۰۲ فروردين ۱۴۰۵ - ۲۰:۱۹
کد خبر: ۸۱۰۳۲۱
قائم‌مقام فرهنگستان علوم اسلامی قم:

زمزمه پذیرش آتش‌بس و مذاکره؛ خیانت بزرگ به آرمان‌ رهبر شهید است

زمزمه پذیرش آتش‌بس و مذاکره؛ خیانت بزرگ به آرمان‌ رهبر شهید است
حجت الاسلام پیروزمند با بیان اینکه پایان این ماجرا به دست آمریکا نیست. بلکه به اراده انقلابی و مومنانه مردم و مسئولین ایران است، گفت: بدون هیچ‌گونه مذاکره‌ای آمریکا بایستی تحریم‌های ظالمانه بر این ملت را بردارد و در مجامع حقوقی بین‌المللی متعهد شود که هیچ‌گاه به منافع جمهوری اسلامی تعدی نخواهد کرد.

به گزارش سرویس سیاسی خبرگزاری رسا، تقابل همه‌جانبه و جنگ اخیر، افکار عمومی را با پرسش‌های بنیادینی درباره ریشه‌ها، چشم‌انداز و ابعاد معرفتی این نبرد مواجه کرده است. در حالی که دستگاه رسانه‌ای غرب تلاش می‌کند علت این خصومت‌ها را به مسائلی نظیر توان هسته‌ای، موشکی و جاه‌طلبی تقلیل دهد، واکاوی دقیق‌تر نشان می‌دهد که مسئله اصلی، استقلال‌خواهی، اسلام‌خواهی و ایستادگی ملت ایران در برابر نظام ظالمانه حاکم بر جهان است. از سوی دیگر، در کوران این حوادث و با شهادت رهبران مقاومت، بازار «تحلیل‌های آخرالزمانی» و تطبیق رویدادها با نشانه‌های ظهور داغ شده است که نیازمند تبیینی دقیق و به دور از افراط و تفریط است. اما ریشه واقعی این دشمنی‌های تمام‌نشدنی چیست و چگونه باید آن را توضیح داد؟ چشم‌انداز این جنگ چیست و در چه صورتی پایان خواهد یافت؟ همچنین، نسبتِ صحیحِ میان این تقابلِ تاریخی با آرمان مهدویت و روایات آخرالزمانی چگونه تعریف می‌شود و تا چه میزان می‌توان این حوادث را به ظهور حضرت حجت (عج) منتسب کرد؟ در گفت‌وگو با حجت الاسلام دکتر علیرضا پیروزمند، عضو فرهنگستان علوم اسلامی قم و هیئت علمی دانشگاه عالی دفاع ملی به دنبال پاسخ به این سوال‌ها هستیم.

واکاوی ریشه‌های دینی جنگ رمضان در گفت‌وگو با حجت الاسلام علیرضا پیروزمند بررسی شد.

تبیین زمینه‌های ورود ایران به جنگ رمضان به عنوان یک جنگ وجودی و جاری، از مهم‌ترین بایسته‌های مداقه پیرامون این موضوع در زندگی امروز ایرانیان است. شما مهم‌ترین نقطه شروع این اتفاق و‌ زمینه‌های پیوسته منجر به این رویداد چیست؟

یکی از پرسش‌هایی که همواره در استمرار دشمنی‌های دشمن مقابل امت اسلام به ویژه مردم ایران بوده و رهبری فقید نیز به پاسخ آن پرداخته‌اند، تحلیل علت دشمنی دشمن و سماجت او برای از پادرآوردن اراده انقلابی مردم بعد از چند دهه تلاش و مقاومت بوده است. فقدان رهبر شهید در عین اینکه ضایعه‌ای اسفناک را در دل داشت و قلوب مومنین را گداخت، اما مهر تأییدی شد به امضاء خون بر تحلیل‌ها، رهنمودها، آسیب‌شناسی‌ها و افق‌گشایی‌هایی که ایشان انجام دادند که از جمله آنها، همین مسئله تحلیل ریشه خصومت دشمن است. رهبر شهید انقلاب در نوبت‌های متعددی علت مخالفت آمریکا با ایران اسلامی را به درستی تبیین نمودند. هم به استناد تجربه‌های دهه‌های گذشته، هم به استناد آیات شریف قرآن، رهنمودهایی که قرآن در دشمنی کفار و منافقین با جبهه حق در طول تاریخ داشته‌اند و خلاصه کلام ایشان به عبارتی این بود که مخالفت آمریکا و عیادی او با انقلاب اسلامی، به دلیل مخالفت با اصل وجود جمهوری اسلامی و ایران اسلامی است. در تبیین این مسئله نیز معتقد بودند اسلام‌خواهی مردم، شکل‌گیری اراده مستقل برای تعیین سرنوشت خود، استفاده مستقل و طبق مصلحت عمومی ملت از منابع این کشور باعث شده که دشمن قدرت دست‌اندازی به این منابع زیرزمینی و استفاده از این موقعیت ژئوپلوتیک را نه تنها از دست دهد، بلکه این موقعیت جغرافیایی کم‌نظیر جهانی به عنوان محور مقابله با شرارت استکبار جهانی تبدیل شود و به‌تدریج این فرهنگ گسترش پیدا کرده و اراده‌های دیگری نیز در اقصی نقاط امت اسلام و حتی فراتر از امت اسلام، در مبارزه با نظام سلطه شکل بگیرد. این پدیده‌ای بود و هست که موجودیت نظام ظالمانه حاکم بر دنیای معاصر را به خطر انداخت و به همین دلیل آنها تلاش دارند تا این پایگاه مهم را از سر راه خود بردارد. بنابراین اگر قبلاً هم عده‌ای تصور می‌کردند که مشکل آمریکا با ما و ما با آمریکا بر سر مسائلی است که می‌توان پیرامون آن گفت‌وگو کرد و به معادله‌ای برای حل آن رسید و با امتیاز دادن و امتیاز گرفتن، فشار را از روی مردم برداشت، واضح شد که چنین نیست. موضوعاتی نظیر توان هسته‌ای ایران، توان موشکی ایران، رعایت حقوق بشر در ایران، رعایت دموکراسی در ایران و مسائلی از این دست، بهانه‌هایی واهی برای زمین زدن جمهوری اسلامی و ایجاد انسداد در حرکت شتابنده به سمت تمدن نوین اسلامی بود. به دلیل مقاومت مردم بر مسیر حق و ائتلاف آنها در دفاع از پرچم جمهوری اسلامی، جبهه استکبار مجبور شد تا بیش از پیش نقاب از چهره بیفکند و با خشن‌ترین چهره، کریه‌ترین و ظالمانه‌ترین چهره با شهادت رهبران رشید، با تقوی و انقلابی و با طلیعه به خاک و خون کشیدن نونهالان مظلوم، سفاکی و خون‌ریزی خود را به اوج ظهور رساند. همین أمر هم باعث شد تا مردم ما با اتحاد و یکپارچگی در مقابل این ظلم روشن بایستند و قاطع‌تر از آن خواهند ایستاد تا بینی ظالمان را به خاک بمالند.

به نظر شما جنگ رمضان به عنوان یک رویداد جاری، به کدامین سمت‌وسو می‌رود؟ اکنون و د‌ر آینده‌ای نزدیک، یکی از مسائل، بحث از انگاره جنگ طولانی است. آیا طولانی شدن این جنگ منفعتی برای کشوری دارد؟ چرا آمریکا نمی‌تواند طولانی مدت بجنگد؟ موانع داخلی و بین‌المللی پیش‌روی آن چیست؟ آیا ایران ظرفیت جنگ طولانی مدت را دارد؟

یکی از مهم‌ترین سوالاتی که به طور طبیعی نه فقط در ایران اسلامی بلکه در منطقه و جهان مطرح است آن بوده که این جنگ قرار است در چه صورتی پایان پذیرد؟ پاسخ به این سوال تابع اهدافی است که دشمن برای خود در این حرکت ظالمانه تعریف کرده و از سوی دیگر اهدافی که مردم انقلابی و مومن ایران در این دور از دفاع جانانه برای خود ترسیم نموده‌اند. دشمن در اهداف اعلامی پیدا و پنهان خود به دنبال تحمیل عقب‌نشینی ایران از مواضع هسته‌ای، دفاع از گروه‌های مقاومت، مخالفت با اسرائیل و مقابله با آمریکا و قرار نداشتن در اردوگاه نظام ظالمانه‌ای که با محوریت تمدن غرب و آمریکا شکل گرفته است به قصد تسلط بر منابع این کشور و تجزیه ایران پهناور و با تمدن دیرین بوده؛ و به دنبال دستیابی به همین اهداف، این اقدام اقدام وقیح و خلاف قوانین حقوق بین الملل را انجام داده است. اما هر روز و هر ساعتی که می‌گذرد، بیشتر متوجه اشتباه محاسباتی خود شده و خواهد شد و بیش از پیش متوجه می‌شود که هزینه‌های اقتصادی، سیاسی و حتی فرهنگی که به این واسطه پرداخت می‌کند بسیار از دستآوردهای او فراتر هست و خواهد بود. به همین دلیل قابل پیش بینی است که هرچه در این منجلاب بیشتر فرو رود، برای خروج آبرومندتر از این صحنه، به صورت پیدا و پنهان واسطه‌هایی را قرار دهد تا به آتش‌بس منجر شده و خود را از این مهلکه نجات دهد.

اکنون چنانچه مسئولین جمهوری اسلامی نیز در گذشته گفته بودند، پایان این ماجرا به دست آمریکا نیست. بلکه به اراده انقلابی و مومنانه مردم و مسئولین ایران است. اگر قرار باشد همچون صحنه‌های گذشته عده‌ای سازشکار خود را پشت سر مردم مخفی نموده و به عنوان دفاع از جامعه ایرانی و کم کردن هزینه بر مردم زمزمه پذیرش آتش‌بس و دور جدید از مذاکره را طرح کنند، حتماً خیانت بزرگی به آرمان‌های رهبر شهید و سایر شهدا کرده و حتماً دشمن آنان را مجدداً به محاسبه غلطی انداخته است. همان‌گونه که رهبر شهید خط روشنی را در مواجهه دور جدید احتمالی درگیری با غرب ترسیم نمودند و فرمودند که جنگ در دور جدید منطقه‌ای خواهد بود و دشمن باید از تعدی به ایران اسلامی ناامید شود، بایستی سیاست‌گذاری به گونه‌ای باشد که این هدف حتماً محقق شود. ناامیدی دشمن از تعدی به ایران به آن نیست که صرفاً مراکزی از دشمن تخریب شده و تعدادی از افراد او به درک واصل شده باشند که البته همین نیز باعث فروپاشی هیمنه آمریکا شده و بی‌آبرویی ابرقدرت نظامی و سیاسی را بیش از پیش در پی داشته است. اما برای آنکه ضمانت عدم تکرار این صحنه‌ها وجود داشته باشد، باید دشمن در مجامع حقوقی محکوم شود، غنائم و خسارت‌های وارد شده را بپردازد و به اشتباه خود اعتراف کند. بدون هیچ‌گونه مذاکره‌ای آمریکا بایستی تحریم‌های ظالمانه بر این ملت را بردارد و در مجامع حقوقی بین‌المللی متعهد شود که هیچ‌گاه به منافع جمهوری اسلامی تعدی نخواهد کرد. این هدفی است دست‌یافتنی به فضل الهی و عنایت امام زمان(عج) و به اراده پولادین مردم هرچند با تحمل خسارات به‌ویژه خسارت جانی و تحمل فشار اقتصادی در مقطعی توأمان باشد، اما جهشی بزرگ در موقعیت سیاسی و امکانان اقتصادی ایران فراهم خواهد کرد.

روایت جنگ یکی از مهم‌ترین اضلاع در مدیریت عرصه عمومی در هر رویداد یا بحران است. در واقع این روایت است که نقش مهمی در شکل‌دهی به برساخت عمومی از آن رویداد ایفا می‌کند. آنچه درباره جنگ رمضان موجود است؛ تا اندازه‌ای ناظر به روایت‌های آخرالزمانی از مسئله است. انتساب جنگ، شهادت رهبر معظم انقلاب اسلامی و مسائل دیگر به ظهور حضرت حجت(عج) تا چه میزان جایز و درست است؟ دخیل کردن مسائل عرفانی، امورات مرتبط با عرفان کابالا و عرفان یهود نظیر این آنکه روز آغاز جنگ مصادف بود با روز عید پوریم و مسئله ریختن خون دختران در یهود برای این روز و نسبت دادن آن با شهاد دانش‌آموزان دختر میناب، قربانی کردن گاو سرخ مو و… تا چه میزان درست است؟ بر چه اساس می‌توان تفسیر دینی درستی از این مسئله ارائه کرد؟

امتیاز حرکت امام خمینی(ره) و انقلابی که به رهبری ایشان اتفاق افتاد این بود که انتظار مثبت را در واقعیت حرکت جمعی جامعه به نمایش گذاشت. به خلاف تفکراتی که مسئله ظهور را امری گسسته از اراده شیعیان و مسلمانان قلمداد می‌کردند و گسترش ظلم را زمینه تعجیل در ظهور حضرت حجت(عج) قرار می‌دادند، در اندیشه امام خمینی(ره) و رهبری عظیم‌الشأن شهید، تلاش برای تمدن نوین اسلامی حرکت به سمت ظهور محسوب می‌شد. به همین دلیل در بیانیه گام دوم، در هدف‌گذاری گام بعد موضوع تمدن‌سازی نوین اسلامی و ظهور منجی کل را در امتداد هم تعریف نمودند. این پیوند مبدأ شکل‌گیری معنویت جمعی، انقلابی و پیوند حرکت انقلاب با حضرات معصومین به‌ویژه وجود مقدس حضرت حجت(عج) می‌شد و هست. اما نکته مهم آن است که در ایجاد این ارتباط نباید دچار افراط و تفریط شد. همان‌گونه که بریده دیدن حرکت انقلاب از مسئله ظهور، حرکت اشتباهی است و نبایستی تلاش برای ظهور حضرت را از مسیر انقلاب متفاوت تعریف کرد، از روی دیگر ماجرا حوادث طوفانی و غیر متعارفی که در گذشته اتفاق افتاده یا اکنون در جریان بوده یا ممکن است در آینده نیز صحنه‌های مشابهی از آن رقم بخورد، نباید به منزله نشانه‌های قطعی ظهور حضرت حجت(عج) قلمداد شود. چه آنکه نشانه‌های قطعی ظهور در روایات اهل بیت(ع) مورد تصریح قرار گرفته است که از جمله آن ظهور سفیانی، صیحه آسمانی، خسف بیداء و فرو رفتن زمین، اینها در کنار علائم دیگری که قطعی محسوب نمی شود ذکر شده است. بنابراین تا نشانه‌های قطعی ظاهر نشده نمی‌توان زمانه‌ای را در وقتی کوتاه متصل به ظهور حضرت حجت(عج) نمود. در عین آنکه سرافزار بیرون آمدن امت اسلامی و جامعه از مبارزه، از پشت سرگذاشتن ابتلائات سنگین جمعی، حتماً امید به نزدیک شدن به ظهور حضرت را جدی‌تر می‌کند و به عنوان عواملی برای زمینه‌سازی ظهور حضرت محسوب می‌شود. بنابراین در عین آنکه همواره پیوند حرکت عمومی مردم با وجود مقدس حضرت ولی عصر(عج) نویدبخش و امیدآفرین بوده و تأییدات و دعای خیر امام عصر(عج) همواره کارگشا و راهگشا برای خروج کشور از بن‌بست‌ها و بحران‌ها بوده و خواهد بود، اما أمر ظهور أمری است که به اراده الهی و اذن الهی رخ داده و امیدواریم ماهم شایستگی درک آن زمان و شایستگی حضور در رکاب حضرت و مجاهدت و شهادت در این مسیر را داشته باشیم.

ارسال نظرات