۱۴ خرداد ۱۳۹۳ - ۲۳:۵۳
کد خبر: ۲۰۸۵۵۶

انتشار شماره 64 ماهنامه خانه خوبان

خبرگزاری رسا ـ شماره شصت و چهارم ماهنامه خانه خوبان از سوی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(رحمة الله علیه) منتشر شد.
ماهنامه خانه خوبان
به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا، شصت و چهارمین شماره ماهنامه خانه خوبان ویژه اردیبهشت‌ماه 93 به مدیر مسؤولی محمد دولتخواه از سوی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(رحمة الله علیه) چاپ و روانه بازار شد.
طلیعه، پنجره، ره‌نمایی، مقاله، امام خوبان، داستان خوبان، والدین، ویژه‌برنامه، حقوق خوبان، احکام، گفت وگو، خانه بدان، اهالی خوبان، خبر، گزارش خوبان و پیغام و پسغام از بخش های مطرح‌شده در این ماهنامه است.
 
در بخش طلیعه این ماهنامه به موضوعات مختلفی پرداخته شده که ذیل یکی از این موضوعات با عنوان سخت‌تر از یک کشور لائیک آمده است: «چندین سال پیش در یکی از فروشگاه‌های ترکیه ، با میزبانمان قدم می زدیم؛ یک زن چادری، با دو تا دختر کوچولوی روسری به سر، وسط یکی از شهرهای ترکیه که چندان ایرانی به خود نمی‌بیند، صحنه غریبی بود. نگاه های متعجب که از هر طرف به سمت ما شلیک می‌شدند، گاهی بی‌طاغت می‌شدند و می‌آمدند جلو: شما اهل کجا هستید؟
 
وقتی اسم(ایران) را می‌شنیدند، انگار جواب تمام سؤالاتشان را یک‌جا می گرفتند و تعجبشان کلا خاموش می‌شد. برای آنها اسم ایران توجیه‌کننده خیلی چیزها از جمله حجاب دو تا دختر کوچولوی کم سن و سال بود. بعضی‌ها ذوق می‌کردند برای دخترهایم؛ حتی کسانی که خودشان بی‌حجاب بودند. در آغوش می‌گرفتند و می‌بوسیدند و ... .
 
حالا رفته‌ایم قشم؛ در خاک ایران اسلامی. حجاب‌ها ناگفتنی و توصیف‌ناکردنی! سر و وضع دخترها و پسرها و خانم‌ها در حد فجیع. آن وقت میان این همه قیافه، یک خانم چادری و کنارش دو تا دختر کوچولوی چادری؛ دخترهای کوچولی که ریزنقش‌اند و از سن خودشان هم کوچک‌تر به نظر می‌رسند. نگاه‌ها سنگین است. بعضی حتی برمی گردند و در حال دورشدن چشم از ما برنمی‌دارند. پسرکم عصبی شده و کم کم کنترلش از دست می رود. دخترها کلافه‌اند و دلخور. این‌جا حتی از یک کشور لائیک بیش‌تر سخت گذشت!
 
شب که دور هم نشستیم مجبور شدم برای بچه‌ها حرف بزنم و مسائلی را برایشان توضیح بدهم تا کلافگی اذیتشان نکند. حالا می فهمم کسانی که در شهرهای این چنینی زندگی می‌کنند چه قدر برای تربیت مذهبی فرزندانشان مشکل دارند. قطعا پاداش و ارزش کار آن‌ها نزد خدا خیلی بیشتر از مایی است مه محیطی یکدست مذهبی داریم. شهرمان، خانواده و نزدیکانمان، دوستان بچه‌هایمان، و ... خدا توفیقاتشان را روز به روز بیش‌تر کند».
 
بخش داستان خوبان شامل موضوعاتی همچون «از تو به یک اشارت»، «آخرین امید»، «یا حسین» و « حاجی هدایت» است که در ذیل موضوع از تو به یک اشارت می‌خوانیم: « بعد از یک سال خادمی حرم حضرت معصومه(سلام‌الله علیها) دلم گرفته بود از بعضی برخوردها و برخی مسائل، غم‌زده و ناراحت تصمیم گرفتم دیگر خادم نباشم و ... قهر کردم. موقع خداحافظی با چشمانی بارانی زل زدم به گنبد و گفتم(اگر من کنیز شما هستم خودتان صدایم کنید.
 
ظهر روزی که شیفت من رسید، هر چه همسرم دلیل نرفتنم را پرسید چیزی نگفتم. او بعد از نهار خوابید. بعد از دقایقی ناگهان بیدار شد و گفت: در عالم خواب، آقا موسی بن جعفر(علیه‌السلام) را دیدم که به منزل ما تشریف آورده‌اند. ایشان را در آغوش کشیدم و در حالی که می‌گریستم و شانه و سر مبارکشان را می‌بوسیدم عرض کردم: (آقاجان! کجا آمده‌اید؟) اما حضرت ایستاده بودند و مرا می‌نگریستند.
 
علی‌رغم اطلاع از رؤیای همسرم، باز هم سر شیفتم نرفتم. به زیرزمین رفتم و خوابیدم ام در خواب صدای بانویی را شنیدم که می‌فرمود: ( تو خادمه من هستیع بیا حرم) ولی من باز اعتنایی نکردم. دوباره همان صدا با لحنی ناراحت و با تندی فرمود: (بلند شو! بلند شو! تو خادمه من هستی، بیا حرم) در این موقع از خواب پریدم، به حرم رفتم و با روحیه مضاعفی که از این لطف، گرفته بودم به کارم ادامه دادم».
 
شصت و چهارمین شماره ماهنامه خانه خوبان ویژه اردیبهشت‌ماه 93 به مدیر مسؤولی محمد دولتخواه از سوی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(رحمة الله علیه) در 80 صفحه و با قیمت 2500 تومان منتشر شده است./907/ 601/ع
ارسال نظرات
captcha