فکر نمیکردم جمهوری اسلامی اینقدر طرفدار داشته باشد!
به گزارش خبرنگار سرویس فرهنگی و اجتماعی خبرگزاری رسا، امروز هفتمین روز جنگ است. هفت روز است به این امید چشم بر هم میگذاریم که وقتی بیدار شدیم، وقتی تلویزیون را روشن کردیم مردی را ببینیم که بدون عصا، با صلابت و مقتدر، میگوید:«وَ لا تَهِنُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَنْتُمُ الأَعْلَوْنَ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنینَ».
هفت روز است که تنها دلخوشیمان شده ساعت هایی که افطار خورده نخورده، به خیابان میآییم و فریاد سر میدهیم و سیاهپوش عزای رهبرمان هستیم.
هر شب پس از تجمع با هر وسیلهی نقلیهای که داریم پرچم به دست خیابانها را طی میکنیم و جمعیت مردد را دعوت به همراهی میکنیم.
در این میان افرادی هم هستند که متعجباند.
افرادی که تا همین چند روز پیش فکر میکردند این نظام نفس های آخرش را میکشد، فکر میکردند آمریکا قرار است کمکشان کند تا ربع پهلوی به جایی که پدرش از آن فرار کرد برگردد.
اما حالا شاید عزیزانشان زیر آوارهای کمکِ صهونیستها مانده باشند.
و عده ای که خوشحال اند.
به ما گفته بودند از شادی حرامیان ناراحت نشوید چرا که هذا یوم فرحت به آل زیاد و آل مروان...
ما استخوان در گلو خشم خود را فرو خوردیم و رد شدیم.
اما در این وانفسا یک جمله برایم شیرین بود و در عین حال تلخ.
جوانکی که با صورت پوشانده کنار خیابان ایستاده بود و به بغل دستیاش میگفت: فکر نمیکردم جمهوری اسلامی اینقدر طرفدار داشته باشد!
نمیدانم خوشحال باشم از اینکه خون رهبرم مردم را بیدار کرد یا ناراحت باشم از نبودنش؟!
سیده کوثر امامی دانشجوی ارشد مدیریت رسانه دانشگاه باقرالعلوم علیه السلام