خونخواهی رهبر شهید باید به ایجاد بازدارندگی منجر شود
شهادت رهبر انقلاب و هدف قرار گرفتن عالیترین مقام جمهوری اسلامی ایران، از منظر جریانهای انقلابی و حوزوی، صرفاً یک حادثه امنیتی یا ترور یک شخصیت سیاسی نیست، بلکه اقدامی علیه جایگاه رهبری، حاکمیت ملی و امنیت جمهوری اسلامی تلقی میشود؛ از این رو، موضوع خونخواهی و نحوه پاسخ به این جنایت از اهمیت ویژهای برخوردار است.
در همین زمینه، خبرنگار خبرگزاری رسا در تبریز، در گفتوگویی اختصاصی با حجتالاسلام سعید سلیمی، مدیر حوزه علمیه شهرستان میانه، ابعاد مختلف این موضوع، ضرورت پاسخ بازدارنده، نسبت شهادت رهبر شهید با حوادث سالهای اخیر و وظیفه دستگاههای مختلف کشور در قبال این جنایت را بررسی کرده است.
رسا: برخی معتقدند دشمن با ترور رهبر انقلاب از مهمترین خطوط قرمز جمهوری اسلامی عبور کرده است. ارزیابی شما از اهمیت این اتفاق چیست؟
سلیمی: بسمالله الرحمن الرحیم. واقعیت این است که دشمن از یکی از بالاترین خطوط قرمز جمهوری اسلامی ایران عبور کرده است. آمریکای جنایتکار و رژیم صهیونیستی با اقدام علیه عالیترین مقام جمهوری اسلامی، فقط یک شخصیت را هدف قرار ندادهاند، بلکه جایگاه رهبری، حاکمیت ملی، استقلال کشور و امنیت ملت ایران را مورد تعرض قرار دادهاند.
رهبر انقلاب در نگاه مردم ایران تنها یک مسئول سیاسی نیستند؛ ایشان ولی فقیه، رهبر انقلاب اسلامی و رهبر جامعهای هستند که یک تمدن، فرهنگ و تاریخ عمیق را نمایندگی میکند. بنابراین شهادت ایشان را نمیتوان در حد یک حادثه عادی یا یک پرونده شخصی تحلیل کرد.
وقتی رهبر یک ملت هدف ترور قرار میگیرد، مسئله دیگر مربوط به یک فرد و یک خانواده نیست، بلکه به امنیت و آینده یک ملت ارتباط پیدا میکند و طبیعی است که پاسخ به چنین جنایتی نیز باید در سطحی متناسب با اهمیت آن بررسی شود. از همین منظر، آنچه اتفاق افتاده باید در تراز یک مسئله ملی و حاکمیتی مورد توجه قرار گیرد و دستگاههای مختلف کشور نیز هر کدام متناسب با وظایف خود برای صیانت از امنیت، استقلال و اقتدار جمهوری اسلامی اقدام کنند.
رسا: شما بر «خونخواهی» تأکید دارید. منظور از خونخواهی در این شرایط چیست؟
سلیمی: خونخواهی در اینجا به معنای یک اقدام شخصی و احساسی نیست. باید توجه کنیم که رهبر یک نظام و یک ملت ترور شده است و بنابراین موضوع، یک مسئله ملی و حاکمیتی است. خونخواهی صحیح یعنی نظام اسلامی در برابر جنایتی که علیه عالیترین مقام آن صورت گرفته، به شکلی مقتدرانه، هوشمندانه و بازدارنده واکنش نشان دهد؛ به گونهای که دشمن احساس نکند میتواند چنین جنایتی را انجام دهد و بدون پرداخت هزینه از کنار آن عبور کند.
ما باید میان انتقام شخصی و پاسخ حاکمیتی تفاوت قائل شویم. انتقام شخصی اصلاً موضوع بحث ما نیست؛ آنچه مطرح است، دفاع از امنیت کشور، صیانت از جایگاه رهبری و برخورد با آمران و عاملان یک جنایت سازمانیافته در چارچوب قانون و تصمیمات حاکمیت است. بنابراین پاسخ جمهوری اسلامی باید به گونهای طراحی شود که علاوه بر توجه به ابعاد حقوقی و سیاسی موضوع، بتواند در آینده نیز نقش بازدارنده داشته باشد و محاسبات دشمن را نسبت به هزینه اقدامات مشابه تغییر دهد.
رسا: برخی افراد مسئله خونخواهی رهبر شهید را با موضوعاتی مانند آزادی قدس یا خروج آمریکا از منطقه یکی میدانند. آیا این دو موضوع یکسان هستند؟
سلیمی: این مسائل به یکدیگر مرتبط هستند، اما نباید آنها را یکی تلقی کنیم. آزادی قدس، مقابله با اشغالگری رژیم صهیونیستی و خروج نیروهای بیگانه از منطقه، از مسائل مهم جبهه مقاومت است، اما خونخواهی رهبر شهید موضوع مشخص دیگری است. ممکن است بخشی از پاسخ جمهوری اسلامی به این جنایت، در راستای تقویت جبهه مقاومت و تغییر معادلات منطقهای باشد، اما نباید اصل جنایت را در مسائل کلیتر حل کنیم و اجازه دهیم موضوع اصلی از اهمیت خود خارج شود.
وقتی رهبر انقلاب هدف یک اقدام تروریستی قرار گرفتهاند، باید مشخص شود که پاسخ به این جنایت چگونه و در چه سطحی انجام خواهد شد. جامعه باید احساس کند این پرونده در محاسبات نظام باقی مانده و قرار نیست با گذشت زمان به فراموشی سپرده شود. در عین حال، هرگونه تصمیمگیری درباره نحوه پاسخ باید با توجه به مصالح کشور، شرایط منطقه و مجموعه تهدیدهایی که جمهوری اسلامی با آنها مواجه است، انجام شود.
رسا: شما معتقدید پاسخ به این جنایت باید چه ویژگیهایی داشته باشد؟
سلیمی: پاسخ باید سه ویژگی اساسی داشته باشد؛ نخست اینکه قاطع باشد، دوم اینکه هوشمندانه و مبتنی بر محاسبه باشد و سوم اینکه بازدارندگی ایجاد کند. پاسخی که صرفاً برای تخلیه احساسات انجام شود اما نتواند محاسبات دشمن را تغییر دهد، ممکن است اثر مورد انتظار را نداشته باشد. ما باید به گونهای عمل کنیم که دشمن بداند عبور از خطوط قرمز جمهوری اسلامی هزینه دارد.
اگر دشمن تصور کند میتواند رهبران و فرماندهان ما را هدف قرار دهد و هیچ پاسخ مؤثری دریافت نکند، طبیعی است که جسارت بیشتری پیدا خواهد کرد؛ اما اگر بداند جمهوری اسلامی در زمان مناسب و با محاسبه دقیق پاسخ میدهد، آنگاه محاسبات دشمن تغییر خواهد کرد.
بنابراین پاسخ قاطع لزوماً به معنای واکنش عجولانه نیست، بلکه پاسخ زمانی میتواند مؤثر و راهبردی باشد که در کنار قاطعیت، هوشمندی، دقت و توجه به پیامدهای آن نیز وجود داشته باشد.
رسا: آیا اتفاقات مربوط به شهادت سردار سلیمانی را میتوان در تحلیل شرایط امروز مورد توجه قرار داد؟
سلیمی: قطعاً تجربه شهادت سردار حاج قاسم سلیمانی باید برای ما یک درس مهم باشد. شهید سلیمانی شخصیتی نبود که شهادتش صرفاً یک حادثه فردی تلقی شود؛ ایشان نماد یک جریان بزرگ مقاومت بود و ترور او نیز با هدف ضربه زدن به جبهه مقاومت انجام شد.
از نگاه بنده، اگر دشمن در همان مقطع به این نتیجه میرسید که ترور چنین شخصیت بزرگی هزینههای راهبردی سنگینی برای او ایجاد خواهد کرد، شاید محاسبات بعدی متفاوت میشد.
امروز باید از آن تجربه درس بگیریم. دشمن نباید تصور کند که میتواند مرحله به مرحله جلو بیاید و هر بار یک خط قرمز جدید را آزمایش کند. وقتی یک دشمن احساس کند خطوط قرمز کشور قابل عبور هستند، طبیعتاً قدم بعدی را با جسارت بیشتری برمیدارد.
بنابراین یکی از درسهای مهم حوادث گذشته این است که جمهوری اسلامی باید ضمن پرهیز از تصمیمهای احساسی، سازوکارهای بازدارندگی خود را به گونهای تقویت کند که دشمن در محاسبات خود نسبت به هزینه اقدامات علیه ایران دچار تردید جدی شود.
رسا: یعنی از نگاه شما، ضعف بازدارندگی میتواند دشمن را به تکرار اقدامات خود تشویق کند؟
سلیمی: بله، یکی از اصول مهم در امنیت ملی همین مسئله بازدارندگی است. بازدارندگی فقط به معنای داشتن سلاح و تجهیزات نیست، بلکه زمانی شکل میگیرد که دشمن هم توانایی کشور و هم اراده آن کشور برای استفاده از ظرفیتهای دفاعی خود را جدی بگیرد. اگر دشمن بداند ایران توان پاسخ دارد اما تصور کند ارادهای برای پاسخ وجود ندارد، بخشی از بازدارندگی از بین میرود و همین مسئله میتواند زمینه را برای محاسبات اشتباه دشمن فراهم کند.
بنابراین ما باید به دشمن بفهمانیم که جمهوری اسلامی نه اهل ماجراجویی است و نه اهل انفعال. ما جنگ را انتخاب نمیکنیم، اما اگر کسی به امنیت و حاکمیت کشور تعرض کند، جمهوری اسلامی توان و اراده دفاع از خود را خواهد داشت. بازدارندگی واقعی زمانی ایجاد میشود که این پیام به شکل روشن به طرف مقابل منتقل شود و او بداند تصمیم به تعرض، هزینههایی دارد که نمیتواند آنها را نادیده بگیرد.
رسا: برخی میگویند پاسخ قاطع ممکن است هزینههای زیادی برای کشور داشته باشد. این نگرانی را چگونه ارزیابی میکنید؟
سلیمی: هیچ تصمیم مهمی در حوزه امنیت ملی بدون هزینه نیست، اما باید هزینه اقدام و هزینه عدم اقدام را در کنار یکدیگر قرار دهیم. ممکن است یک تصمیم امنیتی هزینههایی داشته باشد، اما اگر عدم پاسخ موجب شود دشمن در آینده اقدامات گستردهتری انجام دهد، هزینه آن شاید بسیار بیشتر باشد. گاهی یک کشور برای حفظ امنیت خود باید هزینه بازدارندگی را بپردازد و نمیتوان صرفاً با نگاه کوتاهمدت درباره چنین موضوعاتی تصمیم گرفت.
البته این به معنای آن نیست که هر اقدامی را بدون توجه به پیامدهای اقتصادی و سیاسی آن انجام دهیم. مسئولان باید همه جوانب را بررسی کنند و بهترین تصمیم را بگیرند. اما نباید ترس از هزینه، ما را به نقطهای برساند که دشمن تصور کند میتواند هر اقدامی انجام دهد. هنر تصمیمگیری در حوزه امنیت ملی این است که ضمن شناخت هزینهها، منافع بلندمدت کشور و ضرورت حفظ امنیت و اقتدار ملی نیز مورد توجه قرار گیرد.
رسا: نقش دولت در خونخواهی و پاسخ به این جنایت چیست؟
سلیمی: دولت نقش بسیار مهمی دارد. دولت باید از دستگاههای نظامی و امنیتی کشور پشتیبانی کند و در عرصه سیاسی و دیپلماتیک نیز از حقوق جمهوری اسلامی دفاع کند. دولت نباید در چنین موضوعی دچار تردید و انفعال شود؛ البته شجاعت با بیمحاسبه بودن متفاوت است و مسئولان باید میان این دو مسئله تفاوت قائل شوند.
دولت باید همزمان دو کار را انجام دهد؛ از یک سو از امنیت و اقتدار کشور دفاع کند و از سوی دیگر تلاش کند هزینههای اقتصادی و سیاسی ناشی از شرایط جدید را مدیریت کند. همچنین دستگاه دیپلماسی باید ابعاد این جنایت را در مجامع بینالمللی مطرح کند و اجازه ندهد دشمن روایت خود را به عنوان روایت غالب به جهان تحمیل کند. در چنین شرایطی، مدیریت افکار عمومی و ارائه روایت دقیق از ابعاد جنایت نیز اهمیت فراوانی دارد.
رسا: قوه قضائیه چه وظیفهای در این زمینه دارد؟
سلیمی: قوه قضائیه باید ابعاد حقوقی این جنایت را به صورت جدی دنبال کند. باید پرونده تشکیل شود، اسناد جمعآوری شود و عاملان، آمران و پشتیبانان این اقدام در چارچوب موازین قانونی شناسایی شوند. این مسئله فقط جنبه نظامی ندارد و جنایت باید از نظر حقوقی و قضایی نیز پیگیری شود تا مشخص باشد جمهوری اسلامی از حقوق خود در عرصه داخلی و بینالمللی دفاع میکند.
اگر اسناد و شواهد کافی وجود داشته باشد، باید در چارچوب حقوق بینالملل نیز پیگیری شود و مسئولان این جنایت پاسخگو باشند. پیگیری حقوقی چنین پروندهای میتواند علاوه بر صیانت از حقوق جمهوری اسلامی، در تبیین ابعاد جنایت و جلوگیری از تحریف واقعیتها نیز مؤثر باشد.
رسا: شما بر برخورد با آمران و عاملان تأکید کردید. آیا این مسئله باید محدود به عوامل مستقیم باشد؟
سلیمی: در هر پروندهای باید همه ابعاد بررسی شود. اگر یک جنایت طراحی و سازماندهی شده باشد، طبیعی است که فقط فردی که اقدام نهایی را انجام داده، تمام ماجرا نیست. باید مشخص شود چه کسانی طراحی کردهاند، چه کسانی دستور دادهاند، چه کسانی پشتیبانی کردهاند و چه کسانی در اجرای آن نقش داشتهاند.
البته این کار باید بر اساس اسناد و اطلاعات دقیق انجام شود. جمهوری اسلامی یک نظام مبتنی بر قانون است و برخورد با افراد نیز باید در چارچوب تصمیم و موازین قانونی نظام انجام شود. اصل مهم این است که پرونده نباید محدود به سطح ظاهری باقی بماند و شبکه پشت جنایت نیز باید شناسایی شود؛ اما این مسئله باید با دقت اطلاعاتی، حقوقی و قضایی دنبال شود تا تصمیمها بر پایه اسناد معتبر و قابل اتکا باشد.
رسا: آیا خونخواهی رهبر شهید باید یک مطالبه مقطعی باشد یا اینکه میتواند به یک راهبرد بلندمدت تبدیل شود؟
سلیمی: به اعتقاد بنده، خونخواهی رهبر شهید نباید در حد یک واکنش مقطعی و احساسی باقی بماند. این حادثه باید در مجموعه سیاستهای امنیتی، دفاعی و راهبردی کشور مورد توجه قرار گیرد. دشمن باید بداند که با گذشت زمان، موضوع جنایت از محاسبات جمهوری اسلامی حذف نمیشود و چنین اقدامی به عنوان یک پرونده فراموششده باقی نخواهد ماند.
البته خونخواهی الزاماً به این معنا نیست که همیشه یک اقدام نظامی فوری انجام شود. ممکن است بخشی از پاسخ در یک مقطع انجام شود، بخشی در عرصه حقوقی و سیاسی دنبال شود و بخشی نیز در قالب تقویت بازدارندگی و تغییر معادلات منطقهای شکل بگیرد. آنچه اهمیت دارد این است که پرونده این جنایت بسته تلقی نشود و آمران و عاملان آن بدانند که جمهوری اسلامی موضوع را فراموش نکرده است.
رسا: آیا صرفاً پاسخ به عاملان مستقیم این جنایت میتواند بازدارندگی ایجاد کند؟
سلیمی: بازدارندگی زمانی شکل میگیرد که دشمن احساس کند محاسباتش درباره هزینه و فایده اقدام علیه ایران اشتباه بوده است. بنابراین باید ابعاد مختلف این جنایت شناسایی شود و مسئولان ذیصلاح بر اساس اسناد و اطلاعات دقیق، با شبکه تصمیمگیری و پشتیبانی پشت این اقدام نیز برخورد حقوقی و امنیتی متناسب داشته باشند.
البته تأکید میکنم که این مسئله باید در چارچوب قانون و تصمیم حاکمیت دنبال شود. جمهوری اسلامی نباید اجازه دهد احساسات جایگزین محاسبات امنیتی شود. ما خواهان پاسخ قاطع هستیم، اما پاسخ قاطع الزاماً به معنای پاسخ عجولانه نیست و هر اقدامی باید با در نظر گرفتن منافع و مصالح کشور طراحی شود.
رسا: به نظر شما چرا دشمن به خود اجازه داد تا به عالیترین مقام جمهوری اسلامی تعرض کند؟
سلیمی: این موضوع را باید از چند زاویه بررسی کرد. دشمن سالهاست تلاش میکند اراده جمهوری اسلامی را آزمایش کند و نقاط ضعف احتمالی را شناسایی کند. وقتی دشمن احساس کند که میتواند سطح اقدامات خود را افزایش دهد، ممکن است از یک مرحله به مرحله بعد برود.
بنابراین شهادت رهبر انقلاب را باید یک زنگ هشدار بسیار جدی دانست. دشمن باید بفهمد که تعرض به عالیترین مقام کشور، تعرض به تمامیت و امنیت جمهوری اسلامی است. اگر این تصور در ذهن دشمن شکل بگیرد که چنین اقدامی میتواند بدون پاسخ مؤثر باقی بماند، خطر تکرار اقدامات مشابه افزایش خواهد یافت و به همین دلیل باید سازوکارهای بازدارندگی به شکل مستمر تقویت شود.
رسا: آیا این حادثه را میتوان نتیجه ادامه سیاست فشار آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه جمهوری اسلامی دانست؟
سلیمی: آنچه مسلم است، دشمنی آمریکا و رژیم صهیونیستی با جمهوری اسلامی موضوع جدیدی نیست. از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی، فشار سیاسی، اقتصادی، امنیتی و نظامی علیه ایران ادامه داشته است و ترور شخصیتهای برجسته نیز بخشی از همین رویکرد بوده است.
اما نکته مهم این است که جمهوری اسلامی باید در هر مرحله، متناسب با شرایط جدید، راهبرد خود را بازتنظیم کند. اگر دشمن روشهای خود را تغییر میدهد، ما نیز باید شیوههای مقابله و بازدارندگی خود را ارتقا دهیم.
امروز دیگر فقط بحث دفاع در برابر یک حمله نظامی کلاسیک مطرح نیست؛ جنگ سایبری، عملیات اطلاعاتی، جنگ رسانهای، ترور، فشار اقتصادی و عملیات روانی نیز بخشی از میدان تقابل هستند و برای هر کدام باید تدبیر مناسب داشت.
رسا: شما به ضرورت خروج آمریکا از منطقه اشاره کردید. آیا حضور آمریکا در منطقه را یکی از ریشههای ناامنی میدانید؟
سلیمی: حضور نیروهای فرامنطقهای در غرب آسیا یکی از موضوعاتی است که باید از منظر امنیت منطقه بررسی شود. کشورهای منطقه باید بتوانند درباره امنیت خودشان تصمیم بگیرند. وقتی قدرتهای خارجی در منطقه حضور نظامی و امنیتی دارند، طبیعی است که منافع و رقابتهای آنها نیز وارد معادلات منطقهای شود.
جمهوری اسلامی همواره بر ضرورت استقلال کشورهای منطقه و کاهش وابستگی امنیتی آنان به قدرتهای خارجی تأکید داشته است. اما این موضوع نیز باید در چارچوب یک راهبرد بلندمدت دنبال شود و نمیتوان انتظار داشت مسائل پیچیده منطقهای با یک اقدام یا یک تصمیم فوری حل شود. امنیت منطقه نیازمند همکاری و اراده کشورهای منطقه و کاهش زمینههای دخالت قدرتهای خارجی است.
رسا: آیا جبهه مقاومت میتواند در پاسخ به این جنایت نقش داشته باشد؟
سلیمی: جبهه مقاومت یک جریان متکثر است و هر بخش آن شرایط و اقتضائات خاص خود را دارد. اما معتقدیم خون رهبر شهید باید در تاریخ این ملت زنده بماند و پاسخ به این جنایت نیز باید در سطحی باشد که بازدارندگی واقعی برای آینده کشور ایجاد کند. دشمن باید بداند جمهوری اسلامی ایران در برابر تجاوز، ترور و تعرض به حاکمیت ملی خود سکوت نخواهد کرد و اجازه نخواهد داد امنیت ملت ایران به بازیچه دشمنان تبدیل شود.
جمهوری اسلامی میتواند از مقاومت ملتهای منطقه حمایت سیاسی و معنوی داشته باشد، اما هر مجموعهای باید مطابق شرایط و تصمیمات خود عمل کند. نکته مهم این است که شهادت رهبران و فرماندهان مقاومت نباید موجب توقف جریان مقاومت شود. دشمن ممکن است تصور کند با حذف شخصیتها میتواند یک جریان را متوقف کند؛ اما جریانهای فکری و اجتماعی به سادگی با حذف افراد از بین نمیروند.
رسا: مهمترین پیام پاسخ جمهوری اسلامی برای دشمن چیست؟
سلیمی: پیام اصلی باید این باشد که امنیت و حاکمیت جمهوری اسلامی قابل تعرض نیست. دشمن باید بداند که اگر بخواهد عالیترین مقامات کشور، فرماندهان، مسئولان یا شخصیتهای برجسته جمهوری اسلامی را هدف قرار دهد، نمیتواند انتظار داشته باشد هیچ اتفاقی رخ ندهد.
پیام دوم، حفظ امنیت آینده کشور است. ما امروز فقط درباره یک حادثه گذشته صحبت نمیکنیم؛ بلکه درباره آینده امنیت ایران صحبت میکنیم. اگر پاسخ بازدارنده باشد، میتواند جلوی برخی اقدامات آینده را بگیرد و به دشمن نشان دهد که محاسبه هزینههای اقدام علیه جمهوری اسلامی باید با دقت بیشتری انجام شود.
رسا: در این میان، نقش رهبر جدید انقلاب و مسئله امنیت ایشان را چگونه ارزیابی میکنید؟
سلیمی: بعد از شهادت رهبر انقلاب، حفظ امنیت رهبر جدید و دیگر مسئولان عالیرتبه کشور یک وظیفه بسیار مهم است. دشمن باید بداند که با تغییر رهبری، خلأ امنیتی ایجاد نمیشود و ساختار جمهوری اسلامی همچنان پابرجا و مستحکم است.
امنیت رهبر جدید باید به صورت جدی مورد توجه دستگاههای امنیتی و نظامی قرار گیرد. هیچ کشوری اجازه نمیدهد عالیترین مقام آن به آسانی هدف عملیات دشمن قرار بگیرد. در عین حال، نباید فضای جامعه را با نگرانی و اضطراب پر کرد. باید با تقویت دستگاههای امنیتی و افزایش هوشیاری، شرایط را مدیریت کرد و اجازه نداد دشمن از فضای روانی ایجادشده سوءاستفاده کند.
رسا: آیا شهادت رهبر انقلاب میتواند موجب تضعیف نظام شود؟
سلیمی: دشمن احتمالاً چنین محاسبهای داشته است، اما نظام جمهوری اسلامی بر پایه یک فرد بنا نشده است. رهبر یک جایگاه بسیار مهم و تعیینکننده دارد، اما جمهوری اسلامی دارای ساختارهای قانونی، سیاسی، امنیتی و اجتماعی متعددی است.
دشمن اگر تصور کند با حذف یک شخصیت میتواند یک ملت را از مسیر خود خارج کند، در تحلیل خود دچار اشتباه شده است. البته این موضوع به شرطی است که مسئولان و مردم وحدت خود را حفظ کنند و اجازه ندهند دشمن از فضای ایجادشده برای ایجاد اختلاف داخلی استفاده کند. در چنین شرایطی، حفظ انسجام ملی و استمرار فعالیت ساختارهای کشور اهمیت بسیار زیادی دارد.
رسا: دشمن در فضای رسانهای تلاش میکند جامعه ایران را نسبت به آینده نگران کند. وظیفه مردم چیست؟
سلیمی: مردم باید بسیار هوشیار باشند. دشمن فقط با موشک و پهپاد و عملیات نظامی وارد میدان نمیشود؛ جنگ روانی و رسانهای نیز بخش مهمی از رویارویی امروز است. ممکن است دشمن در فضای مجازی شایعه ایجاد کند، اخبار جعلی منتشر کند و تلاش کند مردم را نسبت به آینده کشور ناامید کند.
در چنین شرایطی، مردم باید اخبار را از منابع معتبر دریافت کنند و هر مطلبی را بازنشر نکنند. از طرف دیگر، مسئولان نیز باید اطلاعرسانی دقیق و بهموقع داشته باشند. هرچه خلأ اطلاعاتی بیشتر باشد، زمینه برای فعالیت شایعات بیشتر خواهد شد و به همین دلیل اطلاعرسانی شفاف و مسئولانه یکی از ابزارهای مهم مقابله با جنگ روانی دشمن است.
رسا: آیا حوزههای علمیه در این شرایط وظیفهای بر عهده دارند؟
سلیمی: حوزههای علمیه وظیفه سنگینی دارند. حوزه باید برای مردم تبیین کند که شهادت رهبر انقلاب چه ابعادی دارد، چرا امنیت ملی اهمیت دارد و چرا دشمن تلاش میکند جامعه را دچار ترس و اختلاف کند. روحانیون باید در مساجد، مدارس و فضای مجازی حضور فعال داشته باشند و اجازه ندهند روایت دشمن به روایت غالب در جامعه تبدیل شود.
البته حوزه باید در کنار تبیین، آرامش جامعه را نیز حفظ کند. نباید مردم را به سمت اقدامات خودسرانه یا رفتارهای هیجانی سوق داد. مسئولیت ما این است که مردم را نسبت به توطئه دشمن آگاه کنیم و در عین حال آنان را به قانون، عقلانیت و حفظ وحدت دعوت کنیم. حوزه باید هم نقش تبیینی خود را ایفا کند و هم در حفظ آرامش و انسجام اجتماعی نقشآفرین باشد.
رسا: در نهایت، اگر بخواهید خواسته خود را از مسئولان درباره خونخواهی رهبر شهید بیان کنید، چه میگویید؟
سلیمی: خواسته ما این است که این پرونده با جدیت دنبال شود و اجازه داده نشود چنین جنایتی به مرور زمان به فراموشی سپرده شود. حاکمیت باید برای برخورد با آمران و عاملان این جنایت، در چارچوب قانون و مصالح کشور، برنامه و سناریوی مشخص داشته باشد.
پاسخ باید به گونهای باشد که دشمن بفهمد از بالاترین خط قرمز جمهوری اسلامی عبور کرده و این اقدام بدون هزینه نخواهد ماند. در عین حال، پاسخ نباید احساسی و شتابزده باشد. مسئولان باید با استفاده از همه ظرفیتهای نظامی، امنیتی، حقوقی، سیاسی و دیپلماتیک، پاسخ مناسب را طراحی کنند.
رسا: یکی از نگرانیها، ایجاد خلأ پس از شهادت رهبر انقلاب است. آیا این نگرانی را جدی میدانید؟
سلیمی: هر حادثهای در این سطح طبیعتاً آثار سنگینی دارد، اما جمهوری اسلامی برای شرایط مختلف ساختارهای قانونی و نهادی مشخصی دارد. نباید اجازه دهیم دشمن از فضای روانی پس از شهادت سوءاستفاده کند. یکی از مهمترین وظایف مسئولان در چنین شرایطی، حفظ ثبات سیاسی، استمرار فعالیت دستگاههای اجرایی و تقویت امنیت عمومی است.
مردم نیز باید بدانند که شهادت یک شخصیت، به معنای تعطیل شدن کشور نیست. کشور باید با قدرت به مسیر خود ادامه دهد و مسئولان نیز باید با مدیریت صحیح شرایط، اجازه ندهند خلأ روانی یا سیاسی ایجادشده به فرصتی برای دشمن تبدیل شود.
رسا: درباره امنیت رهبر جدید چه انتظاری از دستگاههای مسئول دارید؟
سلیمی: امنیت رهبر جدید باید یکی از اولویتهای اصلی دستگاههای امنیتی و نظامی باشد. دشمن باید بداند که پس از شهادت یک رهبر، امکان ایجاد خلأ امنیتی یا تکرار سناریوی ترور وجود ندارد.
این موضوع نیازمند بازنگری مستمر در ساختارهای حفاظتی، اطلاعاتی و امنیتی است. تهدیدها تغییر میکنند و شیوههای حفاظت نیز باید متناسب با تهدیدهای جدید ارتقا پیدا کند. البته درباره جزئیات مسائل امنیتی نباید در فضای عمومی سخن گفت، چون ممکن است اطلاعات مورد استفاده دشمن قرار گیرد. آنچه میتوان گفت این است که امنیت رهبر جدید و مسئولان عالی کشور باید با جدیت تمام تأمین شود.
رسا: برخی میگویند مهمتر از انتقام، ادامه راه رهبر شهید است. آیا این دو را مقابل یکدیگر قرار میدهید؟
سلیمی: خیر، این دو در مقابل یکدیگر نیستند. ادامه راه رهبر شهید، یک وظیفه تاریخی و فرهنگی است و پاسخ به جنایت نیز بخشی از صیانت از امنیت و اقتدار کشور محسوب میشود. اگر ما فقط درباره انتقام سخن بگوییم ولی راه و اندیشه رهبر شهید را فراموش کنیم، بخش مهمی از مسئولیت خود را نادیده گرفتهایم.
از سوی دیگر، اگر بگوییم فقط باید راه ایشان را ادامه دهیم و درباره جنایت دشمن هیچ اقدامی نکنیم، این نیز نگاه کاملی نیست. باید هم راه شهید را ادامه دهیم و هم از امنیت و عزت نظام اسلامی دفاع کنیم. ادامه مسیر شهیدان در واقع به معنای حفظ ارزشها، آرمانها و اصولی است که آنان برای آن ایستادگی کردند.
رسا: نقش مردم در ادامه راه رهبر شهید چیست؟
سلیمی: مردم باید وحدت خود را حفظ کنند. دشمن بیش از هر چیز به دنبال شکاف داخلی است اگر مردم درگیر اختلافات جناحی و سیاسی شوند، دشمن به هدف خود نزدیکتر میشود. مردم باید بدانند که اختلاف سلیقه طبیعی است، اما امنیت کشور، استقلال ایران و تمامیت ارضی موضوعاتی نیست که بتوان آنها را قربانی اختلافات سیاسی کرد.
همچنین مردم باید در عرصه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی نیز کمک کنند تا کشور در برابر فشارهای دشمن مقاومتر شود. حفظ وحدت، افزایش امید اجتماعی، حمایت از تولید و تلاش برای تقویت توان داخلی، از جمله اقداماتی است که میتواند کشور را در برابر فشارهای خارجی مقاومتر کند.
رسا: حوزههای علمیه در زمینه تبیین خونخواهی رهبر شهید چه نقشی دارند؟
سلیمی: حوزههای علمیه باید برای مردم تبیین کنند که خونخواهی در نظام اسلامی با انتقامگیری فردی تفاوت دارد. ما باید برای نسل جوان توضیح دهیم که چرا شهادت یک رهبر، مسئلهای فراتر از یک حادثه شخصی است و چرا حفظ امنیت و اقتدار نظام اهمیت دارد.
از سوی دیگر، حوزه باید مراقب باشد ادبیات خود را به گونهای تنظیم کند که موجب تحریک افراد به اقدامات خودسرانه نشود. وظیفه حوزه، تبیین، بصیرتبخشی و هدایت جامعه است. طلاب و روحانیون باید ضمن دفاع از اصل اقتدار کشور، مردم را به قانونگرایی، صبر، وحدت و اعتماد به نهادهای مسئول دعوت کنند و اجازه ندهند احساسات بر عقلانیت و منطق غلبه کند.
رسا: آیا دشمن میتواند با شهادت رهبر انقلاب به هدف خود یعنی تضعیف انقلاب برسد؟
سلیمی: اگر جامعه دچار اختلاف و ناامیدی شود، دشمن میتواند از این شرایط سوءاستفاده کند؛ اما اگر مردم و مسئولان وحدت خود را حفظ کنند، شهادت یک رهبر نمیتواند انقلاب را متوقف کند. تجربه تاریخی انقلاب اسلامی نشان داده است که جریان انقلاب تنها وابسته به یک شخص نیست.
البته شخصیت رهبر بسیار مهم است، اما اندیشه، مردم، ساختار نظام و آرمانهای انقلاب نیز وجود دارند بنابراین وظیفه ما این است که اجازه ندهیم شهادت رهبر شهید تبدیل به نقطه آغاز اختلافات داخلی شود و دشمن بتواند از فضای ایجادشده برای ضربه زدن به انسجام کشور استفاده کند.
رسا: اگر پاسخ داده نشود، چه پیامدی برای آینده امنیت کشور خواهد داشت؟
سلیمی: نباید درباره پیامدهای چنین تصمیمی با قطعیت سخن گفت، اما از منظر بازدارندگی، هر اقدامی که دشمن را به این نتیجه برساند که هزینه تجاوز پایین است، میتواند خطرناک باشد. اگر دشمن تصور کند ترور و تعرض به شخصیتهای عالیرتبه جمهوری اسلامی هزینه جدی ندارد، ممکن است در آینده نیز به چنین اقداماتی فکر کند.
به همین دلیل، حتی اگر پاسخ در شکل و زمان خاصی انجام نشود، باید سازوکارهای دیگری برای ایجاد بازدارندگی فعال شود. این بازدارندگی میتواند نظامی، امنیتی، حقوقی، دیپلماتیک و اقتصادی باشد. اصل مهم این است که دشمن نباید احساس کند جمهوری اسلامی در برابر تهدیدها فاقد قدرت یا اراده دفاع است.
در کنار این موضوع نیز نیازمند وحدت و هوشیاری هستیم؛ دشمن نباید بتواند میان مردم و نظام، میان مردم و نیروهای مسلح و میان جریانهای مختلف سیاسی اختلاف ایجاد کند.
رسا: و اگر پاسخ هوشمندانه و بازدارنده انجام شود، چه اثری خواهد داشت؟
سلیمی: اگر پاسخ بهدرستی طراحی و اجرا شود، میتواند محاسبات دشمن را تغییر دهد. دشمن باید بداند که اقدام علیه ایران، هزینه دارد و این پیام میتواند در آینده از وقوع برخی اقدامات جلوگیری کند.
اما همانطور که بارها تأکید کردم، پاسخ باید هوشمندانه باشد. ما نباید اجازه دهیم دشمن زمان، مکان و شکل پاسخ ما را تعیین کند. باید مسئولان کشور با استفاده از ظرفیتهای اطلاعاتی، نظامی، امنیتی و دیپلماتیک، بهترین تصمیم را اتخاذ کنند و در این مسیر، منافع ملی و مصالح کشور را در اولویت قرار دهند.
رسا: آیا میتوان گفت خونخواهی رهبر شهید یک مطالبه فراتر از مرزهای ایران است؟
سلیمی: رهبر انقلاب در طول سالهای گذشته برای بسیاری از مسلمانان و آزادیخواهان جهان یک شخصیت شناختهشده و اثرگذار بودند. طبیعی است که شهادت چنین شخصیتی فقط در داخل ایران بازتاب نداشته باشد.
اما جمهوری اسلامی باید ابتدا مسئولیت خود را نسبت به امنیت و منافع ملت ایران انجام دهد و سپس در چارچوب سیاستهای رسمی کشور از آرمانهای امت اسلامی و جبهه مقاومت حمایت کند. ما نباید موضوع را احساسی کنیم، بلکه باید با نگاه تمدنی و بلندمدت به آن بنگریم و بدانیم که حفظ آرمانها و تقویت جریان مقاومت نیازمند برنامهریزی مستمر و هوشمندانه است.
رسا: در پایان این گفتوگو، اگر بخواهید یک پیام کوتاه به دشمنان جمهوری اسلامی بدهید، چه میگویید؟
سلیمی: پیام ما روشن است؛ جمهوری اسلامی ایران اهل تجاوز و ماجراجویی نیست، اما در برابر تجاوز نیز منفعل نخواهد ماند. دشمن نباید تصور کند با شهادت رهبران و فرماندهان میتواند اراده یک ملت را درهم بشکند. ما راه شهیدان را ادامه خواهیم داد، از امنیت کشور دفاع خواهیم کرد و اجازه نخواهیم داد جنایت علیه عالیترین مقام کشور به یک امر عادی تبدیل شود.
پاسخ جمهوری اسلامی باید در زمان و شیوهای که مسئولان ذیصلاح تعیین میکنند، انجام شود؛ پاسخی که در چارچوب قانون، منافع ملی و مصالح کشور باشد و بتواند برای آینده، بازدارندگی واقعی ایجاد کند. در این مسیر، وحدت مردم، هوشیاری نخبگان، آمادگی نیروهای مسلح و تبیین صحیح حوزههای علمیه اهمیت فراوان دارد.
نباید دشمن را دستکم گرفت، اما نباید از آن نیز ترسید. ملت ایران باید با آرامش، بصیرت و اقتدار، مسیر خود را ادامه دهد و اجازه ندهد خون رهبر شهید به دستاویزی برای اختلاف داخلی یا ناامیدی جامعه تبدیل شود. آنچه امروز اهمیت دارد، حفظ انسجام کشور، تقویت اقتدار ملی، ادامه مسیر شهیدان و اتخاذ تصمیمهای سنجیده برای تأمین امنیت و منافع جمهوری اسلامی است.