رازهای تاریخی و الهیاتی کریسمس
به گزارش گروه فرق و ادیان خبرگزاری رسا، انتخاب روز ۲۵ دسامبر (یا ۷ ژانویه) بهعنوان سالگرد ولادت عیسی مسیح، محصول یک فرایند پیچیدهٔ تاریخی و الهیاتی است، نه تاریخی که مستقیماً در متون مقدس مسیحی ذکر شده باشد. مسیحیان اولیه در قرون نخست، تاریخ دقیق میلاد عیسی را نمیدانستند و هیچ منبع دینی نیز نظر صریحی در اینباره ارائه نکرده بود. هدف این نوشتار، واکاوی ریشههای این تاریخ، بررسی عمیق معنای الهیاتی آن، ردیابی سیر تکامل سنتهای مذهبی و فرهنگی مرتبط با آن، و در نهایت، مقایسهٔ جایگاه آن در شاخههای مختلف مسیحیت و در گفتگو با دین اسلام است.
برای دستیابی به این هدف، ساختار این تحلیل به شرح زیر خواهد بود:
- نخست، به شواهد تاریخی اولیه و فرایند تثبیت رسمی ۲۵ دسامبر در قرن چهارم میلادی خواهیم پرداخت.
- سپس، دو فرضیهٔ اصلی دربارهٔ خاستگاه این تاریخ، یعنی «نظریه تاریخ ادیان» و «فرضیه محاسباتی»، را بررسی و مقایسه میکنیم.
- در ادامه، به منشأ الهیاتی کریسمس، یعنی آموزهٔ تجسد، و معنای عمیق آن در ایمان مسیحی میپردازیم.
- پس از آن، تکامل سنتهای مذهبی (مانند آدونت و اپیفانی) و رسوم فرهنگی (مانند درخت کریسمس و بابا نوئل) را تحلیل خواهیم کرد.
- در پایان، دیدگاههای تطبیقی از درون جهان مسیحیت (کاتولیک، ارتدکس و پروتستان) و از منظر دین اسلام ارائه خواهد شد تا تصویری جامع از این پدیدهٔ جهانی ترسیم گردد.

۱. راز تاریخی ۲۵ دسامبر: نخستین شواهد و تثبیت رسمی
برای درک چگونگی تثبیت ۲۵ دسامبر، باید به زمینهٔ تاریخی قرن چهارم میلادی در امپراتوری روم بازگشت. در این دوره، مسیحیت از یک فرقهٔ تحت تعقیب به دینی مورد حمایت دولت تبدیل شد و این تحول، نیاز به ساماندهی و رسمیت بخشیدن به تقویم عبادی و مناسک کلیسایی را بیش از پیش ضروری ساخت.
قدیمیترین سند مکتوبی که مستقیماً به ۲۵ دسامبر بهعنوان روز میلاد مسیح اشاره میکند، «سالنامه فیلوکالوس» (Chronography of 354) است. اگرچه این تقویم رومی در سال ۳۵۴ میلادی تدوین شده، اما پژوهشگران معتقدند عبارت «مسیح در بیتلحم یهودیه متولد شد» که ذیل تاریخ ۲۵ دسامبر آمده، به جشنی اشاره دارد که دستکم از سال ۳۳۶ میلادی در روم برگزار میشده است.
رسمیت یافتن این تاریخ، محصول همکاری نهادهای کلیسا و دولت بود. پاپ ژولیوس اول در حدود سال ۳۵۰ میلادی، نقش محوری در اعلام رسمی این تاریخ ایفا کرد. همزمان، امپراتور کنستانتین، که با قانونی کردن مسیحیت و حمایت گسترده از کلیسا، بستر اداری و سیاسی لازم را برای گسترش این جشن در سراسر امپراتوری فراهم آورد، به این فرایند شتاب بخشید.
با این حال، پذیرش این تاریخ یکسان نبود. در حالی که کلیسای روم (غرب) تاریخ ۲۵ دسامبر را تثبیت کرد، بسیاری از کلیساهای شرق به سنت قدیمی خود پایبند ماندند و ولادت و تعمید عیسی را همزمان در تاریخ ۶ ژانویه (عید اپیفانی) جشن میگرفتند. این سنت کهن تا به امروز در کلیسای ارمنی حفظ شده است. تثبیت رسمی این تاریخ در غرب، زمینهساز دو نظریه برای توضیح چرایی انتخاب دقیق این روز شد که در ادامه به آنها پرداخته میشود.

۲. رمزگشایی تاریخ کریسمس
درک چرایی انتخاب ۲۵ دسامبر مستلزم بررسی دو فرضیه است:
فرضیهٔ تاریخ ادیان این نظریه، انتخاب ۲۵ دسامبر را اقدامی راهبردی برای جایگزینی یا «مسیحیسازی» جشنهای پاگانی پرطرفدار رومی میداند. این تاریخ با انقلاب زمستانی و دو جشن مهم رومی همزمان بود: «ساتورنالیا» (جشنوارهای به افتخار خدای زحل) و جشن تولد «خورشید شکستناپذیر» (Sol Invictus) که توسط امپراتور اورلیان در سال ۲۷۴ میلادی رسمیت یافته بود. همزمان، در آیین میترائیسم که از ایران به روم راه یافته بود، تولد میترا نیز در همین روز جشن گرفته میشد. کلیسا با قرار دادن میلاد مسیح در این تاریخ، او را بهعنوان «خورشید حقیقی» (True Sun) معرفی کرد تا بهصورت نمادین، کیشهای خورشیدی رایج را در خود جذب کرده و پیام مسیحی را جایگزین آنها سازد.
فرضیهٔ محاسباتی این نظریه، انتخاب تاریخ را نه واکنشی به فرهنگ بیرونی، بلکه نتیجهٔ یک منطق نمادین درونی در الهیات مسیحی اولیه میداند. در باور برخی یهودیان و مسیحیان باستان، پیامبران بزرگ در همان روزی از سال که نطفهشان بسته شده بود، از دنیا میرفتند. بر اساس سنت کلیسایی، تاریخ مصلوب شدن عیسی (و در نتیجه، تاریخ لقاح الهی او) روز ۲۵ مارس در نظر گرفته میشد. با افزودن نُه ماه دوران بارداری به تاریخ ۲۵ مارس، به تاریخ ۲۵ دسامبر برای تولد او میرسیم. متفکران اولیه کلیسا، مانند سکستوس ژولیوس آفریکانوس و هیپولیتوس اسقف رم، از طرفداران این روش محاسباتی بودند.
امروزه، پژوهشگران این دو فرضیه را دو روی یک سکه مینگرند. به نظر میرسد محاسبهٔ الهیاتی درونی، توجیه دینی لازم را برای انتخاب این تاریخ فراهم آورده و زمینهٔ فرهنگی بیرونی، آن را به یک انتخاب راهبردی برای کلیسای در حال رشد تبدیل کرده است. این انتخاب تاریخی، خود بر یک بنیان الهیاتی عمیق استوار است که معنای حقیقی کریسمس را شکل میدهد.

۳. کریسمس و آموزهٔ تجسد (Incarnation)
فارغ از مباحثات تاریخی پیرامون تاریخ دقیق آن، اهمیت ماندگار کریسمس برای مسیحیان در یک آموزهٔ الهیاتی عمیق و بنیادین نهفته است: تجسد (Incarnation). این مفهوم، سنگ بنای معنای واقعی این جشن است.
آموزهٔ تجسد، باور محوری مسیحیت است مبنی بر اینکه خدا در شخص عیسی مسیح «جسم گرفت» و به شکل انسان درآمد. بر اساس این اعتقاد، عیسی همزمان «کاملاً خدایی و کاملاً انسانی» است. این آموزه بیان میکند که کلمهٔ ازلی خداوند (لوگوس) در عیسی متجسد شد و در میان بشر ساکن گردید.
از منظر مسیحیان، کریسمس صرفاً بزرگداشت تولد یک پیامبر نیست، بلکه جشن «ورود خدا به تاریخ بشر» است! این رویداد بهعنوان پل نهایی میان امر الوهی و امر انسانی تلقی میشود که در آن، خداوند خود را به ملموسترین شکل ممکن بر بشریت آشکار کرد. بنابراین، آموزهٔ تجسد، کریسمس را از یک یادبود صرفاً تاریخی فراتر برده و آن را به یک رویداد متافیزیکی فعال در ایمان مسیحی تبدیل میکند که در آن، مرز میان الوهیت و بشریت برداشته میشود.
۴. سنتهای کریسمس: از آیینهای مذهبی تا رسوم فرهنگی
جشن کریسمس در طول قرنها به مجموعهای غنی از آیینها و رسوم تبدیل شده است که میتوان آنها را به دو دستهٔ کلی تقسیم کرد: مناسک رسمی مذهبی که ریشه در عبادت کلیسایی دارند، و آیینهای فرهنگی که خاستگاههای گوناگونی دارند.
سنتهای مذهبی و عبادی
- آدونت (Advent): در کلیساهای غربی، این دوره چهار هفتهایِ آمادگی روحانی پیش از کریسمس است. این دوره نماد انتظار برای آمدن مسیح بوده و چهار شمع حلقهٔ آدونت به ترتیب در چهار یکشنبه روشن میشوند.
- روزهٔ میلاد (Nativity Fast): این دورهٔ چهل روزه در کلیساهای ارتدکس شرقی، معادل آدونت است و زمان روزهداری، دعا و آمادگی معنوی برای جشن میلاد محسوب میشود.
- عید اپیفانی (Epiphany): این واژه به معنای «تجلی» یا آشکار شدن است. در غرب، این عید که در ۶ ژانویه برگزار میشود، یادبود دیدار مُغان (مجوسان) با عیسای نوزاد است. در شرق، این عید عمدتاً بر تعمید عیسی در رود اردن تمرکز دارد و «تئوفانی» یا تجلی الوهیت او را جشن میگیرد.

خاستگاه رسوم فرهنگی و سکولار
- درخت کریسمس: این سنت ریشه در آلمان قرن شانزدهم دارد و شاخههای همیشهسبز آن نمادی از حیات جاودان است.
- بابا نوئل: شخصیت امروزی بابا نوئل از چهرهٔ تاریخی نیکلاس قدیس، اسقفی در قرن چهارم که به هدیه دادن به فقرا شهرت داشت، الهام گرفته شده و از قرن نوزدهم به اینسو به شکل یک شخصیت خیالی و افسانهای درآمد.
- سایر رسوم: سنتهای دیگری مانند سرودهای کریسمس (کارولها) و ارسال کارتهای تبریک، از افزودههای دورههای متاخرتر هستند.
۵. دیدگاههای گوناگون در جهان مسیحیت
همه شاخههای اصلی مسیحیت بر اهمیت الهیاتی کریسمس و میلاد عیسی تأکید دارند و البته برخی زیرشاخههای مسیحی آن را ممنوع کردهاند.
کلیسای کاتولیک رویکرد کاتولیکها به کریسمس بسیار عبادی و مناسکی است و در مرکز آن مراسم قداس (Mass) قرار دارد. تأکید ویژهای بر دورهٔ چهار هفتهای آدونت بهعنوان زمان آمادگی و همچنین بر «راز تجسد» در موعظهها و آیینها وجود دارد.
کلیساهای ارتدکس دو تفاوت عمده در اینجا به چشم میخورد: نخست، استفادهٔ بسیاری از کلیساهای ارتدکس از تقویم یولیانی که باعث میشود کریسمس را در ۷ ژانویه جشن بگیرند. دوم، تأکید عبادی بیشتر بر عید تئوفانی (اپیفانی) که اغلب همسنگ با خود میلاد در نظر گرفته میشود و بر تجلی الوهیت مسیح در زمان تعمیدش تمرکز دارد.
کلیساهای پروتستان این شاخه از مسیحیت بیشترین تنوع را در خود دارد. از یک سو، فرقههایی مانند لوتریها و انگلیکنها سنتهای عبادی مشابه کاتولیکها دارند. از سوی دیگر، کلیساهای دیگر بیشتر بر موعظه و مشارکت اجتماعی تمرکز میکنند تا مناسک. یک نمونهٔ تاریخی برجسته، ممنوعیت کریسمس توسط پیوریتنها در انگلستان و آمریکای قرن هفدهم است. آنها با این استدلال که این جشن مبنای مستقیمی در کتاب مقدس ندارد و با عیاشیهای پاگانی آمیخته شده است، برگزاری آن را ممنوع کردند.

۶. ولادت عیسی در گفتگوی ادیان: دیدگاه اسلام
برای درک کامل ادعاهای الهیات مسیحی درباره کریسمس، مقایسهٔ آن با دیدگاه اسلام، بهعنوان یکی دیگر از ادیان بزرگ ابراهیمی که برای عیسی احترام والایی قائل است، بسیار روشنگر خواهد بود.
نقطهٔ اشتراک کلیدی میان این دو دین، تأیید تولد معجزهآسای عیسی (ع) از مریم باکره است. هر دو آیین این رویداد را بهعنوان یک معجزهٔ الهی به رسمیت میشناسند.
با این حال، نقطهٔ افتراق بنیادین در ماهیت وجودی عیسی است. در دیدگاه مسیحی، عیسی «خدای متجسد» و «پسر خدا» است. در مقابل، در دیدگاه اسلامی، قرآن کریم صراحتاً الوهیت عیسی را رد کرده و تأکید میکند که او پیامبری بزرگ و بنده خدا است و هرگز ادعای خدایی نداشته است. از منظر اسلام، تولد معجزهآسای عیسی نشانهٔ قدرت مطلق خداوند است، نه نشانهای از اینکه خداوند خود به انسان تبدیل شده است.
۷. سخن پایانی
کریسمس یک جشن مسیحی است که ریشههای آن از هرنظر سست و بیاعتبار است و مخالف با فرهنگ ایرانی اسلامی است. خوب است هم میهنان عزیز ابتدا بدانند کریسمس چیست بعد آن را به هم تبریک بگویند و نمادهای بیاصالت کریسمس را بخرند. خودمان مناسبتهای شاد ملی و مذهبی کم نداریم؛ همینها را اهمیت بدهیم و تقویت کنیم.
سالها دل طلب جام جم از ما میکرد آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا میکرد!