یادداشت؛
وقتی ریشهها به میدان میآیند + فیلم
حضور چشمگیر سالمندان و پیشکسوتان انقلاب در آیین بدرقه رهبر شهید، جلوهای ماندگار از وفاداری نسلی را به نمایش گذاشت که با وجود کهولت سن و دشواری راه، خود را به این مراسم رساند تا بار دیگر بر عهد دیرین خود با آرمانهای انقلاب تأکید کند.
به گزارش خبرنگار سرویس فرهنگی و اجتماعی خبرگزاری رسا، در میان اقیانوس جمعیتی که برای بدرقه رهبر شهید گرد آمده بودند، گاهی یک چهره، یک نگاه یا یک گام، به اندازه هزاران شعار سخن میگفت.
در آن دریای انسان، چشمها ناگهان بر قامتهایی میایستاد که سالها بار زندگی، رنج، مجاهدت و تجربه را بر دوش کشیده بودند؛ مردان و زنانی که شاید پاهایشان دیگر توان جوانی را نداشت، اما دلهایشان همچنان با صلابت روزهای نخستین ایستاده بود.
راهی که با عشق پیموده شد
در یکی از ماندگارترین قابهای این بدرقه تاریخی، بانویی سالخورده بر آسفالت خیابان زانو زده است.
چادر گلدارش بوی مادران این سرزمین را میدهد؛ مادرانی که عمر خود را در پای ایمان، خانواده و وطن سپری کردهاند.
جسمش از خستگی راه خمیده شده است؛ راهی طولانی که از شیراز تا تهران پیموده تا تنها چند ساعت در کنار پیکر رهبر شهید بایستد.
پاهایش دیگر توان دویدن ندارند؛ اما دلش هنوز میدود.
دستانش میلرزد؛ اما ارادهاش استوارتر از کوه است.
اطرافیان با احترام به او مینگرند؛ گویی همه در برابر این قامت خمیده، قامت راست میکنند.
او با زبان بیزبانی به همه میگوید:
«وقتی دل راه بیفتد، فاصلهها دیگر معنا ندارند.»
او تنها یک زائر نیست؛ نماینده هزاران مادری است که عمرشان را پای آرمانهای این سرزمین گذاشتهاند.
نسلی که هنوز بر عهد خود ایستاده است
در قابی دیگر، پیرمردی سپیدمو بر لبه جدول نشسته است.
چهرهاش، تاریخ مصور یک نسل است.
چینهای صورتش، روایت سالهای مبارزه، سختی، امید و استقامت است.
عصا کنارش قرار گرفته؛ اما دستانش هنوز محکم و استوار پوستری را در آغوش گرفتهاند که تصویری از مهر، امید و آینده را روایت میکند.
در نگاه او، هیچ نشانی از خستگی نیست.
گویی سالها دوباره به عقب بازگشتهاند.
گویی هنوز همان جوانی است که روزی برای آرمانهایش به میدان آمد.

امروز آمده است تا بگوید:
«ما هنوز ایستادهایم.»
او آمده تا آخرین حلقه زنجیر عهد خود را نیز کامل کند؛ عهدی که دههها پیش بسته بود و امروز با همان استواری ادامه میدهد.
پیران؛ ستونهای استوار این حماسه
شاید جوانان، شور حرکت را به میدان آورده باشند؛ اما این پیراناند که به این حرکت، عمق، ریشه و معنا میبخشند.
هر گام لرزان آنان، از هزاران قدم جوانان استوارتر به نظر میرسد.
هر چین صورتشان، کتابی از تاریخ این ملت است.
هر تار موی سپیدشان، سندی از سالها وفاداری است.
وقتی پیرمردی با عصا در میان جمعیت راه میرود و بانویی سالخورده رنج سفر صدها کیلومتری را به جان میخرد، دیگر سخن از یک حضور عادی نیست؛ سخن از نسلی است که هنوز خود را پاسدار عهدی میداند که با ایمان، انقلاب و ایران بسته است.
و شاید زیباترین روایت این بدرقه تاریخی همین باشد:
وقتی پیرزنی از شیراز، خستگی راه را فراموش میکند، وقتی پیرمردی با عصا خود را به میان جمعیت میرساند، وقتی کودکانی در آغوش پدر و مادر قدم در این مسیر میگذارند، دیگر با یک مراسم روبهرو نیستیم؛ با روایتی زنده از ملتی روبهرو هستیم که ریشههایش همچنان استوار است و شاخههایش هر روز جوانههای تازهای میدهد.
این، حماسه حضور نسلهاست؛ از سپیدی مو تا معصومیت کودکی، همه در کنار هم، یک روایت مشترک را نوشتند؛ روایتی که تاریخ، آن را به نام وفاداری یک ملت ثبت خواهد کرد.
اگر تا این لحظه برای حضور در آیین تشییع تردید داشتهاید، وقت تصمیم است.
یا علی بگویید و راهی شوید..
امروز و فردا، تهران، قم، مشهد فقط میزبان یک مراسم نیستند؛ میزبان یکی از ماندگارترین قابهای تاریخ معاصر ایران هستند. قابی که میلیونها انسان از نسلهای مختلف در آن حضور خواهند داشت و صدها خبرنگار و رسانه بینالمللی آن را به جهان مخابره خواهند کرد.
برای حضور، دغدغهای نداشته باشید. بر اساس اعلام مسئولان، برای اسکان، پذیرایی، حملونقل و خدمات رفاهی، تمهیدات گستردهای پیشبینی شده و ظرفیت زائرسراها و مراکز اسکان آماده پذیرایی از زائران است. گرمای هوا نیز در حد معمول این روزهای تابستان است؛ همان مردمی که هر سال در گرمای بسیار بیشتر، مسیر پیادهروی اربعین را با عشق طی میکنند، بهخوبی میدانند که شوق حضور، سختی راه را آسان میکند.
ارسال نظرات