۰۹ مرداد ۱۴۰۱ - ۱۶:۱۰
کد خبر: ۷۱۵۹۶۰
پ
در این گزارش، زندگینامه و وصیت نامه شهدای تازه تفحص شده خان طومان را تقدیم مخاطبان گرامی می کنیم.

به گزارش خبرنگار سرویس حوزه و روحانیت خبرگزاری رسا، روابط عمومی کل سپاه در اطلاعیه ای از شناسایی و تایید هویت پیکرهای مطهر پنج شهید مدافع حرم محور خان طومان از استان های مازندران، فارس و البرز در عملیات تفحص خبر داد.

در این اطلاعیه آمده است: در راستای پیگیری دستور سردار سرافراز سپاه اسلام، شهید حاج قاسم سلیمانی مبنی بر پیگیری ویژه مفقودین محور خان طومان، با عنایات الهی و تلاش های مستمر و شبانه روزی گروه تفحص، هویت پیکر مطهر پنج شهید مدافع حرم از استان های مازندران، البرز و فارس با نامهای سردار شهید عبدالله اسکندری، سردار شهید رحیم کابلی، شهید والامقام مصطفی تاش موسی، شهید والامقام محمد امین کریمیان و شهید والامقام عباس آسمیه، از طریق تطبیق نمونه DNA در مرکز ژنتیک سپاه شناسایی و تایید گردید و پیکرهای مطهر این شهدای والامقام به میهن اسلامی بازگشت.

در زیر زندگینامه و وصیت نامه این شهدای گرانقدر را مورد بازخوانی قرار می دهیم.

زندگینامه و وصیت‌نامه شهدای تازه تفحص شده خان طومان

زندگینامه شهید

سردار شهید حاج عبدالله اسکندری متولد۱۵ فروردین سال۱۳۳۷ در محله ی قصردشت شیراز است. ایشان مقطع تحصیلی ابتدایی خود را در مدرسه ی عبدالرحیم برهان در قصردشت شیراز گذراند.

شهید اسکندری قبل از به وقوع پیوستن انقلاب اسلامی در کار پخش اعلامیه های امام خمینی ره فعال بود و به همین دلیل چندبار توسط ساواک مورد تعقیب قرار گرفت.

عشق وافر او به امام خمینی ره سبب شد، در سال ۵۹ همزمان با درگیری های کردستان خود را به این شهر برساند و در خاموشی این غائله مثمر ثمر باشد.

حضور مداوم او در جبهه های نبرد در سال های جنگ تحمیلی چندین بار تن او را‌مجروح کرد ، اما روح بلند و خستگی ناپذیر او را از خدمت بازنداشت.

سردار در اول خردادماه سال۶۰ با یکی از دختران اقوام ازدواج کرد و اول خردادماه سال۱۳۹۳ به شهادت رسید که همسرش این تقارن را حکمتی از سوی پروردگار می داند.

حاج عبدالله در سال۶۰ به عنوان پاسدار عازم جبهه های نبرد شدند و در هشت سال دفاع مقدس مسئولیت های مختلفی از جمله جانشینی و ریاست ستاد تیپ امام هادی ع، جانشینی تیپ مهندسی و فرماندهی تیپ مهندسی را برعهده گرفتند.از دیگر مسئولیت های این شهید عزیز فرماندهی مهندسی رزمی امام هادی ع،فرماندهی تیپ۴۶ امام هادی ع ،فرماندهی مهندسی رزمی قرارگاه مدینه ی منوره ، فرماندهی مهندسی تیپ۴۲ قدر ،فرماندهی مهندسی رزمی جبهه ی مقاومت و مدیر بنیاد شهید استان فارس است.

وصیت نامه شهید

به نام خدا

روز سیزدهم ماه رجب در سال 1384 روز تولد حضرت امیر علیه السلام

خداوند توفیق داد که برای اولین بار اعتکاف نصیبم شد این سه روز می شود انسان خود را محاسبه اعمال نماید قبل اینکه محاسبه اعمالمان بکنند بعد از این سه روز باید تحول درون انسان ایجاد شود اگر نشود مثل بنده گناهکار باید امید به خدا داشت نباید نا امید شد ایام البیض یعنی سفیدی خورشیدی –نور رجب یعنی ریزش گناهان . خدایا یک تحولی در ما ایجاد کن، خدایا نامه اعمال ما را سفید کن ، خدایا گناهان را نزد ما زشت قرار بده ، خدایا اعمال نیک را نزد ما شیرین قرار بده ، خدایا گناهان را نزد ما دور کن ،خدایا عبادت را نزد ما نزدیک کن، خدایا پدران ما همسایگان ما دوستان ما نزدیکان ما رفتند ما بیدار نشدیم ، خدایا ما را بیدار کن ، خدایا ما را از خواب غفلت هوشیار و بیدار کن ، همین امروز جنازه حاج قربانعلی را دفن کردیم ولی بیدار نشدیم هنوز غافل هستیم هنوز قلب ما پاک نشده است ، هنوز غفلت وجودم را فرا گرفته هنوز ارتباط وصل نشده خدایا گناهان برتنم سنگینی می کند خدایا تنم سنگین شده ، خدایا قلبم کدر شده ، خدایا قلبم را صیقل کن ، خدایا قلبم را از سیاهی آ ن پاک کن، خدایا چرا غافل هستم ، خدایا چرا خواب رفتم ، خدایا چرا ظلمات تنم و قلبم را گرفته ، خدایا چرا نور تو ولایت تو محبت تو در وجودم کم رنگ شده ، خدایا نور خودت ولایت خودت محبت خودت خوبیهای خودت ، تو را به تمامی خوبان عالم قسم می دهم در وجود من گناهکار در قلب من غافل رسوخ ده.

خدایا مگر خود نگفتی ناامید مباش ، مگر خود نگفتی امیدوار باش، مگر خود نگفتی اگر توبه شکستی باز هم بیا ، مگر خود نگفتی مرا بخوانید تا شما را اجابت کنم ، ما آمدیم اما چگونه آمدیم با کوله بار گناه با کوله بار کبر با کوله بار تکبر با کوله بار مستی دنیا با کوله بار نفس سرکش ،نفسی که از دست خودم در رفته و دیگر نمی توانم آن را هدایت و کنترل کنم

خدایا کمکم کن خدایا دستم را بگیر خدایا هدایتم کن خدایا به راه راست و صراط مستقیم خود ما را راهنمایی کن خدایا پشیمانم

خدایا دستم از همه جا قطع شده خدایا فقط فقط تو را دارم، خدایا فقط فقط امیدم به توست ،خدایا اگر امیدم به تو نباشد پس به کی امید ببندم

خدایا این امید به تو است که زنده هستم و گرنه باید از روی فکر دق میکردم و دیگر زنده نبودم ولی همه به همه به امید تو می آیم و به امید بخشش تو زنده می مانم و به امید تو روز را شب وشب را روز می گذرانم ، خدایا قلوب مرا پاک کن خدایا قلوب ما را روف و مهربان کن خدایا تمامی زشتیها را در وجودمن دفن کن خدایا تمامی خوبی ها را در وجودم زیاد کن

الهی و ربی من لی غیرک

خدایا زمانی که من را در قبر می گذارند کی به فریاد من می رسد همه می روند همه اقوام، دوستان، همسایگان تلاش می کنند بلکه زودتر روی قبر من خاک بریزند و بروند عجله می کند برای رفتن و من را تنها می گذارند من هستم با اعمال زشت خودم من هستم با آن قبر تاریک و تنگ و نمسار من هستم با بدیهایی که در این دنیا انجام دادم من هستم با اعمال بدم من هستم با آن همه گرفتاری من هستم با آن همه دوست داشتنی دنیا خدایا تنم در عالم خاکی می رود و روحم را در عالم برزخی می رود خدایا این دنیا عین آن خوابی بود که من بیدار نشدم من غافل بودم من به رفقا به دوستان به آشنایان به خانواده به اقوام دل خوش کرده بودم واز عشق تو بی خبر بودم و از بزرگی تو بی خبر بودم من غافل بودم چرا؟ خدایا من به وحدانیتت ، من به بزرگی، من به رئوفتت ، من به وعده های تو ایمان داشتم ولی چه کنم که شیطان دروجودم رخنه کرده بود و من را از یاد توغافل می کرد خدایا شیطان را از ما دور کن ، خدایا غفلت را از ما دور کن ، خدایا ما به قیامت تو و روز معاد تو و به پیامبر تو نبوت تو و به امامات امامان تو ایمان داریم خدایا به توحید تو به واحد بودن تو به قدرت تو به مهربانی تو به بزرگی و توانایی تو و به تمام خوبیها ی تو ایمان و اعتقاد داریم شما هم دست ما را بگیر شما هم ما را هدایت کن، شما هم به ما اراده بده که گناه نکنیم خدایا متوسل میشوم به زیارت عاشورا خدایا متوسل میشوم به حضرت زهرا

خدایا از من آهی از تو نگاهی

خدایا ماه رجب بگذشت و من از خود نگذشتم پس تو از ما بگذر، خدایا موهایم سفید شد محاسنم سفید شد عمری را پشت سرگذاشتم بدنم ضعیف شد چشمانم ضعیف شد توان جسمانیم کم شد ولی بیدار نشدم غافل بودم غفلت سرپایم را فرا گرفته بود چه کنم امیدم به مولایم است تنها و تنها امید به تو دارم ای پروردگار جهانیان فقط به بخشندگی به مهربانی تو به بزرگی تو فکر می کنم و امیدوار می شوم ای خدای بزرگ دستم را بگیر رسوایم مکن آبرویم را مریز تو ستارالعیوب هستی تو پوشاننده عیبها هستی

پس روز محشر هم ستارالعیوب باش

خدایا مردم فریب ظاهر من را می خورند خدایا به ظاهر خود خیانت کردم خدایا به محاسن خود خیانت کردم خدایا به موقعیت خود خیانت کردم خدایا به پست و مقام دنیا خیانت کردم خدایا به وجه حقوقی دنیایی خود خیانت کردم خدایا به درجه و سمت دنیای خود خیانت کردم خدایا اگر به تو رویی نیاورم پس کجا بروم و با چه کسی درد و دل کنم ، خدایا پیشانی خود را روی خاک گذاشتن آسان است ولی دل کندن از خاک بسیار دشوار است ، خدایا تو خود میداننی ما بنده سرکش نبودیم اگر گناهی از ما سر می زد از روی غفلت نادانی و بیچارگی بود

از تو معذرت می خواهم خدایا غفلت من برای من نبود که محبوب خود را خشمگین کنم محبوب خود و مولای خود را ناراحت کنم ، خدایا در روز محشر چگونه به اطراف خود نگاه کنم خدایا مردم چگونه در رابطه با من قضاوت می کنند خدایا شرمسارم خدایا پشیمانم خدایا شرمنده هستم خدایا التماس می کنم از این بنده خاکی گنهکار قبول کن خدایا خود گفتی برگرد خود اگر نمی خواستی مرا بخشایی چرا دعوت کردی چرا در ایام البیض مرا هدایت کردی چرا من را بعنوان غلام خوبانت قبول کردی پس دستم را بگیر تنم از آتش جهنم تو می ترسد وحشت در وجودم فرا گرفته می ترسم عاقبتم چگونه سپری شود خدایا تو همان خدایی هستی که دست ما را گرفتی و ما را هدایت کردی، به جبهه های نور به جایی که بجز از خود گذشتگی ، غیرت صبر و بردباری چیز دیگری حاکم نبود خدایا این نوجوانان و کودکان را می بینم که به عشق تو آمدن اعتکاف روزه گرفتن عبادت می کند خدا مگر اینها هم مثل بنده خاکی حقیر گناهکار هستند؟! پس چرا بسوی تو می آیند آیا بخاطر این نیست که در قلوب آنها جا داری خدایا به تو قسم می دهم به قلوب پاک این نوجوانان دست مرا هم بگیر خدایا خسته و ناتوان شدم خدایا دلم شکسته و قلبم درد می کند خدایا فشاربرویم زیاد شده چه کنم چکار کنم اینها همه و همه به امید تو دل بسته ی محبوب خوب خوبان ای قدرت مند قدرت مداران ای بزرگترین بزرگها ای مهربانترین مهربانا ای کسی که گفتی از رگ گردن به شما نزدیکتر هستم پس کمک کن پس نگذار خجالت بکشم ای کسی که آسمانها و زمینها و کوهها همه در ید قدرت تو هستند به این بنده گناهکار خودت رحم کن و راهنمایی و هدایت وبه صراطا مستقیم هدایت فرما

لبیک اللهم لبیک

خدایا آمدم بسویت آمدم بسویت

مرا قبول کن در لابه لای خوبان مرا قبول کن خدایا آزادم کن از گرفتاری نفسم خدایا رهایم کن از اسیری نفسم خدایا زمین گیر شدم دستم را بگیر آزادم کن از این عالم خاکی خدایا تحولی دروجودم ایجاد کن خدایا سه روز اعتکاف تغییراتی در وجودم ایجاد کن از خود گذشتگی و از خود دور شدن و به محبوب خود نزدیک شدن را به ما عطا فرما

خدایا تمام جهان در ید قدرت توست هر کاری بخواهی بکنی میتوانی.

زندگینامه و وصیت‌نامه شهدای تازه تفحص شده خان طومان

زندگینامه شهید

شهید مصطفی تاش‌موسی اهل شهرستان رامسر برای دفاع از حرم اهل بیت(ع) و مبارزه با نیروهای تکفیری به سوریه اعزام شده بود که در مبارزه با نیروهای داعش به شهادت رسید.

خبر شهادت این شهید مدافع حرم از نیمه دوم بهمن ماه سال ۹۴ در محافل خصوصی و در برخی موارد در فضای شبکه‌های اجتماعی به طور غیررسمی اعلام شده بود اما در این مدت خبری مبنی بر قطعی بودن شهادت مصطفی تاش‌موسی از سوی منابع رسمی اعلام نشد.

عصر 16 فروردین 1395 ، پس از تایید خبر شهادت شهید تاش مصطفی از سوی منابع رسمی مسئولان شهرستان رامسر با حضور در منزل این شهید خبر شهادت را به خانواده وی به طور رسمی اطلاع‌رسانی کردند.

ایشان در یک خانواده مذهبی در روستای لتر از توابع روستای گالش محله رامسر دیده به جهان گشود . او در یک خانواده پر جمعیت که با خود 5 برادر و 3 خواهر بودند به دنیا آمد که ایشان فرزند ارشد خانواده بودند. خانواده ایشان به کسب و کار کشاورزی و دامداری مشغول بوده و آقا مصطفی در این کار کمک خرج پدر بودند. از این شهید بزرگوار دو فرزند به یادگار مانده است.
او دوران تحصیلات خود را در چند کیلومتری محل سکونت خود در روستای دیگری به نام گانکسر گذرانده و باید به این نکته نیز توجه داشت که رفت و آمد در آن زمان و با توجه به شرایط جغرافیایی بسیار سخت و دشوار بود. ایشان دوران تحصیلات راهنمایی خود را مجدد در روستای دیگری به نام لیماک گذراندند.

ایشان هنوز به سن تکلیف نرسیده بودند که به ندای خمینی کبیر (ره) لبیک گفته و به سوی جبهه های حق علیه باطل شتافت. در سابقه دفاع مقدس ایشان چندین دوره اعزام وجود دارد که مجموعا به صورت تقریبی 45 تا 50 ماه در جبهه حضور داشتند. نامبرده در تاریخ 1365/12/15در منطقه عملیاتی کردستان و در عملیات کربلای 10 در بانه در اثر ترکش نارنجک از ناحیه دست چپ و پای چپ مجروح گردید و به درجه جانبازی نائل شد. لازم به ذکر می باشد که ایشان دوره های آموزشی تخصصی (ش.م.ر) و (بی.ام.پی) را با معدل و کیفیت عالی گذراند در این امر خبره بودند.

این شهید بهترین لحظات شیرین زندگی خود را در وصیت نامه اش با دوستان پاسدار خود و بازماندگان جنگ تحمیلی اعلام می دارد. شوق پرواز همچون مرغ وحشی که در قفس قرار می گیرد. او را امان نمی داد. تا اینکه عاشورای دیگری از راه میرسد به نام مدافعان حرم بانو زینب (س) که با پافشاری ، سماجت و پیگیری های فراوان و توسل به اهل بیت (ع) در مورخه 1394/11/18از قرارگاه قدس تهران به سوی جنوب استان حلب سوریه اعزام میشود. وپس از 14 روز اقامت در آنجا در سحرگاه 24 بهمن 1394 در ساعت 8:30 صبح به درجه رفیع شهادت نائل می آید و به آرزوو هدف دیرینه خود می رسند و همچون بزرگان دین جان خود را فدا می کند و از این دنیا و تمام دلبستگی هایش دل می کند.

وصیت نامه شهید 

خداوند بخشنده، خداوند رحیم که این بار هم مرا بخشید و رحم کرد و نگذاشت جا بمانم و فقط خودش می داند که چه بر من گذشت.

و اما سال ها گذشت و بار دیگر بستری فرام شد به نام مدافعان حرم. امیدوارم لیاقت مدافع حرم را داشته باشم و به لطف خانم حضرت زینب (س) و خانم حضرت رقیه (س) محبت شان شامل حال این بنده سر تا پا تقصیر شده ب اشد و مرا جز سربازان خودشان و حریم شان قرار داده باشند و تنها چیزی که برایم مانده بود، یعنی جانم را قبول کنند و شفاعتم کنند.

خداوند را شاکرم و خوشحالم که مرگم را این گونه رقم زد و تنها خواسته من این بود و از خانواده ام می خواهم که نگران و ناراحت نباشند، زیرا می دانم که این گونه برایم بهتر است و خوشحال ترم.

آنچه که در این دنیا نتوانستم برایتان انجام دهم، در آن دنیا جبران می کنم و از همسرم که همیشه مرا تحمل کرد و سنگ صبورم بود، تشکر می کنم و می خواهم مرا ببخشد و حلالم کند.

تنها دارایی های زندگی من، پسر و دختر عزیز و بهتر از جانم؛ دوستتان دارم و مطمئن باشید هستم و مرا حلال کنید. به خواسته ام احترام بگذارید که من این گونه دوست داشتم. برایتان بهترین ها را آرزو می کنم.

و ما از دوستان و اقوام و آنهایی که کم و بیش مرا می شناسند، از آنها هم می خواهم مرا ببخشند و حلالم کنند. من از مرگم راضی ام و خوشحالم، پس به جای ناراحتی، دعایم کنید تا سرباز واقعی امام زمان (عج) باشم و همه شما را به خدای بزرگ می سپارم و از همه عاجزانه می خواهم دعایم کنید.

بعضی از آدمها خوب زندگی می کنند ولی خوب نمی میرند.

امیدوارم خوب بمیرم.

در طی سال ها زندگی، بهترین دوران را در سپاه داشتم و بهترین دوستان را در سپاه انتخاب کردم و بهترین آدم ها در روی زمین پاسداران می باشن و امیدوارم در جمع شهدای پاسداران قرار بگیرم.

افتخار می کنم که سربازی کوچک برای حرمین خانم حضرت زینب (س) و خانم حضرت رقیه (س)اگر قبول کنند باشم و از هیچ کسی دلخوری ندارم.

اما آن چه همیشه باعث رنج من می شد این که این مسئولین! قدر مردم ایران زمین را بدانید، قدر جوانان را بدانید که هر چه دارید و هستید از همین مردم است.

و توصیه دوم اینکه رهبر فرزانه را تنها نگذارید که این روزها می دانم که چه به او می گذرد و از خانواده ام می خواهم که هیچ وقت در هیچ زمانی خدایی ناکرده حرفی بر زبان نیاورند تا من یا کسی دلخور و رنجیده شود. قدر و منزلت خود را مثل همیشه بدانید که خداوند رحیم و بخشنده است.

من سواد چندانی ندارم، ان چه را که نوشتم، لحظات قبل از عملیات بوده و حس خوبی داشتم و آن چه دلم گفت را نوشتم. بار دیگر عرض می کنم، هر کسی بر مزارم آمده، به جای آه و ناراحتی، دعایم کند و اگر خانواده ام راضی و دوستان جایز می دانند، در صورت امکان مرا زیر پای مردم به خاک بسپارند. همه شما را به خدای بزرگ می سپارم و آرزو می کنم همیشه سلامت و خشنود کنار خانواده باشید و سربلند.

زندگینامه و وصیت‌نامه شهدای تازه تفحص شده خان طومان

زندگینامه شهید

شهید محمدامین کریمیان سال ۱۳۷۳ در روستای حاجی کلا بهنمیر بابلسر چشم به جهان گشود، دارای یک برادر بزرگتر از خود و یک خواهر کوچکتر، این شهید بزرگوار در دوران تحصیل متوسطه به قم رفت و شروع به یادگیری دروس حوزوی وطلبگی درقم کردند، با شروع جنگ در سوریه این شهید بزرگوار به لبنان رفت و در قسمت تبلیغات مشغول شدند و دو بار از طریق لبنان به سوریه اعزام شد.

 وی سپس به قم رجعت کرد و از قم به سوریه برای دفاع از حرم ائمه به فاطمیون پیوست و سرانجام در 27 خردادماه 1395 درپی حمله گروههای تکفیری از ناحیه پا وسینه مورد اصابت گلوله قرار گرفت وبه فیض شهادت نائل آمد.

وصیت نامه شهید

اینجانب «محمد امین کریمیان بهنمیری» چون قصد عزیمت به سوریه جهت جهاد علیه دشمنان اهل‌بیت (ع) را دارم و احتمال کشته شدن در راه دفاع از حریم آل‌الله وجود دارد، چند خطی به‌ عنوان وصیت می‌نویسم.

اولاً به همه مردم شریف و شهیدپرور ایران عرض می‌کنم؛ افتخار می‌کنم که در خدمت برادران فاطمیون هستم.

مردم شریفی که برای رضای خدا جان خود را کف دست گرفتند و از حرم بی‌بی زینب (س) دفاع می‌کنند و اگر برای خانواده‌ام مشقت نداشت به خانواده‌ام می‌گفتم مرا در مزار شهدای فاطمیون دفن کنند.

ثانیاً خدمت مردم شریف ایران عرض می‌کنم آتش‌افروز فتنه و اعوان ‌و انصارش خائن به انقلاب هستند و اگر کسی ذره‌ای ارادت به این شخص‌ها را دارد زیر تابوت مرا نگیرد.

در ادامه به تمام برادران عرض می‌کنم حضرت آیت‌الله‌العظمی سیدعلی خامنه‌ای (حفظه الله علیه) ولی امر تمام مسلمین جهان است.

اگر کسی می‌خواهد بداند تابع و مرید شهدا است باید مطیع این سید بزرگوار باشد.

دیدن روی حسین(ع) تمام هستی من است.

سخنی با پدر و مادرم؛

من زندگی با شما را دوست دارم اما زندگی در کنار حسین (ع) تمام آرزوی من است، من دیدار روی شما را دوست می‌دارم، اما دیدن روی حسین (ع) تمام هستی من است.

اگر فرزند خوبی برای شما نبوده‌ام به خاطر شهدا از من بگذرید، در سوگ من از خدا شکایت نکنید، چراکه آرزوی هر کسی شهادت در راه خدا و حسین فاطمه (ع) است و من هم جز جان ناقابلم چیزی برای حسین فاطمه (ع) نداشته‌ام.

پدر و مادر عزیزم! زندگی برایم سخت شده بود وقتی می‌دیدم از شهدا فقط اسم‌شان به‌جامانده و آرمان‌های شهدا تقریباً مرده بود.

دنیا بدون شهدا و لگد کردن خون شهدا از مردن برای من سخت‌تر بود وقتی برادر به برادر رحم نمی‌کند، حجاب‌ها به بهانه آزادی رعایت نمی‌شود، شکم‌ها از حرام پر می‌شود و همه و همه، مهدی (عج) فاطمه را تنها گذاشته‌اند دیگر نمی‌توانم دنیا را تحمل‌ کنم.

پدر و مادر عزیزم! کمک به خانواده شهدا را ادامه دهید و لحظه‌ای کوتاهی نکنید و تا می‌توانید دل آنها را شاد کنید که اگر چیزی آن دنیا به کمک‌تان بیاید همین کار است.

سخنی با برادرم؛

بعد از من قطعاً تنهایی را احساس خواهی کرد، یاد خدا را در همه احوال فراموش نکن و آرزو نکن زودتر به سالار شهیدان ملحق شوی.

وصیت من به تو؛ نماز اول وقت، احترام به پدر و مادرمان و پیروی از ولایت‌ فقیه است. بعد از من این وظیفه توست که هر سال اربعین به کربلا بروی.

کوچک‌ترین هدف من که مبارزه با افکار غربی و سکولاری در جامعه بود را ادامه دهید.

سخنی با خواهرم فاطمه زهرا؛

خواهر عزیزم! در تمام زندگی‌ام ازن صمیمی قلب دوستت داشتم. تو راه خوبی را در پیش‌گرفته‌ای راه شهدا را فراموش نکن.

وظیفه تو این است کوچک‌ترین هدف من که مبارزه با افکار غربی و سکولاری در جامعه بود را ادامه دهی و تا آخرین قطره خونت را دریغ نکن.

سخنی با خواهرم زینب؛

می‌دانم الآن متوجه الفاظ من نمی‌شوی اما در صحرای محشر از سر تقصیرات خانواده ما بگذر.

تو نعمت خانواده ما بودی و هستی.

وصیت من به تو احترام به والدین، حجاب و نماز اول وقت است.

سخنی با خواهرم فاطمه؛

وصیت من به تو احترام به والدین، حجاب و نماز اول وقت است.

راه شهیدتان را فراموش نکنید.

کلامی با خانواده عموی شهیدم حاج علی کریمیان؛

افتخار من در دنیا این بود که با شما بزرگواران آشنا شدم و آرزوی من خدمت به همه شهدا مخصوصاً شما بوده است.

راه شهیدتان را فراموش نکنید و برای من زیارت عاشورا بخوانید که غوغا می‌کند.

سخنی پایان خطاب به خانواده و همه مردمی که به این وصیت‌نامه گوش می‌دهید.

من از این دنیا با همه زیبایی‌اش می‌روم و همه آرزوهایم را رها می‌کنم اما به ولایت و حقانیت علی ابن ابی‌طالب و خداوندی خدا یقه‌تان را می‌گیرم اگر امام خامنه‌ای را تنها بگذارید.

اگر از سرهای ما کوه درست کنند هرگز نخواهیم گذاشت روزی نسل‌های بعدی در کتاب تاریخشان بخوانند امام خامنه‌ای مثل جدش حسین(ع) تنها ماند.

سلام مرا به حضرت آقا برسانید ون بگویید اگر دوباره زنده شود از تکه‌تکه شدن در راه ایشان ابایی ندارم.

وصیت آخرم

مرا در قبر عموی شهیدم دفن کنید.

و در آخر زحمت را کم می‌کنم و از همه شما پوزش و حلالیت می‌طلبم.

آمریکا اگر «لا اله الا الله» بگوید ما باور نمی‌کنیم. امام خمینی(ره)

العبد الحقیرمحمد امین کریمیان

زندگینامه و وصیت‌نامه شهدای تازه تفحص شده خان طومان

زندگینامه شهید

شهید رحیم کابلی از جوانان انقلابی بود که در سالهای دفاع مقدس اوج جوانی‌اش را در جبهه نبرد حق علیه باطل گذراند. پس از پایان جنگ خدمتش را در نهاد انقلابی سپاه ادامه داد و در همین ارگان بازنشسته شد.

شروع جنگ در سوریه همزمان شد با دوران بازنشستگی او اما این موضوع دلیلی نشد تا شهید کابلی لباس رزم را از تن در بیاورد و خود را به معرکه جنگ با ترورست‌ها رساند. وی به همراه تعدادی از همرزمان خود در اردیبهشت 95 پس از یک درگیری سخت و نا برابر در خان طومان سوریه به شهادت رسید و پیکر مطهرش به وطن بازنگشت.

وصیت نامه شهید

 بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم

خدمت برادران و خواهران خوب و با ایمانی‌ام سلام‌ علیکم

چند وقتی بود که می‌خواستم مطالبی را برایتان بنویسم که نشده بود، الان که این فرصت در حرم باصفای امام مهربانی‌ها حضرت علی‌ ابن موسی الرضا علیه‌السلام فراهم شده چند خواهش و تمنا از شما دارم.

اولاً همه شما را سفارش می‌کنم در گفتار و عمل پشتیبان ولایت فقیه باشید. دوست را شناخته و با او هماهنگ باشید و همراه. مراد از دوست کسانی هستند که به معنای واقعی با تفکرات امام و شهدا ولایت همراهند.

دشمن را شناخته و از آنها بیزاری بجوئید در گفتار و رفتار، دشمن با شیطان بزرگ آمریکاست و طرفداران آمریکا.

شب‌های جمعه مرا هم به یاد بیاورید و در حق بنده دعا کنید. تمامی کوتاهی‌ها و بی‌ادبی‌هایم را ببخشید.

در مراسم اهل البیت جشن میلاد و شهادت، از امام زمان (عج) غافل نشوید.امام را دعا کنید و شهدا را نیز همچنین. لحظه‌ای از ولایت غافل نباشید و در همه احول آقا را دعا کنید.

نماز شب اول قبرم را بخوانید. بر سر مزارم حاضر شوید و دعام کنید.

اگر برایتان مقدور است مراسم محرم (سه شب اول محرم) و مراسم شب 28 صفر منزل ما را فراموش نشود. مخلص تمام پاسداران و بسیجیان ولایی و هیأتی‌های ولایی هستم.

محضر همه آنها عرض ادب و سلام و احترام دارم به ویژه اعضای هیأت بیت‌النورـ حضرت رقیه (س) ـ منتظران مهدی ـ خاتم الانبیاء (ص) ـ محبان رضا علیه‌السلام و بسیاری از هیأت‌های دیگر.

در صورت رضایت هر بزرگواری که می‌تواند برایم یک روز روزه و 17 رکعت نماز (یک روز کامل) به جا آورد ممنون می‌شوم.

محل دفن بنده برابر نظر همسر محترمه‌ام

روی قبرم بنویسید فدایی ولایت، نوکر حرم.

نمازم را امام جمعه محترم بهشهر حجت‌الاسلام و المسلمین حاج آقا جباری بخوانند.

خدایا خدایا تو را به جان مهدی، خامنه‌ای امام مرجع عالی مقام به لطف خود نگهدار.

سلام و درود بر امام راحل و جمیع شهیدای گلگون کفن و تمامی پاسداران و بسیجیان و رهروان مخلص ولایت.

التماس دعا

9آذر 94 ـ 18 صفر 1437

مشهدالرضا علیه‌السلام

زندگینامه و وصیت‌نامه شهدای تازه تفحص شده خان طومان

زندگینامه شهید

عباس در سال  1368  به دنیا آمد. مثل همه کودکان به تحصیل علم همت گماشت و بعد از اخذ مدرک دیپلم در بخش هوا و فضای  سپاه مشغول خدمت شد ایشان فارغ التحصیل رشته مدیریت بازرگانی دانشگاه آزاد قزوین بود.

 خیلی به هیئت و حضور در مساجد و ذکر اهل بیت(ع) علاقه داشت. او همیشه با وضو و مراقب رفتارش با دیگران به خصوص نا محرمان بود.

آسمیه در جوانی به استخدام  سپاه پاسداران  درآمد. مدتی به عنوان تیرانداز نمونه انتخاب شد. به علوم اسلامی علاقه مند بود. لذا به مطالعه کتاب های حوزه روی آورد. در دی ماه سال 1394 داوطلبانه برای حراست از حرم آل الله به سوریه رفت و در روز بیست و یکم دی ماه سال 1394 در سن 26 سالگی در حلب جان به جان آفرین تسلیم کرد. پیکر پاکش هنوز به خاک وطن باز نگشته است.

وصیت نامه شهید

این حقیر در ایام اربعین سید سالار شهیدان در مقابل حرم حضرت ارباب(ع)، از خداوند خواسته و امام حسین(ع) را به عنوان واسطه قرار دادم تا این جهاد و پیکار نصیبم گشته و روزی این بنده سراپا تقصیر گردد.

اگر عزم رفتن به سوریه کردم و از خداوند خواستار این موضوع گشتم به این دلیل بود که نمی توانستم نسبت به مظلومیت مردم سوریه، در خطر بودن حرم آل الله که اگر فداکاری آن ها نبود چیزی از اسلام باقی نمانده بود و تلاش تکفیری ها در جهت مخدوش ساختن چهره ی اسلام در عالم و البته ندای رهبر فرزانه انقلاب که فرمودند سوریه نباید سقوط کند، که اگر در این مقطع زمانی و مکانی در مقابل شان ایستادگی نکنیم باید در مرزهای خودمان شاهد آغاز درگیری ها بودیم به برکت انقلاب اسلامی و خون پاک شهیدان این راه امروز جمهوری اسلامی به حدی از توان نظامی و دفاعی رسیده که نه تنها هیچ قدرتی توان دست درازی به خاک پاک آن را ندارند بلکه آماده ی دفاع و یاری مظلومین عالم نیز هست، همان طور که قرآن کریم می فرماید برای احیای حق و مبارزه با ظلم تک تک قیام کنید حتی اگر در این راه تنها بودید چرا که خداوند یار و یاور مظلومین است.

مادرجان عاشقانه ترین لحظاتم را با تو گذرانده ام بعد از خدا تو را بسیار بسیار دوست دارم و از تو می خواهم آرامش خودت را حفظ کنی چرا که آرامش تو خانواده را مدیریت خواهد کرد پس هر زمان به یادم افتادی یاد حضرت زینب(س) باش و از او صبر بخواه.

زندگینامه و وصیت‌نامه شهدای تازه تفحص شده خان طومان

انتشار یافته: ۱
در انتظار بررسی: ۰
حجازی
Iran (Islamic Republic of)
13:12 - 1401/05/10
رضوان الله تعالی علیهم
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص،قومیت‌ها باشد و یا با قوانین کشور و آموزه های دینی مغایرت داشته باشدمنتشر نخواهد شد.
پرطرفدارترین