تفاوت شفای قطعی و استشفا چیست؟
به گزارش خبرگزاري رسا، بسته شدن درب حرمهای مطهر اهلبیت (ع) برای جلوگیری از شیوع بیماری کرونا، باعث پیدایش اظهار نظرها، انتقادها و حتی اعتراضها شد. به عنوان نمونه، در بیان بعضی، حرمها محلی برای شفا گرفتن و به اصطلاح، دارالشفاء هستند و بسته شدن درهای اینگونه مکانها، برای لحظهای هم قابل قبول نیست و به نوعی مانعی برای توسل است؛
گروهی هم شفای بیماران از سوی اهلبیت (ع) و توسل به درگاهشان را کتمان نمیکنند اما، منع ورود به حرمها و بقاع متبرکه را تأکیدی بر مسائل بهداشتی میدانند. از سویی دیگر هم، این اتفاق علتی بر تحقق نیافتن شفا، نادرستی شفا خواهی و توسل برداشت شده است.
درک تفاوت شفای قطعی و درخواست شفا، همچنین شفابخش بودن حرم اهلبیت (ع) و تحقق آن، مسئلهای است که بخشی از این گره را در افکار عمومی باز میکند؛ دکتر مسعود اسماعیلی، کارشناس مذهبی در گفتوگو با حوزه قرآن و عترت باشگاه خبرنگاران جوان در تشریح تفاوت شفای قطعی و استشفا (شفا خواستن) بیان کرد: بنا به اعتقاد مسلمانان و پیروان ادیان الهی، اولیای خدا نظیر انبیاء و جانشینانشان، به اذن پروردگار، صاحب آیه، معجزه و یا کرامتی هستند. مثلاً به شهادت قرآن، جناب عیسای نبی میتوانست بیماران را شفا دهد و از این راه حقانیت خود را به مردم ثابت نماید.
او ادامه داد: این رجال الهی ممکن است برای خلاص بیمار دعایی کنند و یا چیزی غیر عادی را مایه شفا معرفی و به وسیله آن، فرد مورد نظرشان را از شر بیماری خلاص کنند. مثل پیراهن بهشتی که حضرت یوسف، آن را مایه شفای چشم بیسوی پدر اعلان کرد. قرآن عظیم میفرماید که «اذْهَبُوا بِقَمیصی هذا فَأَلْقُوهُ عَلى وَجْهِ أَبی یَأْتِ بَصیراً (۱)؛ این پیراهن مرا ببرید و بر صورت پدرم بیندازید تا بینا شود».
اسماعیلی گفت: به بیان قرآن، این کار انجام شد و خداوند چشمان یعقوب نبی را به ایشان بازگرداند و وعده حضرت یوسف و شفای قطعی پدر بزرگوارشان صورت پذیرفت. این یعنی شفا و شفا به معنای تندرستی و بهبودی از مرض است.
استشفا، طلب و امید بهبودی است و در آن قطعیتی وجود ندارد
این کارشناس مذهبی با بیان اینکه استشفا به معنای «طلب بهبودی، شفا جستن و شفا خواستن» است، توضیح داد: در استشفا گاهی از چیزی که منتسب به خدا و حجتهای اوست، طلب شفا میکنیم. مثل استشفا از زمین، پرده و دیوار خانه خدا و یا در، ضریح و پرچم حرم اهل بیت (ع) و یا حتی آنچه متعلق به مجالس منتسب به ایشان است، مثل چای و غذای روضه که در روزگار ما محل سوال و بعضاً منازعه شده است.
او افزود: این طلب شفا با شفای قطعی پیراهن حضرت یوسف تفاوت دارد؛ یعنی شفا در آنچه که با معرفی که حجت خدا همراه است، قطعی است، ولی در دومی (استشفا) قطعیتی وجود ندارد، بلکه انتظار شفا و امید بهبودی وجود دارد.
اسماعیلی یادآور شد: هر دوی این اسباب به جهت انتساب به خدا و حجت او، نزد ما محبوب و محترم اند، اما مورد اول قطعاً بالاتر است. کلامی از بزرگان دین نداریم که تبرک به آنچه منتسب به آنهاست، مایه شفای قطعی است.
این کارشناس مذهبی تصریح کرد: همچنان که شاهد هستیم، هر کسی خود را متبرک به آثار اهلبیت (ع) میکند، شفا نمییابد و یا هر که از طعام متبرک به مجالس اهل بیت استفاده میکند، امراضش بهبود نمییابد.
شفا، مثلثی با سه ضلع «خواست ما، اراده حجت خدا و اذن الهی»
او ادامه داد: البته اگر ما تقاضا کنیم و آن بزرگواران مرحمت کنند، همه اینها میتواند و این امکان را دارد که باعث شفا شود، اما همیشه برای همه و در هر شرایطی این اتفاق نمیفتد؛ در حقیقت فرآیند شفا مثلثی پیچیده و گاه خارج از درک ما، با سه ضلعِ «خواست ما، اراده حجت خدا و اذن الهی» دارد.
اسماعیلی در تشریح سه مورد یاد شده گفت: خواست ما بر اساس نیت، معرفت، یقین، حسن ظن، اضطرار و اموری از این دست شکل میگیرد. از سوی دیگر، بدون اراده خلیفه پروردگار و حجت خدا، شفایی در کار نیست. مثلاً این گونه نیست که با گرفتن قبای نبی و یا دست امام، خود به خود شفا انجام پذیرد؛ چه رسد به در برگرفتن پرچم و ضریح حرم.
او در تشریح مورد سوم به عنوان اذن الهی تأکید کرد: تا این اذن نباشد هم شفا محقق نمیشود. همچنان که در قرآن کریم مىخوانیم «وَ ما کانَ لِرَسُول اَنْ یَأْتِىَ بِایَة اِلاّبِاِذْنِ اللهِ (۲)؛ و هیچ پیامبرى نمیتوانست معجزهاى بیاورد مگر به اذن خدا».
اسماعیلی گفت: البته این که اراده امام و اذن الهی روی چه حساب و کتاب و با چه حکمتی است، بر ما پوشیده است. باور داریم چنانکه در حدیث شریف نبوی میبینیم «إِنَّ اللَّهَ لَیَسْتَحْیِی مِنَ الْعَبْدِ أَنْ یَرْفَعَ إِلَیْهِ یَدَیْهِ فَیَرُدَّهُمَا خَائِبَتَیْن(۳)»، خداوند حیا میکند که دست بندهاى را که به سویش بلند شده، خالى و نومید برگرداند. پس آنکه با نیت صحیح و معرفت دعا کند، گرچه به خواسته اش نرسد، اما محال است دست خالی برگردد و از عطیه دنیوی و یا اخروی خدایش محروم بماند
این کارشناس مذهبی با بیان اینکه قاعده مذکور در مورد جانشینان الهی نیز جاری و ساری است، بیان کرد: آنکه هم با نیت درست و شناخت، به حرمها و مجالس اهل بیت رود و یا حتی قلباً به اولیای الهی متوسل شود، محال است دست خالی برگردد؛ چرا که از خاندان رسالت نه گفتن به سائل، به دور است. همچنان که در زیارت جامعه کبیره میخوانیم «فِعلِکَم الخَیر وَ عَادَتِکُم الاِحسان، وَ سَجیَّتِکُمُ الکَرَم؛ کار شما (حضرات معصومین) خیر است، عادت شما احسان و خلق و خوی شما بخشش است».
او گفت: بنابراین با توسل و حاجتخواهی از ایشان، حتما مرحمتی میکنند، اگرچه آن لطف، دقیقاً همان که میخواهیم نباشد. پس اگر بعد از استشفای ما از خداوند و یا اهل بیت (ع) و آنچه مثل حرم و مجالسشان، به ایشان منتسب است، شفا محقق نشد، نباید مایه تعجب و انکار اصل شفا دادن اولیای الهی شود.
پینوشت:
۱. سوره یوسف آیه ۹۳.
۲. سوره رعد آیه ۳۸.
۳.مکارم الاخلاق ص۲۷۶.
/1360/