بررسی و نقد حکمرانی تقنینی بر اساس نظریه مفاهیم بنیادین قرآن کریم
به گزارش خبرنگار سرویس فرهنگی و اجتماعی خبرگزاری رسا، در مسیر تحقق حکمرانی مطلوب قرآنی، تبیین نسبت میان «قانونگذاری» و «حقایق وحیانی» ضرورتی انکارناپذیر است. از آنجا که تقنین، بخشی وسیع و اثرگذار از فرآیند حکمرانی را تشکيل میدهد، نقد آن بر اساس دادههای اساسی قرآن میتواند افقهای جدیدی را در اصلاح ساختارهای نظام اسلامی بگشاید. این گزارش به دنبال تبیین «نظریه مفاهیم بنیادین» و خوانش انتقادی قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران بر اساس این نظریه است. بر اساس این نظریه قرآنی، تمامی کنشهای ارادی انسان به دو مفهوم بنیادین «کفر» و «ایمان» بازمیگردد. از این رو رسالت اصلی حکمرانی اسلامی، «کاهش و زدودن کفر» و «تولید، تثبیت ازدياد ایمان» در همة مناسبات انسانی است. چنانکه رسالت پيامبر اکرم ص بر همين دوگانه استوار بوده و همة دعوت آن وجود مقدس در فراخوانی به ايمان خلاصه میشود.[1]
بازخوانی قانون اساسی بر اساس نظريه نشان میدهد در قانون اساسی جمهوری اسلامی ايران ، ایمان تنها به منزلة یک سرمایه «پیشینی» و «مصرفی» تلقی شده و از رسالت خطیر خود مبنی بر «توليد ایمان» بازمانده است. رويکرد قانون اساسی نسبت به اين ايمان تنها به منزلة امری پيشينی لحاظ شده و نوعی مصرفگرایی نسبت به ايمان شکل گرفته است. بهگونهای که از تبيين نسبت خود با «کاهش کفر» و «تولید ایمان» غفلت کرده است. پيامد اين غفلت ناديدهانگاشتن جايگاهی ساختاری در قانون اساسی برای «کاهش کفر» و «توليد ايمان» و در نتيجه خلأ پشتيبانی ساختاری از نهادهايی است که رسالت اصلی آنان کاهش کفر و توليد ايمان است. در نتيجه شاهد ضعف فزاينده و تضعيف روزافزون و تدریجی آنها و بالمآل کاهش سرمایههای ايمانی ملّت در مرور زمان هستيم. بر اساس یافتههای این گزارش با تکیه بر نظریه مفاهیم بنیادین، مجموعهای از توصيههای حياتی برای رفع اين کاستی و حرکت به سوی حکمرانی ایمانمحور ارائه میشود:
۱. الزامات راهبردی (کلان): تغییر پارادایم اساسی نظام حکمرانی ، از «مصرفکننده ایمان» به «تولیدکننده ایمان» و بازآفرينی آن به منزلة ام الاهداف عملياتی برای افزايش «سرمایه ملی».
لازم است این رویکرد به مثابة سياستی کلان و اصلی در همة اسناد بالادستی برای مناسبات داخلی و خارجی جمهوری اسلامی ايران در نظر گرفته شود و «دعوت به ايمان» در سياست داخلی و دیپلماسی رسمی و عمومی جایگاهی ساختاری و شايسته يابد.
۲. توصیههای تقنینی: بازنگری قانون اساسی با هدف نظاممند کردن «نسبت حاکمیت با کاهش کفر و تولید ایمان». همچنين سنجش همة قوانین، برنامهها و اقدامات با ملاک کاهش کفر و افزایش ایمان. اين امر مستلزم فراهم کردن پيوست ايمانی قوانين، برنامه و اقدامات است . بر اين اساس نهادهای مولد ایمان در قوانین بالادستی از پشتیبانی ساختاری روشن و بی ابهام برخوردار میشوند. لازم است قوانین به گونهای بازآفرينی شوند که اين امر را بهطور بيشينه و بهينه فراهم کنند.
۳. توصیههای نظارتی: طراحی سازوکارهای پایش و پيامدسنجی اجرای قوانين، برنامهها و اقدامات و تأثير آنها بر کاهش شاخصهای کفر و افزايش شاخصهای ایمان. تحول رویکرد نظارتی بر نهادهای فرهنگی و تبلیغی از نظارتهای بیاثر شِکلی به نظارت اثربخش بر ميزان تأثير قوانين بر «تثبیت و ازدیاد ایمان».
۴. توصیههای علمی: حمایت از بسط نظريههای علمی اسلامی در حوزة علوم انسانی که دوگانه کفر و ایمان میپردازند با هدف تبيين کاربردهای نظريه در همة مراتب حکمرانی به ويژه ساخت مدلهايی دينبنيان بر اساس دادههای قرآن کريم و سنت اهل بيت ع برای تثبيت، ازدياد و توليد ایمان در همة مناسبات ملی و بينالمللی.
مقدمه
دستیابی به الگوی حکمرانی اسلامی مستلزم زیرساختهای قانونی و حقوقی کشور است. اين امر تنها با ظواهر شرع به دست نمیآيد. دستيابی به «هسته سخت» نظری و «مفاهیم بنیادین» دادههای وحی فراهم زمينة علمی آن را فرهنم میکند. زيرا قاعدهگذاری و قانونگذاری بخشی بزرگ از فرآیند حکمرانی در هر الگوی حکمرانی است که برآمده از نظريههای پايه در مکتب حکمرانی است.
موضوع این گزارش، «بررسی و نقد تقنین» با نگاهی نو به حکمرانی است؛ این نقد بر پایه «نظریه مفاهیم بنیادین» انجام گرفته است. مسئله اصلی این است که حکمرانی فعلی، «ایمان» را یک سرمایه پیشینی و مصرفی تلقی کرده و از نقش حاکمیت در «تثبيت، ازدياد و تولید» آن غفلت کرده است. گزارش با کالبدشکافی نظریه مذکور، به تبیین ضرورت تغییر پارادایم در نظام تقنینی ایران میپردازد.
در بخش نخست، توضیحاتی اجمالی و مختصر درباره ماهیت نظریه ارائه میشود. سپس خوانش انتقادی قانون اساسی بر اساس یافتههای نظریه صورت میگيرد. پس از تبیین نظریه، نکات و مؤلفههای اصلی قانون اساسی از منظر نظریه تحلیل میشود. بحث تفصیلی نظریه، دارای پیچیدگیهايی خاص است. تبيين علمی و فنّی آن مجالی دیگر میطلبد که از فرصت این گزارش خارج است.[2] از اين رو گزارش به انعکاس تصويری کلی از نظريه بسنده میکند.
نظریه مفاهیم بنیادین
چرايی نامگذاری نظريه
يکی از وجوه نامگذاری نظريه تشابه آن با نظرية ذرات بنيادين در فيزيک و سلولهای بنیادین در زیستشناسی ژنتيک است. همانگونه که هستی ذوات فيزيکی و زيستی برآمده از ذرات و سلولهای بنيادين هستند، اعراض (کنشها و صفات) انسانی نيز وابسته به اعراض (کنشها و صفات ارادی) بنيادن او هستند.[3]
يکی ديگر از وجوه نامگذاری نظريه ابتنای دادهای قرآن مانند هر متنی ديگر بر مفاهیم است. لکن مفاهيم قرآن مابهازای واقعی دارند و هستیهای واقعی را بيان میکنند. از اين رو، میتوان نظریه را «نظرية هستیهای بنیادین ارادی» نيز ناميد. هستیهایی است که در واقعیت عینی وجود دارند یا تحققپذیرند، نه اموری انتزاعی و تحققناپذير. بر اين اساس نظريه تباری هستیشناخت و آنتولوژيک دارد.
چارچوب نسخة فعلی نظريه
هرچند اصل نظریه شامل همه هستیها (اعم از ذوات و اعراض) است؛ لکن در این نسخه از نظریه، تمرکز بر هستیهای ارادی انسانی است. بنابراين چارچوب تبيين نظريه علم انسانی است. نظريه هر هستی ارادی انسان (اعم از سلبی یا ایجابی) را برآمده از هستیهای بنیادیتری میداند و همة هستیهای ارادی انسان را به کفر و ايمان بازمیگرداند که بر اساس دادههای قرآن کريم بنيادیترين هستیهای ارادی انسان هستند.
تشابه نظریه به نظریههايی در فیزیک و زيستشناسی ژنتیک
تشابه میان نظریه مفاهيم بنيادين قرآن با دو نظریه مشهور در فیزیک و زیستشناسی میتواند دستکم به منزلة يک استعاره نظرية مفاهيم يا هستیهای بنيادين انسان در قرآن را فهمپذير کند. در فیزیک، نظریهای پذیرفتهشده به نام «ذرات بنيادين» وجود دارد که عناصر مادّی را برآمده از «ذرات بنیادین» موجود در اتمها میداند. برای مطالعه این ذرات، در کشورهای مختلف مانند آمريکا تونلهايی بهطول 11 کيلومتر و اخيرا در فرانسه بهطول ۳۵ کیلومترساخته شده است. دانشمندان میکوشند از طريق شتابدهی به اتمها رفتار ذرات بنیادین و نقش آن در شکلگيری عناصر مادی ـ عناصر جدول مندليف ـ را مطالعه کنند.
نظریه مشابه دیگری در زيستشناسی ژنتیک وجود دارد که هر واحد زیستی را برآمده از «سلولهای بنیادین» میداند. اين نظريه در همة واحدهای زيستی شامل کوچکترین ویروسها و باکتریها تا تودههای عظیمی مانند فیل و نهنگ وجود دارد. برای نمونه به نقل از رئيس انجمن علم ژنتيک ايران، دانشمندان ما موفق شدهاند نژادی خاص از گوسفندی را که ویژگیهای ژنتیکی ممتازی مانند میزان شیردهی و چندقلوزايی دارد و کشور مبدأ از فروش آن به ايران ممانعت میکرده، با تراشيدن بخشی از شاخ آن و از طريق زيستفناوری سلولهای بنیادین آن را استحصال و آن را شبيهسازی و گلهای از آن گوسفند را توليد کنند. سلولهای بنيادين تکياختههايی تعیّننیافته هستند که به مدد زيستفنآوری به یک عضو يا يک واحد زيستی کامل تبديلپذيرند.
تبار روششناختی نظریه
نظریهها معمولاً نه با جملاتی طولانی که تنها با یک «مفهوم بنیادین» به خاطر سپرده میشوند. چنانکه هيچيک از ما نظريهها را به صورت يک جمله يا مجموعهای جملات به ياد نمیآوريم. برای نمونه نظریه بطلمیوس(90ـ168م) با مفهوم «زمینمرکزی» با نظریه کپرنیک(1473ـ 1543م) را با «خورشیدمرکزی، نظرية داروین(1809ـ1882م) را با «تکامل» نظریه انیشتین(1879ـ1955م) را با «نسبیت»، و نظرية مرحوم دکتر حسابی(1281ـ1371ش) شاگرد انيشتين را با مفهوم «پيوستگی يا ابديت ذرّه»میشناسيم. ظرية تکامل داروین نتیجه مطالعه چندصد هزار سنگواره بود که در نهایت از بررسی همة آنها به مفهوم بنيادين نظرية خود يعنی «تکامل» رسيد. نظريههای فلسفی و علوم انسانی نيز اينگونهاند. چنانکه نظرية ملاصدرا(975ـ1045ق) را با «حرکت جوهری» و نظرية امام خمینی ره(1281ـ1368ش) را با «ولایت فقیه» میشناسيم. هرچند مفاهيم يادشده ترکيبی اضافی از دو يا چند کلمه هستند؛ لکن مفهومی يگانه دارند. در هر يک از نظريههای يادشده تنها يک مفهوم بار معنايی همة نظريه را به دوش میکشد. اين مفاهيم مابهازای هستیهايی بنيادين هستند که نظريهها بر اساس آن تبيين و فهم میشود.
تبار روششناختی نظريه از آن روست که نشان میدهد برای رسيدن به نظريهها دستيابی به مفهوم بنيادين مسأله مورد بررسی ضروريست. از آنجا که قرآن کريم مشحون از مفاهيم است، نظريه راه دستيابی به نظريههای قرآنی را دستيابی به مفاهيم بنيادين مسأله و کشف نسبت و روابط علّی ميان آنها و تعيين مفاهيم زيرشمول و فراشمول و رسيدن به شبکة مفاهيم و بهطور خاص رسيدن به بنيادیترين مفهوم میداند.
بنيادیترين مفاهيم هستیهای ارادی انسان در قرآن
در مطالعه قرآن کريم در بارة هر مسئلهای دستيابی به مجموعة «مفاهیم بنیادین» آن بخشی بزرگ از پيشنياز دستيابی به نظريه را فراهم میکند. دادههای قرآن کریم، نشان میدهد همة هستیهای ارادی انسان به دو مفهوم بنیادین «کفر» و «ایمان» بازمیگردد که بنيادیترين هستیها و کنشهای ارای انسان هستند.[4] مجدداً تأکيد میشود، پربسامدترین دوگانه قرآن کریم، دو مفهوم کفر و ايمان است که بنيادیترين هستیهای ارادی انسانند. فراوانی منحصربهفرد اين دوگانه در قرآن انکارناپذير است. اين بسامد نشان میدهد هیچ دوگانة دیگری در قرآن کريم به بسامد و اهمیت آن نمیرسد. نگاهی کلی به این امر نيز نشان میدهد همة رسالت قرآن کريم و رسول اکرم ص در نسبت با اين دوگانه تبيين میشود. تنها يک آشنايی اجمالی از قرآن کافيست تا رسالت کتاب خدا و رسول او را از ميان برداشتن کفر و ايجاد ايمان بدانيم. وظايف ديگر وجود مقدس رسول اکرم ص که از جمله مهمترين آنها حکمرانيست برآمده از اين رسالت است. طبعا حکمرانیهايی منتسب به کتاب الهی و رسول اکرم ص، در چارچوب همين رسالت قرار میگيرند.
دو تفاوت اساسی نظریه مفاهیم بنیادین در قرآن با نظریات علوم طبيعی با رويکرد تجربی مانند فیزیک و زیستشناسی آن است که آنها به طور مستقيم به ذوات (عينيات خارجی) میپردازند؛ ولی نظریه مفاهیم بنیادین و بهطور کلی هر نظريه در علوم انسانی به اعراض (کنشهای ارادی انسان) میپردازد. همچنين آنها از مطالعه و پيمايش و آزمون نمونههای عينی به مفاهيم بنيادين میرسند که عناصر معنايی صورتبندی نظريهاند؛ ولی نظرية مفاهيم بنيادين از همان آغاز با مطالعة مفاهيم آغاز میشود؛ چرا که قرآن و هر متنی حقايق را در قالب مفاهيم بيان میکند. با وجود اين تشابه چشمگير نظرية مفاهيم بنيادين با نظريههای علوم طبيعی که نمونههای آن اشاره شد انکارناپذير است. همانگونه که خدای تعالی ذوات عناصر اصلی ماده را بر ذرات بنیادین و ذوات واحدهای زيستی را بر سلولهای بنيادين بنانهاده، نظریه مفاهيم بنيادين با تکيه بر دادههای قرآن نشان میدهد خداوند «اعراض» (هستیهای ارادی انسان) را نیز به گونهای مقرر کرده که برآمده از عرضهايی بنیادین هستند. به طور مشخص نظريه دو هستی ارادی کفر و ایمان را منشأ هستیهای ارادی ديگر انسان میداند.
بر اين اساس فرایند تمایز میان کنشهای ارادی نامطلوب و مطلوب انسان، منحصرا از نقطه کفر و ایمان آغاز میشود. هر کنشی یا برآمده از ایمان است، یا کفر و یا ترکیبی از این دو؛ چراکه ایمان یا کفرِ خالص تنها در وجود مقدس رسولان و اوصيای معصوم ص آنان یافت میشود.
دو هستی بنیادین يادشده در بالاترين سطح انتزاع هستیهای ارادی و بالاترين سطح فراشمولی هستند. از اين رو شبکهای گسترده از مفاهيم زيرشمول آن دو در قرآن بيان شده است.
نظريه همه هستیهای ارادی انسان را به کفر و ایمان بازمیگرداند.
موضوع علوم انسانی، هستیها و کنشهای ارادی انسان است. بر اين اساس، افزون بر اينکه تبار نظريه علم انسانی قرآنبنيان است، به لحاظ کارکرد روششناختی راه را برای دستيابی به نظريههای علوم انسانی قرآنبنيان نيز فراهم میکند. نظريه همچنين بر آن است که علوم انسانیِ قرآنبنیان (اعم از توصیفی یا دستوری) حول دوگانه کفر و ایمان صورتبندی میشود. این دو مفهوم فراشمول مانند دو سپهر همة گستره علم انسانی اسلامی از جمله حکمرانی را فرامیگيرند.
تأثیر نظریه مفاهیم بنیادین قرآن بر حکمرانی
نظریه مفاهيم بنيادين در قرآن همه علوم انسانی را تحت تأثير قرار دهد. اساساً رهيافتی برای بازآفرينی علوم انسانی بر اساس دادههای الهی و وحيانی است. در اين ميان تأثیر آن بر «حکمرانی اسلامی» به منزلة مؤثرترین شاخه علم انسانی اجتماعی، چشمگیرتر است.
بر اساس نظر امام خمینی(ره) حکومت فلسفه رسالت انبیاست؛ چرا که بدون حکومت مطلوب، امکان تحقق اهداف الهی در سطح کلان اجتماعی فراهم نمیشود. در این دیدگاه حکمرانی مؤلفهای اصلی پیشرفت در مسير دستيابی به اهداف الهی در سطح کلان و تمدنيست. در تاريخ بشر هيچ تمدنی بدون تشکيل حکومت و حکمرانی بر اساس مکتبی ممتاز از مکاتب هويتبخش ديگر شکل نگرفته است. التزام به مکتب و هويت برآمده از آن از جمله مهمترين عوامل تکوّن، انسجام و استحکام تمدن است. قرآن اين معنی را با دو مفهوم هويتبخش «کفر» و «ايمان» سامان میدهد.
نظریه مفاهيم بنيادين رسالت اصلی حکمرانی در داخل و خارج کشور را «کاهش و از ميانبردن کفر» و «تولید، تثبيت، و ازدياد ايمان» است. فلسفة قرآن و مأموریت اساسی پیامبر اکرم (ص) نيز بر همين دوگانه استوار است. دادهای پرشمار قرآن به صراحت اين رسالت و تأکيد بر آن را نشان میدهند. اگرچه همة قرآن بهطور مستقيم يا نامستقيم به همين دوگانه میپردازد. از اين رو رسالت مقدس (کاهش کفر و افزایش ایمان) همة حوزههای حکمرانی اعم از تقنین، اجرا را دربرمیگيرد. رسالت يادشده امالاهداف نظام اسلامی و فلسفة غايی يا مبنای غايتشناختی آن است.
چرايی تعيين دوگانة کفر و ايمان بهعنوان بنيادیترين هستیهای ارادی انسان
در پاسخ به اینکه چرا مفاهیمی ديگر که رقيبانی جدی برای فرضية ما در بارة تعيين کفر و ايمان بهعنوان بنيادیترين هستیهای ارادی انسان به چند مفهوم رقيب اشاره و به جهت اختصار يکی از مهمترين آنها را در مقايسه با مفهوم بنيادين ايمان بررسی میکنيم. يکی از چالشهای اساسی در ارائة نظرية در نشستها و کرسیهای ترويجی در مراکز و انجمنهای علمی حوزوی و دانشگاه پرسش دانشوران در بارة فرضيههای رقيب بوده است. آنان با فرض پذيرش نظرية و نقش يگانة مفاهيم بنيادين در صورتبندی نظريهها اين پرسش را مطرح میکردند که ايمان در مجموعة مفاهيم بنيادين قرآن رقيبانی دارد که بنيادیتر از آن هستند يا دستکم میتوانند بنيادیتر باشند. برای نمونه شماری «تعقل» و برخی «علم» را بنيادیتر از ايمان مطرح میکردند. اين دو با يک استدلال همراه بود. استدلال آنان بر تقدم علّی اين دو بر ايمان مبتنی بود. برخی ديگر «عبوديت»، «تقوا»، «عمل صالح» و مانند آن را مطرح میکردند.
نظريه تقدّم علّی را يکی از شاخصهای تعيين بنيادیترين مفهوم میداند. به اين ترتيب عبوديت، تقوا، و عمل صالح بدون تقدّم ايمان شکل نمیگيرند. پس ايمان به لحاظ تقدّم علّی بنيادیتر از آنهاست.
شاخص تعيينکنندة ديگر ارادیبودن به معنی منحصراً ارادیبودن است. نظريه در صدد يافتن بنياديترين مفهوميست که بر هستی منحصراً ارادی انسان دلالت کند. تعقّل و علم منحصراً ارادی يا ارادی محض نيستند. تعقل و علم در يک رديف نيستند. بدون تعقّل و خردورزی علمی علمی شکل نمیگيرد. پس تعقل بر علم تقدمِ علّی دارد و بنيادیتر از آن است. لکن تا علم و شناختی شکل نگيرد، شکلگيری ايمان تصورناپذير است. با وجود اين ما علم را بنيادیترين هستی ارادی انسان نمیدانيم. چرا که علم الزاماً ارادی نيست. افزون بر اينکه بخشی از علوم فطری و غير اراديست؛ مانند علم فطری به «امتناع اجتماع نقيضين» و «امتناع رفع نقيضين»؛ خدای تعالی علمی را که منتهی به ايمان شود را بر خود تکليف کرده و از طريق ارسال رسولان و ارائة آيات آفاقی و انفسی علم بسندة برای ايمان را تأمين میکند. با تصريح دادههای قرآن کريم، اگر به هر علّت حجّت الهی به بسندگی نرسد؛ هيچ وظيفهای خواه ايمان يا زيرشمولهای آن بر عهدة انسان نيست. هرچند داشتن شناخت هم لزوماً و قهراً به ایمان منتهی نمیشود. رابطة ميان شناخت و ايمان رابطهای از سنخ علّت تامه نيست؛ تا ارادة خود انسان نباشد هيچ ايمانی از شناخت برنمیآيد. چنانکه ابلیس بر اساس آیات قرآن شناخت داشت، اما ایمان نداشت. او با خدا سخن میگويد، آفريدهشدنش را به طور مستقيم از جانب خدا میداند، حتی از خدا مهلت هم میخواهد ولی قرآن بهطور مکرر بر کفر او تأکيد میکند. ابليس از آن جهت که فاعل شناسای مختار است با انسان فرقی ندارد. بر اين اساس کفر و ایمان منحصرا تنها نقطه آغاز همة هستیهای ارادی محض انسان انسان هستند.
خوانش انتقادی قانون اساسی بر اساس نظریه مفاهیم بنیادین
نظريه بالاترين رسالت اسلام و حکمرانی برآمده از آن را «کاهش کفر و افزايش ايمان» میداند. بر اين اساس به بازخوانی انتقادی قانون اساسی جمهوری اسلامی میپردازيم که آن را در مقايسه با قوانين اساسی ديگر و به طور خاص قوانين کشورهای اسلامی در زمرة پيشرفتهترين قوانين اساسی میدانيم. طبعا قانون اساسی بالاترين سند تقنينی هر کشور است. هدف تعيين میزان هماهنگی و توانايی آن برای تأمين رسالت «افزایش ایمان و کاهش کفر» در آن است. برای اين منظور به بررسی بسامد کاربرد مشتقات ايمان در اين قانون گرامی میپردازيم.
کلمه «ایمان» ۵ بار و کلمه «مؤمن» نیز ۵ بار (جمعاً ۱۰ بار) در قانون اساسی به کار رفته است. اين کاربردها به اين قرار است:
ايمان
۱. مقدمه (طلیعه نهضت): «...جوانان باایمان که سحرگاهان...»؛ در اینجا ایمان به منزلة يکی از عوامل شکلدهندة انقلاب دیده شده است. يعنی نقش پيشينی آن بيان میشود.
2. مقدمه (بهایی که ملت پرداخت): «...با تکیه بر ایمان، وحدت و قاطعیت رهبری...». باز هم ایمان امری پیشینی است.
3. در بحث ارتش مکتبی: «ایمان و مکتب، اساس و ضابطه باشد». باز هم به عنوان یک پیشفرض مطرح شده است.
۴. اصل دوم: «جمهوری اسلامی نظامی است بر پایه ایمان به...». در اینجا نیز ایمان پایه و اساس (پیشینی) است.
5. اصل سوم (بند اول): «ایجاد محیط مساعد برای رشد فضایل اخلاقی بر اساس ایمان و تقوا...». در اینجا وظیفه دولت بر اساس ایمان مشخص شده، اما خودِ ایمان موضوع و تکلیفِ تولیدی قرار نگرفته است.
مؤمن
6. مقدمه (وسایل ارتباط جمعی): انتخاب مسئولان «کاردان و مؤمن». مؤمن بودن شرطِ انتخاب است (امر پیشینی)
7. اصل هشتم: استناد به آیه «والمؤمنون والمؤمنات بعضهم اولیاء بعض». در اینجا نیز فرض بر مؤمن بودن افراد است تا امر به معروف کنند (امر پيشينی).
8. اصل ۱۱۵: شرایط ریاستجمهوری که باید «مؤمن» باشد (امر پیشینی).
9. اصل ۱۴۴: ارتش باید افرادی را بپذیرد که به اهداف انقلاب «مؤمن» باشند (امر پیشینی).
نقد
نقد اصلی این است که قانون اساسی نسبت حاکمیت با رسالت مهم «تولید و ایجاد ایمان» را به درستی تبیین نمیکند. پیامبر اکرم (ص) منادی ایمان بود و برای ایجاد آن دعوت میکرد.(آل عمران: 93) بر اين اساس به نظر میرسد در ساختار قانون اساسی نظام جمهری اسلامی، مفهومی به نام «دعوت» یا «تولید ایمان» جایگاهی ندارد. به همين فقدان ساختاری، ارگانهای گوناگون نظام، خود را موظف به تبلیغ و افزایش ایمان در داخل و خارج نمیبينند. طبعا اين ساختار خود را مکلف به پشتيبانی نهادهای تبلیغی مربوطه نيز نمیبيند؛ زيرا جایگاه آنها در سرچشمه (قانون اساسی) نادیده انگاشته شده است. اینکه رهبر معظم انقلاب نسبت به وضعیت تبلیغ در کشور هشدار میدهند. افزون بر ضعفهای اولويتگذاری در درون حوزه و نهادهای مربوط، به این علّت است که نظام تقنين که قانون اساسی در رأس آن قرار دارد به لحاظ ساختاری «بدهکارِ تبليغ ایمان» نيست.
ساختار قانون اساسی ما بر این پیشفرض استوار شده است که مردم مؤمن هستند و حاکمیت تنها باید از این سرمایه استفاده کند و وظيفة حکمرانی را نسبت به تولید مستمر ایمان از راههای مناسب و مبتنی بر سیره نبوی(ع) و امامان معصوم (ع) بهطور کلی رها کرده است. وقتی ایمان تولید نمیشود و تنها مصرف میشود، با گذشت زمان، ذخایر معنوی جامعه تحلیل رفته و ساختار نظام فاقد پويايی لازم برای بازتوليد اين سرمايه است. نتيجة قهری اين رويکرد «مصرفگرایانه» به ایمان، تضعیف نهادهای تبلیغ در گذر زمان است. نبود جايگاه تعريفشده در ساختار و وظايف نظام اسلامی و برخوردار نبودن از پشتيبانی قانونی بخشی بزرگ از زوال توانايی اين نهادها در مقابل نيازهای روزافزون آحاد و گروههای اجتماعی به بازتوليد، تثبيت و ازدياد ايمان در کشور است.
تولید ایمان وظیفه هر مؤمنی است. لکن لازم است حاکمیت برآمده از ايمان، نسبت ساختاری خود با آن به گونهای بازآفرينی کند که اين مولِّد حاکميت اسلامی به طور مستمر افزايش يابد. در آیه «كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ تُؤْمِنُونَ بِاللَّه»، يکی از مؤلفههای برتری امّت اسلام در مقايسه با امّتهای ديگر «و تؤمنون بالله» است. «تؤمنون» در باب افعال به معنای «ایجاد مبدأ ایمان» است. يعنی شما امّتی مولّید هستيد. حتی تقديم أمر به معرف و نهی از منکر بر «و تؤمنون بالله» برای آن است که آن دو، مقدمات ايجابی و سلبی تولید ايمان و پاسداری از حريم آن هستند.
امروز شاهد آثار فقدان پشتيبانی قانون از نهادهای توليد دين هستيم. بخشی بزرگ از اين فقدان برآمده از غفلت بزرگان ما از اين امر حياتی در قانون اساسی است. اگر قانون نسبت به تأمين اين امر حياتی بیتوجه يا کم توجه است، بخشی بزرگ از آن به لحاظ ضعف ساختاری آن در سرچشمة قانون يعنی قانون اساسی است. نبود اولويت در تخصیص منابع لازم به اين نهادها يکی از نتايج طبيعی اين غفلت راهبردی در قانون اساسی است.
نظريه بر اساس دادههای قرآن کريم وظیفه ذاتی رسول (ص) و حکمرانی برآمده از رسالت او را کاهش کفر و تولید ایمان میداند. چيزی که در قانون اساسی ما ديده نشده است. قوانین اساسی همة کشورا بر محور مفاهیم بنیادین آنها تدوين شده است. چنانکه مفهوم «قدرت» در اولين اصل قانون اساسی آمريکا به عنوان اصلیترين و پربسامدترين مفهوم خودنمايی میکند. اين مفهوم 4 بار در همان اصل اول قانون آنان بهکار رفته است.[5] با وجود اين در قانون اساسی جمهوری اسلامی نسبت به رسالت تولید ايمان به مثابة امری پويا و نيازمند بازتوليد مستمر غفلت شده است. به بیانی دیگر با وجود ادعای قرآنبنیان بودن قانون اساسی، ایمان تنها به مثابة علّت محدثة نظام در نظر گرفته شده، نه علّت مُبقيه و فلسفة غايی تشکيل آن.
نتیجهگیری
نظریه مفاهیم بنیادین، يکی از چالشهای اساسی حکمرانی فعلی در جمهوری اسلامی را «غفلت از تولید هستی بنيادين ايمان در جامعه» میداند. نظریه مفاهیم بنیادین نسبت به تکية حکمرانی بر «ایمان پیشینی» بدون اهتمام مستمر به «تولید، تثبيت و ازدياد ايمان» و بحران سرمایه اجتماعی هشدار میدهد. نظريه بر اساس دادههای پرشمار قرآن کریم، مهمترين رسالت الهی حکمرانی اسلامی را کاهش کفر و افزایش ایمان میداند. از اين رو بازنگری در تقنین برای تأمين اين رسالت حياتی و راهبردی يعنی «تولید ایمان» یک ضرورت دارای فوريت است. حکمرانی اسلامی زمانی به کمال خود میرسد که همة ساختارهای حاکميت و نظام تقنين آن از قانون اساسی تا سياستگذاریها و راهبردنگاریها و برنامههای آن در خدمت «امالاهداف» باشد که کاهش کفر و گسترش ایمان است. غفلت از جایگاه ساختاری رسالت در ساختار نظام بهويژه در نظام تقنین بحران کاهش سرمایههای معنوی جامعه را سبب شده است؛ چنانکه برخی اتفاقات اجتماعی به ويژه وقايع اخير خلأ ايمان و محصول آن يعنی اخلاق مؤمنانه را به روشنی در همة سطوح بازنمايی میکند. نظريه بازنگری در این رویکرد را ضرورتی تمدنی برای تداوم و پيشبرد همة ساحتهای انقلاب اسلامی به ويژه حکمرانی میداند.
توصیههای سیاستی
بر اساس نظریه با هدف اصلاح فرايند حکمرانی پيشنهادای زير طرحپذير است:
۱. توصیههای راهبردی (کلان)
الف) تغییر پارادایم از مصرف ایمان به تولید ایمان: لازم است نظام حکمرانی از نگاه «مصرفکننده ایمان» (تکیه صرف بر ایمان پیشینی مردم) به سمت «تولیدکننده ایمان» حرکت کند.
ب) تعریف ایمان به منزلة راهبرد سياست داخلی و خارجی در تعاملات بینالمللی (رسمی و عمومی). لازم است «تولید ایمان» و «دعوت» به منزلة رکنی اساسی در مناسبات داخلی و بينالمللی هدفگذاری شود.
ج) الگوی پیشرفت ایمانمحور: لازم است اسناد بالادستی بر اساس دو شاخص «کاهش و از ميانبرداشتن کفر» و «توليد، تثبيت و ازدیاد ایمان» بازنگاری شوند. ایمان تنها يک هدف شخصی به لحاظ وضعيت انفرادی آحاد ملّت نيست، بلکه بنماية «هويت» و «سرمایه ملی و تمدنی» ما است. در اين ميان حاکميت بيشترين مسئوليت را در بازتوليد و گسترش آن دارد.
۲. توصیههای تقنینی
الف) بازنگری در قانون اساسی: با گذشت چند دهه از تجربه حکمرانی بر اساس قانون اساسی، «نسبت حاکمیت با تولید ایمان» نيازمند بازتعريف و بازآفرينی است.
ب) قانونگذاری بر محور دوگانه کفر و ایمان: لازم است قوانین عادی با این ملاک سنجیده شوند. آیا اجرای قوانين کاهش کفر و افزایش ایمان در جامعه را رقم میزنند يا نه؟ تدوين پیوست ایمانی قوانین يکی از رهيافتهای تدارک اين امر است.
ج) پشتیبانی لازم و کافی از نهادهای مولد ایمان در جامعه: در وضعیت فعلی پشتیبانی نهادهای دینی امری موردی و نارسا است. لازم است موقعيت نهادهای مولد ايمان جايگاهی روشن و بیابهام در قوانين بالادستی بيابند. به اين ترتيب میتوان اميدوار بخش مولّد و پيشران انقلاب اسلامی به جايگاه شايسته و ضروری خود در ساختار قانون و به تبع آن در ساختار برنامه، بودجه و نظام پايش و نظارت نزديک شود.
د) اصلاح قوانین گزینش و استخدامی: افزون بر «احراز ایمان» در استخدام کارگزاران نظام لازم است، قوانین مربوط به گونهای تنظیم شوند که گزينشها منجر به ارتقای سطح ایمان در سازمان و جامعه شود.
۳. توصیههای نظارتی
الف) پایش اثربخشی قوانین: ایجاد سازوکاری برای پايش و نظارت ميزان اثربخشی مصوبات تقنینی در مرحله اجرا، بر کاهش کفر و افزايش ایمان.
ب) نظارت بر نهادهای تبلیغی: تغییر رویکرد نظارتی بر نهادهای فرهنگی و تبلیغی از نظارتهای فرمی و صرفا فرايندی به نظارت بر پيامدسنجی «توليد، تثبیت و ازدیاد ایمان» در گسترة اجرای قوانين و برنامههای مربوط.
۴. توصیههای دانشی
الف) انجام مطالعات بنيادين و نظريهپردازی: حمايت و پشتيبانی از کسانی که توانايی لازم برای توليد دانشهای پايه و نظريههای قرآنبنيان و مبتنی بر تعاليم اهل بيت ع را دارند.
ب) انجام مطالعات کاربردی: حمايت و پشتيبانی از دانشورانی که قادر به استخراج روشهای قرآن و اهل بيت ع در کاهش کفر و توليد، تثبيت و ازدياد ايمان و ساختهای مدلهای عملياتی متناسب با جوامع هدف هستند.
5. توصيههای اجرایی
...
مرکز تحقیقات اسلامی مجلس شورای اسلامی، گروه حکمرانی و مدیریت با همکاری پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی
اسفند 1404
[1] . آل عمران: 193.
[2] . «نظرية مفاهيم بنيادين در قرآن» در قالب کتابی بالغ بر 260 صفحه در پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی تدوين و در مراحل رسيدگی جهت نشر قرار دارد.
[3] . در ادامه نقش کنشهای ارادی بنيادين با تفصيلی بيشتر بيان میشود.
[4] . البته ترکيب اين دو نيز که در قرآن «نفاق» ناميده میشود، وجود دارد که بسته به درجات هر يک از کفر و ايمان تابع آن دو است و ذاتاً استقلال ندارد.
[5] . قانون اساسی آمريکا، مصوب1789.
حجتالاسلام والمسلمین سعید بهمنی