکوت مرگبار قطب فرقه در برابر جنایات تروریستی و صهیونیستی
کارشناس حوزه فرق و ادیان با تشریح ساختار موروثی و انشعابات فرقه دراویش نعمتاللهی گنابادی، سیاسیشدن این جریان در دوران پس از انقلاب و وابستگی تاریخی آن به رژیم پهلوی را ریشه اصلی تعارض با نظام جمهوری اسلامی ایران دانست و نسبت به تبدیل شدن این فرقه از یک جریان عرفانی به یک تشکل سیاسی و شبهحزبی هشدار داد.
به گزارش خبرنگار گروه فرق و ادیان خبرگزاری رسا، حجتالاسلام بیرانوند، کارشناس حوزه فرق و ادیان در دوره تخصصی مدرس فرق و ادیان با محوریت جنگ، اغتشاش و نقش جریانهای فکری ـ اعتقادی، با تشریح ساختار تاریخی و تشکیلاتی فرقه دراویش نعمتاللهی گنابادی، تأکید کرد: قطبیت در این فرقه بهصورت موروثی از پدر به پسر منتقل شده و همین ویژگی، نقش مهمی در تحولات، انشعابات و چالشهای امروز آن داشته است.
به گفته وی، این جریان از زمان ملا سلطان محمد گنابادی، بنیانگذار فرقه، بهصورت موروثی اداره شده و قطبیت از پدر به پسر منتقل شده است. نورعلیشاه ثانی فرزند ملا سلطان محمد، سپس صالحعلیشاه فرزند نورعلیشاه و پس از آن رضا علیشاه، همگی در همین چارچوب به قطبیت رسیدهاند.
کارشناس حوزه فرق و ادیان با اشاره به تحولات پس از درگذشت نورعلی تابنده تصریح کرد: برای نخستینبار پس از حدود ۱۵۰ سال، فرقه دچار چنددستگی جدی شد و امروز با چند مدعی قطبیت مواجه هستیم. جریان سنتی داخل کشور، فردی به نام سید علیرضا جذبی معروف به ثابتعلیشاه را بهعنوان قطب معرفی میکند، در حالی که در خارج از کشور نیز افرادی چون سید مصطفی آزمایش مدعی قطبیت هستند.
حجتالاسلام بیرانوند با اشاره به برخی جریانهای تندرو درون این فرقه گفت: شاخههایی از دراویش گنابادی در سالهای اخیر رویکرد سیاسی و رادیکال پیدا کردهاند که از جمله آنها میتوان به جریان موسوم به ریاستارتیها اشاره کرد. این جریان به رهبری سید محمد حسینی شکل گرفت که پیشینه خانوادگی او با دراویش گنابادی مرتبط است.
وی افزود: جریان ریاستارت از سال ۱۳۹۶ با طرح چالشهایی مانند “سنگ و آتش” و تحریک به اقدامات خشونتآمیز، از جمله آتشزدن مساجد و حسینیهها، تلاش کرد خود را بهعنوان یک جریان معارض مطرح کند، هرچند این تحرکات از نظر اجتماعی و تشکیلاتی محدود و پر سر و صدا بوده است.

این کارشناس حوزه فرق و ادیان در ادامه با اشاره به روابط تاریخی دراویش گنابادی با رژیم پهلوی اظهار داشت: پیش از انقلاب اسلامی، این فرقه ارتباط نزدیکی با ساختار قدرت پهلوی داشت و برخی چهرههای شاخص سیاسی و نظامی آن دوره از اعضا یا حامیان این جریان بودند. با وجود جمعیت محدود، دراویش گنابادی در برخی مناصب کلیدی حضور داشتند.
وی با استناد به منابع تاریخی خاطرنشان کرد: بر اساس شواهد موجود، بخشهایی از این فرقه نسبت به انقلاب اسلامی موضع مثبتی نداشتند و حتی در برخی مناطق، در برابر حرکتهای انقلابی مردم ایستادگی میکردند.
حجتالاسلام بیرانوند تأکید کرد: جمعبندی مطالعات چند دههای نشان میدهد که انقلاب اسلامی برای بخش قابل توجهی از بزرگان این فرقه خوشایند نبوده و همین مسئله، ریشه بسیاری از مواضع و رفتارهای بعدی آنها را توضیح میدهد.
کارشناس حوزه فرق و ادیان با اشاره به نقش برخی چهرههای شاخص دراویش گنابادی در سالهای ابتدایی پس از پیروزی انقلاب اسلامی، گفت: در مقطع تشکیل دولت موقت، نورعلی تابنده همزمان چند مسئولیت رسمی در ساختار دولت داشت؛ از جمله معاونت وزارت دادگستری و مسئولیتهایی در حوزه حج و اوقاف.
وی افزود: پس از فروپاشی دولت موقت بازرگان که متشکل از طیفهای ملی ـ مذهبی و نهضت آزادی بود، نورعلی تابنده نیز بهطور فعال در میتینگها و فعالیتهای سیاسی این جریانها حضور داشت و عملاً کنشگری سیاسی پررنگی از خود نشان میداد.
این پژوهشگر فرق و ادیان با اشاره به رفتار قطب وقت فرقه در مقطع پیروزی انقلاب اظهار داشت: رضا علیشاه، قطب وقت دراویش گنابادی، در روزهای نخست انقلاب از طریق واسطههایی نزد امام خمینی(ره) پیغام فرستاد و درخواست اماننامه کرد؛ اقدامی که بهروشنی نشاندهنده نگرانی این جریان از سوابق نزدیکش با رژیم پهلوی بود.
وی تصریح کرد: روابط نزدیک رضا علیشاه با دربار پهلوی امری پنهان نیست و تصاویر و اسناد دیدارها و همراهی او با شاه و مقامات رژیم پیشین در دسترس است. همین سابقه، ریشه بخشی از تعارض تاریخی این فرقه با انقلاب اسلامی را توضیح میدهد.

حجتالاسلام بیرانوند با تأکید بر اینکه دراویش گنابادی از معدود فرقههای صوفی فعال در کشور هستند که بهطور گسترده وارد تقابل سیاسی و امنیتی با نظام شدهاند، خاطرنشان کرد: این جریان در دهههای اخیر، در نقاط مختلف کشور از جمله کوار، بروجرد، شهرکرد، اصفهان و نهایتاً خیابان گلستان هفتم تهران، بحرانها و چالشهای امنیتی جدی ایجاد کرده است.
وی یادآور شد: در حوادث زمستان ۱۳۹۶ در خیابان گلستان هفتم تهران، اقدامات خشونتآمیز منجر به شهادت تعدادی از نیروهای انتظامی، از جمله شهید محمدحسین حدادیان شد؛ رخدادی که برای افکار عمومی این پرسش را ایجاد کرد که ماهیت واقعی این جریان چیست.
این کارشناس حوزه تصوف با اشاره به تغییرات ظاهری این فرقه پس از انقلاب گفت: در سالهای ابتدایی پس از پیروزی انقلاب، دراویش گنابادی برای کاهش حساسیتها، برخی نمادهای فرقهای خود را تعدیل کردند؛ از جمله تغییر نام خانقاهها به حسینیه. با این حال، یکی از خطاهای راهبردی آن دوره، انتقال قطب این فرقه به تهران و فراهم شدن امکان فعالیت گسترده تشکیلاتی برای آنان بود.
وی ادامه داد: استقرار در تهران باعث شد این فرقه بهتدریج شبکهسازی تشکیلاتی، جذب هدفمند و فعالیتهای اجتماعی و خیریهای را بهعنوان ابزار عضوگیری توسعه دهد. آنها با ایجاد خیریهها، مراکز درمانی، برنامههای حمایتی و استفاده از جذابیتهای عاطفی و اجتماعی، بهویژه در میان آسیبدیدگان اجتماعی، مسیر جذب نیرو را هموار کردند.
حجتالاسلام بیرانوند با انتقاد از ماهیت این نوع فعالیتها تصریح کرد: اگرچه شعار این فرقه، عرفان، شریعت، طریقت و حقیقت است، اما بررسی میدانی نشان میدهد بخش قابل توجهی از اعضای جذبشده، فاقد پیشینه معنوی اصیل هستند و بیشتر از میان اقشار آسیبدیده اجتماعی وارد این جریان شدهاند.
وی افزود: بهاعتقاد من، فرقه دراویش گنابادی امروز با بحران تهیشدن از معنویت مواجه است. آنچه مشاهده میشود، بیش از آنکه عرفان و سلوک باشد، مجموعهای از مناسبات تشکیلاتی، سیاسی و هویتی است که با قدیسسازی از قطب و استفاده از اصطلاحات فرقهای بازتولید میشود.
این پژوهشگر فرق و ادیان تأکید کرد: ریشه اصلی این انحراف را باید در دوره قطبیت نورعلی تابنده جستوجو کرد؛ زمانی که یک جریان صوفیانه بهتدریج به یک تشکل سیاسی و شبهحزبی تبدیل شد و کارکرد آن از معنویت به سیاست تغییر یافت؛ تغییری که پیامدهای آن تا امروز ادامه دارد.
حجتالاسلام بیرانوند با تشریح روند تحولات فرقه دراویش نعمتاللهی گنابادی گفت: پس از انقلاب اسلامی، نورعلی تابنده، برادر قطب وقت فرقه، بهدلیل پیشینه سیاسی و ارتباطات با طیف ملی ـ مذهبی و نهضت آزادی، به مدت هشت ماه بازداشت شد و پس از آزادی، فرایند رهبری فرقه با تغییراتی مواجه شد.
وی افزود: با درگذشت برادرزاده قطب وقت، رضا علیشاه (سلطان حسین تابنده) و پس از آن علی تابنده به عنوان جانشین قطب فرقه معرفی شدند. با توجه به سن کم برخی از اعضای خانواده، قطبیت به عموی قطب سابق رسید. این سلسله جانشینی، ساختار موروثی فرقه را بیش از پیش نمایان کرد.

این پژوهشگر فرق و ادیان با اشاره به نقش نورعلی تابنده در سیاسی کردن فرقه تصریح کرد: فرقهای که ادعا میکند درویشی و معنویت محور است، وارد فعالیتهای سیاسی شد. صدور بیانیه، شرکت در میتینگها و تعامل با طیف ملی ـ مذهبی، بخشی از اقدامات او بود که مسیر فعالیت فرقه را از معنویت به سیاست تغییر داد.
وی با یادآوری فتنه سال ۱۳۸۸ گفت: در جریان اغتشاشات و فتنه، بیشترین بازداشتها مربوط به اعضای فرقه بود و نورعلی تابنده در آن مقطع بیانیهای سیاسی صادر کرد و از برخی نامزدها حمایت نمود. روند حضور فرقه در عرصه سیاسی تا حوادث خیابان گلستان هفتم تهران ادامه یافت.
حجتالاسلام بیرانوند تأکید کرد: یکی از دلایل استمرار قدرت و تاثیرگذاری این فرقه، تحصیلات حقوقی و حضور اعضای آن در مناصب کلیدی قانونی و وکالتی است. برخی از اعضا به عشق قطب فرقه به تحصیل حقوق پرداخته و اکنون در کانون وکلای کشور جایگاه دارند. این دانش حقوقی باعث شده است که فرقه بتواند در جریانهای امنیتی و قضایی به شکل سازمانیافته عمل کند.
وی با اشاره به شاخه ریاستارت تصریح کرد: ریاستارت یکی از رادیکالترین شاخههای دراویش گنابادی است که دستور به اقدامات خشونتآمیز، آتشزدن مساجد و حمله به مراکز آموزشی و دینی صادر میکند.
این کارشناس حوزه تصوف در پایان گفت: با وجود رویکرد رادیکالی و تروریستی شاخه افراطی این فرقه در خارج از کشور و گروهک رادیکال ریاستارت، قطب فعلی فرقه نسبت به اقدامات دراویش موسوم به صهیونیستی و ریاستارت اعلام برائت نکرده و سکوت مرگباری اتخاذ کرده است. این عدم واکنش، سبب شده است که این جریان، همچنان به تهدید علیه امنیت کشور ادامه دهد.
ارسال نظرات