از پیوند دروس حوزوی به مسائل جامعه تا تقویت روحیه زهد و تقوا
به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا در خراسان، به مناسبت سالگرد صدور پیام حوزه علمیه پیشرو و سرآمد از سوی قائد شهید ( قدّس سرّه) گفت وگویی با جناب حجت الاسلام والمسلمین دکتر احمدی نیک استاد سطح عالی و خارج حوزه علمیه مشهدمقدس و دانشیار گروه فقه و مبانی حقوق دانشگاه علوم اسلامی رضوی داشتیم که در ادامه تقدیم می شود.
رسا: چگونه میتوان دروس حوزوی را با مسائل روز جامعه پیوند زد؟
استاد احمدی نیک: «بسم الّله الرّحمن الرّحیم يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَالَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ» این آیه بیان میکند که معیار برتری نزد خداوند بر دو پایه استوار است ایمان راستین و دانش سودمند. ایمان دل را تزکیه و نیت را خالص میسازد و علم راه درست را روشن میکند. هنگامی که این دو در انسان جمع شود، خداوند مقام او را بالا میبرد در دنیا در زمره هدایتگران است و در آخرت بر خوردار از درجات والای کرامت و پاداش الهی.
با درود و سلام به روان قائد شهید ( قدّس سرّه) و آرزوی پیروزی ملت سر افرازمان بر نظام استکباری و تشکر از شما که چنین فرصتی را برای بنده اختصاص دادید. در پاسخ به سئوالی که مطرح نمودید باید به حضورتان عرض کنم که برای پیوند دادن دروس حوزوی با مسائل روز جامعه و کاربردیسازی آموزش حوزوی، باید از نگاه شعاری و کلیگویی عبور کرد و به یک نظام علمی، روشمند و نهادمند رسید. مسئله فقط این نیست که طلبه با جامعه آشنا شود، بلکه مسئله اصلی این است که ساختار آموزش، پژوهش، مسئلهشناسی و پاسخگویی حوزه به گونهای بازطراحی شود که معارف اصیل اسلامی بتواند در میدان واقعی زندگی فردی و اجتماعی حضور مؤثر پیدا کند.
رسا: مقصود از کاربردی شدن دروس حوزوی چیست؟
استاد احمدی نیک: در این رابطه نخست باید روشن کنیم که کاربردی شدن به چه معناست؛ زیرا گاهی تلقی درستی از این مسئله وجود ندارد و این تعبیر به اشتباه فهم میشود.
باید توجه داشت که کاربردی شدن دروس حوزوی به این معنا نیست که از عمق علمی کاسته شود، متون اصیل کنار گذاشته شود، حوزه به نهادی صرفاً خدماتی یا رسانهای تبدیل گردد، یا آموزش دینی تابع ذوق و سلیقه روزمره شود. به هیچ وجه این مراد نمی باشد بلکه به این معناست که دانش حوزوی بتواند مسائل واقعی انسان معاصر را بشناسد، تحلیل کند، و بر اساس منابع معتبر دینی، پاسخ قابل دفاع، روشمند، منطبق بر زمان و زمانشناسانه و قابل اجرا ارائه دهد.
پس کاربردیسازی یعنی مسئلهمحوری، واقعشناسی، توان تبدیل مبانی به راهحل و در نهایت حضور مؤثر در عرصه زندگی
رسا: چرا برخی دروس حوزوی از مسائل روز فاصله دارند؟
برای رسیدن به پاسخ، باید علت را شناخت. فاصله گرفتن آموزش حوزوی از مسائل روز، معمولاً از چند منشأ پدید میآید
اول: غلبه آموزش متنمحور بدون مسئلهمحوری.
به این معنی که در بسیاری از موارد، طلاب عزیز ما متن را خوب میخوانند، اقوال را خوب میفهمند، عبارات را تحلیل میکند، اما نمیداند این بحث، در کدام مسئله اجتماعی اثر دارد، در چه عرصهای قابل امتداد است و چگونه باید از آن در حل مسائل واقعی استفاده کرد.
دوم: ضعف در شناخت موضوعات خارجی.
مراد از ضعف در شناخت موضوعات خارجی این استکه بسیاری از مسائل جدید، بدون شناخت دقیق موضوع قابل استنباط نیست؛ مسائلی مانند: بانکداری نوین، هوش مصنوعی، فضای مجازی، حقوق خانواده در ساختار جدید اجتماعی، جمعیت، سبک زندگی، سلامت روان، رسانه، زیستفناوری، محیط زیست و دهها مسئله مهم دیگر که اگر موضوع به طور دقیق و درست شناخته نشود، حکم نیز یا نارسا خواهد بود یا غیرواقعبینانه.
سوم: گسست میان فقه، کلام، اخلاق و نظامات اجتماعی.
گاه حوزه بهصورت جزیرهای به فراگیران آموزش میدهد مثلا فقه جدا، اصول جدا،اخلاق جدا،تفسیر جدا،کلام جدا. در حالی که مسائل جامعه، چندبعدی و شبکهای هستند. به عنوان نمونه مسئله حجاب که امروزه یک مسئله پراهمیتی است و تاثیرات فراوانی هم بر فرد دارد و هم بر جامعه دارد و ... فقط یک مسئله فقهی نیست؛ بلکه دارای ابعادِ تربیتی، روانشناختی، فرهنگی، رسانهای،حکمرانی،حقوقی و ... نیز دارد که باید به همه آنها توجه شود
چهارم: کمرنگ بودن آموزش مهارتِ تبدیل علم به اقدام.
مرادم از کمرنگ بودن آموزش مهارت تبدیل علم به اقدام، این است که میان دانستن حکم و توان حل مسئله فاصله است. طلبه عزیز ما اگر اهل تلاش و جدیت باشد ممکن است در استنباط توانا باشد، اما در گفتوگو با نسل جدید، تحلیل دادههای اجتماعی، سیاستگذاری دینی، نگارش کاربردی، پاسخگویی رسانهای،یا طراحی الگوی اجرایی و بسیاری از مسائلی که امروزه گستره وسیعی پیدا نموده است، مهارت کافی نداشته باشد.
رسا: برای پیوند صحیح بین آموزشها و مهارت تبدیل علم به اقدام چه باید کرد؟
استاد احمدی نیک: باید چند اصل بنیادی و ریشه ای را بپذیریم و مورد تاکید قرار دهیم.
اصل اول حفظ هویت اجتهادی
به این معنی که کاربردیسازی نباید به قیمت تضعیف فقاهت و اجتهاد تمام شود. حوزه اگر عمق خود را از دست بدهد، دیگر نمیتواند پاسخ معتبر و قانع کننده و در عین حال مبتنی بر قواعد علمی، تولید کند.
بنابراین، عرض بنده این است که متنمحوری اصیل باید در حوزه های علمیه حفظ شود، فقه جواهری همان گونه که شخصیتهای بزرگ حوزه مانن مرحو امام خمینی قدّس سرّه الشریف فرمودند باید صیانت گردد، اصول استنباط باید تقویت شود اما این پایه، باید به مرحله امتداد اجتماعی برسد و حضور موثری در حل معضلات جامعه داشته باشد
اصل دوم به نظر بنده حرکت از دانش انباشته به دانش مسئلهگشا است.
مرادم حرکت از دانش انباشته به دانش مسئلهگشا این استکه هدف از آموزش صرفاً انتقال معلومات نباید باشد، بلکه باید طلبه بیاموزد که مسئله را تشخیص دهد، آن را صورتبندی کند، موضوع را بشناسد، منابع مرتبط را شناسایی نماید و نسبت ادله را با همدیگر بسنجد و در نهایت برای مسائل نوین جامعه پاسخ قابل اجرا ارائه کند.
اصل سوم فهم زمان و مکان در اجتهاد است.
باید طلاب عزیز و اساتید ارجمند توجه داشته باشند که یکی از پایههای مهم در فقه حکومتی و اجتماعی آن است که موضوعات، شرایط، آثار، نظامات و پیامدهای زمانه در فرایند فهم و تطبیق حکم مورد توجه قرار گیرند و این به معنای تغییر روشهای مرسوم و تجربه شده در حوزه ها نیست؛ بلکه به معنای تشخیص درست موضوع و تنقیح دقیق مناطات است. این کار سبب میشود طلبه بفهمد که تراث عظیم و دقیق فقهی امامیه، گنجینهای بسیار مهم برای حل مسائل گوناگون امروز جامعه انسانی است.
رسا: راهکارهای پیوند دروس حوزه با مسائل جامعه چیست؟
استاد احمدی نیک: برای پیوند دروس حوزه با مسائل گوناگون جامعه راهکارهایی را می توان مطرح نمود و پیشنهاد کرد.
راهکار اول
باید در کنار دروس متداول که بسیار ارزشمند هم هستند، آموزشهای دقیق، موشکافانه و منظم در موضوعات مختلف از قبیل موضوعات ذیل الذکر هم به طلاب ارائه شود.
موضوعاتی مانند: اقتصاد و بانکداری جدید، ساختار دولت و حکمرانی، حقوق و قانونگذاری، رسانه و شبکههای اجتماعی، روانشناسی، مشاوره و مسائل خانواده، زیستفناوری و پزشکی، هوش مصنوعی و داده، محیط زیست و منابع طبیعی، آسیبهای اجتماعی،مطالعات زنان و خانواده، مسائل تربیتی، شبهه شناسی و پاسخ به شبهات به طور نظام مند، تعلیم و تربیت معاصر و تبلیغ با استفاده از روشهای جدید در کنار روشهای متداول تاکید می کنم که این آموزشها نباید جایگزین فقه و اصول و دیگر دروس متداول شوند، بلکه باید طلاب عزیز ما به کمک اساتید وارد چنین موضوعاتی شده و صاحب نظر شوند و از ابزارهای جدید استفاده نمایند.
راهکار دوم
اقدام به تأسیس و یا گسترش درسهای فقه مضاف و فقه مسائل مستحدثه اگر حوزه ما بخواهد با جامعه پیوند یابد، نمی گویم باید از فقه مرسوم عبور کند، بلکه باید آن را با نگاه جامعتر تکمیل کند با ایجاد رشته هایی مانند: فقه الاقتصاد، فقه التربیة، فقه الإعلام، فقه الطب، فقه الأسرة، فقه الدولة، فقه القضاء، فقه البيئة (فقه محیط زیست )، فقه الثقافة، فقه الفضاء الرقمی. باید توجه داشت که این فقههای مضاف، امتداد همان مبانی اجتهادی و سنتیاند، نه امری بیرون از آنها.
راهکار سوم
راهکار دیگری که می توان مطرح نمود تلاش برای ایجاد ارتباط و پیوند حوزه با نهادهای واقعی جامعه. به نظر می رسد که اگر حوزه در درون خود بماند، مسائل واقعی را درست لمس نمیکند و خوب است ارتباط سازمانیافته با این نهادها برقرار شود. نهادهایی مانند: دادگاهها و مراکز حقوقی، مدارس و دانشگاهها، بیمارستانها و مراکز درمانی، رسانهها، مراکز مشاوره خانواده، نهادهای فرهنگی، مراکز قانونگذاری و سیاستگذاری، مراکز اقتصادی و مالی، سازمانهای اجتماعی و خیریه و ... هدف از این ارتباط آن است که طلبه عزیز ما مسئله واقعی را ببیند، زبان جامعه را بفهمد و از نزدیک با پیچیدگیهای موضوع مواجه شود.
راهکار چهارم
راهکار چهارم اصلاح نظام پژوهش حوزوی است مخاطبان عزیز می دانند که بسیاری از پایاننامهها و تحقیقات، اگرچه از حیث تتبع قابل توجهاند، اما در حل مسئله اجتماعی سهم اندکی دارند. باید پژوهشهای حوزوی از عنوانمحوری انتزاعی به مسئلهمحوری واقعی نزدیک شود. مسئله واقعی از جامعه اخذ شود، موضوع دقیقاً تبیین گردد، پیشینه فقهی و اصولی استخراج شود، آراء فقیهان بررسی گردد، تحلیل اجتهادی صورت گیرد و در پایان، مدل اجرایی یا پیشنهاد سیاستی به عنوان فرایند پوهش به سازمان و یا نهاد مربوطه ارائه شود.
راهکار پنجم
راهکار پنجم توجه به زبان ارائه و انتقال مطالب است که بسیار مهم است.
گاهی پاسخ یک طلبه از نظر علمی قوی است، اما چون با زبان نامناسب عرضه میشود، در جامعه اثر نمیگذارد.
پس کاربردیسازی فقط تولید محتوا نیست؛ ترجمه دانش تخصصی به زبان قابل فهم نیز هست. بر این اساس بسیار مناسب است که طلاب آموزش ببینند که مثلا چگونه برای دانشگاهی بنویسند، برای قانونگذار بنویسند، برای رسانه سخن بگویند، برای خانوادهها توضیح دهند و برای نسل جوان اقناعگرانه و البته مبتنی بر حقیقت گفتوگو کنند.به نظر می رسد که این مهارتها، بخشی از رسالت تبلیغ و تبیین است که بر عهده حوزه های علمیه است.
راهکار ششم
راهکار ششم حرکت از فقه فردی به فقه نظامات و تمدن ساز است
اگر حوزه فقط در سطح احکام فردی متوقف بماند، در مواجهه با مسائل کلان اجتماعی ناتوان خواهد شد.
نیاز امروز جامعه فقط پاسخ به حکم فلان فرد در فلان عمل خاص نیست؛ بلکه پاسخ به این پرسشها نیز هست
که نظام اقتصادی عادلانه اسلام چیست؟ نظام تربیتی اسلامی چه مختصاتی دارد؟ الگوی خانواده متعادل اسلامی و سبک زندگی اسلامی چه ویژگیهایی دارد و چگونه طراحی میشود؟ حکمرانی فرهنگی بر چه مبانی استوار است؟
عدالت اجتماعی در فقه اسلامی چگونه امتداد مییابد؟ بنابراین ضروری است که دروس حوزوی به سمتِ فقه نظامات،فلسفه اجتماعی اسلام و مطالعات تمدنی اسلامی نیز امتداد یابد. اینها از مسائل بسیا مهم است که باید مورد توجه قرار گیرد.
رسا: چگونه میتوان روحیه زهد، تقوا و مجاهدت را در طلاب تقویت کرد؟
استاد احمدی نیک: پرسش شما از بنیادیترین مسائل تربیت حوزوی است؛ زیرا اگر روحیه زهد، تقوا و مجاهدت در طلبه تقویت نشود، حتی با وجود پیشرفت علمی، رسالت حقیقی حوزه که همان هدایت دینی جامعه و پاسداری از آموزه های دینی است دچار آسیب میشود. تجربه تاریخی حوزههای علمیه نشان میدهد که راز ماندگاری و اثرگذاری عالمان بزرگ، پیش از دانش فراوان، در تهذیب نفس، زهد عملی و روحیه مجاهدت آنان بوده است.
به نظر می رسد که در این رابطه سه سئوال قابل طرح است
در ابتدا باید به این سئوال پاسخ داد که اصولا چرا زهد و تقوا در طلبه ضروری است؟ و بعد برویم سراغ این که موانع تحقق چنین روحیه ای برای طلاب چیست؟ و در نهایت باید پرسید که راهکارهای تحقق و تقویت چنین روحیه ای چیست؟
در پاسخ به سوال اول به چند نکته اشاره می کنم
اولا : باید توجه داشت که طلبه صرفاً یک فراگیر علم و دانش و دانشپژوه یا پژوهشگر دینی نیست؛ بلکه حامل رسالت انبیا عظام الهی در هدایت مردم است. از اینرو در متون دینی، علم بدون تقوا نه تنها کمال نیست بلکه گاه موجب سقوط هم میشود زیرا که فرا گیری علم دینی بدون تقوا بسیار خطرناک است و در روایات هم اشاره شده است که عالم اگر اهل تقوا نباشد، علم او به جای هدایت، موجب انحراف مردم میشود.
ثانیا: اثرگذاری اجتماعی یک عالم دینی، وابسته به معنویت اوست. تجربه تاریخی نشان میدهد که نفوذ معنوی شخصیتهایی مانند: مرحوم شیخ طوسی، مرحوم محقق حلی، مرحوم علامه حلی، مرحوم شهید اول، مرحوم شهیدثانی، مرحوم شیخ اعظم انصاری، مرحوم میرزای شیرازی، مرحوم امام خمینی، مرحوم علامه طباطبایی و قائد شهید رضوان الله تعالی علیهم اجمعین و امثال این بزرگان، بیش از آنکه محصول موقعیت علمی صرف آنها باشد، نتیجه زهد و اخلاص و تقوای آنان بوده است.
ثالثا: از مهمترین اهداف حوزه های علمیه، تربیت انسانهای الهی و با تقوا است. اگر حوزه فقط به مرکز آموزش تبدیل شود و جنبه تربیتی آن کمرنگ گردد، در حقیقت از هویت اصیل خود فاصله گرفته است و هر چند در علم و مهارتها هم پیشرفت نماید نمی تواند به نقش اصلی خود که هدایتگری است بپردازد هدایتگری صرفا در پرتو تقوای الهی و اخلاص عملی تحقق می یابد.
اما بعد از این چند نکته در پاسخ به سوال دوم باید عرض کنم
باید توجه داشت که برای تحقق و تقویت این روحیه، ابتدا باید موانع موجود در شرایط امروز شناخته شود و سعی کنیم به تدریج تاثیر این موانع را بر طلاب کاهش دهیم. و بعد در گام بعدی برویم سراغ راهکارهای تقویت روحیه زهد و تقوی و مجاهدت در طلاب عزیز
رسا: چه موانعی بر سر راه وجود دارد؟
استاد احمدی نیک: اجمالا برخی از مهمترین موانع عبارتند از:
فضای مصرفگرای جامعه. جامعه امروز به شدت تحت تأثیر فرهنگ مصرف، رفاهطلبی و رقابتهای مادی قرار گرفته است و طلاب نیز بهطور طبیعی از این فضا متأثر میشوند و باید بدانیم که تنها تربیت صحیح اسلامی و تهذیب نفس است که می تواند از آنان صیانت نماید.
گسترش رسانهها و فضای مجازی. فضای مجازی اگرچه فرصتهایی را در اختیار انسان می گذارد، اما در بسیاری موارد ذهن را پراکنده میکند و روحیه سادهزیستی را تضعیف میکند و خواه و ناخواه مقایسههای مادی با جاذبه های کاذب و اغواگر ایجاد میکند.
ضعف نظام تربیتی منظم در برخی مراکز . منظور از ضعف نظام تربیتی منظم در برخی مراکز، این است که در گذشته رابطه استاد و شاگرد بسیار نزدیکتر بود و استاد عملاً مربی اخلاق محسوب میشد. امروز این رابطه در برخی موارد کمرنگ شده است و ما باید در این زمینه اهتمام به احیاء سیره سلف صالح بپردازیم و از این طریق برای تقویت روحیه زهد، تقوا و مجاهدت در طلاب عزیز استفاده نماییم.
غلبه نگاه صرفاً آموزشی به طلاب .گاهی برنامههای حوزه بیشتر بر آموزش علمی تمرکز دارند و تربیت اخلاقی مستمر کمتر مورد توجه قرار میگیرد.
رسا : راهکارهای تقویت روحیه زهد و تقوا از نظر شما چیست؟
استاد احمدی نیک: راهکارهایی برای تقویت روحیه زهد و تقوا و مجاهدت در طلاب عزیز به نظر می رسد که عبارتند از:
راهکار اول
به نظر می رسد تقویت معنویت و روحیه زهد و تقوا باید در برنامه روزانه هر طلبه ای مورد توجه قرار گیرد. اولین و مهمترین عامل در تقویت تقوا، ارتباط مستمر با خداوند است. طلاب باید به برنامههای عبادی توجه جدی کنند. از جمله: نماز اول وقت، نماز به جماعت، تعقیبات، نوافل به ویژه نافله شب، انس با قرآن کریم و تلاوت روزانه قرآن کریم، انس با کتب ادعیه مانند صحیفه سجادیه، مفاتیح و ... و بالاخره ذکر و مراقبه و محاسبه نفس در پایان روز در پایان هفته. در سیره بزرگان حوزه، این برنامهها جزء ثابت زندگی آنها بوده است. طلبهای که شب را با تهجد آغاز کند و روز را با علم ادامه دهد، روحیه مجاهدت در او زنده میشود.
راهکار دوم
احیای درس اخلاق به صورت هدفمند با نظام استاد اخلاق و مربی تربیتی. یکی از سنتهای ارزشمند حوزه، حضور اساتید اخلاق بود که طلاب علاوه بر دروس علمی، از آنان تربیت میآموختند. برای احیای این سنت باید هر مدرسه علمیه ای دارای استاد اخلاق ثابت باشد ، جلسات اخلاق منظم و مرتب برگزار شود، ارتباط طلاب با استاد اخلاق تقویت گردد، طلاب امکان مشاوره اخلاقی و معنوی داشته باشند و در نهایت نکته مهم این است که استاد اخلاق باید خود الگوی عملی زهد و تقوا باشد و کاملا صمیمی و اهل مراوده و نشست و بر خاست با طلاب یاشد.
راهکار سوم
تقویت توجه به الگوهای عینی از عالمان زاهد. روشن است که الگو نقش بسیار مهمی در تربیت دارد. اگر طلبه با زندگی عالمان متقی و زاهد آشنا شود، انگیزه معنوی در او افزایش مییابد. برای تحقق این امر مطالعه و معرفی سیره شخصیتهایی مانند: مرحوم شیخ انصاری ، مرحوم میرزای قمی، مرحوم سید بحرالعلوم ، مرحوم علامه طباطبایی، مرحوم امام خمینی، قائد شهید و شهید مطهری ( قدّس الله اسرارهم ) میتواند روحیه سادهزیستی و مجاهدت را در طلاب تقویت کند. به ویژه باید نشان داد که زهد و تقوای آنان هیچگاه مانع فعالیت علمی و اجتماعی نبوده، بلکه عامل موفقیت آنان بوده است.
راهکار چهارم
ترویج فرهنگ سادهزیستی در محیط حوزه. محیط زندگی طلبه ما باید با روحیه زهد سازگار باشد. این امر از طریق چند اقدام ممکن است. از طریق پرهیز از تجملگرایی در مدارس علمیه، ساده نگه داشتن سبک زندگی طلبگی، تأکید بر قناعت و پرهیز از مصرفگرایی، تقویت فرهنگ خدمت به مردم و .... اگر فضای عمومی حوزه ساده و معنوی باشد، طلبه نیز بهطور طبیعی در همان فضا تربیت میشود و با چنین روحیه ای رشد می کند.
راهکار پنچم
تقویت روحیه مجاهدت علمی. مجاهدت تنها در میدان جهاد نظامی نیست؛ بلکه در حوزه، یکی از مهمترین مصادیق آن مجاهدت علمی است. طلبه باید بیاموزد که تحصیل علوم دینی و تهذیب نفس نوعی جهاد است. این امر با برنامهریزی دقیق در مطالعه، تلاش مستمر در فهم متون علمی، پرهیز از اتلاف وقت، جدیت در تحقیق و پژوهش تقویت میشود و به جهاد تبیین می انجامد که بزرگترین جهاد است. تحصیل علمی که با سختکوشی و اخلاص و جهاد تبیین همراه باشد، خود عامل مهمی برای تهذیب نفس و نقش آفرینی طلاب خواهد شد.
راهکار ششم
حضور میدانی در خدمت به جامعه. یکی از بهترین راههای تقویت روحیه اخلاص و مجاهدت، ارتباط نزدیک با مردم و خدمت به آنان است. طلاب باید در فعالیتهایی مانند: تبلیغ دینی در مناطق محروم، پاسخگویی به شبهات جوانان، نویسندگی، فعالیتهای فرهنگی و اجتماعی و کمک به حل مشکلات مردم، حضور داشته باشند.این حضور میدانی سبب میشود طلبه، درد جامعه را بشناسد، روحیه ایثار پیدا کند و انگیزه خدمت و مجاهدت در او تقویت شود.
راهکار هفتم
اهتمام به تقویت روحیه انقلابی در طلاب و آموزش اندیشه های شخصیتهای مجاهدی مانند مرحوم میرزای شیرازی، مرحوم امام خمینی ، قائد شهید، شهید مطهری، شهید بهشتی و .... که به طور قطع می تواند موجب ارتقاء روحیه تقوا و مجاهدت در طلاب عزیز شود.
راهکارهشتم
تقویت روحیه مسئولیتپذیری. طلبه باید بداند که مسئولیتی بزرگ بر عهده دارد. احساس مسئولیت نسبت به دین و جامعه، انقلاب و نظام اسلامی انگیزه تقوا و مجاهدت را تقویت میکند. وقتی طلبه بداند که باید پاسخگوی پرسشهای مردم باشد. باید مدافع معارف اسلامی باشد و باید الگوی اخلاقی جامعه باشد. به طور طبیعی بیشتر مراقب رفتار و کردار خود خواهد بود.
روشن است که تقویت روحیه زهد، تقوا و مجاهدت در طلاب تنها با توصیههای اخلاقی تحقق نمییابد؛ بلکه نیازمند یک نظام تربیتی جامع است که در آن، معنویت فردی تقویت شود، استادان الگوهای عملی باشند، محیط حوزه ساده و معنوی باشد، طلاب با خدمت به جامعه ارتباط داشته باشند و مدیریت حوزه به تربیت اخلاقی توجه جدی نشان دهد. در چنین فضایی، طلبه میتواند به الگویی از عالم متقی و پرهیزکار تبدیل شود؛ عالمی که علم او با تقوا، اخلاص و مجاهدت همراه است و میتواند نقش مؤثری در هدایت جامعه ایفا کند.
رسا: ضمن تقدیر از حضور شما در این گفت و گو اگر نکته ای باقی نمانده بحث را خاتمه بدهیم
استاد احمدی نیک: نکته ای نیست سپاس از اینکه این وقت را در اختیار بنده قرار دادین الّلهم حصّن ثغورالمسلمین بعزّتک وایّد حماتها بقوّتک. الا انّ نصرالّله قریب./933/