وقتی سفره نوروز میزبان تصاویر شهدا و جشن نابودی اسرائیل است
به گزارش خبرنگار سرویس فرهنگی و اجتماعی خبرگزاری رسا، دومین شب از سال نو ۱۴۰۵، شهر مقدس قم شاهد صحنههایی بود که شاید کمتر در تاریخنگاریهای معمول نوروزی به چشم میخورد. این شب، تنها به تحویل سال و شادیهای معمول ختم نشد، بلکه به تریبونی عظیم برای نمایش وحدت ملی و انقلابی ملت ایران تبدیل شد. خیابانهای قم، که همواره پناهگاه شیعیان و قلب تپنده انقلاب اسلامی بوده است، بار دیگر در لباس نوروز اما با روحی جهادی، میزبان مردمی بودند که پیام روشنی به جهان مخابره کردند: نوروز امسال، جشن شکست دشمنان و آغاز فصل جدیدی از اقتدار ایران اسلامی است.

فضای شهر قم در این شب، ترکیبی عجیب و معنادار از شادی نوروزی و حماسه سیاسی بود. حضور گسترده و راهپیمایی مردم در خیابانهای اصلی شهر، تصویری از یک ملت بیدار و هوشیار را به نمایش گذاشت. آنچه این راهپیمایی را از سایر تجمعات متمایز میکرد، پرچمهای سه رنگ ایران و پرچمهای زرد حزبالله بود که در دستان مردم موج میزدند. این نمادها، گویای پیوند عمیق ملیت و مذهب در پیکره این انقلاب بود. تصاویر امام شهید (ره) و امام حاضر انقلاب اسلامی، که بر سینه و دستان مردم بود، یادآور خونهای پاکی بود که این درخت تنومند را آبیاری کردهاند.

شعارهای مردم در این راهپیمایی، نه تنها بازتابدهنده خشم تاریخی از استکبار جهانی، بلکه نشاندهنده اطمینان به پیروزی نهایی بود. شعار «جنگ جنگ تا پیروزی» که بر پلاکاردهایی با دست مردم بالا رفته بود، فریاد رسای قلبهایی بود که دیگر از تهدیدهای آمریکا و اسرائیل هراس ندارند. مردم قم با حضور در خیابانها، علیه جنگافروزیهای آمریکای جنایتکار و جنایات رژیم غاصب اسرائیل فریاد زدند و نشان دادند که ملت ایران، حامی صلح عادلانه است اما در برابر زیادهخواهی دشمنان، حتی یک قدم هم عقبنشینی نخواهد کرد.

نکته قابل تأمل و تأثیرگذار در این راهپیمایی، خلاقیتهای مردمی در بیان پیامهای مقاومت بود. مردی که دستنوشتهای را بالای سر گرفته بود با متنی طنزآمیز اما پرمعنا که میخواند: «ضایعات اف ۳۵ و اف ۱۶ و اف ۱۵ خریداریم»، حقیقتی تلخ برای دشمنان را آشکار کرد. این نوشته به روشنی بیانگر آن بود که تجهیزات پیشرفته و پرهزینه نظامی غرب، در برابر اراده و ایمان ملت ایران هیچ ارزشی ندارند و شکست آنها در پروژههای مختلف منطقه، حکایت از کارآمدی نبودن تکنولوژی آنها در برابر عقیده دارد.

در گوشهکنار این راهپیمایی باشکوه، سفرههای هفتسینی چیده شده بود که با نام و تصاویر شهدا تزیین شده بودند. این سفرهها، نمادینترین بخش مراسم بودند؛ جایی که سبزیهای هفتسین، یادآور سبزیهای بهاری و زندگی بود، اما عکس شهدا، یادآور این حقیقت که این امنیت و آرامش، مدیون خون پاک آنهاست. مردم در کنار این سفرهها، با آرامش و وقار، یاد شهید سلیمانی و رهبر شهید انقلاب و سایر شهدای نظامی و مردمی را گرامی داشتند. برخی از شهروندان سمنی در دست داشتند و این راهپیمایی را جشن شکست و نابودی دشمنان قلمداد میکردند. این دیدگاه، نگاهی عمیق به ماجرای عاشورا دارد که جشن پیروزی خون بر شمشیر را گرامی میدارد.

اما در میان این همه شور و نشاط، تصویری تکاندهنده و غمانگیز نیز توجه همگان را جلب میکرد. عکس جایگاه بیت رهبری که در آن یک صندلی خالی، جای خالی رهبر شهید انقلاب را نشان میداد، چشم بسیاری را اشکآلود کرد. این صندلی خالی، نماد فراقی بود که دلهای بیدار ایرانی را اندوهگین کرده است. مردم با نگاه به این تصویر، بار دیگر سوگوار رهبری بودند که دههها مایه عزت و اقتدار آنها بود. این غم، اما غمی انفعالی نبود؛ بلکه غمی همراه با عزم و پیمان بود. پلاکاردهایی که در دستان مردم بود و روی آن نوشته شده بود «رهسپاریم با ولایت تا شهادت»، نشان میداد که راه رهبر شهید با همان قوت و قدرت توسط رهبر معظم انقلاب حضرت آیتالله سید مجتبی خامنه ای (مد ظله العالی) ادامه خواهد یافت.

حضور نسلهای مختلف در این راهپیمایی، نشانهای از پویایی و جاودانگی انقلاب بود. بچههای کوچک که پلاکارد در دست داشتند و حتی نوزادانی که با کالسکه به میان مردم آمده بودند، تصویری آیندهسازانه را ترسیم میکردند. این حضور نرم و کودکانه، پیامی داشت به دشمنان که بدانند نسلهای آینده ایران نیز، همانند نسلهای گذشته، آماده دفاع از خاک و نام کشورشان هستند. مادرانی که فرزندان خردسال خود را به صحنه آورده بودند، در واقع نسل آینده را بیعت میکردند با آرمانهای شهدا.

گروههای سرود که نوجوانان با لباس خاکستری سربازی در آنها میخواندند، نویدبخش آیندهای روشن بودند. صدای رسای این نوجوانان که سرودهای حماسی میخواندند، در کوچهبازارهای قم پیچید و روحیهای تازه در کالبد راهپیمایی دمید. این نوجوانان که لباس سربازی بر تن داشتند، نشان دادند که آمادگی دفاع از حریم ولایت و کشور را در تمامی عرصهها دارند. غرفههای کنار خیابان نیز مملو از فعالیتهای فرهنگی و پویایی بود که فضای معنوی و حماسی را دوچندان میکرد.

یکی از باشکوهترین صحنههای شب دوم نوروز در قم، امضای بیعت با رهبر معظم انقلاب بود. پارچه بزرگی که در میانه راهپیمایی نصب شده بود، مردم را دعوت میکرد تا با امضای نام خود، دوباره پیمان ببندند. از پیرمردان ریشسفید گرفته تا جوانان دلیر و کودکان معصوم، همگی با علاقه بر این پارچه امضاء میزدند. این بیعت دوباره، پاسخی محکم به توطئههای دشمنان بود که همواره چشم امید به فاصله انداختن بین ملت و رهبری دارند.
دومین شب از نوروز ۱۴۰۵ در قم، نه تنها یک جشن ملی، بلکه یک نمایش قدرت و وحدت بود. مردم قم نشان دادند که حتی در ایام شادی و تعطیلات، دغدغههای انقلاب و نظام اسلامی را فراموش نمیکنند. آنها با در دست داشتن پرچمهای لبیک یا خامنهای، با سردادن شعارهای ضد استکباری و با گرامی داشت یاد شهدا، به جهانیان ثابت کردند که نوروز در ایران، تنها تغییر سال نیست، بلکه تجدید میثاقی است با آرمانهای والای انقلاب اسلامی. صندلی خالی رهبر شهید، هرچند غمانگیز بود، اما عزم راسخ مردم برای ادامه دادن راه او با رهبری حضرت آیتالله سید مجتبی خامنه ای، نویدبخش روزهای روشنتر و پیروزیهای بزرگتر برای ملت ایران و محرومان جهان بود. این شب، قم را بار دیگر به پایتخت معنوی و قلعه مقاومت تبدیل کرد تا دشمنان بدانند که تا زمانی که چنین مردمی در صحنه هستند، هیچ توطئهای به ثمر نخواهد رسید.