۰۶ مهر ۱۴۰۰ - ۱۴:۱۲
کد خبر: ۶۹۰۴۰۷
پ
نفوذ در قلب اسلام (۹)؛
نفوذ در حوزه و تغییر فکر سیاسی و اعتقادی طلاب به‌ویژه در قم که پایگاه انقلاب است خطری جدی بوده که چنانچه علاج نشود تا بالاترین سطح علمی یعنی مرجعیت پیش می‌رود.

به گزارش خبرنگار سرویس سیاسی خبرگزاری رسا، ارتباط عمیق با طلاب. این کلیدواژه از مهم‌ترین محورهای بیانات رهبر انقلاب در دیدار با نمایندگان طلاب است. 25/12/1394

تأکیدهای فراوان نسبت به ارتباط دوسویه با بدنه و لایه‌های درونی حوزه نشانگر این نکته است که راه علاج نفوذ در قلب حوزه‌های علمیه تنها درگرو نشست‌ و برخاست نمایندگان و مدیران حوزوی با طلاب است.

در همان دیدار رهبر انقلاب از سرمایه‌گذاری‌های هدفمند برای تربیت نیروی غیرانقلابی پرده‌برداری می‌کنند و کم‌فروغ و بی‌رمق ساختن اسلام سیاسی را هدف اصلی جریان غرب‌گرا برای رخنه در بین حوزویان می‌دانند.

نفوذ در حوزه و تغییر فکر سیاسی و اعتقادی طلاب به‌ویژه در قم که پایگاه انقلاب است خطری جدی است که چنانچه علاج نشود تا بالاترین سطح علمی یعنی مرجعیت پیش می‌رود.

باید بدانیم که اگر طلبه را رها کردیم و جویای وضعیت زندگی و تحصیلی او نشدیم و به دانستن کلیات و دورنمایی در این مورد اکتفا کردیم راه را برای بهره‌برداری‌های سودجویانه جریان غیرانقلابی و هموار ساختن نفوذ فکری گشوده‌ایم.

فهمیدن مشکلات و گره‌های ذهنی طلبه ازجمله رسالت‌هایی است که بر عهده نمایندگان طلاب و مجموعه مدیران حوزوی قرار دارد و اگر گره‌گشایی به‌صورت اصولی و صحیح صورت نگیرد سبب می‌شود تا طلبه نوجوان و جوان برای حل مسائل ذهنی‌اش به جاهایی پناه ببرد که نتیجه اش پذیرش سلطه نفوذ است و سبب می شود تا این فرد موریانه وار راهش را از مسیر اصلی جدا ‌کند و درنهایت با کوله باری از علم اما متأثر از افکار التقاطی و انحرافی عصا کش افراد دیگری ‌شود که آن‌ها نیز به بیماری نفوذ مبتلا شده‌اند و این چرخه همچنان ادامه پیدا خواهد کرد.

با توجه به هشدار اخیر حضرت آیت‌الله‌ مکارم شیرازی درباره نفوذ در دستگاه مرجعیت ضرورت دارد تا درباره پیوند عمیق متولیان با بنده طلاب و کور کردن روزنه‌های نفوذ برنامه‌ریزی دقیق و بلندمدت شکل بگیرد.

نادیده گرفتن خطر جریان نفوذ مصداق این بیت است:

خشت اول گر نهاد دیوار کج تا ثریا می‌رود دیوار کج

محمدهادی سمتی

انتشار یافته: ۱
در انتظار بررسی: ۰
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
14:52 - 1400/07/06
من یک سوال کمی نگران کننده دارم.
ما حدود ۵۰ سال پیش تعداد زیادی علما که فقه اکبر و علم توحید و ولایت در جامعه نشر می دادند داشتیم.
البته آنها در طریقت های مختلف بودند از شاگردان طریقت مرحوم قاضی تا مرحوم شاه آبادی و افرادی خارج از اینها مثل مرحوم انصاری یا مرحوم شیخ جعفر مجتهدی یا حتی افرادی که در زمره علمای مصطلح نبودند مثل جناب دولابی.
به نظر می رسد تعداد این افراد علیرغم فضای حمایتی که نظام فراهم کرده به یک دهم کاهش یافته یا دست کم من جز افرادی به عدد انگشتان یک دست کسی را نمی‌شناسم.
حتی اگر دایره را وسیع بگیریم و همه مشرب ها از جناب صمدی آملی تا آیت الله میرباقری را در آن داخل کنیم باز هم اهل فقه اکبر انگشت شما به نظر می رسند که خیلی خطرناک است.
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص،قومیت‌ها باشد و یا با قوانین کشور و آموزه های دینی مغایرت داشته باشدمنتشر نخواهد شد.
پرطرفدارترین