مردم شناسی؛ کلید درک لایههای پنهان فرهنگ عمومی
دکتر سید محمدعلی غمامی، عضو هیئت علمی گروه مطالعات فرهنگی و ارتباطات دانشگاه باقرالعلوم(ع)، در گفتوگوی اختصاصی با خبرنگار سرویس فرهنگی و اجتماعی خبرگزاری رسا، به تبیین ابعاد پنهان و عمیق میدان مفید در قم پرداخت و با تکیه بر پژوهش مردمنگاری خود، از یک «تعادل سهگانه» میان دین، فرهنگ و طبیعت در این میدان سخن گفت.
وی معتقد است که میدان مفید تنها یک فضای فیزیکی برای تجمع نیست، بلکه کانونی برای بازتولید هویتها و روابط اجتماعی است که ریشه در ژئوکالچر خاص ایرانی دارد.
میدان مفید؛ تقاطع دین و طبیعت
دکتر غمامی با اشاره به مقاله پژوهشی خود تحت عنوان «مردمنگاری یک میدان: بازتولید هویتها و روابط در میدان مفید» اظهار داشت: این پژوهش حاصل ۳۰ ساعت حضور مستمر و چرخیدن در میدان مفید در دوران دانشجویی دکتری من بود. آنچه در این میدان دیده میشود، فراتر از یک محوطه شهری معمولی است؛ میدان مفید تجلیگاه تعادلی نادر میان «دین»، «فرهنگ» و «طبیعت» است. این تعادل به دلیل موقعیت ژئوکالچرال (جغرافیای فرهنگی) منحصربهفرد این مکان شکل گرفته که با لایههای عمیق فرهنگ ایرانیان گره خورده است.
وی افزود: اگر به تصاویر و پیکربندی میدان دقت کنیم، نمادهای پیوند با فرهنگ عاشورایی در پسزمینه قابل مشاهده است. حتی کوه خضر در دوردست، که شاید از دید برخی پنهان باشد، یکی از نمادهای فرهنگی حاضر در میدان است. اتصال دو طرف میدان به کوهستان و ورود طبیعت به قلب میدان، فضایی ایجاد کرده که در آن عناصر طبیعی و معنوی در هم آمیختهاند. این ویژگی، میدان مفید را به یک «میدان باز» تبدیل کرده که هویتها و روابط اجتماعی در آن دائماً در حال بازتولید و نوسازی است.
از کتابخانه تا میدان: ضرورت تجربه بیواسطه
عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم(ع) بر اهمیت روششناسی مردمنگاری در تحلیلهای فرهنگی تأکید کرد و تصریح نمود: تحلیلهای مردمنگاری برخلاف پژوهشهای کتابخانهای، نیازمند تجربه مستقیم، طولانیمدت و بیواسطه محقق با میدان و مردم است. من در این پژوهش، حضور خود را از صبح تا شب گسترش دادم و با طیف وسیعی از افراد از جمله ساکنان، کارگران، رفتگرها، گردشگران و حتی کسانی که برای یافتن دوست یا تفریح به میدان میآمدند، گفتگو کردم.
غمامی یادآوری کرد: در مقاله منتشر شده، مثالی از تعامل با یک رفتگر وجود دارد که نشاندهنده عمق این مشارکت است. مردمنگاری یعنی «مشاهده مشارکتی»؛ یعنی محقق نباید مانند یک تماشاچی از دور رفتار کند، بلکه باید با مردم همقدم شود تا حس، معنا و انگیزههای پشت کنشهای اجتماعی را درک نماید. این رویکرد باعث میشود تا لایههای پنهان فرهنگ که در آمار و ارقام آماری دیده نمیشوند، آشکار گردند.
تفاوت مردمنگاری با جامعهشناسی و پدیدارشناسی
در بخش دیگری از گفتوگو، دکتر غمامی به تبیین تمایزات روششناختی مردمنگاری با دو حوزه دیگر یعنی جامعهشناسی و پدیدارشناسی پرداخت. وی با بیان اینکه اشتباه گرفتن این مفاهیم رایج است، توضیح داد: تفاوت اصلی «مردم» با «جامعه» در میزان سازمانیافتگی است. جامعه ساختاری بوروکراتیک، عقلانی و مبتنی بر نهاد رسمی دارد، اما «مردم» گروهی هستند که روابطشان بر اساس عاطفه، خودجوشی و ساختارهای غیررسمی شکل میگیرد.
وی افزود: جامعهشناسی به بررسی ساختارهای رسمی و سازمانیافته میپردازد، در حالی که مردمنگاری (یا اتنوگرافی) به سراغ لایههای غیررسمی و خودجوش فرهنگ میرود. از سوی دیگر، مردمنگاری با پدیدارشناسی نیز متفاوت است. پدیدارشناسی بر «تجربه زیسته» و ذهنیت فردی تمرکز دارد، اما مردمنگاری به دنبال کشف «نقش فرد در ساختار فرهنگی» و روابط میان افراد است. بنابراین، اگرچه پدیدارشناسی رویکردی عاملگرا دارد، مردمنگاری به دنبال واکاوی ساختارهای فرهنگی است که در بستر تعاملات اجتماعی شکل میگیرند.
میراث کلیفورد گیتس و نمونههای ایرانی
غمامی با ارجاع به کتاب شاخص کلیفورد گیتز درباره جزیره بالی، نمونهای کلاسیک از موفقیت مردمنگاری را ترسیم کرد.
وی گفت: گیتز با توصیف «ضخیم و غنی»Thick Description) ) از یک آیین کوچک به نام «جنگ خروسها»، توانست ساختار فرهنگی کل آن جامعه را تبیین کند. این نشان میدهد که مطالعه یک میدان کوچک میتواند به درک کلان از فرهنگ منجر شود.
در ادامه، وی به محققان برجسته ایرانی در این حوزه اشاره کرد و افزود: دکتر ابراهیم فیاض در کتابی با نام « ایران در آینده به سوی الگوی مردم شناختی برای ابرقدرتی ایران» با نگاهی مردمشناختی، پتانسیل ایران برای تبدیل شدن به یک ابرقدرت را تبیین کرده است. همچنین دکتر فرهادی با مطالعه پدیده «یاریگری»، یکی از ارکان فرهنگ ایرانی را شناسایی کرده است. دکتر فاضلی نیز از دیگر چهرههای شاخص هستند که کارهای ارزشمندی در این زمینه انجام دادهاند.
چهار گام اصلی در مردمنگاری
عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم(ع) فرآیند مردمنگاری را در چهار مرحله کلیدی خلاصه کرد:
۱. تعیین میدان: انتخاب دقیق و محدود گروه یا مکان مورد مطالعه (مانند مطالعه زائران خاص یا ساکنان یک محله).
۲. شناسایی روابط: کشف روابط شکلگرفته در فضا، مانند رابطه راهپیمایان با موکبداران یا پلیس.
۳. مشاهده مشارکتی: حضور فیزیکی و عاطفی محقق در کنار مردم برای درک عمیق کنشها.
۴. توصیف و تحلیل: ارائه توصیفاتی جزئی و سپس تحلیل نقش هر کنش در تقویت روحیه گروه، ایجاد وحدت یا پیوند با ارزشهای فرهنگی.
غمامی خاطرنشان کرد: در میدان مفید، وقتی فردی به پلیس گل میدهد یا با دیگران شعار میدهد، در حال ایفای نقشی در تقویت وحدت و پیوستگی فرهنگی است. مردمنگار وظیفه دارد این نقشها را شناسایی و تحلیل کند.
کاربرد مدیریتی و فرهنگی
دکتر غمامی در پایان، تأکید کرد: مدیران فرهنگی معمولاً به سراغ نهادهای رسمی (مانند وزارت ارشاد یا صداوسیما) میروند، اما مردمنگار به سراغ فرهنگ مردم در میدان میرود. این پژوهشها برای دانشجویان ارتباطات و پژوهشگران فرهنگی حیاتی است، زیرا یادداشتها و تحلیلهای آنها باید بر اساس تجربه بیواسطه از میدان باشد. مردمنگاری ابزاری است برای فهم لایههای پنهان فرهنگ که بدون حضور در میان مردم، قابل درک نخواهد بود.
وی در پاسخ به پرسشی درباره تفاوت اصطلاحات «مردمنگاری»، «مردمشناسی» و «انسانشناسی فرهنگی» توضیح داد که اگرچه تفاوتهای ظریفی وجود دارد، اما از نظر الگوی روششناختی و اصول پژوهش، این مفاهیم عملاً همپوشانی دارند و میتوان آنها را مترادف دانست. هدف نهایی همه این رویکردها، درک عمیق ساختارهای فرهنگی از طریق حضور و مشاهده است.