حجتالاسلام رهدار مطرح کرد؛
تقویت باور قلبی مخاطب، ابزار مقابله با فتنهها
عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم(علیهالسلام) به تبیین معیارهای قاطعیت و مدارا در رفتار پیامبر اسلام و معصومان(ع) پرداخت و تأکید کرد: سیره نبوی مبتنی بر اصول ثابت و مصالح متغیر امت اسلامی است.
به گزارش خبرنگار گروه فرق و ادیان خبرگزاری رسا، حجتالاسلام احمد رهدار، عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم(علیهالسلام) در دویستوشصتوپنجمین نشست از سلسله نشستهای مــــرکـــز مـــطالعات و پــاســخگــویی بـه شبــــهــاتبا موضوع «سیره پیامبر اکرم(ص) در مواجهه با مخالفان و دشمنان»، به تبیین معیارهای قاطعیت و مدارا در رفتار پیامبر اسلام و معصومان(ع) پرداخت و تأکید کرد: سیره نبوی مبتنی بر اصول ثابت و مصالح متغیر امت اسلامی است.
وی با اشاره به اینکه در سیره پیامبر(ص) و اهلبیت(ع) گاه قاطعیت و گاه عفو و گذشت دیده میشود، تصریح کرد: اسلام دارای «اصول فوقانی» است که معصومان(ع) در هیچ شرایطی از آنها کوتاه نمیآمدند؛ اصولی مانند عدالت که حتی مصلحتهای ظاهری و امنیت کوتاهمدت نیز نمیتواند جایگزین آن شود.
حجتالاسلام رهدار با ذکر نمونهای از سیره امیرالمؤمنین(ع) گفت: زمانی که برخی افراد به امام علی(ع) پیشنهاد دادند در برابر بیعت، چشم خود را بر اموالی که پیشتر از بیتالمال بردهاند ببندد، امام قاطعانه نپذیرفتند و فرمودند که آن را بازمیگردانم. حضرت میدانستند که این موضع به فتنه و جنگ منجر میشود، اما امنیت را به بهای قربانی کردن عدالت نپذیرفتند.
وی در ادامه افزود: در کنار این اصول ثابت، رعایت مصلحت امت نیز جایگاهی اساسی در سیره معصومان دارد؛ بهگونهای که امیرالمؤمنین(ع) در مقاطعی برای حفظ کلیت امت اسلامی، سکوت را بر واکنش فوری ترجیح دادند. این تشخیص دقیقِ تزاحم میان اصول، تنها از معصوم برمیآید که به حقیقت مصالح آگاه است.
عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم با اشاره به ماجرای فتح مکه و عفو ابوسفیان و سران قریش، تأکید کرد: این بخشش ناشی از ضعف اسلام نبود، بلکه تصمیمی راهبردی بود. بنیامیه از قدرت اقتصادی و نظامی بالایی برخوردار بودند و توان فتنهگری داشتند. پیامبر(ص) با عفو آنها، نهتنها فتنه آشکار را مهار کرد، بلکه زمینه ورود طیف گستردهای از وابستگان و هواداران آنها به اسلام را فراهم ساخت.
وی ادامه داد: این رویکرد باعث شد دشمنی آشکار به نفاق پنهان تبدیل شود. هرچند نفاق از منظر ارزشی، در روایات بدتر از کفر معرفی شده، اما از منظر اجتماعی یک مرحله گذار است؛ مرحلهای که امکان ضربه مستقیم به دین را محدود میکند و دست جامعه ایمانی را برای تثبیت و گسترش اسلام بازتر میگذارد.
حجتالاسلام رهدار خاطرنشان کرد: تصور عمومی این است که پیامبران مأمور بودند جامعه را فوراً به جامعهای کاملاً توحیدی تبدیل کنند، در حالیکه مطالعه تاریخ انبیا نشان میدهد این گذار تدریجی بوده و عبور از مرحله نفاق، بخشی از این فرآیند تاریخی و اجتماعی است.

وی با بیان اینکه پیامبر خاتم(ص) در فتح مکه با عفو چهرههایی مانند ابوسفیان، جامعه مشرک را وارد مرحلهای جدید کرد، افزود: پیامبر(ص) با این تصمیم، بخشی از دشمنی آشکار را به نفاق پنهان تبدیل کرد؛ به این معنا که امکان مخالفت علنی و ضربه مستقیم از دشمنان گرفته شد و فعالیت آنها به ساحتهای محدود و پنهانی تقلیل یافت. این اقدام هم «زهر دشمنی» را کاهش داد و هم زمینه ورود طیف گستردهای از هواداران و وابستگان آن جریانها را به فضای دین فراهم کرد.
حجتالاسلام رهدار با تأکید بر اینکه نفاق هرگز مطلوب نیست، تصریح کرد: مقصود این نیست که نفاق بهتر از کفر است؛ بلکه سخن در این است که در سیر اجتماعی هدایت، گاهی جامعه ناگزیر از عبور از مرحله نفاق است. همانگونه که در فرآیند تربیتی، شک مقدمه ایمان میشود، در سطح اجتماعی نیز عبور از کفر آشکار به نفاق، مرحلهای میانی در گذار به جامعه ایمانی است.
وی با ذکر مثالی از وضعیت فرهنگی معاصر گفت: در سالهای گذشته، مواجهه با نسلی که مبانی فکری غرب را پذیرفته بود، روشنتر بود؛ امکان نقد، گفتوگو و شکستن قطعیتهای فکری وجود داشت. اما امروز گاه با نسلی بیمبنا مواجهیم که نه غرب برایش اهمیت دارد و نه نقد غرب. در چنین شرایطی، نخستین گام هدایت، ایجاد شک در مبانی غلط است؛ این مرحله نه ایمان است و نه کفر صریح، بلکه مرحلهای گذار است که بدون آن امکان حرکت ایجابی وجود ندارد.
عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم با اشاره به تاریخ صدر اسلام اظهار داشت: از دل برخی چهرههای مسئلهدار یا حتی منافق، در نسلهای بعدی شخصیتهای مؤمن و تأثیرگذار پدید آمدند. تاریخ اسلام نشان میدهد که پیامبر(ص) فضایی ایجاد کرد که برخی ناگزیر به پذیرش ظاهری اسلام شدند و همین فضا، بستر تربیت نسلهای بعدی را فراهم ساخت.
وی در ادامه با اشاره به تجربه سالهای آغازین انقلاب اسلامی گفت: در اوایل انقلاب، حتی برخی اساتید مارکسیست در فضای انقلابی دانشگاهها ناچار بودند در مسجد دانشگاه حاضر شوند. این حضور ظاهری، ظرفیت کنش علنی آنها علیه جریان انقلاب را محدود میکرد. دشمن آشکار میتواند هم علنی بجنگد و هم پنهانی توطئه کند، اما وقتی به نفاق کشانده میشود، امکان کنش مستقیم از او گرفته میشود.
حجتالاسلام رهدار در بخش دیگری از سخنان خود به «هوش اجتماعی» پیامبر اکرم(ص) در مواجهه با فتنهگران اشاره کرد و گفت: این پرسش که پیامبر(ص) چگونه فتنهها را تشخیص میداد و مدیریت میکرد، پرسشی مدرن است، اما ریشهای عمیق در سنت الهی دارد. سیره پیامبر اکرم(ص) و دیگر انبیا نشان میدهد که هدایت اجتماعی، فرآیندی تدریجی، هوشمندانه و مبتنی بر شناخت دقیق ظرفیتها و تهدیدهاست؛ فرآیندی که در آن، قاطعیت و مدارا هر یک در جای خود معنا پیدا میکند.

وی افزود: «اهلبیت(ع) با هدف ارتقای سطح فرهنگی و دینی جامعه، مفاهیم و ارزشهای اسلامی را به گونهای در ذهن مردم مینشاندند که این جامعه بتواند به عنوان یک سنسور اجتماعی عمل کند؛ یعنی بدون نیاز مستقیم به اقدام معصوم، بسیاری از فتنهها و ناهنجاریها از طریق هوش جمعی مسلمانان مهار میشد.»
حجتالاسلام رهدار با ذکر مثالی از زندگی امام صادق(ع) تأکید کرد: معصومین(ع) نیازی به اعمال هوش اجتماعی برای خود نداشتند، زیرا پاک و معصوم بودند، بلکه هوش اجتماعی آنان بر مخاطبان و جامعه اثر میگذاشت. معصوم حتی گناهان و افکار نادرست را میبیند، اما هیچگاه عمل به آنها نمیکند؛ همانند مثال سادهای که امام صادق(ع) در مواجهه با خطای فرضی یک انسان بیان کردند، ما کنه خطا و گناه را میبینیم، اما هیچگاه به آن عمل نمیکنیم.
عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم با بیان اینکه این ارتکاز جمعی نقش بسزایی در ثبات دین مردم داشته است، افزود: «حتی ایرانیانی که در زمان خلفای اسلامی به اسلام گرویدند و هزاران کیلومتر از مرکز اسلام فاصله داشتند، با وجود فساد و بیعدالتی آشکار برخی خلفا، از دین خود روی برنگرداندند. این نشاندهنده عمق ارتکاز فرهنگی و دینی در جامعه بود که توسط معصومان و پیامبر(ص) تقویت شده بود.»
وی خاطرنشان کرد: «یکی از سیرههای مهم پیامبر(ص) و اهلبیت(ع)، ایجاد فضایی بود که جامعه بتواند در مواجهه با فتنهها، فشارها و مشکلات، از درون خود واکنش صحیح نشان دهد و این فرآیند، هم مبتنی بر اصول دینی و هم بر هوش جمعی جامعه بوده است.»
حجتالاسلام رهدار افزود: «در مواجهه با فتنه، معصومان ابتدا قلب و باورهای گرایشی مردم را هدف قرار میدادند. وقتی گرایش قلبی درست شکل میگرفت، سپس ذهن با استدلال و گزارههای منطقی تجهیز میشد و در نهایت رفتار صحیح ظهور میکرد. به همین دلیل، در سیره پیامبر(ص) اخلاق و رفتار شخصی آن حضرت، به همان اندازه استدلال و بیان منطقی، در جذب و هدایت مردم نقش داشت.»
وی توضیح داد: «فتنهگران اغلب به قلب انسانها حمله میکنند، نه به ذهن؛ یعنی تلاش میکنند گرایش و باورها را تغییر دهند و مردم بدون درک صحیح و آگاهانه، گرفتار هیجانات و ناآگاهی شوند. معصومان با اولویتبندی قلب، سپس ذهن، مسیر هدایت را هموار میکردند.»
عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم در ادامه با ذکر مثالهایی از تعامل پیامبر(ص) با مخاطبان، گفت: «یک نفر از پیغمبر خاتم(ص) سؤال کوتاهی پرسید و پاسخ حضرت به اندازهای کامل بود که تمام آنچه لازم بود، دریافت و به یقین رسید. این نمونه نشان میدهد که معصوم با کمترین سرمایهگذاری، باور قلبی مخاطب را تقویت میکرد و همین، ابزار مقابله با فتنهها بود.»
حجتالاسلام رهدار همچنین تاکید کرد: «در سیره پیامبر(ص) و اهلبیت(ع)، اخلاق و رفتار نیکو، به همان اندازه استدلال و بیان، در جذب مردم مؤثر بود. مردم به دلیل عظمت اخلاقی حضرت، گرد ایشان جمع میشدند و این جمع شدن، به مشروعیت و اثرگذاری اجتماعی پیامبر میافزود.»
وی در پایان خاطرنشان کرد: «الگوی پیامبر و اهلبیت(ع) امروز میتواند معیار ما در مواجهه با هجمهها و سختیها باشد؛ یعنی ابتدا باورها و گرایشهای قلبی را اصلاح کنیم، سپس ذهن را تجهیز و در نهایت رفتار و کنش اجتماعی را شکل دهیم.»
ارسال نظرات