شیطنت بصری یک عکس خبری
به گزارش خبرنگار سرویس فرهنگی اجتماعی خبرگزاری رسا، عکاسی خبری هیچگاه «تنها ثبت واقعیت نیست»؛ رسانهها، عموماً از عکس خبری برای تولید معنا، متناسب با گرایشها و چارچوبهای گفتمانی خود استفاده میکنند؛ بهویژه در موضوعات داغ خبری و وقایع جاری جامعه.
مقام معظم رهبری با صراحت، اغتشاشات تروریستی آمریکایی ـ اسرائیلی دیماه را «شبه کودتا» خواندند؛ تعبیری که نشان میدهد نظام جمهوری اسلامی با یک اعتراض یا نارضایتی اجتماعی ساده مواجه نبوده، بلکه با پروژهای طراحیشده برای برهمزدن نظم و حاکمیت روبهرو بوده است.
اکنون و پس از بازداشت تعدادی از سرکردگان جبهه اصلاحات، و با توجه به رفتار و نوع عملکرد سالهای گذشتهی خبرگزاری ایسنا ـ که این رسانه را در افکار عمومی بهعنوان رسانهای منتسب به این جریان معرفی کرده است، حساسیت نسبت به رفتارهای بصری، انتخابهای تصویری و پیامهای پنهان رسانهای دوچندان میشود. در چنین فضایی، دیگر نمیتوان برخی چینشها و نمادسازیهای بصری را صرفاً ذیل «اتفاق» یا «برداشت آزاد مخاطب» توجیه کرد.

این عکس خبری، یکی از قابهای گزارش تصویری منتشرشده توسط خبرگزاری ایسنا در تاریخ ۲۰ بهمن ۱۴۰۴ است.
ترکیب آگاهانهی فورگراند (پهپاد) با بکگراند نماد مقدس «الله» در پرچم جمهوری اسلامی ایران، فراتر از یک بازی فرمی ساده عمل میکند. در این ثبت، همنشینی فرم بالهای پهپاد با نماد مرکزی پرچم، در نگاه دوم و سوم، تصویری تداعیگر «خفاش» یا موجودی شیطانی میسازد؛ تصویری که در ناخودآگاه بصری مخاطب، بار معنایی منفی، تهدیدآمیز و تاریک دارد.
در شرایطی که دشمنان جمهوری اسلامی ایران و رسانههای معاند، در راستای تکمیل پروژه اغتشاشات و فجایع تروریستی دیماه، با آمارسازی و دروغپردازی، نظام را متهم به کشتار میکنند، نمیتوان انتشار چنین تصویری را در این بستر سیاسی، رسانهای و زمانی نادیده گرفت.
در روزگاری که جنگ روایتها بیش از هر زمان دیگری بصری شده است، بیتوجهی به لایههای معنایی تصویر، نوعی سادهانگاری حرفهای محسوب میشود. دروازهبانی عکس، تنها انتخاب بهترین کادر نیست؛ بلکه انتخاب امنترین معنا برای افکار عمومی است.
وقتی تصویری، بهواسطه ترکیب آگاهانه عناصر خود، نماد ملی را در هیئتی مخدوش، تاریک یا شیطانی بازنمایی میکند، آن هم در بزنگاهی که دشمنان جمهوری اسلامی دقیقاً بر جنگ ادراکی و تصویرسازی منفی تمرکز کردهاند، بیتوجهی به پیامدهای انتشار آن، مصداق قصور حرفهای است؛ و اگر خدای ناکرده آگاهانه باشد، هرگز نمیتوان از کنار آن بهسادگی عبور کرد.

باید توجه داشت که در یک رسانه، نقش دبیر عکس از یک انتخابگر صرف، به «مسئول امنیت معنایی تصویر» ارتقا پیدا میکند. دبیر عکس نمیتواند خود را پشت مهارت فنی یا جذابیت فرمی پنهان کند؛ زیرا رسانه در شرایط جنگ ترکیبی، نهتنها بازتابدهنده واقعیت، بلکه بخشی از میدان نبرد است. نکته قابل تأمل آنجاست که این تصویر در جایگاهی ویژه از صفحه سرویس عکس ایسنا و در میان سه گزارش نخست منتشر شده است؛ امری که احتمال تصادفی بودن انتشار آن را به حداقل میرساند.
کنترل زاویه دید، فاصلهی کانونی، محل قرارگیری نماد مرکزی پرچم و انتخاب لحظه ثبت، همگی نشان از آگاهی عکاس نسبت به نتیجهی بصری نهایی دارند. مسئله این یادداشت، نفی خلاقیت بصری نیست؛ بلکه هشدار نسبت به "مرز خطرناک میان خلاقیت و خباثت رسانهای است"؛ مرزی که اگر دیده نشود، رسانه ناخواسته در زمین همان جریانی بازی میکند که رهبر معظم انقلاب، آن را کودتای طراحیشدهی دشمن نامیدهاند.
در چنین میدانی، هر تصویر یا باید به تقویت روایت ملی کمک کند، یا دستکم از تولید روایتهای مخرب جلوگیری نماید. انتشار عکسی با این سطح از قابلیت مصادره معنایی توسط رسانه ایسنا، بدون ملاحظهی لایههای پنهان خوانش بصری، غفلت از وظیفه دروازهبانی رسانهای از سوی مسئولان آن رسانه است.
مسئولان رسانهها، بهعنوان دروازهبانان نهایی انتشار خبر، موظفاند فراتر از جذابیتهای فرمی و تکنیکی، به پیامهای پنهان، خوانشهای ثانویه و تبعات گفتمانی محتوای منتشرشده نیز بیندیشند.