پشتیبانی فنی و کمکهای دلاری سازمان سیا به رضا پهلوی + اسناد
این متن، بخشی از یک سند طبقهبندیشده در سازمان سیا است که در سال ۲۰۱۱ بر اساس قانون آزادی اطلاعات (FOIA) توسط آرشیو آنلاین سندی این سازمان منتشر شده است. سند شماره CIA-RDP۸۸G۰۱۱۱۶R۰۰۱۰۰۱۵۱۰۰۰۷-۷، شامل گزارش کامل مقالهای تحقیقی از «باب وودوارد» (خبرنگار مشهور واشنگتن پست) است که در تاریخ ۱۹ نوامبر ۱۹۸۶ در صفحه اول روزنامه واشنگتن پست منتشر شد.
متن این مقاله از دو حیث قابل تأمل است. نخست، ادعاهای مطرح شده در گزارش که مدعی است آمریکا در برهههایی، چون دولت کارتر حمایتهایی از حاکمیت مستقر در ایران انجام دادهاست که از جمله آنها ادعاییهایی بیپایه مبنی بر کمکهای مالی و یا همکاریها اطلاعاتی در زمینه شناسایی و معرفی شبکه افسران اطلاعاتی شوروری (کاگب) است. روی دیگر این ماجرا که در متن مقاله با وضوح و جزئیات بیشتری به آن پرداخته شده، بحث کمکهای مالی و پشتیبانی دولتهای مختلف ایالات متحده از جمله دولت ریگان، از اپوزیسیون جمهوری اسلامی است که در آمریکا مستقر است و نویسنده مقاله از آنها به «تبعیدیها» تعبیر میکند. حال، این پرسش مطرح میشود که چگونه ممکن است ایالات متحده همزمان هم از موجودیت یک نظام سیاسی با کمکهای مالی و اطلاعاتی دفاع کند و هم امکانات و کمکهایی را برای جریان اپوزسیون آن نظام سیاسی فراهم کند؟ این مسئله، تا حدودی در متن مقاله روشن شده است؛ از آنجا که ایالات متحده مبتنی بر رویکردی مزورانه هم خواسته است خود را به نظام سیاسی ایران نزدیک کند و هم در پی نفوذ در اپوزسیون نظام جمهوری اسلامی با هدف کسب اطلاعات و نفوذ درون ایران و داشتن بازویی مخالف با نظام سیاسی در زیر دستان خود بوده است. اگرچه هدف نخست این رویکرد مزورانه بنابر هوشیاریهای داخلی و فضای سیاسی ضد استکباری حاکم در کشور محقق نشد، اما پشتیبانیهای مختلف و مهم از اپوزسیون، از جمله طیف مرتجع سلطنتطلب از سوی دولتها و با برنامهریزی و اقدام سازمان جاسوسی ایالات متحده (سازمان سیا) با قدرت پیگرفته شد و عملیاتهایی بر این اساس، سازماندهی و اجرا شد.
از مهمترین این طرحها که با توجه به متن مقاله، توسط سازمان جاسوسی سیا انجام شد، ماجرای کمک مالی ۶ میلیون دلاری به تشکیلات اپوزیسیون و تأمین یک فرستنده تلویزیونی مینیاتوری برای پخش مخفیانه ۱۱ دقیقهای فیلمی از رضا پهلوی پسر شاه معدوم، در سال ۱۹۸۳ بود.
در سند آمده است: «همزمان، دستورات اطلاعاتی محرمانه ریاستجمهوری به نام «یافتهها» (findings)، به سیا اجازه داد تا از تبعیدیهای ایرانی مخالف رژیم خمینی حمایت کند، طبق گفته منابع. این حمایتها شامل پرداخت نزدیک به ۶ میلیون دلار به جنبش اصلی تبعیدیهای ایرانی، تأمین مالی یک ایستگاه رادیویی گروه تبعیدی ضدخمینی در مصر، و تأمین یک فرستنده تلویزیونی مینیاتوری برای پخش مخفیانه ۱۱ دقیقهای توسط رضا پهلوی (پسر شاه [معدوم]محمدرضا پهلوی) به ایران دو ماه پیش بود؛ او در آن پخش گفت: «من بازخواهم گشت».
در ادامه، ترجمه کامل مقاله منتشر شده در روزنامه واشنگتن پست از نظر میگذرد:



طبق گفته منابع آگاه، اقدامات پنهانی و ارسال مخفیانه تسلیحات دولت ریگان به ایران، بخشی از الگویی هفتساله از عملیات مخفی سازمان سیا است برخی از آنها به دوران دولت کارتر برمیگردد که هدفشان هم جلب نظر رژیم آیتالله روحالله خمینی بود و هم حمایت از تبعیدیهای ایرانی که به دنبال سرنگونی آن رژیم بودند.
برای مثال در سال ۱۹۸۳، سیا در یک عملیات مخفی شرکت کرد و فهرستی از مأموران و همکاران کاگب شوروی که در ایران فعالیت میکردند را در اختیار رژیم [امام]خمینی قرار داد. رژیم سپس تا ۲۰۰ مظنون را اعدام کرد و حزب کمونیست توده ایران را تعطیل نمود؛ اقداماتی که ضربه بزرگی به عملیات کاگب و نفوذ شوروی در آنجا وارد کرد، طبق گفته منابع.
[امام]خمینی همچنین ۱۸ دیپلمات شوروی را اخراج کرد، رهبران حزب توده را زندانی نمود و علناً از خدا به خاطر «معجزه»ای که منجر به دستگیری «رهبران خائن» شد، تشکر کرد.
همزمان، دستورات اطلاعاتی محرمانه ریاستجمهوری به نام «یافتهها» (findings)، به سیا اجازه داد تا از تبعیدیهای ایرانی مخالف رژیم خمینی حمایت کند، طبق گفته منابع. این حمایتها شامل پرداخت نزدیک به ۶ میلیون دلار به جنبش اصلی تبعیدیهای ایرانی، تأمین مالی یک ایستگاه رادیویی گروه تبعیدی ضدخمینی در مصر، و تأمین یک فرستنده تلویزیونی مینیاتوری برای پخش مخفیانه ۱۱ دقیقهای توسط رضا پهلوی (پسر شاه فقید محمدرضا پهلوی) به ایران دو ماه پیش بود؛ او در آن پخش گفت: «من بازخواهم گشت».
یک منبع اطلاعاتی آگاه گفت که این حمایت از جنبش تبعیدی ضدخمینی «فقط یک سطح بالاتر از جمعآوری اطلاعات» است و مبلغ پول درگیر معادل سایر پولهایی است که اغلب در کمپینهای سیاسی آمریکا توزیع میشود.
مقامات دولت تأکید کردند که عملیات سیا برای سرنگونی [امام]خمینی نیست، بلکه عمدتاً برای کسب اطلاعات درباره رژیم او از طریق گروههای تبعیدی است.
کاخ سفید و سخنگویان دولت از اظهارنظر درباره این عملیات سیا خودداری کردند. دریاسالار جانام. پویندکستر، مشاور امنیت ملی رئیسجمهور، یکشنبه به یک مصاحبهکننده تلویزیونی گفت: «نمیخواهم هیچ عملیات دیگری را تأیید یا تکذیب کنم» و افزود که «ما به دنبال سرنگونی رژیم خمینی نیستیم».
گزارشهای مطبوعاتی و پخش از ایران بارها دولت آمریکا را به حمایت از فعالیتهای تبعیدی ضد [امام]خمینی متهم کردهاند. منابع آگاه گفتند که رژیم [امام]خمینی بسیاری از جزئیات عملیات سیا را میداند، زیرا جاسوسانی در داخل گروههای تبعیدی ایرانی دارد.
برخی از تبعیدیهای ایرانی در پاریس گفتند که در میان گروههایشان کاملاً شناختهشده است که پول سیا دریافت کردهاند. منابع همچنین گفتند که بخشی از پول سیا برای سفتهبازی در بازار ارز در سوئیس استفاده شده است.
منابع دولتی گفتند که تمام برنامههای سیا درباره ایران با چندین هدف طراحی شدهاند: ایجاد پلهایی به سوی رهبران بالقوه ایرانی، استفاده از تبعیدیها برای کسب اطلاعات درباره اتفاقات در ایران، توسعه منابع اطلاعاتی مستقل، کسب دوستان، کاهش نفوذ شوروی، و حفظ فشار بر رژیم خمینی با نشان دادن اینکه مخالفان تبعیدی و داخلی فعال هستند.
ایران به دلیل منابع نفتی، بنادر آب گرم در خلیج فارس و نزدیکی به اتحاد جماهیر شوروی از اهمیت استراتژیک برخوردار است. آشفتگی سیاسی ایران و احتمال اینکه یکی از گروههای تبعیدی روزی قدرت را به دست گیرد، باعث شده ایالات متحده سیاستی چندمسیره داشته باشد، طبق گفته چندین مقام دولتی، و این دیدگاه توسط برخی افسران اطلاعاتی سابق آمریکا نیز تأیید میشود.
استنسفیلد ترنر، مدیر سیا در دولت کارتر، دوشنبه گفت: «من هیچ اطلاعی ندارم که دولت ریگان به گروههای تبعیدی ایرانی پول میدهد، اما دلیلی نمیبینم که به آنها پول ندهیم و همزمان دست دوستی به سوی خمینی دراز نکنیم. بازی از هر دو طرف حصار چیز غیرمعمولی نیست، به شرطی که به هیچ گروه تبعیدی آنقدر پول ندهند که بخواهند دولت [خمینی]را سرنگون کنند. هیچ شانسی برای چنین کاری وجود ندارد.»
با وجود تلاشهای سیا برای جلب نظر رژیم [امام]خمینی، ایران همچنان به تشویق خشونت علیه منافع آمریکا ادامه داد، طبق گفته منابع. برای مثال، اطلاعات نشان میدهد که ایران مستقیماً از بمبگذاری اکتبر ۱۹۸۳ علیه پادگان تفنگداران دریایی در بیروت حمایت کرد که در آن ۲۴۱ نظامی آمریکایی کشته شدند. این کمتر از یک سال پس از آن بود که سیا فهرستی از مأموران کاگب در ایران را از یک فراری شوروی دریافت کرد و اسامی را به رژیم خمینی داد.
منابع گفتند که سرویس اطلاعاتی بریتانیا نیز در عملیاتی که مأموران شوروی در ایران را افشا کرد، شرکت داشت.
مقامات دولتی گفتند که تلاشهای آشکارتر اخیر تحت ریاستجمهوری ریگان برای ارتباط با «میانهروها» در تهران، حمایت دولت ایران از اقدامات تروریستی علیه آمریکاییها را متوقف کرده است.
در ژانویه ۱۹۸۱، زمانی که ریگان به ریاستجمهوری رسید و ۵۲ آمریکایی پس از ۴۴۴ روز اسارت در تهران آزاد شدند، سیا تحت کارتر چندین عملیات ضدخمینی را آغاز کرده بود. یکی برای جمعآوری اطلاعات درباره ایران و حمایت از تبعیدیها بود؛ دیگری طرح جاهطلبانهتری بود که یک منبع ارشد گفت برای «مجازات» رژیم [امام]خمینی (که گروگانهای آمریکایی را نگه داشته بود) طراحی شده بود.
توسط ریگان و مدیر سیا ویلیام جی. کیسی، اولین عملیات عمده ایرانی برای حمایت از گروه تبعیدی به رهبری دریاسالار احمد مدنی (فرمانده سابق نیروی دریایی شاه) انجام شد. گروه مدنی چند میلیون دلار دریافت کرد، اما بیش از حد مستقل بود و اصرار داشت کنترل عملیات ضدخمینی خود را داشته باشد، بنابراین ارتباط با سیا به زودی قطع شد.
در ۱۹۸۲، سیا شروع به حمایت از جنبش اصلی تبعیدی ایرانی، یعنی جبهه آزادی ایران (FLI) مستقر در پاریس کرد. این جبهه به رهبری علی امینی (نخستوزیر سابق) بود و خواستار برکناری خمینی و از ۱۹۸۳ بازگشت سلطنت پهلوی بود. سیا ماهانه ۱۰۰ هزار دلار به FLI میداد.
اما حدود دو سال پیش، دو عضو شورای امنیت ملی، سرهنگ دوم الیور نورث جونیور و وینسنتام. کانیسترارو، پس از شنیدن اتهاماتی مبنی بر سوءمدیریت و ناکارآمدی FLI، نظارت بر عملیات سیا را بر عهده گرفتند. اتهامات شامل ارائه اطلاعات بیفایده و مشکوک به سیا توسط برخی اعضای FLI و استفاده از پول سیا برای سفتهبازی در بازار ارز سوئیس بود. در نتیجه، نماینده FLI در ارتباط با سیا در ۱۹۸۵ برکنار شد. جانشین او، اما کشف شد که کمونیست سابق است که از گروگانگیری حمایت میکرد و مظنون به خبرچینی برای [امام]خمینی بود.
منابع گفتند که سیا هیچگاه واقعاً باور نداشت که گروههای تبعیدی به اندازه کافی قوی باشند تا خمینی را سرنگون کنند، و هیچکدام از عملیات فعلی شامل حمایت نظامی نیست.
به عنوان بخشی از حمایت از FLI، سیا همچنین تجهیزات و ۲۰ تا ۳۰ هزار دلار ماهانه برای رادیو نجات (رادیو آزادی) سازمان فراهم میکند که برنامههای ضدخمینی را روزانه چهار ساعت از مصر به ایران پخش میکند، طبق منابع آمریکایی و ایرانی.
در حالی که پیوندها با گروههای تبعیدی در حال ساخته شدن بود، سیا به طور غیرمنتظرهای اطلاعات ارزشمندی در ایران از طریق فرار ولادیمیر کوزیچکین، افسر ارشد کاگب در تهران دریافت کرد که وظیفهاش حفظ تماس با حزب توده بود. کوزیچکین اواخر ۱۹۸۲ به بریتانیا فرار کرد و بعداً توسط سیا بازجویی شد و جزئیات عملیات شوروی و توده در ایران را داد.
سپس سیا فهرست و جزئیات حمایتی حداقل ۲۰۰ مأمور یا مظنون شوروی در ایران را در اختیار [امام]خمینی قرار داد. پس از دستگیری و اعدام اکثر مظنونان، خمینی در ۴ مه ۱۹۸۳ حزب توده را غیرقانونی اعلام کرد و ۱۸ دیپلمات شوروی مظنون به فعالیت کاگب را اخراج کرد. بسیاری از اعضای توده دستگیر شدند، از جمله دبیرکل حزب و شش عضو کمیته مرکزی، و مجبور به اعتراف تلویزیونی شدند که برای مسکو جاسوسی میکردند.
یک منبع آگاه گفت که اقدام سیا برای فلج کردن عملیات کاگب در ایران بود در حالی که «ژستی از حسن نیت» به [امام]خمینی نشان میداد.
نقش کوزیچکین عمدتاً نادیده گرفته شد، به جز ستونی در ۱۹۸۵ توسط جک اندرسون و دیل ون آتا که گزارش داد فراری دو چمدان پر از اسناد درباره کاگب و حزب کمونیست ایران آورده بود. ستون گزارش داد که بریتانیاییها «مخفیانه اطلاعات را به خمینی دادند».
گزارش سیا در ۱۷ مه ۱۹۸۵ که میگفت ایالات متحده در پرورش تماسهای ایرانی برای دوران پساخمینی از شوروی عقب است، ظاهراً یکی از اولین اقداماتی بود که منجر به تصمیم ریگان برای آغاز تلاشهای مخفیانه به سوی ایرانیها و نهایتاً ارسال تسلیحات به آنها در سال جاری شد.
یک عملیات اخیر حمایتشده توسط سیا، ظاهر شدن ناگهانی رضا پهلوی (پسر شاه فقید) در تلویزیون ایران دو ماه پیش بود. آن پخش مخفیانه ضدخمینی با کمک فنی سیا و فرستنده چمدانی مینیاتوری ممکن شد، طبق منابع. پخش دو کانال تلویزیون ایران را برای ۱۱ دقیقه مختل کرد (آیا پسر شاه میدانست یا نه مشخص نیست). رژیم خمینی ظاهراً از حمایت آگاه بود یا مشکوک شد و با پخش رادیویی خود پاسخ داد و گفت «دولت تروریستی ریگان ... به شیوهای شرمآور پیشقراول این نمایش عروسکی بود.»