برای ایران چگونه حرف بزنیم /لحن گفتگوی ملی بر اساس گفتگوی دینی
در شرایط بحران، حفظ وحدت اجتماعی نیازمند معماری پیچیدهی اقناع و مدیریت افکار عمومی است و استفاده از تجارب پیشین در گفنگوی میان ادیان و مذاهب اسلامی بستری مؤثر خواهد بود.
به گزارش گروه فرق و ادیان خبرگزاری رسا، در معماری پیچیدهی اقناع و مدیریت افکار عمومی در شرایط بحران یا ابهام در واقع سنگ بنای هرگونه ارتباط مؤثری است، لحن گفتوگو و بستر روانی حاکم بر گفتگو است که اهمیت به سزایی در این عرصه ایفا میکند.
در این یادداشت، حجتالاسلام وحید حاج آقازاده، کارشناس ادیان، مذاهب و فرق دینی و نویسنده کتاب روش مواجهه با پیروان فرقهها، با استفاده از تجارب و دانش خود در زمینه گفتگو با پیروان سایر ادیان و مذاهب، به ارائه راهبرد برای گفتگوی وحدت بخش ملی در دوران جنگ و بحران میپردازد.
برای ایران چگونه حرف بزنیم
در معماری پیچیدهی اقناع و مدیریت افکار عمومی در شرایط بحران یا ابهام؛ نکتهای که اغلب بهمثابهی یک متغیر حاشیهای نادیده گرفته میشود، درحالیکه در واقع سنگ بنای هرگونه ارتباط مؤثری است، لحن گفتوگو و بستر روانی حاکم بر گفتگو است و این پدیده صرفاً یک ترجیح اخلاقی نیست، بلکه یک واقعیت است ؛ استدلال درست با لحن غلط، مانند کلید درستی است که با خشونت بیش از حد در قفل چرخانده میشود و نه تنها در را باز نمیکند، بلکه خود قفل را نیز هرز و تخریب میکند.
اما در مقابل، زمانی که لحن گفتوگو بر پایهی احترام متقابل، به رسمیت شناختن جایگاه انسانی مخاطب و با رویکردی ملی و فراگیر بنا نهاده میشود، حتی سرسختترین مخالفان و بدبینترین افراد نیز حاضر میشوند سپر دفاعی خود را پایین بیاورند و حداقل فرصت شنیدن را به گوینده بدهند. این گشایش اولیه، حیاتیترین مرحله در فرایند اقناع است. این همان نقطهای است که در این روزهای نظام عزیزمان بشدت به فهم آن نیاز داریم که یقین کنیم منِ دارای هویت مذهبی و انقلابی، در مواجهه با مخاطبی که خود را غیرمذهبی و غیرانقلابی تعریف میکند، در مقوله وطن پرستی و ایران دوستی هیچ ارجحیتی ندارم؛همان ایرانی که ظرفیتش را در سرود ایران حاج محمود کریمی و جنگ دوازده روزه دیدیم که توانست یک حس حداکثری اجتماعی را رقم بزند.
این رویکرد یک راهبرد کلان و آزمونشده در تاریخ بحران های جوامع است. با نگاهی به تجربههای تاریخی انتقال قدرت، مدیریت بحرانهای اجتماعی و فرآیندهای آشتی ملی در بسیاری از کشورهای جهان، مشاهده میکنیم که رهبران و جریانهایی توانستهاند فضای پرتلاطم و قطبیشدهی جامعه را آرام کرده و به سمت ثبات و همبستگی سوق دهند که بهجای دمیدن در آتش تفاوتها و برجستهسازی خطوط گسست، بهطور هوشمندانه و صادقانه بر اشتراکات ملی، منافع جمعی و سرنوشت مشترک تأکید کردهاند. آنها دریافته بودند که در لحظات بحرانی، جامعه بیش از هر چیز به یک لنگرگاه هویتی فراگیر نیاز دارد تا از تفرقه و فروپاشی جلوگیری کند.
این رهبران با تمرکز بر مفاهیمی چون ملت ؛ وطن و آیندهی فرزندان و تمامیت ارضی، یک چتر حمایتی برای تمام گروههای فکری و اجتماعی ایجاد کردند و به همه این پیام را دادند که بقا و پیشرفت کل کشتی، به همکاری همهی سرنشینان، فارغ از اختلافنظرهایشان، وابسته است.
این استراتژی، انرژیهای تخریبی حاصل از تقابل را به نیرویی سازنده برای ساختن آیندهای مشترک تبدیل میکند و نشان میدهد که قدرت واقعی نه در ندیدن و حذف متفاوت ها و مخالف ها، که در توانایی اجماعسازی بر سر اصول و منافع ملی نهفته است.این را بدانیم که ما مذهبی ها و انقلابی ها همیشه به رعایت غیرانقلابی ها و غیرمذهبی ها اولی تریم و در این روزهای ایران عزیزمان اولی تر.
ارسال نظرات