۰۹ فروردين ۱۴۰۵ - ۲۰:۱۸
کد خبر: ۸۰۹۹۸۷
اختصاصات آقای شهید؛

اهل تقیّه نبود

اهل تقیّه نبود
در این سلسله نوشتار به ده ویژگی بی‌نظیر شهید خامنه‌ای در تاریخ حکمرانی ایران می پردازیم.

به گزارش گروه سیره امامین انقلاب خبرگزاری رسا، اختصاصات یعنی ویژگی‌های منحصربه‌فرد یک شخص در تاریخ. مثلاً یکی از اختصاصات امیرالمؤمنین علیه‌السلام این است که در کعبه متولد شده‌است. در این سلسله مطالب به اختصاصاتِ رهبر شهید انقلاب اسلامی می‌پردازیم؛ یعنی ویژگی‌های استثنایی ایشان که در تاریخ حکمرانی این سرزمین نظیری ندارد. این اختصاصات بیشتر ناظر به داده‌های واقعی‌ زندگی ایشان است نه هندسه فکری آقای شهید. 

اهل تقیّه نبود

▪️ از دید او تقیّه هدف نبود، روش بود. گاهی برخی از بی‌عملان برای توجیه تنزّه‌طلبی و گوشه‌نشینی خود، تقیّه را بهانه می‌آوردند؛ هر‌جا که لازم بود هزینه‌ای بدهند، تقیّه را مطرح می‌کردند تا با استفاده از این روش ــ که در جای خود البتّه بسیار هوشمندانه و لازم است ــ کنار بکشند و نان و قاتقشان را بخورند.

▪️ مطلقاً آقای خامنه‌ای این‌طور نبود. گفت من دارم شمشیر می‌زنم و به پیش می‌روم. مثلاً در ماجرای برجام، عدّه‌ای به حساب حمایت از رهبری نوعی سکوت و انفعال را به او نسبت می‌دادند. حال آنکه رهبری چون مسلّط به تاریخ «انسان دویست‌وپنجاه‌ساله» بود، اصل مذاکره و مصالحه را رد نمی‌کرد. 

▪️ برای کسی که در آن تاریخ زیسته، جایگاه «نرمش قهرمانانه» مشخّص است. کتابش را وقتی ترجمه کرد که بعضی از این کنشگران سیاسی هنوز به دنیا نیامده بودند. (البتّه اصل مذاکره امری‌ و محتوا و نحوه‌ی مذاکره امری دیگر است.) آقا حتّی فرمود مصلحت، خود جزئی از حقیقت است. مصلحت به معنای ماست‌مالی یا فراموشی یا «ان‌شاءاللّه گربه است» نیست. مصلحتِ راستین از صلاح می‌آید و جز به وسیله‌ی یک قطب مذهبی سیاسی و شجاع نمی‌تواند پیاده شود.

▪️ تعارف را کنار بگذارید. عدّه‌ای که خود را تصعیدشده‌ی ولایت می‌دانستند، به رهبری توهین می‌کردند که آقا از سر ناچاری هاشمی رفسنجانی را عزل نمی‌کند! خداوند از سر تقصیراتشان بگذرد.

▪️ امام خمینی، رهبر تنزیل انقلاب بود. آنجا طبیعتاً جای تعبیر و تفسیر به رأی نبود. امّا آقا رهبر دوران تفسیر و تثبیت بود. از این دریچه، می‌توان گفت آقا باب تازه‌ای را در تقیّه و مصلحت‌سنجی گشود. ایشان «دفع افسد به فاسد» را دوباره معنا کرد؛  آن معنا این است که تا جایی که ممکن است، باید افسد و فاسد را با هم در هم کوبید. می‌شد با ادبیّات دینی جوری تفسیر کرد که اسرائیل افسد و آمریکا فاسد است؛ بنابراین، بیاییم دفع افسد به فاسد کنیم. او چنین نکرد؛ چون انسانی بود که بسیار به قلبش مراجعه می‌کرد و می‌سنجید این اقدام وجداناً مطابق شرع است یا اینکه نوعی کلاه شرعی و بازی با کلمات دین است. آقا از تقیّه به مثابه‌ی سپری برای توجیه استفاده نکرد.

 

ارسال نظرات