عبرتگیری از تاریخ، ضامن بقای انقلاب و هویت دینی جامعه
به گزارش خبرنگار گروه فرق و ادیان خبرگزاری رسا، حجتالاسلام سلیمانی امیری، عضو هیئت علمی مؤسسه امام خمینی(ره)، در برنامه تلویزیونی پاسخ به همت مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات (حوزههای علمیه) برگزار شد، با اشاره به طرح شبهات مختلف درباره تاریخنگاری اظهار داشت: یکی از پرسشهای جدی در حوزه تاریخ این است که با وجود تعارض برخی گزارشها و جهتگیریهای متفاوت مورخان، چگونه میتوان به صحت اخبار تاریخی اطمینان پیدا کرد. این مسئله از دیرباز مورد توجه فلاسفه تاریخ و اندیشمندان بوده است.
وی با بیان اینکه برخی مورخان تحت تأثیر قدرتهای سیاسی، تعصبات مذهبی، قومی یا خصومتهای شخصی به نگارش تاریخ پرداختهاند، افزود: در طول تاریخ، مواردی وجود داشته که تاریخنگاری بهصورت جهتدار انجام شده است؛ گاه برای توجیه عملکرد حکومتها، گاه برای تطهیر یک مذهب یا تخریب جریان مقابل، و حتی گاهی به دلیل خطاهای انسانی در استنساخ نسخههای خطی.
عضو هیئت علمی مؤسسه امام خمینی(ره) ادامه داد: این واقعیتها باعث شده برخی به این نتیجه برسند که تاریخ بهطور کامل غیرقابل اعتماد است، اما این نگاه، نادرست و افراطی است. همانگونه که نمیتوان گفت تمام تاریخ دروغ است، نمیتوان همه گزارشهای تاریخی را نیز بدون بررسی پذیرفت.
وی با اشاره به مفهوم «متواترات تاریخی» تصریح کرد: بخش مهمی از حوادث تاریخی بهصورت متواتر نقل شدهاند و تردید در اصل وقوع آنها منطقی نیست؛ مانند اصل واقعه عاشورا که توسط شمار فراوانی از مورخان گزارش شده و انکار آن ممکن نیست، هرچند در جزئیات اختلافاتی وجود داشته باشد.
حجتالاسلام سلیمانی امیری افزود: از منظر دینی، برخی وقایع تاریخی که در قرآن کریم آمدهاند، برای مسلمانان یقینآور و قطعی هستند؛ مانند داستانهای حضرت ابراهیم(ع)، حضرت یوسف(ع) و دیگر پیامبران الهی. قرآن بهعنوان منبع وحیانی، معیار مهمی در ارزیابی تاریخ محسوب میشود.
وی همچنین با اشاره به نمونههایی از گزارشهای تاریخی نادرست گفت: در تاریخ اسلام، مواردی وجود دارد که یک گزارش ضعیف و منفرد، مبنای قضاوتهای کلان قرار گرفته است؛ مانند ادعای شکلگیری تشیع توسط عبدالله بن سبأ که علامه عسکری با پژوهشهای دقیق نشان داد این روایت به نقلهای غیرمعتبر و راویان متهم به دروغگویی بازمیگردد.

حجتالاسلام سلیمانی امیری تأکید کرد: گزارههای تاریخی باید مورد ارزیابی علمی قرار گیرند و از نظر سند، راوی، قدمت نقل و میزان شهرت بررسی شوند. گزارشهایی که متأخر، تکنقلی و فاقد پشتوانه معتبر هستند، نمیتوانند مبنای تحلیل تاریخی و اعتقادی قرار گیرند.
وی با اشاره به دستهبندی گزارههای تاریخی گفت: گزارههای تاریخی به چند دسته تقسیم میشوند؛ نخست، گزارههای «مقطوعالصدق» که یا متواترند یا مبتنی بر وحی الهی و یقینآورند. دسته دوم، گزارههای «مظنونالصدق» هستند که با وجود نداشتن قطعیت کامل، به دلیل تعدد گزارشگران معتبر، قابل اعتماد محسوب میشوند.
حجتالاسلام سلیمانی امیری ادامه داد: در مقابل، گزارههایی وجود دارند که «مظنونالکذب» یا حتی «مقطوعالکذب» هستند. این دسته شامل گزارشهایی است که راویان ضعیف، مجهول یا متهم به دروغگویی دارند یا با قرائن عقلی و تاریخی ناسازگارند؛ مانند گزارشهایی که اعداد و وقایع غیرواقعی و ناممکن را مطرح میکنند.
عضو هیئت علمی مؤسسه امام خمینی(ره) خاطرنشان کرد: گزارههای قابل استناد در تاریخ، آنهایی هستند که یا مقطوعالصدقاند، یا مظنونالصدق، و یا گزارههای مشکوکی که با مؤیدات معتبر تقویت شدهاند. اما گزارشهای مظنونالکذب و مقطوعالکذب و گزارههای مشکوکی که با مؤیدات معتبر تایید نشدند، شأنیت استناد و نقل علمی ندارند
وی با اشاره به کارکرد عملی تاریخ گفت: تجربه بشر نشان داده است که بیتوجهی به تاریخ و کنار گذاشتن این دانش، منجر به تکرار خطاها و شکستهای بزرگ میشود. حتی اگر بدانیم بخشی از گزارشهای تاریخی دقیق نیست، باز هم مجموعه معرفت اجمالی ما از گذشته، در تصمیمگیریهای اجتماعی و سیاسی بسیار راهگشاست.
حجتالاسلام سلیمانی امیری تأکید کرد: تاریخ، اگر با روش علمی و ابزارهای نقد و تحلیل بررسی شود، منبعی ارزشمند برای عبرتآموزی و شناخت مسیر آینده است. نادیده گرفتن تاریخ به بهانه وجود برخی گزارشهای نادرست، جامعه را از تجربههای انباشته بشری محروم کرده و زمینهساز خطاهای پرهزینه خواهد شد.
عضو هیئت علمی مؤسسه امام خمینی(ره) با تشریح مبانی روششناسی تاریخپژوهی، تأکید کرد: یکی از ارکان اساسی در ارزیابی اخبار تاریخی، بررسی سند و محتوای خبر است. در گذشته برخی صرفاً بر «موثوقالسند بودن» تکیه داشتند و هر خبری که سند معتبر داشت، قابل اعتماد میدانستند؛ اما در ادامه، رویکرد دقیقتری با عنوان «موثوقالصدور» شکل گرفت.
وی افزود: بر اساس این رویکرد، ممکن است یک خبر بهتنهایی سند ضعیفی داشته باشد، اما اگر چند خبر ضعیفِ همجهت در کنار یکدیگر قرار گیرند، برای پژوهشگر «ظن معتبر» ایجاد کنند. از اینرو، همه اخبار ضعیف لزوماً کنار گذاشته نمیشوند، بلکه باید مورد تحلیل و ترکیب قرار گیرند.
حجتالاسلام سلیمانی امیری ادامه داد: از دیگر معیارهای ارزیابی خبر تاریخی آن است که با بدیهیات عقلی، واقعیات عالم و امور قطعی تعارض نداشته باشد. اگر گزارشی با جغرافیا، زمان، عقل سلیم یا واقعیتهای مسلم ناسازگار باشد، آن خبر مردود است؛ حتی اگر در منابعی نقل شده باشد.

وی تصریح کرد: در حوزه امور دینی، معیار مهمتری نیز وجود دارد و آن عدم تعارض خبر با معارف قطعی دینی و شأن معصومان است. گزارشهایی که با اصل عصمت پیامبر اکرم(ص) یا جایگاه معرفتی و روحی ایشان ناسازگار است، قابل اعتماد نیست؛ حتی اگر در برخی منابع تاریخی ذکر شده باشد.
حجتالاسلام سلیمانی امیری با اشاره به تفاوت روشهای تاریخنگاری اسلامی و غربی گفت: در سنت تاریخنگاری اسلامی، ضبط سند، وثاقت راوی و حتی حافظ بودن مورخ اهمیت ویژهای داشته است؛ تا جایی که القابی مانند «الحافظ» برای مورخان بزرگ بهکار میرفته است. این در حالی است که در تاریخنگاری رایج غربی، اساساً نظام دقیق اسنادی بهمعنای اسلامی آن وجود ندارد، اما با این حال، کمتر شاهد تردیدافکنی بنیادین نسبت به تاریخ اروپا هستیم.
وی با طرح یک پرسش انتقادی افزود: سؤال اساسی این است که چرا در روزگار ما، بحث تردید در تاریخ، بهصورت گزینشی و عمدتاً معطوف به تاریخ اهلبیت(ع) و تاریخ انقلاب اسلامی ایران برجسته میشود، اما همین حساسیت نسبت به تاریخ اروپا یا دیگر تمدنها وجود ندارد؟
عضو هیئت علمی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) تأکید کرد: این تمرکز هدفمند بر تاریخ اهلبیت(ع) و وقایع انقلابی، نشاندهنده یک جریان سازمانیافته فکری است که قصد دارد باورهای دینی جامعه را تضعیف کند. بهزعم بنده، این پدیده صرفاً یک بحث علمی خنثی نیست، بلکه نوعی «فتنه» و پروژه تردیدافکنی است.
وی خاطرنشان کرد: اینکه امروز بهصورت خاص مصائب حضرت زهرا(س)، قیام سیدالشهدا(ع)، یا سیره ائمه اطهار(ع) زیر سؤال برده میشود، در حالی که همین روش در بررسی تاریخ دیگر تمدنها بهکار نمیرود، نمیتواند تصادفی باشد. این روند یا از جهل ناشی میشود یا از قلمبهمزدی و مأموریت فکری.
حجتالاسلام سلیمانی امیری با هشدار نسبت به تحریفهای هدفمند در تاریخ اهلبیت(ع) تأکید کرد: برخی جریانها امروز تلاش میکنند با نسبت دادن ادعاهای بیپایه به وقایع تاریخی، احساسات دینی جامعه را تضعیف کنند؛ بهگونهای که حتی اصل سوگواری و همدلی با اهلبیت(ع) زیر سؤال برود.
وی با اشاره به نمونههایی از این تحریفها گفت: ادعاهایی نظیر اینکه شهادت امام جواد(ع) ناشی از حسادت همسر ایشان بوده، نهتنها هیچ پشتوانه معتبر تاریخی ندارد، بلکه کاملاً برخلاف شواهد موجود و تحلیلهای سیاسی ـ تاریخی است. این نوع روایتسازیها، نه پژوهش علمی، بلکه پروژه تحریف و تردیدافکنی است.
عضو هیئت علمی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) افزود: همانگونه که در فتنههای سیاسی و اجتماعی باید هوشیار بود، در برابر فتنههای علمی و تاریخی نیز باید با دقت و بصیرت برخورد کرد. این تحرکات بخشی از «جنگ شناختی» است که مقدمه فتنههای امنیتی و حتی نظامی میشود.
حجتالاسلام سلیمانی امیری در ادامه به پرسش مهم تطبیق تاریخ گذشته با شرایط امروز پرداخت و گفت: برخی مدعیاند که بهدلیل تفاوت ساختارهای اجتماعی، رسانهای و پیچیدگیهای جهان معاصر، نباید حوادث امروز را با تاریخ صدر اسلام یا دوران امیرالمؤمنین(ع) مقایسه کرد. این ادعا در ظاهر علمی، اما در باطن نادرست است.
وی افزود: سؤال اساسی این است که آیا ذات انسان تغییر کرده است یا خیر؟ آیا انسان امروز دیگر فطرت، غرایز، آزمونها و تمایلاتی مشابه انسان گذشته ندارد؟ پاسخ روشن است؛ انسان، همان انسان است و آزمایشهای الهی نیز تغییر نکردهاند؛ چه آزمون مال، چه قدرت، چه ترس و چه گرسنگی.
حجتالاسلام سلیمانی امیری ادامه داد: قرآن کریم، آزمونهای الهی را محدود به یک دوره تاریخی نمیداند و سنتهای الهی را ثابت و قانونمند معرفی میکند. همان سنتهایی که در گذشته موجب عزت یا سقوط جوامع شدهاند، امروز نیز جاریاند و در آینده نیز جاری خواهند بود.
وی با اشاره به دیدگاه فیلسوفان تاریخ خاطرنشان کرد: بسیاری از اندیشمندان تاریخ معتقدند تاریخ قانونمند است و تمدنها در برابر چالشهای مشابه، اگر پاسخ درست ندهند، محکوم به زوالاند. این نگاه، هم در فلسفه تاریخ و هم در متون دینی مورد تأکید قرار گرفته است.
حجتالاسلام سلیمانی امیری تصریح کرد: تطبیق تاریخ با زمان حال، نه برای تکرار صرف گذشته، بلکه برای کشف علل، سنتها و الگوهای رفتاری است. وقتی میبینیم در گذشته، استقامت در برابر فتنهها موجب نجات و وادادگی موجب سقوط شده، عقل حکم میکند که از این تجربهها بهره ببریم.

وی با تأکید بر جایگاه «عبرت» در اندیشه اسلامی گفت: قرآن کریم بارها انسانها را به عبرتگیری از تاریخ دعوت میکند و عبرت، بدون نوعی تطبیق میان گذشته و حال معنا ندارد. اگر قرار بود میان انسان گذشته و امروز گسست ماهوی وجود داشته باشد، اساساً فرمان به عبرتگیری بیمعنا بود.
عضو هیئت علمی مؤسسه امام خمینی(ره) خاطرنشان کرد: تطبیق درست، عقلانی و روشمند تاریخ با شرایط امروز، نهتنها خطا نیست، بلکه ضرورتی برای حفظ هویت دینی، اجتماعی و انقلابی جامعه بهشمار میرود؛ بهشرط آنکه این تطبیق، عالمانه، دقیق و بهدور از تحریف و اغراض سیاسی صورت گیرد
وی توضیح داد: تطبیق گذشته با زمان حال تنها زمانی صحیح است که وجوه تشابه و تمایز به روشنی احراز شود. به عنوان مثال، اگر شخصی امروز رفتاری مشابه زبیر در صدر اسلام داشته باشد، باید مشخص شود در چه زمینهای—ثروتاندوزی، فریب فرزند یا مخالفت با ولایت—این شباهت وجود دارد و وجوه تمایز در آن اثرگذار نیست. وی افزود: اگر شباهت صرفاً ظاهری باشد اما تمایزات ذاتی، اساس تطبیق را از بین ببرد، تطبیق غلط است و نتیجهای در پی نخواهد داشت.
حجتالاسلام سلیمانی امیری همچنین تصریح کرد: تطبیق تاریخی برای پیشبینی و تحلیل جریانها در جامعه به معنای صدور حکم قضایی نیست. او گفت: جریانهای سیاسی معاصر میتوانند شاخصههایی مشابه خوارج یا مخالفان امام علی(ع) داشته باشند؛ این تحلیل به منظور ایجاد بصیرت و پیشگیری از فریب خوردن مردم است، نه برای محاکمه بدون سند و شاهد.
وی افزود: در امور قضایی، سند و شاهد الزامی است، اما در عرصه فرهنگی و سیاسی، تاریخ میتواند به عنوان معلم و چراغ راه عمل کند و مردم را نسبت به خطرات تکرار فتنهها هشدار دهد. تاریخ عامل بسیار موثری برای ایجاد باورهای صحیح و پیشگیری از انحرافهاست.
عضو هیئت علمی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) در پایان خاطرنشان کرد: ملت ایران همواره با بصیرت و حضور بهموقع خود در صحنههای حساس، پای انقلاب، آرمانهای امام و شهیدان ایستادهاند. عبرتگیری از تاریخ و استفاده درست از آن، راهی است برای انتخاب مسیر صحیح و استمرار انقلاب تا رسیدن به هدف نهایی انقلاب جهانی حضرت ولیعصر(عج).