پیامد منطقهای شدن جنگ برای آمریکا
اینکه رهبر انقلاب در سخنرانی روز گذشته خود (12 بهمن 1404) فرمودند «آمریکاییها بدانند که اگر این دفعه جنگ راه بیندازند، این جنگ، جنگ منطقهای خواهد بود» ؛ بر این اساس است که بازیگران این جنگ تنها به آمریکا و ایران محدود نخواهد شد و به انحای گوناگون و قابل پیشبینی، کشورهای منطقه، گروههای مقاومت و ملتهای منطقه از تبعات و پیامدهای محتمل این جنگ متأثر خواهند شد و باز شدن پای این بازیگران به جنگ در منطقه وضعیت پیچیدهای را در پیشرو ترسیم میکند.
روایت خود را درباره ترسیم این وضعیت از نقطهای آغاز میکنیم که ایالات متحده آمریکا به عنوان دشمن انقلاب اسلامی ایران و حامی اسرائیل در برابر ملتهای مسلمان و تحت ظلم منطقه آسیای غربی، سالهاست بر اساس خوی توسعهطلبی و جهانخواری، حضور خود را با احداث پایگاههای نظامی در خاک کشورهای منطقه که بسیاری از آنها همسایگان ایران هستند گسترده است تا به بهانه فروش امنیت به این کشورها ضمن پیگیری اهداف استعماری و استکباری خود در منطقه، در واقع امنیت رژیم صهیونیستی را به عنوان دشمن آشکار ملت ایران تأمین کند و در مواقع لزوم مثل جنگ 12 روزه، تجاوز نیابتی اسرائیل را علیه ایران و دیگر کشورهای منطقه مورد حمایت قرار دهد و از موجودیت این رژیم غاصب حمایت کند.
در چنین شرایطی جمهوری اسلامی در واکنشی طبیعی و منطقی، با هدف حفظ ایران، قابلیتهای دفاعی خود را متناسب با تهدیدات ارتقا و توسعه داده و ضمن احترام به تمامیت ارضی همسایگان و ملزم دانستن خود به رعایت اصول حسن همجواری با آنها صراحتا اعلام کرده است که چنانچه آمریکا جنگی را علیه ایران آغاز کند، پایگاهها و تجهیزات نظامی ایالات متحده در خاک این همسایگان به عنوان مراکز توطئه و عملیات آمریکا، هدف مشروع نیروهای مسلح ملت ایران خواهند بود.
این تهدید از سوی جمهوری اسلامی برای کشورهایی که میزبان پایگاههای نظامی آمریکایی در منطقه هستند تهدیدی معتبر است، چرا که ایران در واکنش به اقدام تروریستی دولت آمریکا در به شهادت رساندن شهید حاج قاسم سلیمانی در عراق و همچنین در واکنش به حمله نظامی آمریکا به ایران در جریان جنگ 12 روزه با هدف قرار دادن پایگاههای آمریکایی عین الاسد و العدید در عراق و قطر نشان داده است که این تهدید، تهدیدی توخالی نیست و ایران مصمم و قادر به این کار است.
از این رو، این روزها پرتلاشترین کشورها برای جلوگیری از جنگافروزی آمریکا علیه ایران و سوق دادن دو کشور به گفتوگو و توافق، کشورهای میزبان پایگاههای آمریکایی هستند.
این کشورها اینک با این حقیقت روبرو هستند که وقتی آمریکا از پایگاهها و تجهیزات نظامی مستقر در خاک آنها علیه کشور قدرتمندی مانند ایران که جرئت پاسخگویی به هر تهدید خارجی را دارد، استفاده کند، به جای آن که مدعی امنیتآفرینی برای منطقه باشد به عامل ناامنی منطقه تبدیل خواهند شد و ثبات و امنیت کشورهای منطقه، بهخصوص خود کشورهای میزبان را در ابعاد سیاسی و اقتصادی با خطرات زیادی مواجه خواهد کرد.
در بعد اجتماعی نیز مردم، میزبانی دولتهایشان از پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه را به عنوان عوامل ناامنی در منطقه که امنیت و آرامش آنها را تحت تأثیر قرار داده است تحمل نخواهند کرد و ضمن فراگیر شدن موج مطالبه خروج آمریکا از کشورهایشان، صحنه سیاسی و اجتماعی کشورهای میزبان را تحت تأثیر قرار داده، زمینه بیثباتی را در آن کشورها و کل منطقه فراهم خواهد ساخت و آن کشورها درگیر چالشهای امنیتی خواهند شد که هیچ ربطی بهآنها ندارد.
با این حساب اکنون و پیش از آغاز جنگ، مناسبترین گزینه برای کشورهای میزبان پایگاههای آمریکا در سطح منطقه، جلوگیری از بروز جنگ میان ایران و آمریکا است تا در حقیقت امنیت خود را حفظ کنند. پس از شروع جنگ نیز آنها با هدف کاستن از تبعات جنگ باز خواهند کوشید که درگیری هرچه سریعتر متوقف شود، زیرا ادامه جنگ دامنه و عمق تبعات آن را برای دولتهای میزبان افزایش خواهد داد.
آنچه که امکان بروز خشم ملتها را نسبت به استفاده آمریکا از پایگاههای نظامی خود در کشورشان برای جنگ افروزی علیه ملت و کشور ایران معتبرتر میکند، اولا؛ محبوبیت جمهوری اسلامی ایران نزد ملتهای منطقه در مقایسه با آمریکا و دولتهای وابسته به آن است.
برخلاف آمریکا که دستش به خون هزاران نفر از مردم مظلوم منطقه در لبنان، فلسطین، سوریه و دیگر کشورهای اسلامی و عربی و حتی غیر اسلامی در سراسر دنیا آلوده است، جمهوری اسلامی ایران همواره حامی مظلومان منطقه و جهان بوده است و اتفاقا بسیاری از مشکلاتی که قدرتهای جهانی برای آن ایجاد میکنند با هدف وادار کردن ملت ایران به عقبنشینی از موضع حمایتی خود نسبت به ملل تحت ستم آمریکا، اسرائیل و دیگر ستمگران عالم است. این مسئله به نوبه خود سبب محبوبیت ایران در نزد ملل مسلمان و آزادیخواه منطقه و جهان و جلب حمایت آنها از ایران و اهداف منطقهای آن شده است که در صدر آنها اخراج آمریکا از منطقه و آزادی سرزمینهای اشغالی فلسطین است.
علاوه بر این جمهوری اسلامی در نگاه ملتهای منطقه برخلاف اغلب نظامهای سیاسی حاکم بر کشورهای منطقه، نظامی است مردمسالار که توانسته با تکیه به مردم و استحکام مردم پایه ساخت درونی قدرت، هویتی مستقل و مقاوم برای ایران ایجاد کند که نهتنها قادر است در مقابل ابرقدرتهای جهان قد علم کند بلکه میتواند هرگونه تعرض به خاک و منافع خود را در اندک زمانی بهگونهای پاسخ دهد که دشمن را وادار به عقبنشینی و پشیمانی از شرارتهای خود کند.
ثانیا؛ امروز پدیده «مقاومت» و جبههای شدن مقاومت تحت تأثیر انقلاب اسلامی حقیقتی غیر قابل انکار در منطقه غرب آسیا است. صداقت و صراحت جمهوری اسلامی برای حمایت از مقاومت و گروههای مقاومت موجب دلبستگی معنوی جریان مقاومت به انقلاب اسلامی و همسرنوشتی آنان با جمهوری اسلامی شده است. مرور اخبار چند روز اخیر که در آنها موضوع تهاجم آمریکا به ایران در رسانهها برجستهسازی شده، نشان میدهد که موجی گسترده از حمایت از ایران در بین گروههای مقاومت شکل گرفته است. این پدیده مبارک باعث شده است عمق راهبردی و عملیاتی ایران تا پشت دیوار پایگاههای آمریکایی در کشورهای منطقه توسعه یابد و دستگاه محاسباتی دشمن را نسبت به آتش خشم و انتقام گروههای مقاومت حامی ایران حساس کند.
تمامی این اتفاقات لزوم پایان دادن به حضور جنگافروزانه و بیثباتکننده آمریکا در منطقه را در اذهان عمومی و دولتهای منطقه تقویت میکند و از این رو منطقهای شدن جنگ بدترین گزینهای است که آمریکا با آن مواجه است و او در این گزینه نه فقط با دولتها بلکه با ملتهای منطقه مواجه است، نیرویی که به راحتی توان اخراج آمریکا از منطقه آسیای غربی را دارد و آماده هزینه دادن برای آن هم هست، همچنان که پیش از این طعم شیرین آن را ملتهای ایران، عراق و افغانستان در فراری دادن و اخراج آمریکاییها از کشورشان تجربه کردهاند.