۲۴ اسفند ۱۴۰۴ - ۲۰:۱۰
کد خبر: ۸۰۹۵۱۲

تغییر قواعد بازی علیه یهودیان عهدشکن /درسهای قرآن از صلح تا برخورد قاطع

تغییر قواعد بازی علیه یهودیان عهدشکن /درسهای قرآن از صلح تا برخورد قاطع
آیه شریفه ۸ سوره توبه «وَ اِن یَنقَضوا اَیمانَهُم مِن بَعدِ عَهدِهِم وَ یَطعَنوا فی دینِکُم فَقاتِلوا اَئِمَّةَ الکُفر؛ که در بستر تاریخی ماجرای «بنی‌قریظه» در جنگ احزاب نازل شد، امروزه می‌تواند روشی مناسب در مواجهه با دشمنان پیمان‌شکن باشد.
به گزارش خبرنگار گروه فرق و ادیان خبرگزاری رسا، تا کنون همواره از گفتگوی ادیان و اصول آن در قرآن و سنت اهل‌بیت عليهم السلام گفتیم. اما خداوند متعال که از عهدشکنی تاریخی برخی از اقوام و ادیان آگاه است، در یکی از عهدشکنیهای این قوم نسبت به پیامبر اکرم دستوری میدهند که تکلیف ما را در برابر خیانتکاران و جنایت پیشگان امروز روشن می‌سازد.
در یادداشت زیر، علی رشیدیان خبرنگار حوزه فرق و ادیان خبرگزاری رسا، به بررسی یکی از آیات قرآن درباره بد عهدی یهودیان و نتایج فقهی و درس‌های برآمده از آن می‌پردازد. 
 
نقض عهد یهود و تغییر قواعد بازی
 
آیه شریفه ۸ سوره توبه خطاب به جامعه اسلامی می‌فرماید: «وَ اِن یَنقَضوا اَیمانَهُم مِن بَعدِ عَهدِهِم وَ یَطعَنوا فی دینِکُم فَقاتِلوا اَئِمَّةَ الکُفر؛ همانا اگر [دشمنان] سوگندهای خود را پس از پیمان بشکنند و به دین شما طعنه بزنند، با سران کفر بجنگید.» این آیه که در بستر تاریخی ماجرای «بنی‌قریظه» در جنگ احزاب نازل شد، امروزه می‌تواند روشی مناسب در مواجهه با دشمنان پیمان‌شکن باشد.
 
برای درک صحیح وظیفه امت اسلامی پس از نقض آتش‌بس توسط دشمن، باید لایه‌های پنهان این آیه و مفاهیم حقوقی آن را واکاوی کرد. قبیله یهودی بنی‌قریظه با وجود داشتن پیمان صلح با پیامبر اکرم (ص)، در حساس‌ترین مقطع جنگ احزاب، پیمان خود را در هم شکستند و با متحدان مشرک علیه مسلمانان متحد شدند. این واقعه تاریخی اصول کلیدی را برای مقابله با خیانت دشمنان تبیین می‌کند که در ادامه به آن‌ها اشاره می‌شود:
 
۱. تغییر ماهیت حقوقی دشمن 
 
در فقه اسلامی، پیمان صلحِ معتبر، خون و مال طرف مقابل را محترم می‌دارد. به ویژه وقتی با صاحبان دیگر ادیان الهی روبرو باشیم. اما همان‌طور که در تحلیل‌های سیاسی مطرح است، «وقتی دشمن نقض عهد می‌کند، دیگر دشمن صرف محسوب نمی‌شود.» نقض عهد، تغییر ماهیت می‌آفریند. دشمن از وضعیت «صلح» خارج شده و فوراً به وضعیت «حرب» (جنگی) بازمی‌گردد. در این حالت، او دیگر «اهل عهد» نیست، بلکه «عهدشکن» «محارب» و «خائن» شناخته می‌شود که امنیت جامعه را برهم زده است. این تغییر وضعیت، پاسخ قاطع را نه تنها مجاز، بلکه ضروری می‌سازد.
 
۲. تبدیل استراتژی جهاد: از «دفاع منفعلانه» به «تأدیب و برخورد قاطع»
 
دستور آیه مبنی بر «قتال ائمه کفر» (جنگیدن با سران کفر)، فراتر از یک دفاع صرف و لحظه‌ای است. وقتی دشمن پیمان می‌شکند، نشان می‌دهد که اهل وفا نیست و از هر فرصتی برای ضربه زدن به اسلام استفاده خواهد کرد. بنابراین، وظیفه مسلمانان تنها دفع لحظه‌ای حمله نیست، بلکه باید با قدرت تمام با سران توطئه‌گر مبارزه کنند تا توان آن‌ها برای تجاوزهای بعدی از بین برود. این رویکرد که در ادبیات سیاسی اسلام «تأدیب» نامیده می‌شود، برای حفظ عزت و اقتدار امت اسلامی واجب است.
 
۳. استمرار وجوب جهاد تا رفع تهدید کامل
 
با توجه به سوابق تاریخی، پس از نقض آتش‌بس، جهاد دفاعی همچنان واجب است و حتی شدت آن بیشتر می‌شود. تجربه نشان داده دشمن بی‌وفا است و پیمان‌شکنی او نشانه‌ای از نیت شوم برای نابودی اسلام است. در این شرایط، هیچ تضمینی برای توقف دشمن وجود ندارد مگر اینکه قدرت او شکسته شود. بنابراین، ادامه جهاد تا زمانی که تهدید به طور کامل رفع شود و امنیت پایدار برقرار گردد، یک ضرورت شرعی و عقلانی است.
 
 
در نهایت مطابق با آیه ۸ سوره توبه و درس‌های تاریخی ماجرای بنی‌قریظه، نقض عهد توسط دشمن، پیمان را باطل می‌کند و وضعیت را به حالت جنگ تمام‌عیار بازمی‌گرداند. در این حالت، مسلمانان نباید فریب آتش‌بس‌های موقت یا وعده‌های دروغین را بخورند. وظیفه آن‌ها، جهادی فعال و قاطع علیه سران کفر و متجاوزان است تا هم از دین خود دفاع کنند و هم امنیت جامعه اسلامی را در برابر خیانت دشمنان تضمین نمایند.
علی رشیدیان
ارسال نظرات