۲۵ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۷:۴۷
کد خبر: ۸۰۹۷۷۴

ولایت فقیه، تحقق راهبری انبیاء برای امت یا مقام مدیریت اجرایی؟

ولایت فقیه، تحقق راهبری انبیاء برای امت یا مقام مدیریت اجرایی؟
بررسی صلاحیت‌های حضرت آیت‌الله مجتبی خامنه‌ای با معیارهای متعارف مدیریتی، خطای تحلیلی بزرگ است؛ وی با حضور در کانون تصمیم‌گیری‌های استراتژیک و تجربه نظارت بر بازمهندسی حکمرانی، دارای ویژگی‌های منحصر‌به‌فردی برای راهبری آینده نظام هستند که در رزومه‌های دیوان‌سالاری رایج نمی‌گنجد.

به گزارش گروه فرق و ادیان خبرگزاری رسا، یکی از پرسش‌ها درباره سومین رهبر معظم انقلاب، امام سید مجتبی خامنه‌ای مطرح شده است، در مورد تجارب اجرایی و مدیریتی ایشان است. این در حالی است که مسئولیت ولایت فقیه، امتداد مقام امامت و نبوت است. حجت‌الاسلام حاجی‌آقازاده در این یادداشت با تکیه بر همین موضوع و توجه با مسئولیت انبیاء و اولیاء الهی در آموزه‌های ادیان از جمله دین مبین اسلام، به این پرسمان پاسخ می‌دهد. 

تفاوت تجارب راهبری با مدیریت اجرایی

بررسی صلاحیت‌های حضرت آیت‌الله مجتبی خامنه‌ای با معیارهای متعارف مدیریتی، یک خطای تحلیلی بزرگ است؛ وی با حضور در کانون تصمیم‌گیری‌های استراتژیک و تجربه نظارت بر بازمهندسی حکمرانی، دارای ویژگی‌های منحصر‌به‌فردی برای راهبری آینده نظام هستند که در رزومه‌های دیوان‌سالاری رایج نمی‌گنجد.

اگر معیار ما برای تجربه کاری؛ یک رزومه متعارف و خطی باشد (مانند مدیرعامل و  وزیر و...) حضرت آیت الله آقامجتبی خامنه ای نه تنها تجربه ندارد، بلکه یک صفحه سفید مطلق است. این یک واقعیت غیرقابل انکار است اما خطای تحلیلی دقیقاً آنجاست که ما با متر و معیار مدیریت در یک سیستم مستقر؛ به سراغ سنجش صلاحیت فردی برویم که قرار است بنیان‌گذار و راهبر یک اَبر سیستمی بنام رهبری جامعه باشد. این دو، دو نوع کاملاً متفاوت از تجربه را می‌طلبند. ما با یک مورد جانشین از جنس جانشینی معمولی مواجه نیستیم؛ ما با یک ابَر پروژه بازمهندسی حکمرانی از جنس نبوت و امامت روبرو هستیم. بنابراین، باید مفهوم تجربه را از تجربه مدیریتی به تجربه راهبردی تغییر دهیم.

تجربه راهبردی مورد نیاز برای چنین جایگاهی، در جلسات دولت و مجلس و... کسب نمی‌شود، این تجربه در کانون تصمیم‌گیری‌های استراتژیک نظام و در یک دوره کارآموزی طولانی، فشرده به دست می‌آید. و حضرت آیت الله مجتبی خامنه ای دارای قوی ترین مولفه در مدیریت مملکت را دارد که این بی نظیر بودن شان به نسبت دیگر گزینه ها ؛ سه مولفه اصلی دارد:

۱. تجربه از طریق مشاهده و حضور

تصور کنید فردی برای بیش از دو دهه، نه به عنوان یک مدیر اجرایی، بلکه به عنوان نزدیک‌ترین فرد به مرکز فرماندهی مملکت، در تمام جلسات سری و  فوق‌سری نظامی، امنیتی، اقتصادی و سیاست خارجی حضور داشته باشد. او گزارش‌های خام و بدون سانسور نهادهای اطلاعاتی را دیده، منطق پشت تصمیمات کلان (مانند مذاکرات هسته‌ای، مدیریت بحران‌های منطقه‌ای، یا تخصیص منابع به پروژه‌های استراتژیک) را از زبان رهبر شهیدمان شنیده و شاهد تعاملات و چالش‌های میان مراکز مختلف قدرت بوده است و در دنیای مدیریت واقعی ملموس؛ این یک دانشگاه حکمرانی منحصر به فرد است که هیچ مدیری به آن دسترسی ندارد.
هر مدیری تنها حوزه خود را می‌بیند ولی ایشان، همه نقشه را مشاهده کرده است.

۲.تجربه از طریق هماهنگی

در سطوح بالای حکمرانی، بسیاری از هماهنگی‌ها و انتقال پیام‌های استراتژیک، نه از طریق کانال‌های رسمی، بلکه از طریق معتمدین ویژه انجام می‌شود. در سال‌های اخیر، ایشان به تدریج نقش تجربه حل اختلاف، ایجاد اجماع و پیشبرد دستورات راهبردی در یک ساختار پیچیده و پر از اصطکاک را به دست آورده است. این، تجربه مدیریت؛همان ماشین قدرت است، نه فقط بخشی از قدرت.

۳.تجربه از طریق طراحی و نظارت

 تمام این رخدادهای به ظاهر پراکنده (دیپلماسی عمل‌گرایانه، تمرکز بر زیرساخت‌های استراتژیک و برخی جوان گرایی ها در عرصه های مدیریتی) قطعات یک پازل بزرگتر هستند که تحت نظارت یک معمار  در حال چیده شدن است. این رخدادها، همزمان نیستند؛ بلکه هم‌راستا هستند. تجربه رهبر عزیزمان در اینجا، تجربه مدیریت پروژه بازمهندسی است. ایشان نه مجری، بلکه ناظر راهبردی بر پروژه‌ای است که قرار است سیستم حکمرانی آینده را بسازد. این تغییرات، در واقع ساختن ابزارهایی است که ایشان برای دوره رهبری خود بهره ها خواهند جست.

و دلیل آخر اینکه  فقدان رزومه رسمی؛نه تنها یک ضعف که یک ضرورت است و واگذاری رهبری مملکت به فردی که تجربه رسمی نیمه ایزوله در ساختار دیوان‌سالاری دارد، خطای بزرگ است چون برای یک جراحی بزرگ، ما نیاز به یک جراح بیرونی داریم که به پیچیدگی‌های داخلی سیستم آگاه است، اما به آن تعلق خاطر و وابستگی ندارد.

حجت الاسلام وحید حاجی آقازاده
ارسال نظرات