گردگیری از دل
هادی الیاسی

سالیانی است که سنتی حسنه «غبار روبی از مساجد» در هفته آخر ماه شعبان و حلول ماه مبارک رمضان در کشور ما اجرا میشود.
مؤمنین خدا جوی در این هفته گرد و غبار را از صورت خانههای خدا در زمین میگیرند، آنها را نظافت میکند تا مهیای مهمانی بزرگ خدا شوند.
پیامبر اسلام ـصلی الله علیه و آلهـ فرموده است: مَنْ قَمَّ مَسْجِداً کَتَبَ اللَّهُ لَهُ عِتْقَ رَقَبَةٍ وَ مَنْ أَخْرَجَ مِنْهُ مَا یُقَذِّی عَیْناً کَتَبَ اللَّهُ لَهُ کِفْلَیْنِ مِنْ رَحْمَتِه؛ هر کس مسجدی را رُفت و رُوب کند، خداوند برایش پاداش آزاد کردن بردهیی مینویسد و هر کس هر چیزی که چشمی را ناخوش آید، از آن بیرون بَرد (غبارروبى کند) خدایش دو بهره از رحمت خویش برایش مینویسد(1).
به همین خاطر مساجد و خانههای خدا همیشه پاک و مطهر بودهاند و خداوند نیز انسانها را از آلوده کردن آنها نهی کرده است.
با کمی دقت در روایات و فرمایشهای پیشوایان دینی درمییابیم که خداوند روی زمین خانههای دیگری نیز دارد، که طبق همین قاعده نه تنها باید از آلوده شدن آنها جلوگیری کرد، بلکه در آستانة ماه ضیافت الهی آنها را نیز گرد گیری نمود.
امام صادق ـعلیه السلامـ فرموده است: الْقَلْبُ حَرَمُ اللَّهِ فَلَا تُسْکِنْ حَرَمَ اللَّهِ غَیْرَ اللَّه؛ دل آدمى حرم خداست، غیر خدا را در حرم خدا جاى مده(2).
دل هر انسان، خانة خدا در بدن اوست. کانون فطرت و مظهر تجلی گاه روح قلب یا همان دل به تعبیر ماست. قلب در لسان قرآن و روایات و دل در تعبیر ادبیات فارسی مفهومی اختصاصیتر و محدود تر از نفس دارد.
حالات قلبی، اعم از ترس و وحشت، گرفتگی و دلتنگی، آرامش و نشاط است و مصدر خیر و شر و محل احساسات و عواطف و گرایشات فطری نیز قلب است.
پیشوای ششم در سخنی دیگر فرموده است: موضع العقل الدّماغ، و القسوة و الرّقّة فی القلب؛ جایگاه خرد مغز است، و جایگاه سختى و نرمى دل (3) .
قصد و اراده و اختیار، به قلب نسبت داده میشود و به همین علت مسؤلیت همة اعمال و رفتار انسان در نهایت متوجه قلب میشود و انسان به سبب همین اکتسابات قلبی مورد مؤاخذه قرار میگیرد.
لا یُؤاخِذُکُمُ اللَّهُ بِاللَّغْوِ فی أَیْمانِکُمْ وَ لکِنْ یُؤاخِذُکُمْ بِما کَسَبَتْ قُلُوبُکُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ حَلیمٌ؛ خداوند شما را به خاطر سوگندهایى که بدون توجه یاد مىکنید، مؤاخذه نخواهد کرد، اما به آنچه دلهاى شما کسب کرده مؤاخذه مىکند و خداوند، آمرزنده و بردبار است(4).
قلب مرکز ادراکات حضوری و شهود باطنی و محل نزول وحی و دریافت فیض الهی و ارتباط با عالم غیب است و در یک کلام قلب انسان سلطان اعضاء و جوارح اوست.
رسول خدا ـصلی الله علیه و آلهـ فرموده است: القلب ملک و له جنود فإذا صلح الملک صلحت جنوده و إذا فسد الملک فسدت جنوده؛ دل پادشاهی است که سپاهیان دارد و اگر شاه صالح باشد سپاهیانش نیز صالح و اگر شاه فاسد باشد سپاهیانش نیز فاسد خواهند شد(5).
هنگامی که اعراب بادیه نیشین ایمان آوردند خداوند به پیامبر وحی کرد که ای پیامبر! به آنها بگو ایمان نیاوردهاید، بلکه بگویید ما تسلیم شدیم، چراکه هنوز ایمان در دلهایتان داخل نشده است(6).
تا ایمان به دل راه نیابد و در آن ثابت و پایدار نگردد، به انسان عنوان مؤمن اطلاق نخواهد شد، زیرا ایمان فقط به زبان او جاری شده است و در عمق جان ریشه نکرده. این نوعی نفاق و درویی است؛ دلش با غیر خدا و زبان با خدا باشد!
گناه و معصت و عدم اطاعت از دستورات الهی، سبب جدایی او از رحمت خداوند و افتادن حجاب بر روی قلب خواهد شد. این در صورتی است که در خانهای که متعلق به خداست غیر خدا جای بگیرد.
در این هنگام قرآن میفرماید: وَ جَعَلْنا عَلى قُلُوبِهِمْ أَکِنَّةً أَنْ یَفْقَهُوهُ وَ فی آذانِهِمْ وَقْراً؛ و ما بر دلهایشان پرده میافکنیم، تا آن حقایق را درنیابند و گوشهایشان را سنگین میکنیم(7).
از این حالت قلب باید به خدا پناه برد، زیرا در چنین وضعی قلب انسان جولانگاه وسوسههای شیطان میشود.
نافرمانی خداوند متعال از نورانیت و صفای دل میکاهد و بر اثر نافرمانی و معصیت غبار زنگار بر آن مینشیند و انسان را نسبت به اعمال خیر و حسنات بیرقبت میکند.
خداوند در قرآن بر این غبار و زنگار گرفتن دل تأکید کرده است: کَلاَّ بَلْ رانَ عَلى قُلُوبِهِمْ ما کانُوا یَکْسِبُونَ ، کَلاَّ إِنَّهُمْ عَنْ رَبِّهِمْ یَوْمَئِذٍ لَمَحْجُوبُونَ ؛ حقا به سبب کارهایی که کرده بودند زنگار گناه بر دلهایشان مسلط شده است. حقا که در آن روز از پروردگار محجوب باشند(8).
رسول خدا ـصلی الله علیه و آلهـ تنها راه گردگیری از نظافت دل را بازگشت و توبه به سمت خدا بیان میفرماید: انسان مؤمن هر گاه مرتکب گناهی شود، نقطة سیاهی در دل او پدید میآید، اگر توبه کند و باز گردد، آن نقطة سیاه پاک میشود و اگر بر گناه خود بیفزاید، آن نقطة سیاه نیز گسترش مییابد. این همان سرّی است که خداوند متعال در کتاب خویش از آن یاد کرده است «کلا بل ران علی قلوبهم...»(9).
پروردگارا! از تو میخواهیم که روزهای پایانی ماه پیامبرت و در آستانه ماه ضیافتت مرا در پاک نمودن قلبم و خانة خودت، محل نزول رحمتت، یاریام کنی.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پینوشتها:
1. امالى صدوق، ص 108 و به نقل از آن با توضیح در بحار الانوار، ص 383، ج 82 آمده است.
2. بحار الانوار، ج 67، ص 25.
3. تحف العقول، ص 273.
4. بقره: 225.
5. خصال، حدیث 1205.
6. حجرات: 14.
7. انعام: 25.
8. مطففین: 14 و 15.
9. روضه الواعظین، ج 2، ص 414.
مؤمنین خدا جوی در این هفته گرد و غبار را از صورت خانههای خدا در زمین میگیرند، آنها را نظافت میکند تا مهیای مهمانی بزرگ خدا شوند.
پیامبر اسلام ـصلی الله علیه و آلهـ فرموده است: مَنْ قَمَّ مَسْجِداً کَتَبَ اللَّهُ لَهُ عِتْقَ رَقَبَةٍ وَ مَنْ أَخْرَجَ مِنْهُ مَا یُقَذِّی عَیْناً کَتَبَ اللَّهُ لَهُ کِفْلَیْنِ مِنْ رَحْمَتِه؛ هر کس مسجدی را رُفت و رُوب کند، خداوند برایش پاداش آزاد کردن بردهیی مینویسد و هر کس هر چیزی که چشمی را ناخوش آید، از آن بیرون بَرد (غبارروبى کند) خدایش دو بهره از رحمت خویش برایش مینویسد(1).
به همین خاطر مساجد و خانههای خدا همیشه پاک و مطهر بودهاند و خداوند نیز انسانها را از آلوده کردن آنها نهی کرده است.
با کمی دقت در روایات و فرمایشهای پیشوایان دینی درمییابیم که خداوند روی زمین خانههای دیگری نیز دارد، که طبق همین قاعده نه تنها باید از آلوده شدن آنها جلوگیری کرد، بلکه در آستانة ماه ضیافت الهی آنها را نیز گرد گیری نمود.
امام صادق ـعلیه السلامـ فرموده است: الْقَلْبُ حَرَمُ اللَّهِ فَلَا تُسْکِنْ حَرَمَ اللَّهِ غَیْرَ اللَّه؛ دل آدمى حرم خداست، غیر خدا را در حرم خدا جاى مده(2).
دل هر انسان، خانة خدا در بدن اوست. کانون فطرت و مظهر تجلی گاه روح قلب یا همان دل به تعبیر ماست. قلب در لسان قرآن و روایات و دل در تعبیر ادبیات فارسی مفهومی اختصاصیتر و محدود تر از نفس دارد.
حالات قلبی، اعم از ترس و وحشت، گرفتگی و دلتنگی، آرامش و نشاط است و مصدر خیر و شر و محل احساسات و عواطف و گرایشات فطری نیز قلب است.
پیشوای ششم در سخنی دیگر فرموده است: موضع العقل الدّماغ، و القسوة و الرّقّة فی القلب؛ جایگاه خرد مغز است، و جایگاه سختى و نرمى دل (3) .
قصد و اراده و اختیار، به قلب نسبت داده میشود و به همین علت مسؤلیت همة اعمال و رفتار انسان در نهایت متوجه قلب میشود و انسان به سبب همین اکتسابات قلبی مورد مؤاخذه قرار میگیرد.
لا یُؤاخِذُکُمُ اللَّهُ بِاللَّغْوِ فی أَیْمانِکُمْ وَ لکِنْ یُؤاخِذُکُمْ بِما کَسَبَتْ قُلُوبُکُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ حَلیمٌ؛ خداوند شما را به خاطر سوگندهایى که بدون توجه یاد مىکنید، مؤاخذه نخواهد کرد، اما به آنچه دلهاى شما کسب کرده مؤاخذه مىکند و خداوند، آمرزنده و بردبار است(4).
قلب مرکز ادراکات حضوری و شهود باطنی و محل نزول وحی و دریافت فیض الهی و ارتباط با عالم غیب است و در یک کلام قلب انسان سلطان اعضاء و جوارح اوست.
رسول خدا ـصلی الله علیه و آلهـ فرموده است: القلب ملک و له جنود فإذا صلح الملک صلحت جنوده و إذا فسد الملک فسدت جنوده؛ دل پادشاهی است که سپاهیان دارد و اگر شاه صالح باشد سپاهیانش نیز صالح و اگر شاه فاسد باشد سپاهیانش نیز فاسد خواهند شد(5).
هنگامی که اعراب بادیه نیشین ایمان آوردند خداوند به پیامبر وحی کرد که ای پیامبر! به آنها بگو ایمان نیاوردهاید، بلکه بگویید ما تسلیم شدیم، چراکه هنوز ایمان در دلهایتان داخل نشده است(6).
تا ایمان به دل راه نیابد و در آن ثابت و پایدار نگردد، به انسان عنوان مؤمن اطلاق نخواهد شد، زیرا ایمان فقط به زبان او جاری شده است و در عمق جان ریشه نکرده. این نوعی نفاق و درویی است؛ دلش با غیر خدا و زبان با خدا باشد!
گناه و معصت و عدم اطاعت از دستورات الهی، سبب جدایی او از رحمت خداوند و افتادن حجاب بر روی قلب خواهد شد. این در صورتی است که در خانهای که متعلق به خداست غیر خدا جای بگیرد.
در این هنگام قرآن میفرماید: وَ جَعَلْنا عَلى قُلُوبِهِمْ أَکِنَّةً أَنْ یَفْقَهُوهُ وَ فی آذانِهِمْ وَقْراً؛ و ما بر دلهایشان پرده میافکنیم، تا آن حقایق را درنیابند و گوشهایشان را سنگین میکنیم(7).
از این حالت قلب باید به خدا پناه برد، زیرا در چنین وضعی قلب انسان جولانگاه وسوسههای شیطان میشود.
نافرمانی خداوند متعال از نورانیت و صفای دل میکاهد و بر اثر نافرمانی و معصیت غبار زنگار بر آن مینشیند و انسان را نسبت به اعمال خیر و حسنات بیرقبت میکند.
خداوند در قرآن بر این غبار و زنگار گرفتن دل تأکید کرده است: کَلاَّ بَلْ رانَ عَلى قُلُوبِهِمْ ما کانُوا یَکْسِبُونَ ، کَلاَّ إِنَّهُمْ عَنْ رَبِّهِمْ یَوْمَئِذٍ لَمَحْجُوبُونَ ؛ حقا به سبب کارهایی که کرده بودند زنگار گناه بر دلهایشان مسلط شده است. حقا که در آن روز از پروردگار محجوب باشند(8).
رسول خدا ـصلی الله علیه و آلهـ تنها راه گردگیری از نظافت دل را بازگشت و توبه به سمت خدا بیان میفرماید: انسان مؤمن هر گاه مرتکب گناهی شود، نقطة سیاهی در دل او پدید میآید، اگر توبه کند و باز گردد، آن نقطة سیاه پاک میشود و اگر بر گناه خود بیفزاید، آن نقطة سیاه نیز گسترش مییابد. این همان سرّی است که خداوند متعال در کتاب خویش از آن یاد کرده است «کلا بل ران علی قلوبهم...»(9).
پروردگارا! از تو میخواهیم که روزهای پایانی ماه پیامبرت و در آستانه ماه ضیافتت مرا در پاک نمودن قلبم و خانة خودت، محل نزول رحمتت، یاریام کنی.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پینوشتها:
1. امالى صدوق، ص 108 و به نقل از آن با توضیح در بحار الانوار، ص 383، ج 82 آمده است.
2. بحار الانوار، ج 67، ص 25.
3. تحف العقول، ص 273.
4. بقره: 225.
5. خصال، حدیث 1205.
6. حجرات: 14.
7. انعام: 25.
8. مطففین: 14 و 15.
9. روضه الواعظین، ج 2، ص 414.
ی /701
ارسال نظرات