آنچه ایران را متفاوت کرد
به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا در کاشان، حجت الاسلام مهدی بصیرتی در گفت وگو با خبرنگاران با بیان اینکه در بسیاری از جنگهای بزرگ تاریخ، معمولا آنچه یک کشور را از پا درآورد میآورد حجم آتش دشمن نیست بلکه فروپاشی مردمی و روح ملی مردم است، گفت: کشورها پیش از شکست نظامی، در میدان اراده، اعتماد عمومی و انسجام اجتماعی شکست میخورند.
به گفته وی تجربه جنگهای معاصر نشان میدهد هنگامی که جامعه دچار ترس فراگیر و آشفتگی روانی شود، حتی مجهزترین ارتشها نیز قادر به حفظ ثبات نخواهند بود.
وی ادامه داد: در جنگ اخیر آمریکا و اسراییل علیه ایران عزیز، سه رخداد اتفاق افتاد که نشان داد جمهوری اسلامی بر یک منظومه عمیق اعتقادی، تمدنی و هویتی استوار است.
شگفتی اول، رفتار اجتماعی ملت ایران بود
حجت الاسلام بصیرتی ادامه داد: در همه جای دنیا وقتی احتمال جنگ گسترده و بمباران مطرح میشود، نخستین واکنش طبیعی جامعه، فرار است، نه فقط فرار از شهرهای درگیر، بلکه آغاز موج مهاجرت به خارج از کشور، در بسیاری از بحرانهای امنیتی جهان، مرزها مملو از جمعیتی میشود که میکوشند کشور را ترک کنند. زیرا جامعهای که امید خود را از دست داده باشد، در لحظه خطر بهدنبال نجات فردی میرود نه اینکه به دنبال ایستادگی جمعی باشند.
اما در ایران معادله برعکس شد
وی گفت: نهتنها موج گسترده مهاجرت از کشور شکل نگرفت بلکه بسیاری از ایرانیان خارج از کشور، با احساس مسئولیت و تعلق، به ایران بازگشتند، این مسئله بسیار معنادار است، زیرا دشمن سالها تلاش کرده بود تصویر ایران را بهگونهای ترسیم کند که گویی مردم در نخستین بحران، کشور را رها خواهند کرد، اما در لحظه تهدید موجودیت ایران، پیوند عمیق مردم با هویت ملی و دینی آشکار شد.
رئیس اداره تبلیغات اسلامی کاشان گفت:جامعه ایران نشان داد ممکن است گلایه داشته باشد، ممکن است مشکلات اقتصادی و معیشتی واقعی داشته باشد، اما میان «نارضایتی» و «دلکندن از وطن» فاصلهای عمیق وجود دارد، ملت ایران در لحظه خطر، دوباره حول مفهوم ایران، عزت ملی و مقاومت جمع شد، این همان حقیقتی است که بسیاری از دستگاههای محاسباتی دشمن قادر به فهم آن نبودند.
شگفتی دوم، استمرار اقتدار ساختار نظامی و مدیریتی کشور بود
به گفته وی در بسیاری از کشورها اگر فرماندهان عالیرتبه یا رهبر کشور از صحنه حذف شوند، ساختارها دچار فروپاشی و آشفتگی میشوند، به همین دلیل در جنگها، یکی از مهمترین اهداف دشمن، ترور فرماندهی و ایجاد اختلال در رأس هرم تصمیمگیری است، زیرا در نظامهای فردمحور، حذف چند چهره کلیدی میتواند کل ساختار را فلج کند.
وی ادامه داد: اما در جمهوری اسلامی، حتی با شهادت فرماندهان و بالاتر از همه رهبر کشور، کشور از هم نمیپاشد و میدان تعطیل نمیشود، این مسئله ریشه در ماهیت انقلاب اسلامی دارد، جمهوری اسلامی بر یک مکتب بنا شده نه بر یک فرد، انسانهای بزرگ در این منظومه بسیار تعیینکنندهاند، اما حقیقت متوقف بر اشخاص نیست.
حجت الاسلام بصیرتی اظهار داشت: فرهنگ انقلاب اسلامی، متأثر از مکتب عاشوراست، در این فرهنگ، شهادت بهجای تعطیل کردن حرکت، به عامل تداوم و قدرت تبدیل میشود، همانگونه که پس از عاشورا جریان حق متوقف نشد، در منطق انقلاب اسلامی نیز حذف شخصیتها به معنای پایان راه نیست، نیروهایی تربیت میشود تا اگر فرمانده به شهادت رسید، دهها نیروی دیگر مسیر را ادامه دهند.
وی افزود: آنچه دشمن را غافلگیر کرد همین بود، تصور میشد با وارد کردن ضربه به رأس فرماندهی، کشور دچار اختلال عملیاتی و آشفتگی راهبردی خواهد شد، اما استمرار نظم، سرعت بازیابی و حفظ انسجام نشان داد جمهوری اسلامی طی سالها توانسته ساختاری مبتنی بر ایمان، تربیت نیرو، عمق راهبردی و روحیه جهادی ایجاد کند، این ویژگی، ایران را از بسیاری از ساختارهای سیاسی جهان متمایز کرده است.
اما شگفتی سوم، مسئله رهبری بود
رئیس اداره تبلیغات اسلامی ادامه داد: در اغلب جنگهای بزرگ جهان، رهبران سیاسی در نخستین ساعات بحران به امنترین پناهگاهها منتقل میشوند، این یک قاعده متعارف امنیتی در دنیاست، زیرا معمولاً حفظ رأس حاکمیت، اولویت نخست تلقی میشود، اما در منطق انقلاب اسلامی، رهبری جایگاه هدایت، همراهی و همسرنوشتی با مردم است.
به گفته وی معنای جمله «پس مردم چه؟ مردم کجا بروند؟» تجلی یک فلسفه حکمرانی است، فلسفهای که مشروعیت خود را نه از فاصله گرفتن با مردم بلکه از حضور در کنار مردم میگیرد.
حجت الاسلام بصیرتی گفت: در لحظات بحران، ملتها بیش از سخنرانیها، رفتار رهبران خود را قضاوت میکنند، هنگامی که مردم احساس کنند رهبرشان در سختترین شرایط، خود را جدا از آنان نمیداند، سطح اعتماد عمومی، امید اجتماعی و آمادگی برای مقاومت چند برابر میشود.
وی با بیان اینکه راز ماندگاری جمهوری اسلامی را باید در همین سه عنوان جستوجو کرد، گفت: ملت مقاوم و ریشهدار. ساختار برخاسته از مکتب؛ و رهبریای که خود را از مردم جدا نمیبیند.
به گفته وی همین سه عنصر است که ایران را از یک کشور معمولی به یک پدیده متفاوت در معادلات جهانی تبدیل کرده است، کشوری که شاید بتوان آن را تحریم کرد، تهدید کرد و تحت فشار قرار داد، اما شکستن روح تاریخی و تمدنی آن، مسئلهای بسیار پیچیدهتر از محاسبات صرف نظامی و امنیتی است./۱۳۰۷/
خبرنگار: محمد ملک آبادی