۲۱ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۲:۴۹
کد خبر: ۸۱۷۱۹۳

بار اضافی صهیونیسم: چگونه مقاومت ایران، معماری قدرت جهانی را بازتعریف کرد

بار اضافی صهیونیسم: چگونه مقاومت ایران، معماری قدرت جهانی را بازتعریف کرد
آنچه امروز رخ می‌دهد، فراتر از یک درگیری دوجانبه است؛ بازتابی از گذار تاریخی از نظم تک‌قطبی به چندقطبی مقاومتی که ایران در آن نقش محوری ایفا می‌کند.
به گزارش خبرنگار سرویس فرهنگی و اجتماعی خبرگزاری رسا، هر تحول بزرگ ابتدا در سطح وقایع ملموس ظاهر می‌شود. امروز نشانه‌های متعددی حاکی از آن است که سیاست‌گذاران آمریکایی، اسرائیل را باری سنگین می‌بینند که بیش از آنکه سود بیاورد، هزینه تحمیل می‌کند. از بحران‌آفرینی مداوم در غزه و لبنان و خلیج فارس گرفته تا انزوای دیپلماتیک در مجامع بین‌المللی، این بار اضافی، منابع مالی، نظامی و اعتباری آمریکا را به هدر می‌دهد. در مقابل، ایران در مواجهه با فشار حداکثری، ظرفیت‌های بازدارندگی خود را ارتقا بخشید. آنچه از «ضربه» آغاز شد، به تقویت درونی منجر گردید: توسعه توان موشکی، شبکه‌سازی منطقه‌ای با محور مقاومت و خوداتکایی. این امر منطبق با اصل کلاسیک «مقاومت مولد» است که فشار خارجی، انسجام درونی را افزایش می‌دهد.
 
این پدیده بخشی از گذار ساختاری بزرگ‌تر است. قدرت‌ها در نظام آنارشیک، به دنبال بقا و تعادل هستند. ایالات متحده با حمایت بی‌قیدوشرط از اسرائیل، به جای ایجاد تعادل، یک عدم تعادل مزمن ایجاد کرده که هزینه‌اش را متحمل می‌شود. این حمایت، روابط آمریکا با جهان اسلام، چین، روسیه و حتی اروپا را تحت تأثیر قرار داده و فضا را برای ائتلاف‌های جدید فراهم آورده است. ایران با پیوند دادن جبهه‌های مقاومت از تهران تا بیروت و صنعا، یک «عمق استراتژیک» خلق کرده که موازنه را به نفع محور ضد هژمونیک تغییر می‌دهد. منافع ملی ایران در این چارچوب ایجابی است: تبدیل تهدید به فرصت برای بازتعریف قواعد بازی در خاورمیانه و فراتر از آن. اگر این روند ادامه یابد، آینده‌ای را شاهد خواهیم بود که در آن «امنیت اسرائیل» به جای تضمین‌کننده منافع آمریکا، به نقطه ضعف آن تبدیل شده است.
 
گفتمان غالب غربی، ایران را به عنوان «تهدید» و اسرائیل را به عنوان «متحد دموکراتیک» بازنمایی می‌کند. اما این بازنمایی، پیش‌فرض‌های ایدئولوژیک پنهانی دارد: استعمار نوین و منطق استثناسازی. در مقابل، گفتمان انقلاب اسلامی با تأکید بر «مستضعفین»، «عدالت جهانی» و «مقاومت» یک پیوست معنایی قدرتمند ایجاد کرده که فراتر از مرزهای جغرافیایی عمل می‌کند. گسست کلیدی در اینجا میان روایت «قدرت نظامی صرف» آمریکایی-صهیونیستی و روایت «قدرت نرم-سخت ترکیبی» ایرانی است. ایران نشان داد که قدرت، در اراده جمعی، مشروعیت مردمی و انسجام فرهنگی ریشه دارد. این گفتمان، با نظریه‌های قدرت نرم نی (Joseph Nye) و گفتمان‌شناسی فوکو در نسبت قرار می‌گیرد؛ جایی که دانش و قدرت درهم تنیده‌اند و روایت غالب، در مواجهه با واقعیت می‌شکند.
 
پدیده «بار اضافی اسرائیل» ریشه در علل تاریخی، معرفتی، ساختاری و اراده‌گرایانه دارد. از منر تاریحی ریشه در پروژه صهیونیسم پسااستعماری و تعهدات جنگ سردی آمریکاست. معرفتی، بر پایه پیش‌فرض‌های لیبرال-سکولار استوار است که «امنیت» را در چارچوب سلطه تعریف می‌کند و ظرفیت مقاومت بومی را نادیده می‌گیرد. ساختاری، نظام سرمایه‌داری جهانی و لابی‌های قدرتمند، این سیاست را بازتولید می‌کنند. اما عامل اراده‌گرایانه – اراده جمعی ملت ایران و رهبری هوشمندانه – این معادلات را برهم زده است.  
 
روایت غالب آمریکایی، با تکیه بر «قدرت‌دانش» (Foucault)، هر مقاومتی را «تروریسم» برچسب می‌زند تا سلطه خود را مشروع جلوه دهد. اما این روایت در برابر واقعیت‌های عینی – تاب‌آوری ایران، گسترش جبهه مقاومت و هزینه‌های فزاینده برای واشنگتن – فرو می‌پاشد. شکاف میان نظریه هژمونی لیبرال و اجرای آن، کارآمدی نهادهای آمریکایی را به چالش کشیده است. نهادهایی که به جای حل تعارضات، آن‌ها را تشدید می‌کنند.
 
در پایان، پرسش کلیدی این است: اگر این روند ادامه یابد، چه آینده‌ای رخ می‌دهد؟ آینده‌ای که در آن، هیمنه آمریکایی شکسته و الگویی نوین از قدرت – مبتنی بر عدالت، مقاومت و معنویت – بر جهان حاکم می‌شود. ایران با عبور از آزمون آتش، ثابت کرد که «ضربه» آغاز صعود برای تمدن ایرانی اسلامی است.
 
پاینده باد جمهوری اسلامی ایران  
شکسته‌تر باد هیمنه ایالات متحده  
الداعی الی سواء السبیل و الآخذ بید الأمة إلی مدارج الکمال
ارسال نظرات