۰۷ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۰۲:۴۳
کد خبر: ۸۱۳۱۰۴
حجتالاسلام والمسلمین بهمنی:

حکمرانی اسلامی بر محور تولید ایمان و کاهش کفر استوار است

حکمرانی اسلامی بر محور تولید ایمان و کاهش کفر استوار است
عضو هیئت علمی پژوهشکده فرهنگ و معارف قرآن با اشاره به اینکه قرآن کریم پس از آفرینش انسان، اولین تقسیم را به «کافر» و «مؤمن» انجام داده است، گفت: رویکرد کل قرآن، تولید ایمان و کاهش کفر است.
به گزارش خبرنگار سرویس حوزه و روحانیت خبرگزاری رسا، در ششمین نشست از سلسله نشست‌های «تبیین شاخص‌های قدرت نرم تمدنی جمهوری اسلامی ایران در دوران رهبری سوم» با موضوع «ابعاد معرفتی و کارکردی معنویت در تقویت ظرفیت‌های قدرت نرم تمدنی»، حجت‌الاسلام والمسلمین سعید بهمنی عضو هیئت علمی پژوهشکده فرهنگ و معارف قرآن به ارائه یافته‌های خود با عنوان «نقش راهبردی ایمان در شکل‌گیری اراده و غلبه تمدنی» پرداخت و در سخنانی مفصل، ایمان را به عنوان «هستی بنیادین قدرت» در منظومه فکری قرآن معرفی کرد.
 
ایمان؛ بنیادی‌ترین هستی ارادی انسان
 
حجت‌الاسلام والمسلمین بهمنی با اشاره به نظریه «هستی‌های بنیادین» که بیش از دو دهه روی آن کار کرده، اظهار داشت: در این نظریه، ایمان و کفر به عنوان دو هستی بنیادین انسانی تبیین می‌شوند که همه کنش‌های ارادی انسان از این دوگانه سرچشمه می‌گیرد.
وی با استناد به آیات شریفه «وَأَنْ لَوِ اسْتَقَامُوا عَلَی الطَّرِیقَةِ لَأَسْقَیْنَاهُمْ مَاءً غَدَقًا»، «وَإِنْ کُلٌّ لَمَّا جَمِیعٌ لَدَیْنَا مُحْضَرُونَ» و «لَا تَهِنُوا وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ» تصریح کرد: خداوند متعال برتری را بر ایمان تعلیق زده است. «إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ» یعنی «اگر مؤمن باشید»؛ این نشان می‌دهد که برتری، عزت و قدرت در نظام قرآنی، معلول ایمان است و ایمان نه یک امر تزیینی، بلکه هستی بنیادین قدرت در اسلام به شمار می‌رود.
 
وی با بیان سه معیار برای بنیادین بودن یک مفهوم، افزود: نخست، بالاترین سطح انتزاع؛ ایمان به گونه‌ای انتزاعی و کلی است که بر همه مصادیق کنش انسانی سایه افکنده است. دوم، تقدم عِلّی؛ بدون ایمان، عبودیت معنا ندارد زیرا تمام اعمال تعبدی شرطشان ایمان است. سوم، منحصراً ارادی بودن؛ برخلاف علم که بسیاری از اوقات غیرارادی به دست می‌آید، ایمان همواره و تا ابد وابسته به اراده انسان است و با خواست او باقی می‌ماند یا از دست می‌رود.
 
استاد بهمنی با اشاره به دیدگاه مرحوم علامه طباطبایی مبنی بر تفکیک «ایمان حقیقی» و «ایمان غیرحقیقی» در تفسیر آیه «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا آمِنُوا»، این نظر را غیرقابل پذیرش دانست و گفت: تکرار «آمنوا» در آیه به معنای ایمان اجمالی و تفصیلی است، و متعلقات ایمان را برمی‌شمارد. این تفسیر برای مرحوم علامه در جاهای دیگر نیز مشکل‌آفرین شده است؛ ادامه آیه برای بیان تفصیل این ایمان است.
 
قانون اساسی؛ نگاهی پیشینی به ایمان، غفلت از وظیفه حکمرانی
 
حجت‌الاسلام والمسلمین بهمنی در بخش مهمی از سخنان خود به نقد رویکرد قانون اساسی جمهوری اسلامی نسبت به ایمان پرداخت و گفت: در قانون اساسی، ده بار ماده «ایمان» (پنج بار ایمان و پنج بار مومن) به کار رفته است. اما نگاه قانون اساسی به ایمان، نگاهی پیشینی است؛ یعنی انقلاب اسلامی را برآمده از ایمان مردم می‌داند، اما هیچ‌جا تکلیف حکمرانی را نسبت به خود ایمان روشن نکرده است. قانون اساسی نمی‌گوید حکومت موظف است ایمان را تولید، تثبیت و یا ازدیاد بخشد.
 
وی تأکید کرد: این خلأ قانونی باعث شده که تبلیغ در ساختار حکمرانی ما جایگاه راهبردی پیدا نکند. اگر وظیفه گسترش ایمان و کاهش کفر به عنوان یک رسالت اصلی در قانون دیده می‌شد، امروز سازمان تبلیغات اسلامی جایگاهی در هیأت دولت داشت، منابع کافی به آن اختصاص می‌یافت و نهادهای متولی تبلیغ روزبه‌روز تضعیف نمی‌شدند.
 
عضو هیئت علمی پژوهشکده فرهنگ و معارف قرآن در بخش دیگری از سخنان خود به رواج برخی مفاهیم سطحی در میان طلاب و حتی برخی بزرگان انتقاد کرد و گفت: اینکه می‌گویند «حضرت صادق(ع) رئیس مذهب شیعه است» حرفی کاملاً سطحی و ناتراشیده است. رئیس مذهب ما پیامبر اکرم(ص) است، نه امام صادق(ع) و نه حتی امیرالمؤمنین(ع). اهل سنت هستند که رئیس مذهب دارند؛ حنفی، شافعی، مالکی، حنبلی. ما شیعه، پیرو مستقیم پیامبریم. اینکه دیگران به ما «جعفری» می‌گویند به خاطر کثرت روایت امام صادق(ع) است، ولی این به معنای انتساب مذهب به ایشان نیست.
 
وی هشدار داد: این قبیل حرف‌های عامیانه و نپخته، توالی فاسدی به دنبال دارد و باعث می‌شود جایگاه حقیقی ولایت و امامت در اذهان مخدوش شود.
 
رسالت اصلی حکمرانی اسلامی؛ تولید ایمان در سراسر جهان
 
حجت‌الاسلام والمسلمین بهمنی با اشاره به اینکه قرآن کریم پس از آفرینش انسان، اولین تقسیم را به «کافر» و «مؤمن» انجام داده است («فَمِنْکُمْ کَافِرٌ وَمِنْکُمْ مُؤْمِنٌ»)، خاطرنشان کرد: رویکرد کل قرآن، تولید ایمان و کاهش کفر است و رسالت همه پیامبران نیز همین بوده است. بنابراین حکمرانی مبتنی بر قرآن نیز باید چنین رسالتی را بر دوش بگیرد.
 
این استاد حوزه علمیه با اشاره به یکی از اظهارات محقق داماد گفت: در سخنی بیان شده که دوران تقسیم انسان به مؤمن و کافر گذشته است و امروز باید انسان را جنگجو و صلح طلب تقسیم کنیم. این جمله اگر از سر غفلت نباشد کفر است و خلاف قرآن و نگرش قرآنی گفته شده است.
 
وی با تأکید دوباره بر اینکه حکمرانی مبتنی بر قرآن لازم است برای تولید ایمان و کاهش کفر استوار شود تصریح کرد: اگر این مبنا پذیرفته شود، تبلیغ به یکی از شئون اصلی و راهبردی حکمرانی تبدیل می‌شود. ما موظفیم در عرصه جهانی نیز برای همگان از جمله یهودیان و حتی صهیونیست‌ها تبلیغ کنیم و ایمان را گسترش دهیم. اما متأسفانه امروز نه در قانون اساسی، نه در قوانین عادی و نه در ساختارهای اجرایی، چنین نگاهی دیده نمی‌شود. حتی در وزارت خارجه به رایزنان فرهنگی گفته می‌شود که «حرف نزنید، مشکل درست نکنید!»
 
بحران تبلیغ؛ کشت دیم به جای کشت صنعتی
 
حجت‌الاسلام والمسلمین بهمنی در پایان با یادآوری تأکید رهبر شهید انقلاب بر «بحران تبلیغ» در سال‌های گذشته، گفت: سرچشمه این بحران به فقدان نگاه راهبردی به ایمان در نظام تقنینی بازمی‌گردد. امروز تبلیغ در دستگاه‌های ما امری درجه چندم است؛ هر کس از هر جا ماند، می‌رود تبلیغ. در حالی که قرآن حداقل یازده بار رسالت پیامبر را منحصراً «تبلیغ» معرفی کرده است: «وَمَا عَلَیْکَ إِلَّا الْبَلَاغُ».
 
وی افزود: ما باید با تکیه بر نظریه هستی‌های بنیادین و بازتعریف جایگاه ایمان، قانون اساسی و قوانین مدنی را بازبینی کنیم. هر قانونی باید به نحوی طراحی شود که به گسترش ایمان و کاهش کفر بینجامد. همچنین باید منابع، نهادها و نیروی انسانی لازم برای یک «کشت صنعتی تبلیغ» در داخل و خارج از کشور فراهم شود.
 
استاد بهمنی در خاتمه با تأکید بر اینکه ایمان، یک قدرت نرمِ بدون اتکا به ابزار سخت است، اظهار داشت: قدرت ما از ایمان ماست. نه از تانک، نه از توپ و نه از موشک‌های هایپرسونیک. تا ایمان نباشد، هیچ یک از اینها به کار نمی‌آید و تا این حقیقت در رأس حکمرانی ما قرار نگیرد، از غلبه تمدنی مطلوب فاصله خواهیم داشت.
ارسال نظرات