۱۸ فروردين ۱۴۰۵ - ۱۱:۴۹
کد خبر: ۸۱۱۴۹۵
یادداشت؛

روایت مادرانی ویلچرسوار در سرما برای دفاع از انقلاب

روایت مادرانی ویلچرسوار در سرما برای دفاع از انقلاب
مادرانی که با ویلچر در شب های بارانی تهران به میدان آمدند؛ صحنه‌ای می‌سازد که انسان را به تأمل وا می‌دارد.
به گزارش خبرنگار سرویس فرهنگی و اجتماعی خبرگزاری رسا، آن شب، نخستین شبی بود که پا به میدان انقلاب تهران نهادم؛ نه به عنوان ناظری بی‌تفاوت، بلکه به عنوان کسی که می‌خواست در این فضا نیز تجربه‌ای زیسته داشته باشد. می‌خواستم با دو چشم خویش ببینم آنچه را که تاکنون فقط از پشت صفحه‌های خبری و روایت‌های دیگران شنیده بودم. می‌خواستم ببینم که در این زمین پهناور تهران، چه سوژه‌هایی از اعماق جان برمی‌آیند.
 
نخستین و برجسته‌ترین سوژه‌هایی که به چشم من رسیدند، مادرانی بودند که در این سرما، گام به میدان نهاده بودند. مادرانی که حضورشان، خود روایتی بود جان‌فزا.
 
میدان انقلاب تهران و مادرانی سوار بر ویلچر
 
مادری بر ویلچر نشسته بود و پرچم سه‌رنگ ایران‌زمین را بر دامان داشت؛ پرچمی که در آن لحظه، دیگر فقط قطعه‌ای پارچه نبود، بلکه جانی بود که در هوای سرد می‌تپید. مادری دیگر بر ویلچر نشسته بود و تصویر رهبر شهید انقلاب را در آغوش کشیده بود؛ چهره‌ای که در میان این همهمه، همچون چراغی روشن در تاریکی می‌درخشید. و مادری دیگر، دست‌هایش را به سوی آسمان برداشته بود، دست به دعا برای ظهور حضرت حجت و پیروزی رزمندگان اسلام برداشته بود؛ دعایی که در آن شب، نه تنها از زبان او، که از اعماق وجود هر حاضری برمی‌خاست.
 
میدان انقلاب تهران و مادرانی سوار بر ویلچر
 
از این صحنه‌ها، انسان به حقیقتی دوگانه می‌رسید:
 
از یک سو، احساسی از غرور در وجودش جوانه می‌زد؛ غرور از آنکه در چنین سرزمینی زاده شده است. سرزمینی که مادرانش، با وجود کهولت و ناتوانی جسمی، با وجود ویلچر و در شرایطی که شاید اجازه‌ ماندن در گرم‌خانه را می‌داد، باز هم به میدان می‌آیند. مادرانی که پای‌شان به زمین نمی‌رسد، اما دل‌شان از هر کوهی استوارتر است. مادرانی که سرما و سختی حضور، نتوانسته است آتش ایمان‌شان را خاموش کند.
 
و از سوی دیگر، احساسی از شرمندگی در روحش ریشه می‌دوانید؛ شرمندگی از آنکه برخی هستند که تنی سالم و جوانی دارند، روحی توانمند و اندامی سرحال دارند، اما خویشتن را از این میدان برای وطن کنار کشیده‌اند. کسانی که با نام «بی‌تفاوتی»، خود را از تاریخ‌سازی این شب‌ها دور نگه داشته‌اند.
 
 
میدان انقلاب تهران و مادرانی سوار بر ویلچر
علی رشیدیان
ارسال نظرات