۱۵ تير ۱۴۰۵ - ۱۵:۳۷
کد خبر: ۸۱۹۹۴۸
پویش ملی «۱۰۰۱ روایت»؛

از هنر شهادت تا میراث مقاومت»؛ چهار روایت از رهبر شهید انقلاب

از هنر شهادت تا میراث مقاومت»؛ چهار روایت از رهبر شهید انقلاب
پویش ملی «۱۰۰۱ روایت» خبرگزاری رسا همچنان میزبان روایت‌هایی است که هر یک از زاویه‌ای متفاوت، ابعاد شخصیتی، فکری و تاریخی رهبر شهید انقلاب اسلامی را بازخوانی می‌کنند.

به گزارش خبرنگار سرویس فرهنگی و اجتماعی خبرگزاری رسا،  پویش ملی «۱۰۰۱ روایت» با هدف ثبت روایت‌های مردمی از شخصیت، سیره و میراث رهبر شهید انقلاب اسلامی، همچنان با استقبال نویسندگان، پژوهشگران، طلاب و فعالان فرهنگی روبه‌رو است. تنوع نگاه‌ها در آثار ارسالی نشان می‌دهد که هر نویسنده از دریچه‌ای متفاوت به این واقعه تاریخی نگریسته و کوشیده است بخشی از ابعاد فکری، فرهنگی و اجتماعی آن را به تصویر بکشد.

چهار یادداشت تازه رسیده به این پویش، اگرچه از نظر ادبیات و شیوه روایت با یکدیگر تفاوت دارند، اما در یک نقطه به هم می‌رسند؛ اینکه شهادت، نقطه پایان یک زندگی معمولی نیست، بلکه اوج مسیری طولانی از ایمان، مجاهدت، مسئولیت‌پذیری و خدمت به اسلام و مردم است. نویسندگان این آثار، با تکیه بر تجربه دفاع مقدس، آموزه‌های دینی، خاطره جمعی ملت ایران و رخدادهای پس از شهادت رهبر انقلاب، کوشیده‌اند تصویری از استمرار فرهنگ مقاومت و تأثیر آن بر هویت ملی و دینی جامعه ارائه کنند.

شهادت؛ هنر مجاهدت و پاداش یک عمر استقامت

سال‌های دفاع مقدس برای نسل ما تنها میدان جنگ نبود؛ دانشگاهی بود که بسیاری از مفاهیم بزرگ زندگی را در آن آموختیم. یکی از عمیق‌ترین درس‌هایی که آن روزها در جان ما نشست، معنای این جمله بود که «شهادت، هنر مردان خداست.»

آن روزها این جمله را بیش از هر چیز، توصیفی از یک فضیلت می‌دانستم؛ فضیلتی که دست یافتن به آن آسان نیست. هنر است، زیرا از هر انسانی ساخته نیست. شهادت، آمیزه‌ای از ایمان، شجاعت، اخلاص، ازخودگذشتگی، بصیرت، صبر، ایثار و عشق است. شهید، پیش از آنکه خون خود را تقدیم کند، از خواهش‌های نفس گذشته است. پیش از آنکه جان خود را نثار کند، دنیا را در نگاه خود کوچک کرده است. رسیدن به چنین مقامی، هنری است که جز با سال‌ها مجاهدت درون و برون حاصل نمی‌شود.

اما با پایان جنگ، دریچه دیگری به روی این حقیقت گشوده شد. وقتی آتش توپ‌ها خاموش شد و بسیاری از رزمندگان، با قلبی پر از آرزوی شهادت به خانه بازگشتند، معنای دیگری از شهادت را دریافتم؛ اینکه شهادت تنها هنر نیست، جزا و پاداش نیز هست. خداوند به هر مجاهدی توفیق مجاهدت می‌دهد، اما پاداش شهادت را تنها به برخی از آنان عطا می‌کند. چه بسیار مردانی که هنر شهادت را داشتند، لباس رزم پوشیدند، از جان گذشتند، در سخت‌ترین میدان‌ها ایستادند، اما تقدیر الهی چنین بود که سال‌ها بعد، با داغ همرزمانشان زندگی کنند و بار امانتی را که بر دوش داشتند، تا پایان عمر به منزل برسانند.

شاید یکی از تلخ‌ترین حسرت‌های آن نسل، همین باشد؛ حسرت کسانی که هنر شهادت را داشتند، اما به پاداش شهادت نرسیدند. آنان نه کمتر از شهیدان بودند و نه اخلاصشان کمتر بود؛ تنها مشیت الهی، مسیر دیگری برای آنان رقم زده بود.

اما گاه خداوند بندگانی را برای رسالتی بزرگ‌تر برمی‌گزیند؛ رسالتی که نه در چند سال، بلکه در چند دهه معنا پیدا می‌کند. مجاهدت آنان در یک عملیات یا یک جبهه خلاصه نمی‌شود، بلکه یک عمر ادامه می‌یابد. آنان باید نسلی را تربیت کنند، اندیشه‌ای را زنده نگه دارند، امیدی را در دل یک ملت حفظ کنند و فرهنگی را بنیان نهند که مرزهای زمان و جغرافیا را درنوردد.

اگر کسی یک عمر هنر مجاهدت داشته باشد؛ یک عمر در برابر فشارها، تهدیدها و دشمنی‌ها استقامت کند؛ یک عمر استقلال، عزت و کرامت یک ملت را پاس بدارد؛ فرهنگ مقاومت، استکبارستیزی و عدم سرسپردگی را به سرمایه‌ای اجتماعی تبدیل کند؛ نسلی را پرورش دهد که هیبت قدرت‌های بزرگ در نگاه او فرو ریخته باشد و ایمان و اراده را بر زرادخانه‌ها و تحریم‌ها ترجیح دهد؛ و در نهایت، پس از دهه‌ها جهاد و خدمت، در سالخوردگی نیز با شهادت از دنیا برود، آن‌گاه می‌توان گفت که هنر او، سرانجام پاداش حقیقی خود را یافته است.

شهادت در چنین جایگاهی، پایان یک زندگی نیست؛ نقطه اوج یک عمر مجاهدت است. گویی خداوند، پس از دهه‌ها صبر، رنج، مسئولیت و ایستادگی، آخرین و بزرگ‌ترین هدیه خود را به بنده‌ای می‌بخشد که همه عمر در راه او گام برداشته است.

البته ارزش یک رهبر الهی را تنها در شهادت او نمی‌توان خلاصه کرد. عظمت چنین شخصیتی، پیش از هر چیز در مجموعه‌ای از فضایل انسانی و الهی جلوه‌گر می‌شود؛ در فرزانگی و حکمت، در دانش و فقاهت، در شجاعت و تدبیر، در ادب و هنر، در مهربانی و سعه صدر، در امیدآفرینی، در استقامت و در قدرت آنکه در سخت‌ترین طوفان‌ها، کشتی یک ملت را از میان امواج عبور دهد. شهادت، پایان این مسیر است، نه همه آن.

تاریخ نشان داده است که ملت‌ها گاه در مقاطعی از تاریخ، از نعمت شخصیت‌هایی برخوردار می‌شوند که فراتر از یک مدیر سیاسی یا یک رهبر اجرایی‌اند؛ آنان به نماد یک دوره تاریخی و به معمار یک گفتمان تبدیل می‌شوند. اگر چنین شخصیتی پس از عمری مجاهدت، سرانجام به شهادت نیز نائل شود، این شهادت تنها فقدان یک انسان نیست؛ پایان یک فصل و آغاز فصلی دیگر در حافظه تاریخی یک ملت است.

آینده، بی‌تردید پاسخ خواهد داد که آیا روزگار بار دیگر چنین شخصیت‌هایی را خواهد دید یا نه. اما آنچه مسلم است، این است که سرمایه اصلی هر ملت، تنها وجود یک رهبر بزرگ نیست؛ بلکه نسلی است که آن رهبر تربیت کرده، فرهنگی است که از خود به یادگار گذاشته و روحیه‌ای است که در جان مردم دمیده است. اگر فرهنگ عزت، مقاومت، استقلال، ایمان و مسئولیت‌پذیری در یک ملت زنده بماند، آن میراث از هر سرمایه‌ای ماندگارتر خواهد بود؛ زیرا مردان بزرگ، هرچند روزی از میان ما می‌روند، اما اندیشه‌های بزرگ، اگر در دل‌ها جای گرفته باشند، همچنان به زندگی خود ادامه خواهند داد.

مجید کافی

ای رهبر ایران، ای فرزانۀ دوران و ای مهربان شهادتت مبارک

﴿مِّنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ ۖ فَمِنْهُم مَّن قَضَىٰ نَحْبَهُ وَمِنْهُم مَّن يَنتَظِرُ ۖ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِيلًا.

و بالاخره عاشقی معنای حقیقی خود را بر عالم فانی عیان ساخت...

اینجا مصلای معمار کبیر انقلاب، میزبان خلف صالحش سیدعلی خامنه‌ای شهید که از عمق اخلاص گلچینی از پاک‌ترینِ خانواده‌اش را در این بزمِ رجعت، همراهِ شجاعت و صلابت خود نمود.

و مردمی که مثالِ حقیقیِ معرفت و خروشند، اینجا در این میعادگاهِ سراسر نور و رحمت، عاشقانه برای وداع و بدرقه‌ی پدر مهربان‌شان، خانواده‌ای طاهر و حتی نوزاد همچون فرشته‌اش، فوج فوج شرفِ حضور دارند.

ایران «ناحیه‌_مقدسه» است و اینبار فرزندان متعهد و نامداران عالم در آسمانی آکنده از غم اما با افتخار اسطوره‌ی صبر و شکیبایی را در این سفر نورانی، مشایعت می‌کنند.

محمد موسی پور

با مشت گره کرده باید برخاست!

 از امام شهید سیدعلی خامنه ای عزیزوحکیم  انتظاری جز این نبود که حتی در زمان نوشیدن شهد شیرین شهادت، آخرین وصیتش را با پیام و درس جدیدی به امت و مریدانش ندهد!

درلحظه شهادت با مشت گره کرده فریاد هیهات مناالذله و  مثلی لایبایع مثل یزید و استقامت  تا پیروزی نهایی را به گوش آزادگان جهان‌ و نود میلیون ایران جان فدا رساند!

تا راه را به پیروان وعاشقانش  نشان بدهد!

مشت گره کرده‌ای که یاد آور خاطرات تظاهرات دوران پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی  ملت ایران می‌باشد که روز‌ها در خیابان‌ها و شب‌ها درپشت بام‌ها با غریو الله اکبر و با شجاعت علیه رژیم طاغوت شعار می‌دادند.

مشت گره کرده‌ اش  مانند امتش شعار مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسراییل گفت!

مشتی که یادآور خاطرات رزمندگان هشت سال دفاع مقدس در زمان مواجه با دشمنان بعثی عراقی درجبهه‌ها و شب‌های عملیات بود که با ندای الله اکبر و استمداد از او بردشمنان یورش و هجوم  می‌بردند!

مشت گره کرده‌ای که با گذشت چهل وهفت سال از تاسیس و تولد جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی در راهپیمایی‌ها و شب‌های بیست و دوم بهمن  با ذکر الله اکبر حماسه ساز وقدرت آفرین و وحدت بخش بوده است.

شاید هم امام شهید مان درلحظه شهادت، با مشت گره کرده  در دفاع از حرم ؛  به  نظام سلطه ودشمن آمریکایی صهیونی  خطاب داشت:

ای حرامی‌ها! به سوی خیمه‌ها حمله نکنید؟! که ایران حرم است!

امام شهیدمان ، چفیه بر دوش مانند همیشه؛ در وقت شهادت  نیز با  مشت گره کرده پیام ایمان ،امید، استقامت ،شجاعت ،قدرت و بیداری را به گوش آزادگان دنیا و ملت رشید ایران و آیندگان رساند!

مشت گره کرده اش می گوید: باید برخاست و قیام کرد و کمربندها را  محکم بست! و آستین ها را بالازد! و با استقامت و ایثار و شجاعت برای ایران قوی و  رسیدن به قله و پیروزی نهایی به اذن الله تعالی؛ در مقابل استکبار جهانی و نظام سلطه  ایستاد !

و تا طلوع خورشید ولایت عظما و ظهور سرورمان حضرت امام زمان مهدی موعود علیه السلام وعجل الله تعالی فرجه  آمادگی و یاریمان را نشان بدهیم!

بیش ازشصت سال مجاهدت

درراه خدا باقوت و قدرت!

مقاومت و ایستادگی تا پای جان برای ایران قوی و مقتدر و مبارزه ومجاهدت شجاعانه و  قهرمانانه در راه خداوند  علیه نظام سلطه و استکبار و استبداد جهانی  آمریکا و اسراییل  واکنون با  سردمداری ترامپ ونتانیاهو این جنایتکاران خائن ، خون ریز ، وحشی و تروریست‌های بالذات را در مکتب جهانی امام شهیدمان خامنه ای عزیزوحکیم قدس سره  می بینیم.

مشت گره کرده اش در زمان شهادت نمادی از استقامت و ایمان و امید و صلابت و قدرت  و قوت او در مجاهدت بیش از شصت سال  در راه خدا  می باشدکه برگرفته از توکلش به خداوندمتعال وتوسل و عنایات حضرات معصومین علیهم السلام به خصوص سرورمان حضرت حجت بن الحسن العسکری  عجل الله تعالی فرجه الشریف است.

 ایستادگی و اقتدار ایشان درمقابل قلدران و زورگویان و یاغیان و طاغیان و باغیان ستمگر عالم؛ رجز گویی‌های  دشمنان را خنثی و رسوا می‌ساخت و در روز‌های پس از شهادت با ایجاد اتحاد و همبستگی آحاد مردم و دولت و با فداکاری و کارزار سخت نیرو‌های مسلح جمهوری اسلامی و همه بسیجیان، ارتشیان، پاسداران و نیرو‌های امنیتی و اطلاعاتی جان برکف با عنایات و امداد‌های غیبی الهی وعنایات خاص حضرت امام زمان عجل الله تعالی فرجه و با فرماندهی و رهبری‌های معنوی و روحی  امام شهید عزیز و حکیم  قدس سره بر دشمن آمریکایی صهیونیستی  و متحدانشان هجوم آوردند و پیروز میدان شدند.

رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت امام سیدمجتبی حسینی خامنه ای مدظله العالی مشت گره کرده امام شهیدرا حین شهادت نماد مشترک عقیده معرفی می کنندو می فرمایند:

((در این ایام مکرراً شنیده می شود که گروه های مختلفی از مردم عزیز، بحق و با حسرت از آن یگانه دوران یاد می کنند و کم‌کم وجوه بیشتری از گوهر تابناک شخصیت والای ایشان ظاهر می گردد. همچنین بنای بر تأسّی به افعال خاصی از آن‌جناب کم‌کم فراگیر می شود؛ از جمله مردم عزیزمان از مشت گره کرده‌ آن‌جناب در حین شهادت درس ها آموختند و اکنون همین مشت گره‌کرده برای بعضی نوعی نماد مشترک از عقیده شده است. این‌گونه است که بار دیگر ثابت می شود که تأثیر شهید بیش از فرد حاضر است و صدای رسای او در دعوت به توحید و حق‌ طلبی و مبارزه با ظلم و تباهی، پرطنین‌تر و پیامش نافذتر از دوره حیات او بوده و همچنین خواهش قلبی این شهید عظیم‌القدر که سعادت این ملت و سایر ملتهای مسلمان بود، از قبل به واقعیت نزدیکتر شده است.))

حضرت امام‌خامنه ای شهید عزیز و حکیم‌ پشتیبانی و دعای امام زمان عجل الله تعالی فرجه را برای حفظ انقلاب اسلامی و راه اسلام در خواست می کنند و با اعلام  فدای جان و آبرویش می فرمایند:  «یک خطاب آخری هم عرض کنم به مولامان و صاحبمان، حضرت بقیةالله (ارواحنا فداه): ای سید ما! ای مولای ما! ما آنچه باید بکنیم، انجام میدهیم؛ آنچه باید هم گفت، هم گفتیم و خواهیم گفت. من جان ناقابلی دارم، جسم ناقصی دارم، اندک آبروئی هم دارم که این را هم خود شما به ما دادید؛ همه‌ی اینها را من کف دست گرفتم، در راه این انقلاب و در راه اسلام فدا خواهم کرد؛ اینها هم نثار شما باشد. سید ما، مولای ما، دعا کن برای ما؛ صاحب ما توئی؛ صاحب این کشور توئی؛ صاحب این انقلاب توئی؛ پشتیبان ما شما هستید؛ ما این راه را ادامه خواهیم داد؛ با قدرت هم ادامه خواهیم داد؛ در این راه ما را با دعای خود، با حمایت خود، با توجه خود، پشتیبانی بفرما.»

سلام و صلوات خداوند و فرشتگان و اولیای مقربش را به روح بزرگ امام شهید آزاده و جانباز  انقلاب اسلامی حضرت امام خامنه‌ای رضوان الله علیه می‌فرستیم؛ که با مشت گره کرده و خون پاک خود و خانواده اشان پیام بایدبرخاست و  نهضت ادامه دارد را فریاد کرد!

محمدرضا قاسمی نیا

ارسال نظرات