۱۳ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۷:۰۲
کد خبر: ۸۰۵۴۰۷

افشای 4 پرونده جعلی کشته‌سازی اینترنشنال و BBC‌

افشای 4 پرونده جعلی کشته‌سازی اینترنشنال و BBC‌
سناریوی نخ‌نمای کشته‌سازی‌های دروغین ضدانقلاب هر روز ابعاد گسترده‌تری می‌یابد و آنها را رسواتر می‌کند.

به گزارش سرویس سیاسی خبرگزاری رسا، جنگ ترکیبی و نرم دشمنان جمهوری اسلامی ایران در سال‌های اخیر به اوج خود رسیده است؛ جنگی که در آن مرزهای جغرافیایی کمرنگ شده و میدان نبرد اصلی، اذهان و افکار عمومی جامعه است. در این میان، رسانه‌های معاند و ضدانقلاب نظیر ایران اینترنشنال، بی‌بی‌سی فارسی و شبکه‌های اجتماعی وابسته به سرویس‌های اطلاعاتی بیگانه، همواره در پی یافتن شکافی برای نفوذ و ضربه به امنیت روانی کشور هستند. یکی از شناخته‌شده‌ترین و نخ‌نماترین تاکتیک‌های آن‌ها، پروژه «کشته‌سازی» است؛ سناریویی که در آن، واقعیت قربانی می‌شود تا یک روایت سیاسیِ از پیش‌طراحی‌شده، جان بگیرد.

استان گلستان در اغتشاشات دی ماه، خسارت‌های فراوانی دید و پس از جمع شدن بساط تروریست‌های مسلح، حالا پیاده نظام آنان در فضای مجازی و رسانه‌های ضدانقلاب، با روایت‌های جعلی و ساختگی، جنگ روانی علیه مردم به راه انداخته‌اند. ضدانقلاب خارج نشین از طریق رسانه‌های تروریستی خود تلاش می‌کند با بهره‌گیری از هر حادثه‌ای، اعم از تصادفات رانندگی، حوادث کارگاهی و حتی شایعات محض، پرونده‌ای جعلی از «کشتار معترضان» بسازند.

اما بررسی دقیق و مستند چهار مورد برجسته در این استان، نه تنها حقایق را آشکار کرد، بلکه ماهیت غیراخلاقی و دروغ‌پرداز رسانه‌های مدعی حقوق بشر را برای افکار عمومی برملا ساخت.

«بیبی رایدر»؛ سوءاستفاده از یک تصادف دلخراش برای تکمیل پازل دروغ

سوم بهمن‌ماه، جاده‌های حوالی گنبدکاووس شاهد یک سانحه رانندگی دلخراش بود. حادثه‌ای که در آن شهرزاد مخمی، بلاگر جوان و شناخته‌شده گنبدی با نام کاربری «دیانا بهادران» که با نام « بیبی رایدر» معروف شده بود، جان باخت. این حادثه یک واقعیت تلخ اما ساده بود؛ یک تصادف رانندگی که هیچ ارتباطی با تجمعات، اعتراضات یا درگیری‌های خیابانی نداشت. اما برای رسانه‌هایی که تشنه خون و اخبار سیاه هستند، این واقعیت کافی نبود.

پیکر بی‌جان شهرزاد، پیش از آنکه در خاک آرام گیرد، وارد اتاق‌های فکر رسانه‌های معاند شد. ایران اینترنشنال و بی‌بی‌سی فارسی و دیگر شبکه‌های ضدانقلاب، بدون کوچک‌ترین احترامی به خانواده داغدار و بدون انجام کوچک‌ترین تحقیق و راستی‌آزمایی، نام این دختر جوان را در فهرست «کشته‌شدگان اغتشاشات 19 دی» قرار دادند. آن‌ها سانحه رانندگی را به «جان‌باختن در اغتشاشات» نسبت دادند تا شاید بتوانند با بهره‌برداری احساسی، موجی از خشم و التهاب علیه نظام ایجاد کنند.

این رفتار رسانه‌های مدعی دموکراسی و حقوق بشر، نماد بارز بی‌اخلاقی خبری است. جایی که یک خانواده در سوگ دخترشان می‌سوزند و رسانه‌های خارجی به جای همدردی، آتش بیار معرکه می‌شوند. پدر شهرزاد در حالی که هنوز در شوک فقدان دخترش بود، با غمی دیگر روبه‌رو شد؛ غمی ناشی از دروغ‌پردازی‌هایی که حقیقت مرگ دخترش را تحریف کرده بود. شهرزاد نه در خیابان بود و نه در اغتشاش؛ او قربانی تصادف بود، اما در روایت لندن‌نشینان، ابزاری برای تکمیل پازل دروغ شد.

مبینا بهشتی و دروغ بزرگ رسانه بهایی من‌وتو!

اگر پرونده شهرزاد مخمی نمادی از سوءاستفاده از مرگ بود، پرونده مبینا بهشتی، نمادی از دروغ‌پردازی آشکار و رسوایی برای رسانه‌های معاند است. در اوج اغتشاشات، رسانه‌هایی نظیر ایران اینترنشنال با آب و تاب فراوان خبری را منتشر کردند که در آن، مبینا بهشتی، دختر جوان اهل گرگان، به عنوان یکی از کشته‌شدگان ناآرامی‌ها معرفی شده بود. عکس‌های این دختر جوان در این شبکه‌ها با عنوان جان باخته اغتشاشات 18 دی ماه منتشر شد و بار دیگر احساسات مخاطبان هدف قرار گرفت.

اما حقیقتی که رسانه‌های معاند سعی در پنهان کردن آن داشتند، بسیار تکان‌دهنده و در عین حال رسواکننده بود؛ مبینا بهشتی زنده بود و در سلامت کامل به سر می‌برد. خود مبینا پس از رفع مشکل اینترنت، با دیدن عکس‌های خود به عنوان کشته‌شده، در شوک فرو رفت. او با انتشار ویدیویی تأکید کرد: «من در صحت و سلامتی کامل هستم؛ چرا باید عکس و فیلم کشته شدن من پخش بشه؟ خواهش می‌کنم حرف رسانه‌های خارجی را باور نکنید؛ جز اینکه به ما دروغ بگویند حرفی برای گفتن ندارند!»

وقتی رسانه‌ای بدون استناد به منابع رسمی و بدون کوچک‌ترین راستی‌آزمایی، انسانی زنده را مرده اعلام می‌کند، این یک جنگ روانی تمام‌عیار است. هدف از این اقدام، القای حس ناامنی و افزایش آمار کشته‌شدگان است تا شاید بتوانند جامعه را علیه نظام تحریک کنند اما تیرشان این بار هم به سنگ خورد. اما واکنش خود مبینا، خنجر دیگری بر پیکر اعتبار این رسانه‌ها بود که نشان داد آن‌ها هیچ مرزی برای دروغ‌گویی قائل نیستند.

وفا فروزان‌فر؛ تحریف حقیقت در برابر اسناد پزشکی قانونی!

نمونه سوم از این پروژه شوم، مربوط به مرحوم وفا فروزان‌فر، جوان 25 ساله اهل گنبدکاووس بود. رسانه‌های معاند تلاش کردند مرگ این جوان را نیز به اغتشاشات 18 دی‌ماه نسبت دهند و او را قربانی سرکوب معرفی کنند. اما واقعیت ماجرا، بر اساس بررسی‌های میدانی و گزارش رسمی پزشکی قانونی، چیزی کاملاً متفاوت بود.

وفا فروزان‌فر بر اثر برق‌گرفتگی و خفگی ناشی از آتش‌سوزی در یک زمین کشاورزی جان خود را از دست داده بود. این حادثه یک فاجعه انسانی و کارگاهی بود که هیچ ارتباطی با درگیری‌های سیاسی یا امنیتی نداشت. با این حال، رسانه‌های ضدانقلاب با تحریف واقعیت و سوءاستفاده از غم خانواده، تلاش کردند از نام این جوان برای التهاب‌آفرینی استفاده کنند.

اما این بار نیز سندیت و استناد قانونی، راه را بر دروغ‌پردازان بست. خانواده مرحوم فروزان‌فر نیز با رد شایعات، تأکید کردند که مطالب منتشرشده در فضای مجازی واقعیت نداشته و خودشان از حامیان نظام جمهوری اسلامی ایران هستند. این واکنش شفاف خانواده، همراه با تأییدیه پزشکی قانونی، توطئه رسانه‌های معاند را خنثی کرد و نشان داد که آن‌ها حتی از مرگ بر اثر حوادث طبیعی و کارگاهی نیز ابزاری می‌سازند تا اهداف شوم خود را پیش ببرند.

فاطمه زنگانه؛ مفقودی جعلی و تلاش برای برهم زدن امنیت روانی!

چهارمین نمونه از این سری دروغ‌پردازی‌ها، مربوط به فاطمه زنگانه، دختری اهل علی‌آبادکتول بود. صفحات مجازی ضدانقلاب مدعی شدند که فاطمه در جریان اغتشاشات کشته یا مفقود شده است. خبری که می‌توانست باعث نگرانی و تشویش خاطر خانواده‌ها و مردم منطقه شود.

اما حقیقت بار دیگر برملا شد. فاطمه زنگانه زنده بود و هیچ اتفاقی برای او نیفتاده بود. او پس از وصل شدن اینترنت، متوجه شد که نامش به عنوان یکی از کشته‌شدگان در لیست‌های سیاه ضدانقلاب قرار گرفته است. فاطمه با انتشار پیامی از مردم خواست تا دروغ‌ها و شایعات ضدانقلاب را باور نکرده و آن‌ها را پخش نکنند، زیرا این اقدامات تنها باعث برهم خوردن امنیت روانی و آرامش مردم می‌شود.

این مورد نیز نشان‌دهنده عمق فاجعه در رسانه‌های معاند است؛ آن‌ها حتی از نام افراد عادی و بی‌نام و نشان نیز برای ایجاد جو روانی استفاده می‌کنند، بدون اینکه کوچک‌ترین توجهی به آثار مخرب اجتماعی و روانی این اقدامات بر خانواده‌ها و جامعه داشته باشند.

نان ضدانقلاب در دروغگویی و تحریف است

بررسی این چهار پرونده در استان گلستان در اغتشاشات دی ماه، تصویری روشن از سناریوی کشته‌سازی توسط رسانه‌های معاند ارائه می‌دهد. آن‌ها از هر ابزاری استفاده می‌کنند؛ از سوءاستفاده از پیکر یک بلاگر (شهرزاد مخمی) گرفته تا اعلام مرگ انسان‌های زنده (مبینا بهشتی)، تحریف علت مرگ بر اثر حوادث (وفا فروزان‌فر) و انتشار اخبار مفقودی کذب (فاطمه زنگانه).

رسانه‌هایی چون ایران اینترنشنال و بی‌بی‌سی فارسی به ابزاری برای جنگ روانی و پروپاگاندای علیه ملت ایران تبدیل شده‌اند. آن‌ها می‌دانند که «عدد کشته‌ها» در ذهن مخاطب تأثیر روانی دارد و برای همین، با دروغ‌پردازی هدفمند، سعی در مهندسی ادراک عمومی دارند. اما نکته کلیدی اینجاست که دروغ، پایدار نیست.

همان‌طور که در این موارد مشاهده شد، حقیقت با وجود تأخیر، همیشه راه خود را پیدا می‌کند. صدای پدران داغدار، واکنش خود افراد زنده، اسناد پزشکی قانونی و هوشیاری مردم، توطئه‌های پیچیده رسانه‌های خارجی را یکی پس از دیگری خنثی کرد. مردم ایران امروز نسبت به گذشته آگاه‌ترند و می‌دانند که رسانه‌های معاند، نه دغدغه حقوق بشر دارند و نه همدردی با خانواده‌ها؛ آن‌ها تنها دنبال ابزارسازی برای برهم زدن امنیت کشور هستند.

در همین مدت کوتاه دست‌کم 4 پرونده جعلی کشته‌سازی از سوی رسانه‌های ضدانقلاب در گلستان مطرح شد و به مرور نیز با عادی شدن وضعیت اینترنت حتما دروغ‌های بیشتری از این رسانه‌های تروریستی برملا خواهد شد. قطعا این افراد اولین و آخرین پرونده‌های کشته سازی معاندان و ضدانقلاب خارج‌نشین و بی‌وطنان نیست و حالا هوشیاری مردم و آنچه که اهل فن از آن به عنوان سواد رسانه یاد می‌کنند در هنگامه جنگ شناختی همه جانبه برای مردم ایران لازم و ضروری است.

ارسال نظرات