۲۴ فروردين ۱۴۰۵ - ۱۹:۰۸
کد خبر: ۸۱۲۰۶۸

گزارشی از نشست «هم‌اندیشی جنگ و پسا جنگ تحمیلی سوّم، اسلام و ایران»

گزارشی از نشست «هم‌اندیشی جنگ و پسا جنگ تحمیلی سوّم، اسلام و ایران»
نشست تخصصی «هم‌اندیشی جنگ و پسا جنگ تحمیلی سوّم، اسلام و ایران» به همت گروه فرهنگ‌پژوهی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی برگزار شد.
به گزارش خبرنگار گروه فرق و ادیان خبرگزاری رسا، نشست تخصصی «هم‌اندیشی جنگ و پسا جنگ تحمیلی سوّم، اسلام و ایران»  به همت گروه فرهنگ‌پژوهی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، روز گذشته در پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی برگزار شد.
 
این نشست که در سه پنل تخصصی برگزار شد، حجت الاسلام مسعود اسماعیلی، دکتر مهدی جمشیدی و دکتر محسن ردادی به بررسی این مساله پرداختند.
 

حجت‌الاسلام مسعود اسماعیلی، استادیار گروه فلسفه پژوهشکده حکمت و دین پژوهی، با موضوع «تحلیل فلسفی و فرهنگی توقف جنگ»  با اشاره به تفاوت این جنگ با جنگ‌های قبلی، اظهار کرد: این رخدادی که صورت گرفته، یک رخداد وجودی است به معنای متافیزیکی. هرگاه انسان با توجه خود عالم و وجود را درک می‌کند و توجه به اصل واقعیت پیدا می‌کند، یک رخداد وجودی ویژه رخ می‌دهد.

وی افزود: با رخداد عظیمی که با شهادت رهبر معظم انقلاب اسلامی صورت گرفت، زمینه جدی برای توجه ویژه انسان‌ها در ایران و سراسر عالم به اصل هستی فراهم شد.
 
استادیار گروه فلسفه پژوهشکده حکمت و دین پژوهی  با بیان اینکه «همه انسان‌ها در مسیر توجه به واقع متن اصیل وجود یعنی حضرت حق قرار گرفتند»، تأکید کرد: حتی کسی که خدا را هم قبول ندارد، ممکن است در وقایعی توجهش به امری فراتر از واقعیت ماده جلب شود.
 
وی در توضیح بیشتر گفت: این توجه باعث می‌شود مجرای ظهور وجود آماده و ظرفیت کاملاً بالفعل شود برای اینکه وجود اصیل و متن وجود رخ‌نمایی کند. در این صورت، همه امور طبق مبنا به سمت تعالی حرکت می‌کنند.
 
جنگ وجودی یا ادبی؟
 
حجت‌الاسلام اسماعیلی در ادامه به تحلیل جنگ از منظر فلسفی پرداخت و گفت: در طرف مقابل ما، حداقل در یک سطح از مدیریت کشورها، توجه به قهقرا رخ داده است؛ یعنی توجه به ملا به جای جلوه، توجه به تعینات به جای ظهورات.
 
استادیار گروه فلسفه پژوهشکده حکمت و دین پژوهی افزود: این جنگ ما جنگ وجودی و عدمی است، نه جنگ وجودی و وجودی. چون یک سمت تعالی دارد و سمت دیگر تنزل و قهقرا.
 
سه فرض درباره توقف جنگ
 
در ادامه به بررسی فرضیه‌های مختلف درباره توقف جنگ پرداخت و اظهار کرد: درباره اینکه این توقف موقت چرا صورت گرفته، سه فرض مطرح است.
 
وی در خصوص فرض اول بیان داشت: فرض اول این است که توقف برای دوری از تنش اجتماعی و آرامش مادی. این فرض از نظر اسلام مردود کامل نیست، اما در مسیر ویژه تعالی قرار ندارد.
 
استادیار گروه فلسفه پژوهشکده حکمت و دین پژوهی فرض دوم را توقف برای پیشبرد امور در جهت تعالی، مشابه صلح حدیبیه دانست و افزود: در صلح حدیبیه، پیامبر اکرم(ص) امتیازات ظاهری دادند، اما این صلح در مسیر تعالی قرار داشت و در نهایت به پیروزی بزرگ مسلمانان منجر شد.
 
حجت‌الاسلام اسماعیلی فرض سوم را توقف ناشی از ترس و پذیرش ذلت بیان کرد و تأکید کرد: این فرض را برای جامعه خودمان اصلا مطرح نمی‌کنیم.
 
 
دکتر مهدی جمشیدی، عضو گروه فرهنگ‌پژوهی پژوهشکده فرهنگ و مطالعات اجتماعی، نیز با اشاره به ناتوانی در تولید نظریه از دل واقعیت، اظهار کرد: متأسفانه در این برهه کارگاهی که جنگ را یک برهه عینی می‌دانم، نتوانستیم مبانی را به مسائل گره بزنیم و مبانی را ترجمه به مسئله کنیم. وقتی با واقعیت مماس می‌شویم، نمی‌توانیم از دل واقعیت نظریه استخراج کنیم و به گفتن کلیات بسنده می‌کنیم.
 
دکتر جمشیدی با بیان اینکه «چشم جامعه نسبت به آمریکا در اثر آتش جنگ باز شد»، تصریح کرد: نه در اثر استدلال‌های ما، بلکه علت جامعه را روشن کرد، نه دلیل. ما یا دلیل نداشتیم یا دلیل‌هایمان ضعیف بوده یا درست عرضه به جامعه نشده و این را نقصان بسیار بزرگی می‌دانم.
 
وی در بخش دیگری از سخنانش با هشدار نسبت به تلاش جریان روشنفکری سکولار برای روایت عرفی از مقاومت ایرانیان مسلمان، گفت: در متن جنگ، جریان روشنفکری سکولار دنبال نوعی تحول گفتمانی است. این جریان با زیرکی و به صورت کاملاً رندانه، عناصر هویتی ما را جابجا می‌کند.
 
دین ستون فقرات هویت جامعه ایران
 
عضو گروه فرهنگ‌پژوهی پژوهشکده فرهنگ و مطالعات اجتماعی، در ادامه با رد روایت‌های سکولار، اظهار کرد: ستون فقرات هویت جامعه ایران دین است. جریان روشنفکری سکولار هرگز به این باور نیست و معتقد است اگر دهه شصت اینگونه بوده، الان قطعا اینگونه نیست.
 
وی با اشاره به شواهد عینی قدرت دین در جامعه ایران، افزود: قدرتمندترین عامل بسیج اجتماعی در جامعه ایران همچنان دین بوده و همچنان هم هست. اصل انقلاب اسلامی که ماهیت دینی داشته، دفاع مقدس که در آن دیانت و دین حماسی و انقلابی برجسته است، شبکه هیئت‌ها و مناسک دینی مثل اربعین که بزرگترین اجتماعات را به راه می‌اندازد، همه نشان می‌دهند که دین همچنان قدرت دارد در جامعه ایران اجتماعات عظیم به راه بیندازد.
 
دکتر جمشیدی تأکید کرد: دین را باید همچنان امر فراگیر و عمومی بدانیم. اگر هم این‌گونه نباشد، روشنفکری که به هویت این تاریخ معتقد است، نباید تابع واقعیت اجتماعی منفی باشد، بلکه باید دنبال تغییر باشد.
 
وی در ادامه با اشاره به تلاش برای زدودن دین از معنای مقاومت، گفت: در جنگ اخیر شاهد نوعی تقلیل‌گرایی عامدانه سکولاریستی هستیم. مقاومت را دارند به ایران به مثابه یک جغرافیای نژادی و یک تاریخ عرفی تقلیل می‌دهند. در تمام مواضع‌شان دو عنصر هویتی را کامل حذف می‌کنند: اسلام و انقلاب.
 
دکتر جمشیدی با بیان اینکه «در مورد اسلام معتقدند که دین دیگر معنا بخش نیست»، تصریح کرد: در مورد انقلاب می‌گویند موضوعیت ندارد، بلکه متهم است. اگر جنگ خاتمه پیدا کند، باید برویم سراغ انقلاب و گریبان او را بگیریم. این روایت بسیار ناصوابی است و ظلم در حق انقلاب است.
 
وی در بخش دیگری از سخنانش با تأکید بر ضرورت توجیه دینی برای مقاومت، اظهار کرد: مقاومت دلیل می‌طلبد و هر دلیلی صدالبته استحکام ندارد. در ایران دلیل غیردینی برای مقاومت وجود دارد، مثل ایرانی با غیرت یا ارجاع به استقلال، اما این کفایت و ماندگاری ندارد، چون حجم فشار زیاد است و رنگ می‌بازد. آنچه می‌ماند و قدسیت دارد، دلیل دینی است.
 
عضو گروه فرهنگ‌پژوهی پژوهشکده فرهنگ و مطالعات اجتماعی با اشاره به ارجاع رهبر شهید در سخنرانی آخرشان به عدم بیعت با یزید، گفت: این یک نوع تبیین دینی از ماهیت مقاومت بود که بسیار مهم است.
 
دوگانه ایران و اسلام ساخته اندیشه استعماری است
 
 
 در پایان نیز دکتر محسن ردادی، استادیار گروه مطالعات انقلاب اسلامی پژوهشکده فرهنگ و مطالعات اجتماعی، با اشاره به یکی از مهم‌ترین ابزارهای استعمار برای حفظ تسلط بر ملت‌ها، اظهار کرد: یکی از برنامه‌ریزی‌های استعماری و استکباری و تمدن غربی علیه مردم ایران، تقسیم هویت ایرانی به دو بخش اسلامی و ایرانی بوده است.
 
وی افزود: این دو جزء هویت همواره در منطق آنان در برابر همدیگر تعریف می‌شود؛ کسی که مسلمان است، انقلابی است و طرفدار اهل بیت و پیامبر است، قاعدتاً نسبت به اجزای ایرانی هویت ما حساس است و آن‌ها را طرد و نفی می‌کند.
 
دکتر ردادی با بیان اینکه «این صف‌آرایی ایران در برابر اسلام، یک دوگانه نادرست و اشتباهی است که بیش از همه به نفع دشمنان ایران تمام شده»، تأکید کرد: این دوگانه ساخته و پرداخته اندیشه استعماری و غربی است.
 
نگاه مثبت رهبر شهید به ملیت
 
این پژوهشگر در ادامه با اشاره به نگاه رهبر شهید انقلاب اسلامی به مفهوم ملیت و ناسیونالیسم، گفت: حضرت آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای، ناسیونالیسم و ملی‌گرایی را یک مفهوم مثبت تلقی می‌کردند و می‌فرمودند که ملیت یک هویت جمعی است که با برخورداری از آن هر کشور می‌تواند از همه امکانات خود برای پیشرفت و موفقیت استفاده کند.
 
وی با بیان اینکه «ملیت و ملیت‌گرایی چیز بدی نیست و برای پیشرفت و اقتدار کشور بسیار ضروری است»، افزود: البته ایشان به جنبه‌های منفی ناسیونالیسم نیز اشاره کرده و می‌فرمایند که ناسیونالیسمی که منجر به فرد بقیه شود و کینه نسبت به بقیه ایجاد کند، هرگز مورد قبول نیست.
 
ملیت ایرانی در هم‌آمیخته با اسلام
 
 دکتر ردادی با اشاره به دیدگاه رهبر شهید انقلاب درباره رابطه ملیت و اسلام، اظهار کرد: ایشون ملیت ایران را در هم‌آمیخته با اسلام تلقی می‌کنند و در جایی می‌فرمایند که ملت ایران احساس هویت می‌کنند، هویت اسلامی که هویت ایرانی هم ناشی از همین هویت اسلامی است.
 
استادیار گروه مطالعات انقلاب اسلامی پژوهشکده فرهنگ و مطالعات اجتماعی افزود: در جای دیگر می‌فرمایند که ملیت ما از اول با اسلام آمیخته بود؛ زبانمان، آدابمان، دانشمان و دانشمندان ما با اسلام آمیخته بودند و شاید هیچ ملت دیگری اینگونه با اسلام آمیخته نشد که ما شدیم.
 
وی تأکید کرد: ملیت در اینجا مقابل اسلامی نیست و هر تلاشی برای جدا کردن هویت ایرانی از هویت اسلامی، در تقابل و در تعارض با اندیشه انقلاب اسلامی است.
 
دکتر ردادی در ادامه با ارائه مثال تخت‌جمشید، به تبیین نگاه رهبر شهید به میراث باستانی ایران پرداخت و گفت: در دیدار با مردم فارس در سال ۸۷، ایشون فرمودند که انسان از دو نظر ممکن است به این مراکز باستانی نگاه کند؛ یک نگاه این است که این‌ها متعلق به جباران تاریخ بوده و از این جهت نگاه منفی به آن‌ها وجود دارد.
 
ارسال نظرات