حجتالاسلام پیشاهنگ مطرح کرد؛
از «سرزمین موعود» تا «اسرائیل بزرگ»؛ سوءاستفاده صهیونیسم از آموزههای توراتی و نقض ممنوعیت شرعی اشغالگری
کارشناس حوزه فرق و ادیان گفت: مفهوم «سرزمین موعود» که قرنها به عنوان یک وعده الهی در متون مقدس یهودیت مطرح بود، با ظهور جنبش صهیونیسم در دوران مدرن، به ابزاری برای توسعهطلبی و اشغالگری تبدیل شد.
اشاره: مفهوم «سرزمین موعود» و بهرهبرداری سیاسی از آن، همواره یکی از محوریترین و چالشبرانگیزترین مباحث در اندیشه سیاسی و الهیاتی صهیونیسم بوده است. این مفهوم که ریشه در متون مقدس یهودیت دارد، قرنها به عنوان یک وعده الهی و باوری دینی تلقی میشد، اما با ظهور جنبش صهیونیسم در دوران مدرن، کارکردی سیاسی و ابزاری یافت و مبنایی برای توسعهطلبی و اشغالگری قرار گرفت. در این گفتگو، تلاش میشود با واکاوی ریشههای توراتی و تلمودی این آموزه و بررسی تفسیرهای متفاوت در میان یهودیان، چگونگی تبدیل یک باور دینی به پروژهای ژئوپلیتیک موسوم به «اسرائیل بزرگ» و همچنین چالشهای شرعی و اخلاقی آن در برابر دیدگاههای سنتی و مخالف کشورگشایی، تشریح گردد.
از این رو خبرنگار گروه فرق و ادیان خبرگزاری رسا با حجتالاسلام پیشاهنگ، کارشناس حوزه فرق و ادیان به گفتوگو نشسته که در ادامه مشروح آن ذکر میشود.
ریشههای دینی مفهوم «سرزمین موعود» و نحوه بهرهبرداری سیاسی از آن در صهیونیسم
رسا: با توجه به آموزههای تورات و تلمود، ریشههای عقیدتی ادعای سرزمین موعود (از نیل تا فرات) چیست و چگونه این مفهوم توسط جریانهای صهیونیستی به ابزاری برای توسعهطلبی و اشغالگری تبدیل شده است؟
مفهوم «سرزمین موعود» (Promised Land) یکی از مهمترین مفاهیم و آموزههای الهیاتی در متون مقدس یهودی است و ریشه آن به روایتهای عهد عتیق، بهویژه کتاب پیدایش (Genesis) در تورات (عهد عتیق) بازمیگردد. در سنت یهودی، این مفهوم بخشی از «عهد ابراهیمی» تلقی میشود؛ عهدی که در آن خداوند وعده سرزمینی را به ابراهیم و نسل او میدهد. در طول تاریخ، این مفهوم هم در چارچوب الهیاتی و هم در قالب تفسیرهای سیاسی مورد استفاده قرار گرفته است.
برای پاسخ به این سئوال باید ریشههای متنی این ایده در تورات و دیگر منابع یهودی و سپس نحوه تبدیل آن به یک مفهوم سیاسی در جریانهای صهیونیستی را بررسی کنیم. من در سه محور پاسخم را خلاصه میکنم.
ابتدا ریشه این آموزه را در تورات یا عهد عتیق بیان میکنم، سپس تفاسیر مرتبط با آن را در تلمود و سایر کتب تفسیری را مرور میکنم و در آخر توسعه سیاسی این آموزه را در دوران مدرن پی میگیرم یعنی همانجایی که ایده اسرائیل بزرگ شکل میگیرد.
۱. ریشههای مفهوم «سرزمین موعود» در تورات
مهمترین مبنای متنی این آموزه در کتاب پیدایش آمده است. در روایت تورات، خداوند با ابراهیم پیمانی میبندد و سرزمینی را به نسل او وعده میدهد:
«در آن روز خداوند با ابرام عهد بست و گفت: این زمین را از نهر مصر تا نهر بزرگ فرات به نسل تو بخشیدم.»
(پیدایش ۱۵:۱۸)
در این متن، دو مرز جغرافیایی ذکر شده است:
«نهر مصر»
«نهر بزرگ فرات»
بر اساس نظر بسیاری از مفسران کتاب مقدس، این عبارت یک بیان نمادین از گستره وسیع سرزمین وعده داده شده است. برخی تفاسیر، «نهر مصر» را رود نیل دانستهاند و برخی آن را وادی العریش در مرز مصر و صحرای سینا معرفی کردهاند.
این وعده در چند بخش دیگر تورات نیز تکرار شده است. برای مثال در تثنیه ۱۱:۲۴ میخوانیم:
«هر جا پای شما برسد از آنِ شما خواهد بود؛ قلمرو شما از بیابان تا لبنان و از رود فرات تا دریای غربی خواهد بود.»
یا در خروج ۲۳:۳۱ آمده است:
«حدود تو را از دریای سرخ تا دریای فلسطینیان و از بیابان تا رود فرات قرار خواهم داد.»
این آیات نشان میدهد که در روایت تورات، وعده سرزمین دارای چند توصیف متفاوت جغرافیایی است؛ برخی محدودتر (سرزمین کنعان) و برخی گستردهتر که تا فرات امتداد مییابد.

۲. مفهوم سرزمین در تلمود و تفاسیر یهودی
در سنت یهودی پساتورات، بهویژه در تلمود و ادبیات ربانی، مفهوم سرزمین موعود بیشتر با سرزمین کنعان یا «ارض اسرائیل» مرتبط شده است. بسیاری از مفسران یهودی تأکید کردهاند که:
وعده سرزمین بخشی از پیمان الهی با ابراهیم است.
اما تحقق کامل آن به شرایط تاریخی و اخلاقی قوم یهود بستگی دارد.
در برخی تفاسیر یهودی، حتی تصریح شده است که گسترش کامل مرزها ممکن است تنها در عصر مسیحایی (Messianic Age) تحقق یابد.
همچنین در متون ربانی تأکید شده که:
یهودیان نباید با زور و خشونت گسترده برای تصرف سرزمین اقدام کنند
بلکه بازگشت به سرزمین باید در چارچوب اراده الهی و شرایط تاریخی رخ دهد.
این برداشتها نشان میدهد که در سنت کلاسیک یهودی، مفهوم سرزمین هیچوقت (تا زمان تأسیس جنبش صهیونیسم در سال 1987)، یک برنامه سیاسی یا فوری نبوده است بلکه بیشتر یک وعده دینی و الهیاتی تلقی میشد.
۳. پیدایش ایده «اسرائیل بزرگ» در گفتمان سیاسی مدرن
در قرن نوزدهم با ظهور جنبش صهیونیسم سیاسی، این مفهوم و آموزه دینی وارد عرصه سیاست شد.
صهیونیسم که توسط تئودور هرتزل و دیگر متفکران یهودی اروپایی شکل گرفت، در ابتدا بیشتر یک پروژه ملیگرایانه برای ایجاد یک وطن یهودی بود. در مرحله نخست حتی مکان این وطن نیز قطعی نبود و پیشنهادهایی مانند اوگاندا یا آرژانتین مطرح شده بود.
اما با گذشت زمان، برخی جریانهای صهیونیستی به ارجاع به روایتهای توراتی درباره سرزمین موعود روی آوردند.
در این چارچوب:
آیات تورات درباره مرزهای گسترده
و روایتهای تاریخی درباره حکومت داوود و سلیمان
بهعنوان پشتوانه تاریخی و دینی برای حق مالکیت بر سرزمین مطرح شدند.
برخی متفکران صهیونیست مذهبی، از این آیات برای طرح ایدهای به نام «اسرائیل بزرگ» (Greater Israel) استفاده کردند؛ مفهومی که در آن مرزهای اسرائیل میتواند بسیار گستردهتر از مرزهای کنونی باشد.

اختلاف نظر در جامعه یهودی درباره این تفسیر
رسا: در بین یهودیان درباره این آموزه اختلاف نظر هم وجود دارد یا همه یهودیان آن را قبول دارند؟
اصل آموزه بین همه یهودیان مشترک است ولی نکته مهم این است که تفسیر توسعهطلبانه از سرزمین موعود در میان یهودیان اجماعی نیست.
در واقع در جامعه یهودی چند رویکرد مختلف وجود دارد:
۱. رویکرد اول: مذهبی سنتی
در این دیدگاه دو مؤلفه اصلی وجود دارد:
اول: تحقق کامل وعده سرزمین به عصر مسیحایی مربوط است.
دوم: وعده سرزمین موعود نباید بهعنوان یک برنامه سیاسی فوری تفسیر شود.
عمده جریانهای یهودی منتقد صهیونیسم از این دسته هستند. برخی گروههای یهودی حتی معتقدند: «استفاده سیاسی از وعدههای دینی انحراف از سنت یهودی است.»
۲. رویکرد دوم: صهیونیسم مذهبی
این جریان نیز بر پایه دو اعتقاد مذهبی است:
اول: تشکیل دولت اسرائیل بخشی از تحقق وعده الهی است.
دوم: گسترش آن میتواند بخشی از این فرآیند باشد.
۳. رویکرد سوم: صهیونیسم سکولار
بسیاری از بنیانگذاران اسرائیل مانند بنگوریون بخشی از این نگرش سیاسی اجتماعی هستند. باور اصلی این گروه در این جمله خلاصه میشود:
استدلالهای ملی و تاریخی مهمتر از استدلالهای توراتی است و تأسیس و گسترش رژیم صهیونیستی اسرائیل در مرزهای نیل تا فرات، بر پایه منافع قوم یهود و راهبردهای تثبیت و بقای دولت یهود است.
سرزمین موعود مفهومی نمادین و ممنوعه
در جمعبندی میتوان گفت که مفهوم «سرزمین موعود» در اصل یک آموزه الهیاتی در تورات است که به پیمان خدا با ابراهیم و نسل او مربوط میشود. آیات مختلفی در عهد عتیق مرزهای این سرزمین را توصیف کردهاند و در برخی موارد از گسترهای میان «نهر مصر تا فرات» سخن گفتهاند.
با این حال در طول تاریخ، این مفهوم بیشتر جنبه دینی و نمادین داشته است.
در دوران مدرن و با ظهور جنبش صهیونیسم، برخی جریانها آن را به یک مفهوم سیاسی و ژئوپلیتیک تبدیل کردهاند.
در عین حال باید توجه داشت که تفسیر توسعهطلبانه از این آیات در میان یهودیان، اجماعی نیست و در داخل جامعه یهودی نیز درباره نسبت دین، سرزمین و سیاست اختلاف نظرهای جدی وجود دارد.
شاید مهمترین و برجستهترین مخالفت با ایده صهیونیزم را بتوان در آموزههای ربانی پیدا کرد.

ممنوعیت شرعی کشورگشایی برای یهودیان
رسا: شما علاوه بر تورات، به برخی منابع ربانی اشاره کردید که تصرف سرزمین را ممنوع اعلام کردند، اگر ممکن است این منابع را معرفی کنید و بگویید چطور با وجود این اشارات، رژیم صهیونیستی سالهاست که اقدام به اشغالگری میکند؟
در پاسخ به این پرسش شما، باید نگاهی دقیق به برخی منابع یهودی به ویژه منابع فقهی آنها داشته باشیم: منابع ربانی که تصرف یا فتح سرزمین به زور را محدود یا منع میکنند. همچنین حمله به همسایگان و دیگر ملتها را برای یهودیان حرام اعلام کردهاند.
مهمترین متن ربانی در این زمینه، در نسخه بابلی تلمود – رساله کتوبوت (Ketubot 111a) موجود است. این متن به آموزهای معروف به «سه سوگند» (Three Oaths) اشاره میکند.
در تلمود آمده است که خداوند سه سوگند میان بنیاسرائیل و ملتها قرار داده است:
۱. یهودیان نباید «به صورت جمعی و مانند دیوار» به سرزمین اسرائیل بازگردند.
۲. یهودیان نباید علیه ملتهای جهان شورش کنند.
۳. ملتهای جهان نیز نباید بیش از حد یهودیان را سرکوب کنند.
(Babylonian Talmud, Ketubot 111a)
مفسران کلاسیک مانند راشی (Rashi) توضیح دادهاند که عبارت
«עלו בחומה» (بالا رفتن مانند دیوار)
به معنای بازگشت جمعی به سرزمین مقدس و تصرف سرزمین با زور است.
بر اساس همین تفسیر، برخی خاخامها نتیجه گرفتهاند که:
تصرف سرزمین با جنگ، پیش از زمان موعود یا آمدن ماشیح الهی مجاز نیست و
قوم بنی اسرائیل باید در تبعید بماند تا زمان رستگاری که همان ظهور یا قیامت است.
در برخی آثار ربانی ثانویه نیز همین برداشت آمده است که:
فتح نظامی سرزمین بدون اجازه الهی یا قبل از زمان مسیحایی ممنوع است، زیرا چنین اقدامی ممکن است موجب فاجعه شود.
در برخی متون هلاخایی (فقه یهودی) گفته شده است:
تلاش برای فتح سرزمین قبل از زمان الهی «تحریک ملتها» محسوب میشود و میتواند خطرناک باشد.
اختلاف نظر در یهودیت
البته باید دقت کرد که برخی خاخامها این سوگندها را الزام شرعی قطعی نمیدانند.
برخی دیگر نیز آن را قاعده جدی الهیاتی تلقی کردهاند.
بنابراین در سنت یهودی، اجماع کامل درباره آن وجود ندارد.
اما به هر حال این تحریم در میان یهودیان مطرح بوده و بازخوانی آن میتواند نتایج اجتماعی جدی در سرزمینهای اشغالی و لغو حمایت جامعه یهودی و مسیحی از بانیان و حامیان رژیم صهیونی به دنبال داشته باشد.
ارسال نظرات