چرا دست از تخریب شهید رئیسی بر نمیدارند؟
به گزارش سرویس سیاسی خبرگزاری رسا، فضای رسانهای و مجازی کشور پر از ادعاهای مختلفی است که صحت سنجی آن قطعا زمان بر است. افراد نیز با استفاده از همین خلاء بررسی و صحت سنجی و استفاده از تاثیر روایت اول، موارد کذب و غیر موثق خود را در این فضا طنین انداز میکنند. این مسیر اما نیازمند یک ترمیم جدی است و از لحاظ قانونی افراد بایستی پاسخگوی ادعاهای خود باشند تا بدون سند و مدرک هیچ فردی جامعه فکری را مخدوش نکند.
وگرنه با رها کردن این موضوع قطعا ادعاهای مختلف همچنان بدون پشتوانه حقیقی در فضای مجازی گسترش مییابد.برنامهای مجازی که روی ادعاهای ناهنجار سرمایهگذاری کردهاخیرا در یک برنامه با مجری گری «علی ضیاء» بازهم ادعاهایی درباره شهید رئیسی مطرح شده که بازهم مجری برنامه با آن شکل و شمایل متعجبی که در برابر اظهارات میهمانان خود میگیرد سعی کرده که به جای سئوال درباره صحت چنین ماجرایی آن را شگفتانگیز توصیف کند.فردی به نام بختیاری در گفتوگو با علی ضیا مدعی شده بود در دولت شهید سید ابراهیم رئیسی از او خواستهاند مفاهیم اقتصادی را به صورت متنهای ساده برای ساخت انیمیشن آماده کند و کلیپها کوتاه باشد تا رئیس جمهور شهید بتواند این موارد را درک کند. وی در پایان این ادعا مطرح میکند که این موضوع خیلی سیاه است.
موج مختلف تخریبهای شهید رییسی در زمان حیاتش متاسفانه در زمان «شهید سید ابراهیم رئیسی» نیز بسیاری از این موارد مطرح میشد تا وی را از لحاظ رسانهای تخریب کنند. در همین راستا موضوع سئوالی که شهید رئیسی از یک بومی در سفر استانی پرسیده بود که «ناهار خوردید» کاملا به طور طراحی شدهای بارها تکرار و تخریب رئیس جمهور سابق اجرا شد.
در موضوع دیگر در انتخابات ریاست جمهوری یکی از کاندیداهای اصلاح طلب ادعا کرد که شهید رئیسی چند کلاس بیشتر سواد ندارد و همین موضوع توسط رسانههای اصلاحطلب بارها و بارها به ناحق تکرار شد و در موارد مختلف به صورت طعنهآمیز در فضای مجازی برای تخریب شهید رئیسی استفاده میشد.
موارد تخریب شهید رئیسی بسیار است. دقیقا هدف رسانهای ایجاد یک تصویر ذهنی در مخاطب بود که رئیسجمهوری بر صدر امور اجرایی کشور است که شایستگی این پست را ندارد. تفکراتی که به اقدامات بنیادین اقتصادی منجر شد هر چند که یکی از پرکارترین رئیسجمهورهای کشور شهید رئیسی بود که اقدامات مختلفی انجام داد و در انتها در یک سفر استانی به شهادت رسید.این موضوع نشان میدهد که برنامهریزی گستردهای درباره این موضوع صورت گرفته بود و حالا اما تکرار همان ادعا برای تخریب شهید رئیسی بسیار قابل توجه است.نگاهی به اقدامات شهید رئیسی در حوزه اقتصادی به خوبی نمایان کننده نوع بینش و نگاه رو به جلو این شهید درباره اقتصاد کشور بوده است.تنها در بخش بانکی رئیس جمهور بعد از مدتها با مدیران عامل بانکها دیدار کرد و فرمان 10 مادهای را برای اصلاح نظام بانکی صادر کرد. موضوعی که به عنوان یک سیاست اقتصادی ریسکپذیر اما اصلاحی در آن دوره مطرح شد و مردمی کردن اقتصاد بانکی و ارائه تسهیلات به مردم محور چنین اصلاحی قرار گرفت.
در اقدامی قابل توجه شهید رئیسی به سراغ پروژههای ناتمام کشور رفت و با احیا این پروژهها هم بودجههای هزینه شده را به چرخه اقتصادی کشور بازگرداند و هم نسبت به هدر رفت سرمایه کشور جلوگیری و اشتغالزایی و رفاه ایجاد کرد.در همین دوره بود که کشورمان به پیمانهای مهم اقتصادی بین المللی چون بریکس و شانگهای پیوست. این موارد از دیدگاه اقتصادی این شهید بزرگوار حکایت دارد اما برخی سعی دارند روایت کاملا معکوسی از این ماجرا ارائه دهند.
چرا شهید رییسی پس از شهادت نیز تخریب میشود؟اما یک سئوال جدی در این حوزه مطرح میشود، « چرا پس از گذشت مدتها از شهادت شهید رئیسی، بازهم تخریب ایشان تمام نمیشود؟» آنچه از این موضوع پیداست تنها به تخریب فردی و شخصیتی این شهید ماجرا ختم نمیشود.این تخریبها سعی دارد نوع نگرش و مدیریتی که در زمان این شهید در کشور حکمفرما بوده را تخریب کند. در این خصوص تلاش میشود که فضای مدیریتی در این حوزه که با تلاش فراوان و بی وقفه و همچنین کار اجرایی برنامه ریزی شده و مدوام انجام میشد مورد تخریب قرار گیرد تا ذهن مخاطب را نسبت به آن بدبین و خدشهدار کند.
مسئله مقابله بر سر روایت عملکرد یک دولت و تصویری است که از یک دوره مدیریتی در ذهن جامعه باقی میماند.تکرار ادعاهای تأییدنشده، حتی اگر در ابتدا مخاطب محدودی داشته باشد، در طول زمان میتواند به ساختن یک تصویر جعلی از واقعیت منجر شود.از این منظر، نقد عملکرد شهید رئیسی و دولت او کاملاً طبیعی و حتی ضروری است، اما نقد با تخریب و ادعای بدون سند تفاوت دارد.اگر قرار است درباره آن دوره قضاوتی تاریخی شکل بگیرد، این قضاوت باید بر پایه کارنامه، آمار و عملکرد واقعی باشد، نه روایتهایی که صرفاً با تکرار و فضاسازی رسانهای اعتبار پیدا میکنند. شاید به همین دلیل است که پس از گذشت زمان، همچنان باید میان نقد منصفانه و تلاش برای بازنویسی واقعیت تفاوت قائل شد.
تداوم این روایتها را نمیتوان صرفاً در چارچوب یک اختلاف نظر سیاسی یا نقد عملکرد یک رئیسجمهور سابق تحلیل کرد. مسئله مهمتر، رقابت بر سر تصویری است که قرار است از یک دوره مدیریتی در حافظه عمومی باقی بماند.
عملکرد دولتها با امار و ارقام باید سنجیده شود یا ادعاهای اثبات نشده؟!از سوی دیگر، عملکرد هر دولت باید با عدد، آمار، تصمیمات اجرایی و نتایج واقعی سنجیده شود، نه با خاطرهسازی و روایتهای احساسی که هیچ سندی درباره آن وجود ندارد.اگر درباره توان مدیریتی یا نگاه اقتصادی شهید رئیسی پرسشی وجود دارد، مسیر منطقی آن بررسی تصمیمات اقتصادی، شاخصهای کلان، پروژههای عمرانی، سیاست خارجی اقتصادی و میزان تحقق وعدههاست؛ نه بازتولید حکایتهایی که صحت آنها روشن نیست.اتفاقاً اگر منتقدان عملکرد آن دولت اسناد و نقد مستندی دارند، طرح آن میتواند به یک گفتوگوی جدی و مفید منجر شود؛ اما جایگزین کردن سند با روایت، بیش از آنکه به روشن شدن واقعیت کمک کند، فضای عمومی را به سمت قضاوتهای هیجانی سوق میدهد.
نکته مهمتر اینکه تخریب یک فرد پس از پایان مسئولیتش و حتی در فقدان حیاتش، در واقع میتواند تخریب یک الگوی مدیریتی نیز باشد.این تخریبها خود نشان میدهد که آنچه از عملکرد این شهید باقی مانده باعث نگرانی شده است که سعی دارد با تخریبهای اینچنینی آن را در ذهن مخاطب مخدوش کنند.از این منظر، پرسش اصلی شاید این نباشد که چرا هنوز درباره شهید رئیسی صحبت میشود؛ بلکه این است که چرا برخی برای قضاوت درباره یک رئیسجمهور، به جای کارنامه او سراغ روایتهای جعلی و اثباتنشده میروند؟ پاسخ به این پرسش میتواند روشن کند که نزاع موجود تنها بر سر یک شخصیت نیست؛ بلکه بر سر حافظه سیاسی جامعه و روایتی است که از عملکرد یک دوره مدیریتی برای نسل امروز و آینده باقی خواهد ماند.