۲۴ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۱۴:۲۲
کد خبر: ۸۱۴۶۱۲

رسالت تاریخ‌پژوهان برای ثبت و گردآوری روش‌مند اسناد حماسه اخیر

رسالت تاریخ‌پژوهان برای ثبت و گردآوری روش‌مند اسناد حماسه اخیر
بزرگ‌ترین رسالت امروز دانشجویان، طلاب و استادان تاریخ «تولید روشمند سند» از رویداد کنونی است.

به گزارش سرویس فرهنگی و اجتماعی خبرگزاری رسا، اگر بخواهیم نقش یک خبرنگار و یک مورخ یا تاریخ‌نگار را با هم مقایسه کنیم، می‌توانیم بگوییم این دو، نقش و وظیفه‌ای همانند دارند با این تفاوت که خبرنگار «اکنون» را گزارش می‌کند و مورخ «گذشته» را. مورخ برای گزارشِ گذشته، نیازمند سند و بررسی اسناد است. در هنگامه رویدادهای بزرگ سیاسی و اجتماعی، معمولاً گفته می‌شود که هنوز نوبت مورخان نرسیده که به تحلیل آن بپردازند، زیرا مورخان نیازمند فاصله زمانی و دسترسی به همه اسناد هستند تا بتوانند در باره وقوع یک رویداد و چگونگی آن داوری قطعی کنند.

هرچند مورخان اکنون در باره جنگ تحمیلی سوم و حماسه بزرگ ایرانیان  دسترسی به همه اسناد ندارند، ولی این امر به‌هیچ‌وجه به معنای جواز شانه خالی کردن آن‌ها از بار مسؤوولیت ثبت این حادثه بزرگ نیست. امروزه در عرصه نبرد روایت‌ها که بخشی جدایی‌ناپذیر از جنگ‌های مدرن است، بارها شاهد غلبه روایت رسانه‌های غربی بوده‌ایم؛ رسانه‌هایی که با شیوه‌هایی بسیار پیچیده می‌کوشند واقعیت را وارونه جلوه دهند. از این رو، بزرگ‌ترین رسالت امروز دانشجویان، طلاب و استادان تاریخ، «تولید روشمند سند» از رویداد کنونی است تا مواد خام لازم برای تدوین تاریخ درست و صادقانه این حماسه در آینده فراهم شود. 

این وظیفه یک پشتوانه نظری هم دارد. در باره پیوند روایت‌گری و عدالت‌محوری، می‌توان رویکرد عدالت‌گرا در تاریخ‌نگاری را در برابر تاریخ‌نگاری سرد پوزیتیویستی که به ظاهر خنثی و مدعی بی‌طرفی محض بود، پذیرش ارزش‌ها و افزودن آن‌ها به مؤلفه‌های ارزیابی تاریخ‌نگاری شمرد. عدالت در تاریخ‌نگاری به معنای نگاه مساوی به همه‌چیز نیست، بلکه به معنای دیدن هر پدیده و هر کنش‌گر و هر عامل و زمینه در جایگاه واقعی خود است. تاریخ‌پژوه و تاریخ‌نگارِ عدالت‌خواه در همه فرآیند تاریخ‌نگاری اعم از مرحله تدوین پرسش تحقیق و شناسائی و گزینشِ داده‌ و گردآوری آن‌ها تا مرحله پردازش آن‌ها و تدوین روایی یا تفسیری تا تحلیلی و تبیینی آن این رویکرد عدالت‌محور را پاس می‌دارد.

یکی از پیامدهای رویکرد عدالت‌محور، توجه ویژه به نقش مردم در تحولات تاریخی است. تاریخ‌نگاری سنتی چه در شرق باستان و چه به ویژه در غرب همواره قدرت‌محور بوده است، اما مکاتب جدیدتر تاریخ‌نگاری از اواخر قرن نوزدهم و به ویژه از اوائل قرن بیستم به این سو مانند مکتب آنال و تاریخ‌نگاری مارکسیستی و سرانجام برآمدن تاریخ اجتماعی، گستره و توجه تاریخ‌نگاری را به سمت توده مردم و طبقات فرودست کشاندند.

بر همین اساس و با تأکید بر لزوم پرهیز از تقلیل‌گرایی در ثبت رویدادهای تاریخی و بسنده کردن به رویکرد نخبه‌محور (اعم از نخبه سیاسی یا فرهنگی یا دینی و جز آن) و ضرورت دوری جستن از تحلیل تک‌مؤلفه‌ای رویدادهای تاریخی، پژوهشگری که امروز برای ثبت وقایع دست‌به‌کار می‌شود باید پیش‌فرض‌های رسانه‌ای غرب را از ذهن خود پاک کند و این نبرد را پدیده‌ای صرفاً نظامی نبیند و همه ابعاد فکری و فرهنگی و تمدنی آن را هم مد نظر قرار دهد.

اطلاعات نظامی به هر حال در آرشیوها ثبت می‌شود اما آن چه در کف جامعه، در تجربه زیسته مردم و رنج‌ها و امیدهایشان می‌گذرد، اغلب از چشم رسانه‌ها و ابزارهای ثبت و نگهداری رویداد دور می‌ماند و این‌هاست که نیازمند ثبت فوری است. البته انکار نباید کرد که با گسترش تلفن‌های هوشمند، تولید داده‌های خام آسان شده اما خلأ یک ساختار منسجم برای حفظ این میراث به‌شدت احساس می‌شود، لذا باید گفت مهم‌ترین دغدغه ما اکنون صرفاً گردآوری اطلاعات نیست بلکه نگهداری روش‌مند و ماندگار و قابل بازیابی آن‌هاست. 

با توجه به این نکات، می‌توان به یک پیشنهاد اجرایی اندیشید؛ به نظر می‌رسد گسترش دایره مفهومی موزه‌ یک ضرورت ملی است و شایسته است موزه‌های دفاع مقدس بخش ویژه‌ای با عنوان «موزه ویژه جنگ تحمیلی اخیر» تأسیس و اسناد این جنگ را در پنج قالب مشخص گردآوری کنند. مراد از سند در این جا به مفهوم تاریخی آن است که محدود به اسناد کاغذی نمی‌شود: 

دسته اول اشیایی هستند که جغرافیای حماسه را روایت می‌کنند؛ از اشیای به دست آمده از ویرانه‌های منازل تا قطعات پهپادهای متجاوزان و همچنین نمادهایی نظیر کفش‌های برجای‌مانده از جنایت مدرسه میناب یا حتی بقایای مخزن سوخت موشکی که با خلاقیت (هر چند با هوش مصنوعی و در فضای مجازی) به رنگ صورتی درآمد. 

دسته دوم اسناد مکتوب است که انواع تحلیل‌ها، یادداشت‌ها، خاطرات، دل‌نوشته‌ها، طنزنوشته‌ها، دیوارنوشته‌ها، پلاکاردها، سروده‌ها و مانند آن را در برمی‌گیرد. فراخوان برای گردآوری مردمی این دسته از اسناد باید پیش از گذشتِ زمان که شاید احساس حماسی این دوره از بین برود، صورت گیرد. 

دسته سوم اسناد را تصاویر تشکیل می‌دهد، تصاویر گنجینه‌ای بسیار غنی و پُربَها برای روایت کردن هویت ملی ما و مستنداتی برای تدوین حماسه بزرگ کنونی هستند، تصویر نوجوان زباله‌گردی که گونی زباله را روی دوش راست خود حمل می‌کند و پرچم ایران را در دست چپ خود برافراشته نگاه داشته، تصویر مرد روشندلی که با یک دست بر عصای خود دارد و با دست دیگر خود پرچم ایران را بر دوش خود نگاه داشته، تصویر موتورسوار اسنپی که فقر از دندان‌های ریخته شده جلوی او می‌بارد ولی خنده روحیه‌بخش و دست پرچم به دست رو به آسمان‌کشیده او یک جهان امید به جهان می‌پراکند و ده‌ها و صدها نمونه دیگر از این تصاویر راویان صادق هویت ملی ما هستند.

فیلم‌ها و محصولات چندرسانه‌ای دسته چهارم این اسناد است.

دسته پنجم اسناد که متأسفانه اغلب مورد غفلت قرار می‌گیرد، صداهاست. صدای شعارها در حضور حماسی شبانه، صدای مردم در لحظه هجوم دشمن، صدای مردم در لحظه اصابت و سقوط پرنده‌های دشمن و به ویژه صدای مصاحبه یا بیان خاطرات شخصی مردم در گوشی‌های همراه نمونه‌هایی از صداهای شایسته نگهداری در موزه است. 

گردآوری این اسناد باید با قید فوریت و هر چه زودتر و تا زمانی که حس و حال حماسه زنده است، صورت گیرد. مورخان و تاریخ‌پژوهان هم باید همسان و همسو با همه اقشار جامعه، نقش بایسته خود را در این جنگ تحمیلی ناعادلانه و حماسه ماندگار ایرانیان ایفا کنند و بر پایه رسالت علمی و وظیفه اجتماعی خود، پیش از فرونشستن شور حماسه اخیر، به ثبت همه‌جانبه و عادلانه اسناد میدانی بپردازند و از طریق کمک به گردآوری روشمند این اسناد به رسالت علمی و وظیفه اجتماعی خود عمل کنند.

بزرگ‌ترین رسالت امروز دانشجویان، طلاب و استادان تاریخ، «تولید روشمند سند» از رویداد کنونی است. تاریخ‌پژوهان ایرانی خارج از کشور نیز می‌توانند این وظیفه خود را با پایش و گردآوری گفته‌ها و نوشته‌ها و کنش‌های اجتماعی دیگران که دسترسی به آن‌ها در داخل کشور دشوار است، پیش از آن که امپراتوری رسانه‌ای غرب آن‌ها را از بین ببرد، انجام دهند. در روزهایی که دستگاه رسانه‌ای غرب با تمام توان در پی تحریف واقعیت‌های میدان است، اگر امروز برای گردآوری و نگهداری اسناد جنگ تحمیلی اخیر فکری نکنیم، فردا توان تدوین تاریخ درست این رویداد بزرگ و تحلیل آن را نخواهیم داشت و مغلوب روایت تحریف‌گران می‌شویم.

روشن است که واکنش‌های ناهمدلانه و دیدگاه‌های مخالف نیز باید ثبت شوند تا مورخان در آینده بتوانند به‌درستی تحلیل کنند که چرا در هنگامه‌ای چنین آشکار از نبرد حق و باطل، عده‌ای در تشخیص جانب درست تاریخ ناتوان ماندند و ایرانیان سرافراز را همراهی نکردند.

یادداشت از: حجت‌الاسلام والمسلمین محسن الویری، استاد تاریخ دانشگاه باقرالعلوم(ع)

ارسال نظرات