۲۴ تير ۱۴۰۵ - ۲۱:۴۰
کد خبر: ۸۲۰۸۴۲

نشست اصلاح طلبان قم با محسن هاشمی؛ گفتگوی فرهنگی یا بازتعریف پیوندهای سیاسی؟

محسن هاشمی در قم
انتشار روایت هادی سروش از نشستی با حضور محسن هاشمی در قم، افزون بر بازتاب رسانه‌ای، پرسش‌هایی درباره اهداف، پیامدها و ابعاد سیاسی چنین نشست‌هایی در فضای حوزوی ایجاد کرده است.
به گزارش سرویس سیاسی خبرگزاری رسا، برگزاری نشستی در شهر قم با حضور جمعی از صلاح‌طلبان قم مانند آقایان محمد سروش محلاتی، صانعی و قاضی زاده هاشمی با محسن هاشمی رفسنجانی، فرزند رئیس پیشین مجمع نشخیص مصلحت نظام، پس از انتشار گزارشی از سوی حجت الاسلام هادی سروش در صفحه اینستاگرامش، بار دیگر بحث درباره نسبت جریان سیاسی سکولار با نهاد حوزه، نحوه تعامل شخصیت‌های سیاسی با بدنه حوزوی و اهداف فرهنگی و سیاسی چنین نشست‌هایی را در کانون توجه قرار داده است.
 
رقابت گفتمان‌ها در حوزه علمیه؛ از تعامل نخبگانی تا نزاع روایت‌ها
 
قم یکی از مهم‌ترین مراکز تولید اندیشه دینی در جمهوری اسلامی ایران است؛ از همین رو، هرگونه حضور و تعامل شخصیت ها و جریان‌های سیاسی با بدنه حوزه، فراتر از یک دیدار معمولی، واجد پیام‌های سیاسی و گفتمانی است.
 
در شرایطی که رقابت‌های سیاسی بیش از گذشته به عرصه‌های فرهنگی و نخبگانی منتقل شده است، این دیدارها پیامدهایی فراتر از فضای یک دید و بازدید معمولی را دارد.
 
هادی سروش در یادداشتی که در کانال شخصی خود منتشر کرده، از برگزاری جلسه‌ای در فرهنگ‌سرای آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در قم خبر داده و نوشته است که این نشست با حضور جمعی از شخصیت های (اصلاح طلب) قم با محسن هاشمی رفسنجانی برگزار شده است. وی در بخشی از این یادداشت، با اشاره به سوابق محسن هاشمی در کنار مرحوم اکبر هاشمی رفسنجانی، از نقش وی در برخی موضوعات مرتبط با پرونده هسته‌ای و موشکی کشور سخن گفته که ماجرای بهره‌مندی ایران از انرژی صلح‌آمیز هسته‌ای از سال ۱۳۶۳ در خاطرات آیت‌الله هاشمی رفسنجانی آمده و مشکل نخست در سال ۱۳۸۲ رخ داد که منافقین با خیانت آن را افشا کردند و مشکل دوم در سال ۱۳۸۵ بود که پرونده هسته‌ای به شورای امنیت رفت و قطعنامه‌های متعدد علیه ایران تصویب شد؛ هاشمی در خاطراتش نقش تأثیرگذار و پیشران خود را در پیشرفت برنامه هسته‌ای آورده است.
 
همین بخش از اظهارات آقای هادی سروش محلاتی، واکنش‌ها و تحلیل‌هایی را در فضای رسانه‌ای برانگیخته و موجب شده است که ابعاد سیاسی و گفتمانی این نشست بیش از خود محتوای جلسه مورد توجه قرار گیرد.
 
چرا این نشست اهمیت پیدا کرد؟
 
اهمیت این نشست بیش از آنکه ناشی از برگزاری یک جلسه باشد، به جایگاه قم در معادلات فکری جمهوری اسلامی بازمی‌گردد. حوزه علمیه قم طی دهه‌های گذشته یکی از مهم‌ترین مراکز تولید اندیشه دینی، تربیت نخبگان و شکل‌دهی به گفتمان انقلاب اسلامی بوده است؛ بنابراین حضور شخصیت‌های سیاسی در این فضا از منظر رقابت‌های گفتمانی تحلیل می‌شود.
 
از این منظر، این پرسش مطرح می‌شود که آیا چنین نشست‌هایی تنها در چارچوب گفت‌وگوهای فرهنگی و نخبگانی قرار می‌گیرند یا بخشی از تلاش جریان‌های سیاسی برای توسعه شبکه ارتباطی و بازسازی سرمایه اجتماعی می باشد؟
 
سه بازیگر اصلی در روایت هادی سروش محلاتی از این نشست سیاسی قابل مشاهده‌است: برگزارکنندگان نشست، شخصیت سیاسی حاضر در جلسه و اصلاح طلبان قمی که مخاطبان این برنامه بوده‌اند.
 
جریان‌های مختلف سیاسی کشور همواره تلاش کرده‌اند ارتباط خود را با نهادهای مرجع اجتماعی حفظ کنند؛ زیرا این ارتباط بر سرمایه نمادین و اعتبار سیاسی آنان اثرگذار است. در مقابل، حوزه علمیه نیز به عنوان نهادی مستقل، همواره با چالش حفظ مرز میان گفتگوی نخبگانی و بهره‌برداری سیاسی از ظرفیت‌های خود مواجه بوده است.
 
رقابت در عرصه نرم قدرت
 
رقابت‌های سیاسی در جمهوری اسلامی تنها در عرصه انتخابات یا مدیریت اجرایی خلاصه نمی‌شود و حوزه‌های فرهنگی، رسانه‌ای و علمی نیز بخشی از میدان رقابت نرم قدرت هستند. هر جریانی که بتواند روایت خود را در میان نخبگان دینی، دانشگاهی و فرهنگی تقویت کند، ظرفیت بیشتری برای اثرگذاری بر افکار عمومی خواهد داشت. نشست‌های فکری و فرهنگی در قم واجد پیام‌هایی فراتر از یک جلسه محدود می باشند.
 
همزمان، در فضای منطقه‌ای نیز جنگ روایت‌ها میان جمهوری اسلامی ایران و بازیگران رقیب، از جمله ایالات متحده و رژیم صهیونی، اهمیت سرمایه اجتماعی و انسجام گفتمانی در داخل کشور را دوچندان کرده است. از این رو، هرگونه تعامل میان جریان‌های سیاسی و مراکز مرجع، در چارچوب تحولات کلان‌تر نیز مورد ارزیابی قرار می‌گیرد.
 
رقابت روایت‌ها
 
مسئله اصلی برگزاری یک نشست نبوده و رقابت روایت‌ها درباره آینده حکمرانی، توسعه، استقلال و نسبت دین و سیاست است. گفتمان انقلاب اسلامی بر مفاهیمی همچون استقلال، عدالت، مردم‌سالاری دینی و مقاومت در برابر سلطه خارجی تأکید داشته است. در مقابل، برخی جریان‌های سیاسی در پوشش تعامل گسترده‌تر با نظام بین‌الملل، بر اصلاح ساختارهای اقتصادی و بازتعریف برخی سیاست‌های داخلی تأکید می‌کنند. به همین خاطر هر نشستی که میان این جریان‌ها و بدنه نخبگانی قم شکل گیرد، در چارچوب رقابت میان روایت‌های مختلف از آینده کشور نیز قابل مطالعه است.
 
صرف‌نظر از گرایش‌های سیاسی، یکی از مهم‌ترین الزامات حکمرانی، شفافیت درباره نحوه تأمین منابع مالی مراکز فرهنگی، اهداف برنامه‌ها و چارچوب فعالیت‌های عمومی است.
 
شفافیت موجب افزایش اعتماد عمومی شده، از شکل‌گیری گمانه‌زنی‌های سیاسی نیز جلوگیری می‌کند. پاسخگویی نهادهای فرهنگی و سیاسی درباره فعالیت‌ها و منابع مالی خود به کاهش فضای ابهام کمک می کند.
 
صورت‌بندی نظری مسئله
 
ارتباط نهادهای مرجع با بازیگران سیاسی بخشی از فرآیند شکل‌گیری سرمایه نمادین و مشروعیت اجتماعی بوده، هرچه مرز میان تعامل علمی و بهره‌برداری سیاسی شفاف‌تر باشد، استقلال نهادهای مرجع نیز بیشتر حفظ خواهد شد.
 
در منظومه فکری امام خمینی(ره)، استقلال حوزه‌های علمیه و نقش هدایت‌گر آنان در جامعه، جایگاهی بنیادین دارد. همچنین در بیانات رهبر معظم شهید انقلاب اسلامی (ره) نیز بارها بر ضرورت صیانت از استقلال حوزه و پرهیز از غلبه ملاحظات جناحی بر رسالت علمی و دینی آن تأکید شده است. هرگونه تعامل میان بدنه حوزه و جریان‌های سیاسی باید در چارچوب حفظ استقلال، مرجعیت علمی و مصالح عمومی کشور ارزیابی شود.
 
نهادهای مرجع باید بتوانند استقلال معرفتی خود را حفظ کرده و از تبدیل شدن به ابزار رقابت‌های کوتاه‌مدت سیاسی پرهیز کنند؛ زیرا اعتبار این نهادها بیش از هر چیز بر اعتماد عمومی و مرجعیت علمی استوار است.
 
اصل برگزاری نشست‌های فکری و گفتگو میان جریان‌های مختلف سیاسی و نخبگان، امری طبیعی در یک جامعه سیاسی است؛ اما آنچه اهمیت دارد، شفافیت اهداف، نحوه تأمین منابع، حفظ استقلال نهادهای علمی و جلوگیری از بهره‌برداری جناحی از سرمایه اجتماعی حوزه است.
 
تقویت سازوکارهای شفافیت مالی، تدوین ضوابط روشن برای فعالیت مراکز فرهنگی وابسته به شخصیت‌های سیاسی و ارتقای گفت‌وگوی نخبگانی ضمن حفظ استقلال حوزه‌های علمیه، از شکل‌گیری ابهام و بی‌اعتمادی در افکار عمومی جلوگیری می کند.
 
وقتی برخی جریان‌ها شکست سرمایه اجتماعی را با نام حوزه جبران می‌کنند
 
نشست اخیر قم، فارغ از ارزیابی‌های موافق یا مخالف، بار دیگر نشان داد که حوزه علمیه همچنان یکی از مهم‌ترین کانون‌های اثرگذاری فکری و اجتماعی در جمهوری اسلامی ایران است و هرگونه تعامل جریان‌های سیاسی با این نهاد، در چارچوبی فراتر از یک دیدار معمولی تفسیر می‌شود.
 
در فضای پیچیده رقابت‌های داخلی و جنگ روایت‌ها در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی، حفظ استقلال نهادهای مرجع، تقویت شفافیت، افزایش سرمایه اجتماعی و پایبندی به اصول حکمرانی مسئولانه، زمینه‌ساز ارتقای اعتماد عمومی و تقویت انسجام ملی می باشد. 
 
حوزه علمیه زمانی می‌تواند نقش تاریخی خود را به بهترین شکل ایفا کند که همچون چراغی بر فراز قله، روشنایی‌بخش مسیر جامعه باشد؛ نه آنکه در غبار رقابت‌های روزمره سیاسی، از جایگاه مرجعیت فکری و معنوی خود فاصله بگیرد.
 
مصادره اعتبار حوزه؛ پروژه‌ای که باید متوقف شود
 
آیا حوزه علمیه قرار است همچنان خاستگاه تولید اندیشه دینی و انقلابی باقی بماند یا میدان رقابت جریان‌هایی شود که هرگاه سرمایه اجتماعی‌شان در عرصه سیاست و افکار عمومی کاهش می‌یابد، به دنبال ترمیم آن در سایه اعتبار تاریخی حوزه می‌روند؟ اگر نهاد دین ابزاری برای بازسازی سرمایه سیاسی جناح‌ها تقلیل یابد، نه سیاست سود خواهد برد و نه حوزه از آسیب مصون خواهد ماند.
 
تجربه چند دهه گذشته نشان داده است که بخشی از جریان موسوم به کارگزاران و طیفی از اصلاح‌طلبان، در مقاطع مختلف کوشیده‌اند با بهره‌گیری از سرمایه نمادین روحانیت و نهاد حوزه، روایت سیاسی خود را واجد پشتوانه‌ای دینی و اجتماعی نشان دهند. این رویکرد، از منظر منتقدان، باعث مصرف کردن اعتبار آن در منازعات جناحی می شود که حاصل قرن‌ها مجاهدت علمی و دینی است و نباید سرمایه‌ای برای رقابت‌های سیاسی روزمره شود.
 
قم، اگر قرار است «حوزه علمیه» بماند، باید از آن اسلام، انقلاب و مردم باشد، نه پیوست رسانه‌ای احزاب سیاسی و جناح ها. هرگاه سیاست‌ورزان، به‌جای عرضه کارنامه و برنامه، در پی وام گرفتن از اعتبار حوزه باشند، زنگ خطری برای استقلال این نهاد به صدا درمی‌آید. تاریخ نشان داده است که حوزه‌ای که بر قله استقلال بایستد، راهنمای جامعه است؛ اما حوزه‌ای که سکوی بازاریابی سیاسی جریان‌ها شود، نه از شأن تاریخی خود پاسداری خواهد کرد و نه خواهد توانست چراغ راه آینده باشد. در این میان، آنچه باید حفظ شود نه نام افراد است و نه میراث جناح‌ها، آنچه باید محفوظ بماند، حرمت نهادی است که مشروعیتش را از علم، تقوا و استقلال گرفته است، نه از ائتلاف‌های سیاسی و محاسبات انتخاباتی.
ارسال نظرات
captcha