۳۱ فروردين ۱۴۰۵ - ۱۱:۵۸
کد خبر: ۸۱۲۳۵۳
سوقندی مطرح کرد؛

تأثیر تعیین‌کننده رهبری بر سیاست‌گذاری علمی کشور؛ از جنبش نرم‌افزاری تا مرجعیت علمی

تأثیر تعیین‌کننده رهبری بر سیاست‌گذاری علمی کشور؛ از جنبش نرم‌افزاری تا مرجعیت علمی
مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان قم با تأکید بر اینکه نگاه رهبری به علم و فناوری فراتر از توصیه‌های کلی بوده است، گفت: ایشان با منظومه‌ای راهبردی شامل نهادسازی، حمایت عملی از فناوری‌های نوین (هسته‌ای، سلول‌های بنیادی، فضایی و دفاعی) و تأکید بر تولید علم در حوزه‌های نرفته و علوم انسانی، نقش تعیین‌کننده در سیاست‌گذاری کلان علمی کشور ایفا کردند.
اشاره: در نظام‌های پیشرفته و متکی به اندیشه، علم و فناوری دیگر یک ابزار فرعی یا یک گزینه نیست؛ بلکه رکن اصلی بقا، اقتدار و تمدن‌سازی است. در جمهوری اسلامی ایران، این نگاه راهبردی، ریشه در منظومه فکری رهبری دارد؛ منظومه‌ای که طی دهه‌های اخیر، سیاست‌گذاری کلان علمی کشور را از حالت انفعالی و پیروی محض، به سمت تعیین‌کنندگی، هویت‌بخشی و پیشرفت شتابان سوق داده است.  
 
اما این تأثیرگذاری چگونه شکل گرفته است؟ آیا صرفاً در قالب توصیه‌های کلی باقی مانده، یا اینکه در لایه‌های نهادسازی، قانون‌گذاری، تخصیص منابع و جهت‌دهی به برنامه‌های اجرایی کشور نفوذ کرده است؟  
 
از این رو خبرنگار سرویس فرهنگی و اجتماعی خبرگزاری رسا، با دکتر محمدرضا سوقندی، مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان قم، در این موضوع به گفت‌وگو نشسته که ادامه مشروح آن ذکر می‌شود:
 
رسا: چگونه سیاست‌گذاری کلان علمی کشور در دهه‌های اخیر تحت تأثیر نگاه رهبری به علم و فناوری قرار گرفته است؟
 
پیش از پاسخ به این سؤال، به نظرم چند نکته باید مد نظر قرار گیرد؛ نکاتی که در رابطه با هر یک از نظامات، موضوعات یا حوزه‌های راهبردی که از وظایف رهبری است و در اسناد بالادستی، قوانین (به ویژه قانون اساسی در اصول مختلف) و سایر اسناد تصریح شده، به عنوان مقدمه قابل توجه است.
 
نکته اول: ما با یک منظومه از اندیشه، تفکر، راهبرد، نهاد، حوزه‌های عملیاتی و اجرایی، پیگیری، پایش، تذکر و توصیه در این بخش‌ها مواجه هستیم. در حوزه علم و فناوری، اگر می‌خواهیم پاسخمان منطبق با حقیقت و واقعیت باشد (یا دست‌کم به آن نزدیک شود)، باید این نکته را در نظر بگیریم که اندیشه‌های رهبر شهید ما و امام شهید ما در یک منظومه‌ی فکری تعریف می‌شود. در جایگاه رهبری و ولی‌فقیه نیز در ۳۷ سال پس از امام رحمه‌الله، یک «منظومه‌ی راهبردی» را شاهد هستیم که مصادیق آن بسیار است.
 
این منظومه‌ی فکری صرفاً در حد بیان، تبیین، ارائه‌ نظریه در مکتوبات، سخنرانی‌ها، پاسخ‌ها یا محافل علمی و فرهنگی مطرح نمی‌شود. نباید رهبر شهید را صرفاً به داشتن یک منظومه فکری خلاصه کنیم؛ بلکه باید این منظومه را در یک چرخه و با نظام ارتباطات آن دید. این نگاه، هم به خاطر جایگاه تفکر و نظام اندیشه‌ای در دیدگاه ایشان و هم به خاطر نحوهٔ ارائه این نظریات و اندیشه‌ها، حرف درستی است.
 
دروغ‌هایی که رسانه‌های یهود سال‌ها درباره رهبر شهید انقلاب گفتند - تابناک |  TABNAK
 
نکته دوم: رهبر شهید را صرفاً یک «دانشمند» نمی‌دانیم (هرچند تعابیری مانند فقیه جامع‌الشرایط، مجتهد جامع‌الشرایط، عالم، زمان‌شناس، عارف، مورخ، ادیب، سیاستمدار، شخصیت فرهنگی، شخصیت علمی و جهانی درباره ایشان به کار می‌رود). ویژگی برجسته‌ای که در رهبر شهید و امام شهید وجود داشت، فراتر از جامعیت علمی، «متفکر» و «اندیشمند» بودن ایشان بود. دانشمند ممکن است با مطالعهٔ آثار دیگران، درس‌آموزی، تدریس، تحقیق و پژوهش، مجموعه‌ای از علوم و دانش‌ها را در رشته‌های مختلف جمع کند. اما رهبر شهید، ضمن اینکه دانشمند بود، یک اندیشمند و متفکر نیز بود؛ یعنی در حوزه‌های مختلف مربوط به نظامات ادارهٔ جامعهٔ اسلامی و در جایگاه رهبری انقلاب و جمهوری اسلامی، نظریه‌پردازی، ایده‌پردازی، نوآوری، بن‌بست‌شکنی، آرمان‌سازی و امیدآفرینی می‌کرد. ایشان صرفاً رهبر و راهنمایی نبود که دیگران را هدایت کند و فقط راه را نشان دهد؛ بلکه در بسیاری از موارد، رهرو را تا مقصد راهنمایی می‌کرد، راه درست را نشان می‌داد و به مقصد می‌رساند. گاهی این به مقصد رساندن در نوع رهبری و راهنمایی بود و گاهی در حوزه‌های اقدام، عمل، عملیات و اجرا در سطوح مختلف.
 
نکته سوم: منظومهٔ فکری ایشان، یک منظومهٔ راهبردی بود؛ یعنی افکار و اندیشه‌ها را به راهبرد تبدیل می‌کرد و در چارچوب وظایف رهبری، قانون‌مداری، محیط، شرایط و اقتضائات حکمرانی خود، با در نظر گرفتن مجموعه عوامل و موانع، یک منظومهٔ راهبردی در حوزه‌های مختلف (از جمله علم و فناوری) داشتند.
 
نکته چهارم: ایشان دارای یک منظومهٔ نهادسازی و ساختارسازی بودند؛ چه در قالب بهبود، اصلاح، ارتقا و تعالی‌بخشی به نهادهای موجود، و چه در قالب ایجاد، تأسیس و تکمیل نهادهای مورد نیاز بر حسب ضرورت.
 
نکته پنجم: در زندگی پربرکت ایشان، یک منظومهٔ اجرا و عمل نیز وجود داشت. اگرچه رهبری وظایف اجرایی به معنای مصطلح و متعارف بر عهده ندارد، اما بر ضرورت اجرایی شدن، عملیاتی شدن، پیگیری، بازخورد گرفتن و پایش وظایف خود، در چارچوب قوانین و مقررات و به شکل‌های مختلف، اقدام می‌کردند.
 
این موارد، نگاه کلی‌ای است که پیش از طرح هر مسئله‌ای باید مورد توجه قرار گیرد.
 
پاسخ به سؤال «چگونگی»
 
در رابطه با «چگونگی» تأثیرگذاری (که سؤال شما با آن آغاز شده) باید گفت: رهبر شهید صرفاً از طریق نگاه، نگرش و اندیشهٔ خود تأثیرگذار نبودند؛ بلکه جایگاه رهبری بالاتر از «نقش داشتن» و «موثر بودن» است. ایشان در سیاست‌گذاری کلان علمی کشور تعیین‌کننده بودند؛ یعنی بالاتر از تأثیرگذاری و نقش داشتن، با عملکرد و رهبری خود و با توجه به نکات پیش‌گفته، نقش تعیین‌کنندگی ایفا کردند.
 
این بدان معناست که دولت‌های مختلف در دهه‌های اخیر، ممکن است سیاست‌ها، شعارها و برنامه‌های متفاوتی داشته‌اند، اما رهبر معظم انقلاب اسلامی نقش تعیین‌کننده در برنامه‌های کلان علمی کشور در حوزهٔ علم و فناوری داشتند. اکنون به اختصار به برخی مصادیق «چگونگی» این تعیین‌کنندگی اشاره می‌شود:
 
۱. تبیین و بیان سیاست‌ها:
ایشان سیاست‌ها را به صورت روشن، با هدف‌گذاری و با نگاه علمی و مدیریت راهبردی تبیین می‌کردند. این تبیین‌ها در سطوح مختلف انجام می‌شد؛ از موضوع آموزش و پرورش و سواد عمومی در مقاطع مختلف گرفته تا دانشگاه‌ها، حوزه‌های علمیه و مراکز علمی. در کنار آن، به پژوهش و فناوری نیز تأکید داشتند. موضوعاتی مانند «جنبش نرم‌افزاری»، «تولید علم»، «پیشرفت مستمر و دائمی علمی در کشور»، «حرکت علمی» و «مرجعیت علمی» را مطرح کردند که صرفاً بیان نبود، بلکه قاطعانه از فعالیت‌های شاخص علمی حمایت می‌کردند.
 
جمله ماندگار رهبر شهید انقلاب را انتخاب کنید | آخرین نظرسنجی برای انتخاب  جمله سال قائد امت | شهرآرانیوز
 
۲. حمایت عملی و قاطعانه:
علی‌رغم کمبودها، کاستی‌ها و گاه غفلت‌های دولت‌ها، ایشان به طور مشخص از فناوری هسته‌ای، سلول‌های بنیادی، پژوهشکده رویان (که خود پژوهشگران و دست‌اندرکاران آن را تصریح کرده‌اند) و همچنین حوزه‌های فضا، پزشکی، توان دفاعی دانش‌بنیان و پیشرفت‌های دفاعی حمایت کردند. امروز پس از جنگ سوم (جنگ ترکیبی) و در این حالت سکوت، بیش از پیش آثار این حمایت‌ها را می‌بینیم. قدرت‌نمایی اخیر و مخالفت‌های دشمنان، که نقاط قوت ما (از جمله منابع انسانی، سرمایه‌های انسانی و دانشمندان) را هدف قرار دادند، گواه این مدعاست. ما سلسله‌ای از دانشمندان شهید، فرماندهان شهید و زیرساخت‌هایی داریم که حاصل تلاش و جهاد علمی آنان است.
 
۳. نگاه به حوزه‌های نرفته و نوآوری:
ایشان تأکید داشتند که باید به سراغ «جاهای نرفته»، «کارهای نشده» و «تجربه نشده» برویم و در حوزه‌هایی تولید علم کنیم که حتی مدعیان جهانی آن فضاها را تجربه نکرده‌اند. همچنین فناوری صِرف، بدون پیوست معنوی و بدون شاخص‌های اخلاقی را کافی نمی‌دانستند.
 
۴. نگاه جامع به علوم:
ایشان نه تنها به علوم بنیادی در سطوح مختلف، علوم دفاعی، فناوری و پزشکی توجه داشتند، بلکه به حوزه‌های علوم انسانی نیز توجه ویژه‌ای می‌کردند. می‌فرمودند: «اهمیت علوم انسانی اگر از علوم پایه، پزشکی، ریاضیات و مهندسی بیشتر نباشد، کمتر نیست». در این حوزه بر تولید علم، نظریه‌پردازی، دوری از تحجر علمی، شهامت و شجاعت علمی، فرهنگ‌سازی استفاده از دانش‌های روز با نگاه نقادانه، و بهره‌گیری از میراث علمی و فرهنگی داخلی (اسلامی و ایرانی) تأکید داشتند. ایشان تمدن نوین اسلامی را با توجه به میراث عظیم علمی و فرهنگی می‌دیدند و تصریح می‌کردند که بسیاری از آنچه از غرب به شرق آمده، در اصل تولیدات علمی و جهاد علمی میراث علمی و فرهنگی ایرانیان، شرق و جهان اسلام در ادوار مختلف بوده است.
 
۵. توجه به آموزه‌های دینی و اعتماد به پژوهشگران داخلی:
تکرار شعار «ما می‌توانیم»، هدف‌گذاری برای رسیدن به مرجعیت علمی (به گونه‌ای که جهانیان برای فراگیری علوم مجبور شوند زبان فارسی را بیاموزند)، تأکید بر حرکت علمی مستمر، بی‌وقفه و شتابان (چون دیگران نیز حرکت می‌کنند و ما باید شتاب لازم را داشته باشیم) و پرهیز از بسنده کردن به موفقیت‌های انجام شده، از دیگر نکات کلیدی بود. ایشان علم و فناوری را یک میدان رقابت و مسابقه می‌دانستند.
 
۶. تأکید بر برنامه‌ریزی و سرمایه‌گذاری:
ایشان همواره تأکید می‌کردند که حرکت علمی و پیشرفت مستمر، مداوم و بی‌وقفه نیاز به برنامه‌ریزی و سرمایه‌گذاری دارد. در بیانیهٔ گام دوم انقلاب و دیگر بیانات خود، منابع انسانی و سرمایهٔ انسانی را یک اصل اصیل، یک نقطهٔ عطف و یک کانون اصلی می‌دانستند و آموزش و پرورش را به عنوان «کانون انسان‌سازی» مورد توجه قرار می‌دادند.
 
در پایان، این موارد تنها کلیاتی از تأثیر تعیین‌کنندهٔ رهبری بر سیاست‌گذاری علمی کشور بود که هنوز سرفصل‌های بسیاری برای ذکر باقی است.
 
رسا: در منظومه فکری و اندیشه‌ای رهبر شهید انقلاب، این نقش تعیین‌کننده چگونه اعمال و چگونه به‌صورت رسمی اعلام می‌شد؟
 
در این منظومه فکری و اندیشه‌ای، نقش تعیین‌کنندگی و اثرگذاری رهبر در حوزه علم و فناوری از طریق سازوکارهای مشخصی اعمال و اعلام می‌شد. همان‌طور که اشاره شد، بخشی از این نقش در قالب وظایف و اختیارات رهبری در قانون اساسی، به‌ویژه از طریق ابلاغ سیاست‌های کلی نظام تحقق پیدا می‌کرد. ایشان با بهره‌گیری از ظرفیت مجمع تشخیص مصلحت نظام طبق اصل ۱۱۰ قانون اساسی، سیاست‌های کلی مرتبط با علم و فناوری را تدوین، تصویب و ابلاغ می‌کردند.
 
علم و فناوری تنها در قالب یک فصل مستقل مورد توجه قرار نمی‌گرفت؛ بلکه در اکثر سیاست‌های ابلاغی نیز به‌صورت نظام‌مند حضور داشت. به‌عنوان نمونه، در سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی و بیانات تبیینی ایشان، بر «اقتصاد دانش‌بنیان» به‌عنوان محور مهم اقتصاد مقاومتی تأکید شده است. این نشان می‌دهد که علم و فناوری در منظومه سیاست‌گذاری کشور هم در سطح اختصاصی و هم در سطح بین‌بخشی دنبال می‌شد.
 
یکی از نکات مهم این بود که ایشان پس از ابلاغ یک سیاست یا راهبرد، معمولاً خودشان به تبیین آن نیز می‌پرداختند. نمونه روشن آن، نام‌گذاری سال‌ها در پیام نوروزی بود؛ به‌گونه‌ای که در همان روزهای ابتدایی سال، چه در حرم امام رضا علیه‌السلام و چه در شرایطی مانند دوران کرونا از طریق گفت‌وگوی زنده، به شرح و تبیین شعار سال می‌پرداختند.
 
در سیاست‌های کلی برنامه‌های پنج‌ساله توسعه نیز، فصل علم و فناوری جایگاهی برجسته دارد و در سایر فصول نیز به این موضوع اشاره شده است. این رویکرد سبب می‌شد منظومه علمی، اجرایی، تقنینی و کاربردی کشور در یک چارچوب واحد و هماهنگ شکل بگیرد.
 
افزون بر این، ایشان در حوزه فرهنگ‌سازی، عمومی‌سازی، ایجاد مطالبه، نظارت و پایش—چه از طریق جلسات تخصصی و چه در دیدارهای عمومی یا نام‌گذاری سال‌ها—تلاش می‌کردند جریان فکری و فرهنگی مؤثری در کشور شکل گیرد و ظرفیت‌های مختلف برای تحقق این سیاست‌ها بسیج شود.
 
تکلیف مقلدین رهبر شهید انقلاب چیست؟ - ایرنا
 
در کنار سیاست‌های کلی، بهره‌گیری از ظرفیت نهادهای سیاست‌گذار علم و فناوری نیز از محورهای مهم رویکرد رهبری بود. یکی از مهم‌ترین این نهادها شورای عالی انقلاب فرهنگی است که با صدور احکام اعضا، هدایت‌های مستمر و جلسات منظم، مورد توجه ویژه ایشان قرار داشت. نتیجه این جهت‌دهی، شکل‌گیری و تدوین اسناد کلانی مانند نقشه جامع علمی کشور، سند مهندسی فرهنگی و نقشه تحول بنیادین آموزش‌وپرورش بود؛ اسنادی که چارچوب راهبردی حرکت علمی و فرهنگی کشور را تعیین می‌کردند.
 
در کنار آن، شورای عالی فضای مجازی نیز با تدبیر ایشان تشکیل شد و به‌تدریج نقش محوری در هدایت و تنظیم سیاست‌های کشور در عرصه فضای مجازی پیدا کرد؛ عرصه‌ای که اهمیت آن در پیشرفت علمی، فناوری و فرهنگی روزبه‌روز افزایش یافته است.
 
تأکیدات و رهنمودهای ایشان همچنین زمینه‌ساز شکل‌گیری یا تقویت مجموعه‌ای از نهادهای نوین در حوزه علم و فناوری شد؛ نهادهایی مانند معاونت علمی و فناوری ریاست‌جمهوری، بنیاد ملی نخبگان و شرکت‌های دانش‌بنیان که هرکدام در مسیر توسعه علمی و حمایت از نخبگان و فناوران کشور نقش تعیین‌کننده‌ای ایفا کرده‌اند.
 
در عرصه علوم انسانی و حوزه‌های علمیه نیز رهنمودهای ایشان بر پایه یک نگاه تمدنی و هماهنگ با مفهوم «تمدن نوین اسلامی» شکل گرفته بود؛ نگاهی که تلاش می‌کرد علوم انسانی، حوزه‌های دینی و نظام آموزشی کشور را در مسیر تولید معرفت بومی، کارآمد و پاسخ‌گو هدایت کند.
 
در مجموع، ایشان نگاهی جامع داشتند؛ هم نگاه سخت‌افزاری، هم نرم‌افزاری، و هم انسان‌افزاری. این نگاه شبکه‌ای و منظومه‌ای سبب شد که جایگاه علمی و فناوری کشور در سال‌های اخیر شکل بگیرد. البته روشن است که پرداختن به مصادیق این تأثیرگذاری‌ها بسیار گسترده‌تر از محدوده یک پرسش است و می‌توان آن را در دسته‌بندی‌های مختلف بررسی کرد. با این حال، با توجه به شرایط امروز، ضرورت دارد اقداماتی جدی‌تر در این حوزه صورت گیرد تا آن سیاست‌ها و رهنمودها به‌طور کامل محقق شوند.
ارسال نظرات