روش پدیدارشناسی بهترین ابزار برای کشف معانی حضور شبانه مردم در خیابانهاست
اشاره: با حضور حماسی مردم در خیابانهای شب، پدیدهای شکل میگیرد که درک آن با روشهای معمولی ممکن نیست. برای فهم معنای زیسته این حضور، باید سراغ خود مردم رفت، نه نظریههای از پیش ساخته. پرسش از تجربهکنندگان مستقیم این رویداد، کلید کشف حقیقتی است که در آمار و گزارشهای ساده خلاصه نمیشود. روش پدیدارشناسی با تکیه بر «استنطاق» از دل تجربههای زیسته، میتواند لایههای معنایی این حضور خودجوش را آشکار کند و تصویر از باورها و احساسات مردم ارائه دهد.
در همین راستا خبرنگار با حجت الاسلام کریم خان محمدی عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم(ع) گفتوگویی با خبرنگار سرویس فرهنگی و اجتماعی خبرگزاری رسا، انجام داده است که مشروح آن در ادامه خواهد آمد:
رسا ـ درباره روشهای تحقیق در علوم انسانی، به ویژه انسانشناسی میدانی. به عنوان مقدمه، بفرمایید که اساساً در تحقیقات انسانشناختی چه نکاتی باید مورد توجه قرار بگیرد؟
نکته بسیار مهمی که در انسانشناسی میدانی وجود دارد این است که انسانشناس موظف است برای درک پدیدههای اجتماعی و فرهنگی، خودش به محل تحقیق برود و مشاهدات مستقیم داشته باشد. این یکی از ارکان اساسی تحقیقات انسانشناختی است. یعنی اگر کسی بخواهد در این حوزه کار کند، حتماً باید برود و خودش ببیند، خودش مشاهده کند. این خیلی مهم است.
رسا ـ یعنی میفرمایید که بدون حضور در میدان، امکان تحقیق انسانشناختی وجود ندارد؟
بله، تا حد زیادی اینگونه است. البته گاهی اوقات در پژوهشهای انسانشناختی میتوان کارهای عمیقتری انجام داد. مثلاً میتوانید تحقیقات پدیدارشناسانه در میان همان جمعیتی که مشاهده میکنید، انجام دهید. اما نکته مهمی که باید توجه داشته باشید این است که تحقیقات پدیدارشناسی ویژگی خاصی دارد و ممکن است بدون حضور فیزیکی در میدان هم انجام شود.
یعنی شما میتوانید پدیدارشناسی کار کنید بدون اینکه در میدان حضور داشته باشید. برای مثال، افرادی که تجربه خاصی دارند، مانند کسانی که در شبها در تجمعات خیابانی شرکت داشتند، میتوانند پس از پایان آن راهپیمایی و بعد از تعطیل شدن حضور خیابانی، مورد مصاحبه پدیدارشناختی قرار بگیرند. یعنی شما میروید و از افرادی که تجربه زیسته دارند میپرسید: آیا در مشارکت خیابانی شبها حضور داشتید یا نه؟ اگر گفت نه، حذفش میکنید یعنی با او مصاحبه نمیکنید. اگر گفت بله، آن موقع میگویید که مثلاً شما که آنجا بودید، آن پدیدهها را چگونه تفسیر میکنید؟
رسا ـ پس در پدیدارشناسی چه ملاکی برای انتخاب افراد وجود دارد؟
در پدیدارشناسی، مهمترین معیار این است که فرد، تجربه زیسته آن پدیده را داشته باشد. بنابراین، اگر کسی نظریه نخوانده باشد یا با روشهای تحقیق آشنایی نداشته باشد، نمیتواند اطلاعات گستردهای استخراج کند و توصیف دقیقی ارائه دهد. اگر از چنین فردی بخواهید که توصیف کند، احتمالاً فقط پنج دقیقه صحبت میکند و تمام میشود. اما کسی که این روشها را بلد باشد، میتواند کار را گسترش دهد و در نهایت پایاننامه خود را پیش ببرد.
رسا ـ به نظر شما چه مراحلی برای اجرای یک تحقیق میدانی وجود دارد؟
خب، مرحله بعدی کار، اجرای مصاحبه است. پس از اجرای مصاحبه، نوبت به تجزیه و تحلیل میرسد. این مراحل شامل انتخاب صحنه انجام مصاحبه، پیادهسازی مصاحبه و سپس تجزیه و تحلیل دادههای حاصل از مصاحبه است.
رسا ـ در مورد اهمیت فنون مصاحبه چه نکاتی را باید مد نظر داشت؟
این بحث خیلی مهم است. اگر مصاحبه کردن را بلد نباشید یا به عبارت دیگر، اگر نتوانید استنطاق کنید، مشکل بزرگی خواهید داشت. مفهوم استنطاق خیلی مهم است و ریشه اسلامی هم دارد. این واژه از حضرت علی علیهالسلام است که در مورد قرآن به کار بردهاند: «ذالک القرآن فستنطقوه» یعنی این قرآن را به نطق درآورید. یعنی با قرآن سخن بگویید و از دل آن استنطاق کنید.
رسا ـ آیا میتوانید مثالی در این باره بزنید؟
بله، حتماً. شهیدصدر رحمهاللهعلیه کتابی به نام «المدرسه القرآنی» دارد که در آن روشی را ابداع کرده که بهترین روش برای مطالعات قرآنی است. این روش، تفسیر موضوعی یا روش استنطاقی است که به معنای به نطق درآوردن قرآن است. در مصاحبه هم وضع به همین ترتیب است. یعنی باید فنون مصاحبه را بلد باشید و بتوانید از مردم سخن استخراج کنید. در غیر این صورت، ممکن است از کسی بپرسید چی دیدی و او بگوید خوب دیدم الحمدالله، و مثلاً شروع کند به صحبت در مورد مسائل بیربط. اگر مصاحبه خوب بلد نباشید، نمیتوانید مطلب جدید استخراج کنید. باید با مردم به گونهای سخن بگویید که از دل این مصاحبه حرفهای جدید تولید شود.
رسا ـ میتوانید مثال عملیتری در این مورد بزنید؟
بله. من قبلاً هم گفتم و باز هم تأکید میکنم که حتماً مقاله «بررسی پدیدارشناختی پنجره فولاد مشهد رضا» را بخوانید. پنجره فولاد یک شیء است با ابعاد مشخص. فرض کنید دو متر طول دارد، پنجرهای است به اندازه دو در سه یا چهار متر. این پنجره را اگر در جایی قرار دهید، میگویید یک پنجره مشبک است که به هم وصل شده. وقتی این پنجره به دیواری که متعلق به امام رضا علیه السلام است وصل میشود، به آن پنجره فولاد مشهد رضا میگویند و بار معنایی پیدا میکند. این فقط آهن نیست، فقط فولاد خالص نیست، بلکه فولادی است که بار معنایی اجتماعی و الهی دارد. یعنی متعلق به امام رضا علیه السلام است.
حالا اگر از مردم در مورد پنجره فولاد بپرسید، شما هستید که باید مصاحبه کنید. باید آنقدر مصاحبه کنید که از میان این مصاحبهها مطلب تولید کنید و مطلب استخراج کنید. به این میگویند استنطاق. یعنی شما مصاحبهکننده باید این هنر را داشته باشید که حرفهای جدید استخراج کنید.
رسا ـ حالا که صحبت از استخراج مطالب شد، بفرمایید که انواع مصاحبه چیست و کدام یک برای چه موضوعاتی مناسبتر است؟
انواع مختلفی از مصاحبه وجود دارد. یکی از انواع مصاحبه، مصاحبه روایتگویی است. اگر بخواهید سبک زندگی مردم را مطالعه کنید، از این نوع مصاحبه استفاده میکنید. حالا چگونه سوال مطرح میکنید؟ اگر پرسیدن مصاحبه روایتگویی برای چیست، جواب برای مطالعه سبک زندگی است.
رسا ـ میتوانید مثالی در این مورد بزنید؟
بله. فرض کنید پایاننامه مینویسید و میدانی است. موضوع مطالعه شما چیست؟ مثلاً سبک زندگی طلاب. آیا میتواند موضوع پایاننامه باشد؟ بله، میتواند. با اینان مصاحبه کنید و سبک زندگیشان را بررسی کنید. یا نه، سبک زندگی همسران طلاب. مقالهای داریم که بررسی پدیدارشناختی طلاب از منظر همسران طلاب است. یعنی میخواهیم ببینیم که طلبه بودن از نظر همسر یک طلبه به چه معناست. قبلاً انجام شده یا نه. یا سبک زندگی نظامیها. میخواهیم ببینیم که مثلاً سبک زندگی نیروی انتظامی چگونه است یا سبک زندگی یک پاسدار چگونه است. یا سبک زندگی یک مکانیک چگونه است.
رسا ـ در چنین مواردی چه تکنیکهایی باید استفاده کرد؟
اولاً از تکنیکهای مختلف میتوانید استفاده کنید. یعنی چی؟ اولاً میروید مثلاً فرض کنید چند تا مکانیک را زندگیشان را میبینید، مشاهده میکنید. بالاخره ممکن است یک روز صبح تا غروب در مغازهاش باشید و ببینید چه کار میکنند. یک مکانیکی که فرض کنید در همسایگی است، خیلی رصد کنید و ببینید بالاخره این چگونه است. ممکن است که مشارکت کنید. فرض کنید با یک مکانیکی قرار میگذارید و میگویید من را به شاگردی قبول کنید. مثلاً فرض کنید میگوید یک مدتی میروید شاگرد مکانیک میشوید. این هم روش مشارکت است.
اما اگر بخواهید مصاحبه انجام بدهید، اینجا برای سبک زندگی، مصاحبه روایتگویی استفاده میکنید. مصاحبه روایتگونه این است که به او میگویید آقای فلانی، دیروز که روز دوشنبه بود، صبح وقت خواب چه کار کردی؟ برای من توصیف کن. توصیف کنید. این را میگویند مصاحبه روایت. یعنی شما به طرف میگویید دیروز که روز دوشنبه بود، چه کار میکردی؟
رسا ـ چرا نباید سوال کلی پرسید؟
خب، حالا حکمتش چیه؟ مثلاً اگر به یک طلبه بگویید سبک زندگی یک طلبه چگونه است، جوابهایی که میگیرید اشتباه در میآید. معمولاً میگوید بله طلبه صبح پا میشود نماز شب میخواند و نمیدانم چه کار میکند، درس میخواند، مطالعه میکند و از این حرفها. جوابهایی که شما میگیرید این جوابها دقیق نیستند.
اگر خواستید در مورد سبک زندگی مطالعه کنید، باید بگویید که دیروز صبح چه وقتی یعنی چه ساعتی از خواب بیدار شدی؟ چه کار کردی تا ظهر؟ از ظهر تا شب یعنی از آن موقعی که از خواب بیدار شدهای تا رفته رختخواب، جزئیاتش را باید از خودش بپرسی. این دقیقتر است.
رسا ـ یعنی باید از همه افراد یک سوال مشخص پرسید؟
بله دقیقاً. اگر شما با پنجاه نفر فرض کنید در یک مدرسه طلاب توجه کنید، میدان شما هم همانجاست. درسته. اگر بگویید شما چه کار کردید، آن موقع معلوم میشود که چند درصد اینها نماز شب میخوانند، چند درصد نماز شب نمیخوانند. بعد از اینکه از خواب بیدار شدند، اینها چند درصد میخوابند، چند درصدشان بعد نماز نمی خوابند، درسته. بعد از اینکه چه ساعتی صبحانه میخورند.
رسا ـ و نتیجهگیری از این مصاحبهها چگونه انجام میشود؟
برای شما میتوانید نتیجه بگیرید که فرض کنید چند درصد از اینا یعنی قبل از اذان بیدار شدن، چند درصد بعد از اذان بیدار شدن. اینجا درصد نه دقیقاً، اینجا توصیفی اکثریت است. اینها را توضیح بدهید.
اگر شما این نکته مهم را در نظر بگیرید، اگر با بیست نفر مصاحبه کنید و بگویید دیروز چه کار کردی، درسته. از همشان اینجوری میپرسید. بعد اینا را بیایید جمع و تفریق کنید، بیست تا مصاحبه را تبدیل کنید به یک مصاحبه. آن موقع میتوانید سبک زندگی قشر را بنویسید، لایف استایلشان را در بیاورید.
رسا ـ تفاوت بین فرهنگ آرمانی و واقعی در چیست؟
سبک زندگی مربوط به چیست؟ سبک زندگی میشود مربوط به فرهنگ واقعی یعنی آنی که در واقع انجام میدهم. آن میشود لایف استایل، نه آنی که مردم به زبان میآورند و آرزو دارند که آن گونه باشند. بالاخره فرهنگ آرمانی سبک زندگی نیست.
رسا ـ پس هر نوع مصاحبه برای چه موضوعی مناسب است؟
هر کدام از مصاحبهها برای یک موضوع خاصی خوب است. شما باید بگویید که من موضوع چیه، برای چه موضوعی مصاحبه انجام میدهم تا به شما بگویم که از چه نوع مصاحبهای استفاده کنم. پس هدف مهم است. هدف شما چیه؟ به تناسب آن هدف، ممکن است که از یک نوع مصاحبه استفاده کنیم. شما ممکن است از دو نوع مصاحبه استفاده کنید، ممکن است از سه نوع مصاحبه استفاده کنید. مصاحبه انواع اقسام دارد. به از منظرهای مختلف، مصاحبه تقسیم میشود. مثلاً مصاحبه به لحاظ ساختار ممکن است ساختیافته باشد، نیمهساختیافته باشد یا ساختنیافته باشد.
رسا ـ میتوانید این انواع را توضیح دهید؟
بله حتماً. مصاحبه ساختیافته یعنی سؤالات مشخص با پاسخهای مشخص، قشنگ دقیق. نیمه ساختیافته یعنی سؤالات تا حدودی مشخص است ولی پاسخها باز است. ساختنیافته یعنی شما میروید تو میدان، نه سؤالات دقیق مشخص است نه پاسخها.
رسا ـ مصاحبه ساختنیافته در کجا کاربرد دارد؟
هر کدام بالاخره برای موضوع مهمی است. یکی از موارد مصاحبههای ساختنیافته مورد پایلوت استادی هست یعنی برای مطالعه مقدماتی. هر موقع میخواهید یه کاری انجام بدید، اول باید برید تو آن نشانگاه پرسه بزنید. بعد یه گفتگویی با مردم انجام بدید تا بتونید بیایید مصاحبهتونو تنظیم کنید. آن مطالعه مقدماتی که هست را پایلوت استادی. درسته. آنجا از ساختنیافته استفاده میکنی چون هنوز نه سؤالات مشخص است نه به جوابهایتان. همینجوری با مردم گفتگو میکنی با هرکی پیدا کردی باهاشون گفتگو میکنید تا برسید به سؤالات. این را میگن چی؟ ساختنیافته. هنوز هیچی ساختاری نداره دیگه.
رسا ـ پس اگر این کار مقدماتی انجام نشود چه میشود؟
شما اگه این کارو انجام ندید نمیتونید کارتون منظم برای شروع داشته باشید. الان گاهی میگم من چه جوری سوال طراحی کنم. یکی از راههاش اینه که حضور در میدان و گفتگو با مردم کم کم به وارد گود بشوید. برای وارد گود شدن لازمه که شما برید تو میدان حضور داشته باشید.
رسا ـ در مورد انواع دیگر مصاحبه هم توضیح میفرمایید؟
بله. از انواع مصاحبه یکیش مصاحبه روایتگویی بود. مصاحبه روایت گویی موضوعش چیه یعنی در کجا کاربست داره؟ برای مطالعه سبک زندگی. نکته مهمش این بود. موقعی که میخواهید مصاحبه کنید، باید سوالتون کلی نباشه. سوالتون معطوف به واقعیت باشه. شما نباید بپرسید که سبک زندگی یک طلبه چگونه است. اینجا پاسخهایی که میدند اعتبار نداره. اعتبار علمی نداره. شما باید اینجوری سوال کنید که شما دیروز را چگونه گذراندید.
رسا ـ آیا فقط با مصاحبه میتوان به نتیجه رسید؟
نه، این نکته خیلی مهم است. شما باید برید تو میدان آشنا بشید. فقط مصاحبه یکی از چهار مورد است دیگه برای بررسی. یعنی برای استخراج اطلاعات گفتیم یکیش چیه؟ مصاحبه. یکیش چی بود؟ مشاهده. مشارکت. اینام باید از همش استفاده کنیم.
رسا ـ یعنی مشاهده هم به اندازه مصاحبه اهمیت دارد؟
بله حتماً. شما اگر در مورد مکانیکی میخواهید مطالعه کنید سبک زندگی را باید با بیست نفر مصاحبه کنید ولی در عین حال باید مشاهده داشته باشید. یعنی چی؟ یعنی شما باید برید چندین روز به بهانه مختلف توی مکانیکی صبح تا غروب آنجا باشید مشاهده کنید که این مکانیک چیکار میکنه.
رسا ـ آیا بررسی اسناد هم در این تحقیقات جایی دارد؟
بله. یا مثلاً فرض کنید که بررسی اسناد هم. مثلاً فرض کنید که مکانیک به شما میگه که من مثلاً فرض کنید تو مکانیکی این کارا رو انجام میدم. خب آن ابزار رو شما باید بشناسید. ابزار چیه؟ مثلا چیکار میکنه.
رسا ـ الان میخواهیم سراغ نوع دیگری از مصاحبه برویم. بفرمایید.
بله. یک نوع مصاحبهای داریم اسمش هست مصاحبه بالینی. مصاحبه بالینی این کار بستش کجاست؟ جایی که شما میخواهیدعلل را کشف کنید
رسا ـ جامعه شناسان چگونه علل را بررسی میکنند؟
جامعه شناسان یک سری علل رو از مطالعات پیشین در میارن. بعد همه اینا رو از طریق پرسشنامه از مردم میپرسند تا ببینن که درصد هر کدوم از این علل چقدره. بعد وزن بدن، میخوام ببینم که از میان علل مختلف کدام وزنش بیشتره. خوب اینو از تحقیقات پیشین در میارن. مثلاً میگن در علل طلاق یکی از علل طلاق مثل میگم بیکاری شوهر است. میخوام ببینم که چند درصد از طلاقها مربوط میشه به بیکاری شوهر. دوم مثلاً میگن که یکی از علل طلاق اعتیاده.. به هر حال اینا سه تا از عوامل معروف طلاق استف آخرش میآید میگوید من به این نتیجه رسیدم مهمترین علت این است. بعد از آن در رتبه دوم این است، سوم این است، چهارم این است. مثلاً هر کدام از اینها چند درصد تأثیر دارد.
رسا ـ مردمشناس در چنین مواردی چه میکند؟
یه مردمشناس میرود در زندان با اینها مصاحبه بالینی انجام میدهد. در مصاحبه بالینی سؤال این است که چگونه و چطور شد که شما به هر حال به این خط افتادی. چطور شد اولین بار، چطور وسوسه شدید که مثلاً بروید به سمت اعتیاد؟ بعد او هم شروع میکند به رفتن به گذشتهاش، هی میرویم عقبتر. هی میرویم عقبتر. کی مثلاً اولین بار؟ بعد ممکن است کشف کنیم که اکثر، بالاخره جوانهایی که رفتند به سمت اعتیاد، اولش از طریق مثلاً سیگار بوده یا مثلاً فرض کنید رفقایی بوده که با او ناباب بودند، از همینجا میآیم کشف میکنیم که مکانیزم گرایش به اعتیاد چی هست.
رسا ـ یعنی مردمشناس به دنبال چرایی مسئله است؟
بله دقیقاً، کار علمی یعنی اینکه مثلا اینهایی که به هر حال به زندان افتادند، اولاً بیایم ببینم که این مشکلش چی بوده. چرا از این نظام ناراضی است؟ چه عواملی باعث نارضایتی شده؟ اینها را مصاحبه میکنیم. مصاحبه بالینی انجام بدهیم و به این نتیجه برسیم که چه کار کنیم که رضایتمندی اینها برگردد یا مثلاً بقیه جوانها به این راه نیفتند.
رسا ـ به عنوان جمعبندی، چه توصیهای به پژوهشگران علوم انسانی دارید؟
در نهایت باید گفت که برای یک تحقیق خوب در حوزه علوم انسانی و به ویژه انسانشناسی، نباید فقط به یک روش اکتفا کرد. باید از روشهای مختلف مانند مشاهده، مشارکت، مصاحبه و بررسی اسناد استفاده کرد تا تصویر کاملی از پدیده مورد مطالعه به دست آید. همچنین، پژوهشگران باید با فنون مختلف مصاحبه آشنا باشند و بتوانند از دل مصاحبهها حرفهای جدید استخراج کنند. این هنری است که نیاز به تمرین و تجربه دارد.
رسا ـ بسیار سپاسگزارم از توضیحات جامع و مفید شما.