حجت الاسلام خلج مطرح کرد؛
بررسی سه رکن سیره مدیریت بحران رهبر معظم انقلاب
استاد حوزه علمیه قم با اشاره به امتداد خط امام در سیره رهبری، تغییر تهدیدها از جنگ فیزیکی به جنگ ترکیبی را عامل اصلی تحول در شیوههای مدیریتی امامین انقلاب دانست.
اشاره: در پیروزی انقلاب اسلامی و تداوم مسیر پرفراز و نشیب آن، نقش رهبری و سیره مدیریتی ولیفقیه همواره بهعنوان محور اصلی وحدت و استقامت ملت ایران مطرح بوده است. گذر از چهار دهه چالشهای گوناگون، از دفاع مقدس گرفته تا توطئههای پیچیده استکبار و جنگهای ترکیبی نوین، نیازمند تدبیری عمیق و زمانشناسی دقیق بوده است تا نظام اسلامی بتواند ضمن حفظ اصول خود، بر شرایط متغیر غلبه کند. در این گفتوگو، تلاش شده است تا با واکاوی سیره مدیریتی امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری، ضمن تبیین امتداد مستقیم این دو خط ولایت، به بررسی ویژگیهای برجسته مدیریت چهلساله حضرت آیتالله خامنهای در عرصههای سیاسی، فرهنگی و اجتماعی پرداخته شود. همچنین، تحلیلی از زمانشناسی و تصمیمگیری بهموقع ایشان در مدیریت بحرانهای اخیر و چگونگی مواجهه هوشمندانه با جنگ روانی و رسانهای دشمن ارائه میگردد تا تصویری روشنتر از کارآمدی این الگوی رهبری ترسیم شود.
از همین رو خبرنگار گروه سیره امامین انقلاب خبرگزاری رسا،با حجت الاسلام ناصر خلج ، استاد حوزه و دانشگاه و سخنران مذهبی به گفتوگو نشسته که در ادامه مشروح آن ذکر میشود.
رسا: سیره مدیریت بحران امام خامنه ای در مقایسه با سیره امام خمینی چه شباهت هایی دارد و تفاوت های تصمیمات امامین انقلاب به جهت مسائل تاریخی و اجتماعی چیست؟
در پاسخ به پرسشی درباره شباهتها و تفاوتهای سیره مدیریتی امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری، میتوان گفت که سیره عملی و نظری رهبر معظم انقلاب امتداد مستقیم خط امام راحل است و در اصول، مبانی و کلیات، هیچگونه تفاوتی میان این دو وجود ندارد.
در حوزههای مختلف دینی، سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و همچنین در عرصه بینالملل، چارچوبهای فکری و راهبردی هر دو رهبر انقلاب اسلامی بر پایه اصول ثابت انقلاب اسلامی شکل گرفته است. این اصول که از سوی امام خمینی(ره) ترسیم شد، در دوران رهبری حضرت آیتالله خامنهای با همان مبانی و ارزشها استمرار یافته است.
تفاوتهای موجود نه در اصل مبانی، بلکه در نحوه و شیوه اجرای این اصول متناسب با شرایط زمانی و اقتضائات هر دوره است. دوران رهبری امام خمینی(ره) با چالشهایی همچون شکلگیری و تثبیت انقلاب اسلامی، مقابله با جریانهای تجزیهطلب، فعالیت گروهکهای مسلح، ترور و جنگ تحمیلی همراه بود؛ جنگی که ماهیتی کلاسیک و فیزیکی داشت و دشمن بهصورت مستقیم وارد میدان میشد.
در مقابل، دوران رهبری مقام معظم رهبری با شرایط متفاوتی مواجه است. مسئله اصلی در این دوره، تداوم و تعمیق انقلاب اسلامی است و نوع تهدیدها نیز تغییر یافته است. جنگ امروز بیش از آنکه نظامی و کلاسیک باشد، ماهیتی ترکیبی دارد و شامل نفوذ فرهنگی، جنگ رسانهای، عملیات روانی، تحریف واقعیتها و فشارهای اقتصادی میشود. در این دوره، دشمنان جمهوری اسلامی عمدتاً از جنگ نیابتی و ابزارهای غیرمستقیم برای مقابله با نظام استفاده میکنند.
بر همین اساس، شیوههای مدیریتی و راهبردهای اجرایی نیز متناسب با این شرایط تغییر یافته، در حالی که اصول و اهداف همچنان ثابت باقی مانده است. این تفاوت در روشها نهتنها نشانه فاصله گرفتن از خط امام نیست، بلکه بیانگر پویایی و کارآمدی همان مبانی در مواجهه با شرایط جدید است.
از سوی دیگر، مقام معظم رهبری همواره بر پرهیز از مقایسه خود با امام خمینی(ره) تأکید کردهاند که این مسئله نشاندهنده پایبندی عمیق ایشان به جایگاه تاریخی و معنوی بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران است.
در همین راستا، آیه ۱۰۶ سوره بقره «مَا نَنْسَخْ مِنْ آيَةٍ أَوْ نُنْسِهَا نَأْتِ بِخَيْرٍ مِنْهَا أَوْ مِثْلِهَا ۗ أَلَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ» بهعنوان یکی از سنتهای الهی مورد اشاره قرار میگیرد که میفرمایند هر آیهای را نسخ کنیم یا آن را به فراموشی بسپاریم، بهتر از آن یا مانند آن را میآوریم؛ امری که میتوان آن را ناظر بر تغییر روشها و ثبات اصول در مدیریت و رهبری دانست.
بنابراین، اگر مقام معظم رهبری (مد ظله العالی) در بسیاری از شیوهها بهتر از امام (ره) نباشند، حداقل مساوی با ایشان هستند.

رسا: راهبردهای مدیریتی رهبر معظم انقلاب در ابعاد سیاسی، فرهنگی و . . . هنگام چالش ها و بحران های انقلاب اسلامی در طول چهل سال اخیر را تبیین بفرمایید.
بررسی سیره عملی حضرت آیتالله خامنهای نشان میدهد که این دوره از رهبری، واجد ویژگیهای برجسته و راهبردی متعددی است که تنها به چند مورد از آنها میتوان اشاره کرد.
یکی از مهمترین محورهای مدیریتی رهبر معظم انقلاب در طول این سالها، جلوگیری از شکلگیری دوقطبیهای مخرب در جامعه بوده است. با وجود تنوع دیدگاهها و سلایق سیاسی، ایشان همواره بر حفظ وحدت ملی و امت واحده اسلامی تأکید داشته و صراحتاً از حزبسازی و تعمیق شکافهای سیاسی و اجتماعی پرهیز دادهاند. این رویکرد در حوزههای مختلف سیاسی، فرهنگی و اقتصادی بهعنوان یک اصل ثابت در سیره مدیریتی ایشان قابل مشاهده است.
دومین محور اساسی، اولویت دادن به امنیت ملی و انسجام اجتماعی و سیاسی مردم است. در نگاه رهبر معظم انقلاب، امنیت جامعه و آرامش عمومی خط قرمز نظام اسلامی محسوب میشود. این رویکرد در مقاطع مختلف، از دوران جنگ و تحریم گرفته تا بحرانهای اقتصادی و تهدیدهای امنیتی، بهروشنی در بیانات و تصمیمگیریهای ایشان نمایان بوده است؛ بهگونهای که تأمین امنیت معیشتی، روانی و اجتماعی مردم همواره مقدمه سایر سیاستها قرار گرفته است.
از دیگر ویژگیهای شاخص این سیره، صبر راهبردی در مواجهه با بحرانها است. در مقاطع حساس، از جنگ و تحریم گرفته تا ترورها، فشارهای اقتصادی و بحرانهای اجتماعی، رهبر معظم انقلاب با صبر فعال و هوشمندانه عمل کردهاند؛ صبری که نه از جنس انفعال، بلکه مقدمه تصمیمگیری دقیق و اقدام بهموقع بوده است. تجربه نشان داده است که این صبر، در نهایت به مدیریت مؤثر بحران و بازگرداندن آرامش و انسجام به جامعه منجر شده است.
محور مهم دیگر، توانمندی بالای مدیریتی و تدبیر کلان ایشان در اداره کشور است. در حالی که برخی افراد ممکن است در حوزههای علمی، فقهی یا فلسفی صاحبنظر باشند، اما توان مدیریت کلان و اداره جامعه را نداشته باشند، سیره مقام معظم رهبری نشاندهنده جمع میان عمق علمی و قدرت مدیریت است.
باید عرض کنم که سیره ایشان در تمامی عرصهها موج میزند؛ چه در فضای فرهنگی، چه در فضای سیاسی، چه در فضای امنیتی و حتی در عرصه رسانهای به این بیان که در امور امنیتی، با توجه به صحبتها و رهنمودهای ایشان، میبینیم که بحرانها به فرصت تبدیل و کنترل میشوند؛ در امور فرهنگی نیز رسانهها بسیار فعال هستند و با فرمایشات ایشان، تبیین فرهنگ و امیدآفرینی در جامعه شکل میگیرد و در عرصه سیاسی نیز، تا آنجا که ممکن باشد، ایشان قائل به تعامل هستند، نه تقابل.
هدایت جریانهای فرهنگی، مدیریت فضای رسانهای، تبدیل بحرانهای امنیتی به فرصتهای راهبردی و ایجاد هماهنگی میان نهادها از جمله جلوههای این مدیریت است. در حوزه فرهنگی، تأکید مستمر بر تبیین، امیدآفرینی و تقویت هویت اسلامی ـ ایرانی، نقش مهمی در مواجهه با جنگ نرم دشمن ایفا کرده است.
نکته پایانی در این سیره چهلساله، تبدیل تهدیدها به فرصتها است. تحریمهای اقتصادی به طرح و پیگیری سیاستهایی همچون اقتصاد مقاومتی منجر شد؛ تهدیدهای امنیتی، جایگاه جمهوری اسلامی ایران را بهعنوان یک قدرت منطقهای تثبیت کرد؛ و جنگ نرم دشمن، با طرح مفاهیمی همچون «جهاد تبیین» به عرصهای برای کنش فعال فرهنگی و رسانهای بدل شد.
در مجموع، مدیریت چهلساله مقام معظم رهبری را میتوان مدیریتی مبتنی بر ثبات اصول، انعطاف در روشها، صبر راهبردی، حفظ وحدت ملی و تبدیل تهدیدها به فرصتها دانست؛ الگویی که نقش تعیینکنندهای در استمرار و پایداری جمهوری اسلامی ایران ایفا کرده است.

رسا: زمانشناسی و تصمیمگیری بهموقع در مدیریت بحران از ارکان اساسی است. رهبر معظم انقلاب در ایام جنگ 12 روزه چگونه از فرصتها به نفع انقلاب و امت اسلامی بهره برداری کردند و از تهدیدها جلوگیری نمودند؟
بررسی سیره رهبری مقام معظم انقلاب نشان میدهد که یکی از برجستهترین مؤلفههای رهبری ایشان، تشخیص دقیق موقعیتها و اتخاذ تصمیمهای متناسب با شرایط هر مقطع است.
رهبر معظم انقلاب نهتنها «فرزند زمانه خویش» هستند، بلکه با نگاهی فراتر از زمان حال، توانایی تشخیص روندها، پیامدها و میدان واقعی تقابل را دارند. این ویژگی در جریان حوادث دوازدهروزه اخیر بهوضوح قابل مشاهده بود. ایشان ماهیت این تقابل را صرفاً یک درگیری نظامی تلقی نکردند، بلکه آن را «جنگ ارادهها» و نبردی اعتقادی و هویتی تعریف کردند؛ تعریفی که باعث تغییر زمین بازی و ناکامی راهبرد دشمن شد.
دشمن در پی ایجاد شکاف، اختلاف و فرسایش اجتماعی بود، اما با این چارچوبگذاری هوشمندانه، نتیجه معکوس حاصل شد و اقشار مختلف جامعه با سلایق، گرایشها و دیدگاههای متنوع، در برابر تهدید خارجی به وحدت و همبستگی رسیدند. تبدیل جنگ فیزیکی به جنگ ارادهها، نقش تعیینکنندهای در تقویت انسجام ملی ایفا کرد.
از دیگر جلوههای زمانشناسی رهبر انقلاب، بهرهبرداری حداکثری از فرصت دوازدهروزه بحران بود. در حالی که دشمن با تصور پیروزی وارد میدان شده بود، این مقطع به صحنهای برای تضعیف جایگاه جبهه مقابل و تغییر معادله قدرت تبدیل شد؛ بهگونهای که طرف مهاجم، با وجود سانسورهای گسترده رسانهای، ناچار به پذیرش شکست و عقبنشینی همراه با هزینههای سنگین سیاسی و روانی شد.
در همین بازه زمانی، با هدایت دقیق رهبر معظم انقلاب، ابعاد واقعی رفتارهای غیرانسانی دشمن، از جمله ترور، حملات ناجوانمردانه و کودککشی، برای افکار عمومی جهان آشکار شد. این مسئله، شکست اخلاقی و رسانهای رژیم صهیونیستی و حامیان آن را بهصورت علنی در سطح بینالمللی نمایان ساخت؛ امری که تنها با مدیریت فرصت و تشخیص درست زمان ممکن بود.
زمانشناسی رهبر انقلاب همچنین در جلوگیری از گسترش جنگ و فرسایش داخلی جلوهگر شد. در مقطعی که دشمن بهدنبال کشاندن بحران به مراحل پرهزینهتر و تحمیل فشار مضاعف بر جامعه بود، تصمیمهای بهموقع و حسابشده، هم مانع توسعه دامنه درگیری شد و هم مدیریت افکار عمومی داخلی را ممکن ساخت.
در مجموع، میتوان مدیریت بحران در این مقطع را مبتنی بر یک اصل کلیدی دانست: کنترل میدان بدون هیجانزدگی. در این رویکرد، نه شتابزدگی در واکنش مشاهده شد و نه عقبنشینی از اصول؛ بلکه تصمیمها در چارچوب عقلانیت، مصلحت امت اسلامی و حفظ منافع ملی اتخاذ شد.
زمانشناسی، تشخیص درست میدان، بهرهگیری هوشمندانه از فرصتها و پرهیز از تصمیمهای احساسی، از جمله مؤلفههایی است که مدیریت رهبر معظم انقلاب در بحرانهای اخیر را به الگویی برجسته در رهبری راهبردی تبدیل کرده است.

رسا: در بُعد جنگ روایی و رسانهای جنگ ۱۲ روزه و در ادامه فتنه آمریکایی صهیونی اخیر، رهبر معظم انقلاب چگونه هدایت گفتمان مقاومت را بر عهده گرفتند و مانع از انحراف فضای افکار عمومی داخلی و جهانی شدند؟
در پاسخ به این سؤال، باید تأکید کرد که یکی از مهمترین و تعیینکنندهترین عرصههای نبرد در جهان امروز، جنگ رسانهای و روانی است؛ جنگی که در بسیاری از موارد، تأثیر آن از جنگ فیزیکی و نظامی نیز عمیقتر و گستردهتر است.
جنگ رسانهای مستلزم سرمایهگذاری گسترده، تولید مستمر محتوا، عملیات روانی پیچیده و بهرهگیری از ابزارهای متنوع ارتباطی است و به همین دلیل، بهعنوان یکی از پرهزینهترین و حساسترین میدانهای تقابل شناخته میشود. در این چارچوب، مدیریت رهبر معظم انقلاب در مواجهه با این نوع جنگ، قابل توجه و راهبردی ارزیابی میشود.
در جریان این حوادث، مقام معظم رهبری با بیانات و مواضع خود، گفتمان «مقاومت» را در برابر گفتمان «اشغال و سلطه» برجسته ساختند و تقابل مفهومی روشنی میان ظلم و مظلوم، اشغالگری و دفاع مشروع ایجاد کردند. تأکید مکرر ایشان بر ماهیت دفاعی اقدامات جمهوری اسلامی و پرهیز از معرفی ایران بهعنوان آغازگر جنگ، نقش مهمی در تثبیت این چارچوب گفتمانی داشت.
از سوی دیگر، این گفتمان دفاعی صرفاً محدود به دولتها نبود، بلکه با نگاهی فراملی، خطاب اصلی آن ملتها و افکار عمومی جهان قرار گرفت. بازتاب این رویکرد در حمایتهای مردمی در نقاط مختلف جهان، از جمله در میان ملتهایی با فرهنگها و ادیان متفاوت، نشاندهنده جهانیشدن مفهوم «مقاومت دفاعی» و عبور آن از مرزهای جغرافیایی و سیاسی است.
یکی دیگر از ابعاد برجسته این مدیریت رسانهای، تمرکز بر بیدارسازی وجدانهای انسانی فارغ از نژاد، قومیت و مذهب بود. در این چارچوب، شاهد شکلگیری اعتراضها و راهپیماییهایی حتی در میان برخی جریانهای یهودی علیه صهیونیسم بودیم که نشاندهنده تفکیک میان هویت دینی و پروژههای سیاسی ـ رسانهای است.
در سطح داخلی نیز، رهبر معظم انقلاب با انتخاب زمان و شیوه مناسب برای سخن گفتن، از واکنشهای هیجانی و شتابزده پرهیز کردند. سخنان ایشان مبتنی بر آرامش، منطق، تحلیل دقیق و تبیین واقعیتها بود و همین رویکرد، فضای عمومی جامعه را از التهاب دور کرده و زمینه مدیریت افکار عمومی را فراهم ساخت.
در این مسیر، تفکیک دقیق میان «اعتراض» و «اغتشاش» از دیگر محورهای مهم بیانات رهبر انقلاب بود. ایشان با جدا کردن منتقدان از جریانهای برانداز و خشونتطلب، مانع از تعمیم نادرست رفتارهای مخرب به بدنه اجتماعی شدند؛ تفکیکی که نقش مهمی در خنثیسازی پروژههای کشتهسازی و مظلومنمایی رسانهای دشمن ایفا کرد.
همچنین، با افشای تدریجی ابعاد پروژه براندازی و روشن ساختن اینکه حوادث رخداده بخشی از یک سناریوی از پیش طراحیشده بوده است، فضای رسانهای دشمن به چالش کشیده شد. تأکید بر رعایت خطوط قرمز انسانی و پرهیز نیروهای امنیتی از استفاده نامتعارف از سلاح، یکی دیگر از مؤلفههای این مدیریت هوشمندانه بود.
در نهایت، نتیجه این راهبرد رسانهای و روانی، تثبیت دوباره مرجعیت فکری انقلاب اسلامی و جایگاه رهبری بهعنوان محور هدایت، عقلانیت و انسجام اجتماعی بود. برخلاف هدف دشمن که تضعیف یا تخریب این مرجعیت را دنبال میکرد، این حوادث به عاملی برای تقویت اعتماد عمومی و بازتولید پیوند میان مردم و رهبری تبدیل شد.
در مجموع، مدیریت جنگ روانی و رسانهای در جریان حوادث دوازدهروزه را میتوان نمونهای روشن از رهبری مبتنی بر صبر راهبردی، تبیین هوشمندانه، پرهیز از هیجانزدگی و تبدیل تهدید به فرصت دانست؛ الگویی که نقش مهمی در ناکامی پروژههای رسانهای و روانی دشمن ایفا کرد.
ارسال نظرات