گزارشی از برگزاری نشست «بازطراحی سیاستگذاری فرهنگی در افق قدرت نرم تمدنی»
به گزارش خبرنگار سرویس فرهنگی و اجتماعی خبرگزاری رسا، هشتمین نشست از سلسله نشستهای «تبیین شاخصهای قدرت نرم تمدنی جمهوری اسلامی ایران در دوران رهبری سوم» با محوریت «بازطراحی سیاستگذاری فرهنگی در افق قدرت نرم تمدنی»، برگزار شد که در این نشست تنی چند از اندیشمندان و صاحب نظران عرصه فرهنگ به ابراز بیاناتی پیرامون این عرصه پرداختند.

در ابتدا دبیر جلسه حجت الاسلام سید قوام صفوی، ضمن خون شهیدان را چراغ راه دانست و ابراز داشت: در سالهای اخیر، ما شاهد جنگی بودیم که خسارتهای بزرگی بر جمهوری اسلامی ایران وارد کرد؛ اما مانند همیشه، خون شهدا، از جمله امام شهید و رهبری معظممان، چراغ راه ما بوده است. رهبر معظم انقلاب اسلامی نقش مرجعی بینظیر و تکیهگاهی مطمئن برای میلیونها مسلمان و مستضعفان جهان داشتند و اثر خون مبارک شهدا، از جمله خون مظلوم امام شهید، امروز در جامعه ما و فضای فرهنگی و سیاسی کشور به وضوح مشاهده میشود.
حجت الاسلام صفوی اتحاد مردم ایران را مایه بیداری ملت های دیگر دانست و خاطر نشان کرد: در شبهای قدر و مراسمهای مختلف، ما این اثر خون و ایثار شهیدان را حس میکنیم؛ اثراتی که اتحاد، غیرت، امنیت و همبستگی را در بین ملت ایران تقویت کرده است. این همبستگی، فرصت بینظیری است برای آنهایی که در سراسر جهان، وجدان بیدار دارند و در عرصههای فرهنگی، سیاسی، و اجتماعی میخواهند نقشآفرینی کنند. این بیداری، فراتر از مرزهای جغرافیایی است و امروز به یک بیداری جهانشمول تبدیل شده است؛ بیداری ایرانیان، اسلامیها و ملتهایی که در مقابل سلطه و استکبار میایستند.

سپس محمد مهدی حکیمیان دانشجوی دکترای مدیریت و برنامهریزی فرهنگی از دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران، سیاست های عملی در زمینه فرهنگ را مهم دانست و اظهار داشت: به بیان ساده، سیاستهای کلان، راهبردهای اصلی هستند؛ اما برای تحقق اثرات پایدار و حرکتهای جمعی، باید سیاستهای عملی و فرایندهای اجرایی آنها بر پایه منطق انگیزشی و تولید معنا استوار باشد. در نتیجه، سیاستگذاری مؤثر، سیاستی است که هم معانی و هویتها را تولید کند و هم امکان مشارکت فرهنگی را برای جامعه فراهم آورد. اینگونه است که میتوانیم قدرت نرم را در راستای پشتیبانی از هویت فرهنگی، ایجاد انگیزه در جامعه، و توسعهیپایداری فرهنگی به کاربریم، ونه صرفاً در قالب نمادها و دیپلماسی فرهنگی محدود کنیم.
وی افزود: قصد دارم بر این نکته تأکید کنم که فعالیتهای فرهنگی و سیاستگذاریهای اجتماعی باید به نوعی طراحی و اجرا شوند که انگیزههای درونی و داوطلبانه را در افراد و گروهها تقویت کنند. این مهم، تنها از طریق تولید معنا و هویت مشترک و فراهم کردن فرصت مشارکت واقعی امکانپذیر است. این فرآیند، نیازمند بازطراحی عمیق و بنیادین سیاستگذاری فرهنگی است که نه تنها بر ابزارها و راهکارهای خارجی تکیه کند، بلکه ناظر بر ساخت و تقویت قدرت نرم داخلی و اعتماد جامعه باشد.

در ادامه دکتر سعید اشیری، سرپرست پارک علم و فناوری دانشگاه آزاد اسلامی خاطر نشان کرد: به نظر میرسد در این شرایط، حداقل سه وضعیت کلی وجود دارد که میتواند سویههای امیدآفرینی را نمایان سازد. وضعیت کلی اول، به دوران پس از دهه هشتاد و برجسته شدن مسئله صنعتی ما بازمیگردد. به یاد بیاورید که مسئله انرژی هستهای، در ابتدا یک مسئله صنعتی بود. اما به دلیل درآمیختگی مسائل درست و نادرست، تلاش شد تا از طریق گفتگو و مذاکره، به یک مسئله امنیتی تبدیل شود. در نهایت، این موضوع ذیل شورای امنیت و سازمان ملل قرار گرفت و منجر به تحریمها گردید.
وی ادامه داد: پس از پیشرفت صنعتی در حوزه هستهای در دهه هشتاد، مسئله درونزای صنعتی ما به یک مسئله امنیتی خارجی تبدیل شد. متغیر امنیتی ما در دسترس تصمیمگیرندگانی قرار گرفت که خارج از حوزه اختیارات داخلی و جغرافیای ایران بودند. این تصمیمگیرندگان، هر زمان که اراده میکردند، تحریمها را اعمال، توسعه یا تشدید میکردند و از ابزارهای مختلفی در کنار تحریمها برای اثرگذاری در فضای داخلی ایران بهره میبردند.

حجت الاسلام سید عباسعلی وهابزاده موسوی، معاون مدرسه عالی فقاهت عالم آل محمد(ع)، از پیامدهای عدم مدیریت درست در نهاد های فرهنگی گفته و اظهار داشت: این وضعیت دستکم سه پیامد مهم دارد. پیامد نخست موازیکاری است؛ نهادهای مختلف مدعی انجام یک مأموریت میشوند و همین باعث میشود کار دقیق و هماهنگ شکل نگیرد. در بزنگاهها نیز هر نهاد عقب مینشیند و احساس میکند انجام آن وظیفه بر عهدهی دیگری بوده است، چون از ابتدا نقشها شفاف نبودهاند.
معاون مدرسه عالی فقاهت عالم آل محمد(ع) ادامه داد: پیامد دوم که تأسفبارتر است، تقابل میان نهادهاست. گاه یک نهاد فعالیتی را آغاز میکند و نهاد دیگر مدعی میشود که این کار در حیطهی او بوده و شروع به مقابله یا حذف آن فعالیت میکند. حتی در مواردی نهادهای دولتی در برابر نهادهای مردمی قرار میگیرند؛ مردم در حال انجام کاری هستند، اما نهاد رسمی بهجای حمایت، برای در دست گرفتن مأموریت وارد میشود و با پشتوانهی قدرت یا ساختار، نهاد مردمی را کنار میزند.

در پایان دکتر ابراهیم شکرانی دبیر ستاد فرهنگی و اجتماعی شورای عالی انقلاب فرهنگی، بر روحیه جهادی در نهاد های فرهنگی تاکید کرده و اظهار داشت: تبیین امام از مفهوم «انقلاب» با تلقی غربی از آن تفاوت بنیادین دارد. در نگاه غرب، انقلاب حرکتی است که از اعتراض آغاز میشود، به اوج میرسد و پس از مدتی دچار فرسایش و افول میشود. اما در تعریف امام، انقلاب حرکتی مستمر است؛ دارای اصول، مبانی و هدفی تمدنی. انقلاب اسلامی ایران حرکتی است تمدنساز، نه صرفاً قدرتطلب. بنابراین، بازسازی انقلابی نیز باید بر پایهی همان مبانی، اصول و ارزشهایی صورت گیرد که انقلاب را پدید آورد و آن را پیش برد.
وی خاطر نشان کرد: در این فرآیند، بازگشت به همان روحیهی جهادی و ایمان جوانان مؤمن و انقلابی ضرورت دارد. همانگونه که در دوران پیروزی انقلاب، پیشرفت و مقاومت بر دوش جوانان مؤمن بود، امروز بازسازی ساختار فرهنگی نیز باید با همان انگیزه و روحیه انجام شود. این بازسازی صرفاً وظیفهی مدیران و کارشناسان نیست، بلکه حرکتی اجتماعی، فرهنگی و ایمانی است که نیازمند مشارکت نیروهای مؤمن، صاحبفکر و دغدغهمند است.