عرفان اسلامی از اجتماع جدا نیست
به گزارش خبرنگار سرویس فرهنگی اجتماعی خبرگزاری رسا، نشست علمی «آسیبشناسی عرفانپژوهی معاصر (با تأکید بر ابعاد اجتماعی و سیاسی)» با حضور حجتالاسلام والمسلمین حمید پارسانیا عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی، دکتر محمد فنایی اشکوری استادتمام گروه فلسفه مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) و حجتالاسلام احمد ملکی برگزار شد و ابعاد مختلف نسبت عرفان اسلامی با جامعه، سیاست و تمدن مورد بررسی قرار گرفت.
حجتالاسلام والمسلمین حمید پارسانیا در این نشست با تأکید بر اینکه عرفان اسلامی از حقیقت دین جدا نیست، اظهار داشت: اگر از منظر مقام ثبوت به مسئله نگاه کنیم، دینی که در آن معرفت، معنویت، تعالی و سیر انسان به سوی حقیقت وجود نداشته باشد، اساساً دین نخواهد بود؛ زیرا حقیقت دین توجه به امر مقدس و حرکت انسان به سوی کمال مطلق است.
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی با بیان اینکه عرفان دعوت انسان به عبور از محدودیتهای عالم طبیعت و حرکت از ظاهر به باطن است، افزود: مقصود از فراسوی طبیعت، رفتن به عالمی جدا از این جهان نیست، بلکه عبور از محدودیتهای زمان و مکان و توجه به حقیقتی است که از خود زمان و مکان به انسان نزدیکتر است.
وی تصریح کرد: از منظر عرفانی، همه موجودات عالم آیات الهی هستند و هیچ عرصهای از زندگی انسان خارج از قلمرو ارتباط با حقیقت قدسی نیست؛ چراکه همه اعمال انسان دارای حقیقتی باطنی بوده و انسان در هر جایگاهی که قرار دارد، میتواند مسیر حرکت به سوی خداوند را طی کند.
استاد دانشگاه تهران با اشاره به آیه شریفه «هُوَ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ» اظهار داشت: قرآن کریم حضور خداوند در همه مراتب هستی را بیان میکند و نشان میدهد ظاهر و باطن عالم به او قائم است؛ بنابراین حتی تصور اینکه بخشی از زندگی انسان خارج از قلمرو هدایت الهی قرار گیرد، نادرست است.
آسیبهای تاریخی علوم اسلامی و مسئله ولایت
حجتالاسلام والمسلمین پارسانیا در ادامه با اشاره به مقام اثبات و سیر تاریخی عرفان اسلامی گفت: همانگونه که هدایت الهی در طول تاریخ با اختیار انسانها همراه بوده، در کنار ظهور حق، امکان ظهور انحراف نیز وجود داشته است.
وی با بیان اینکه ظهور اسلام یک تحول صرفاً اعتقادی نبود، بلکه ظهور اجتماعی توحید در تاریخ بود، خاطرنشان کرد: پیامبر اکرم(ص) با بعثت خود ساختارهای اجتماعی مبتنی بر تعصبات قبیلهای را دگرگون کرد و هویت تازهای بر محور ایمان و امت اسلامی شکل داد.
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی ادامه داد: آسیبهای تاریخی علوم اسلامی از آنجا آغاز شد که با وجود حضور اجتماعی دین، محور اصلی هدایت جامعه یعنی مسئله امامت و ولایت از مسیر خود خارج شد و این مسئله آثار خود را در همه عرصههای علمی از جمله عرفان، کلام و فقه برجای گذاشت.
وی تأکید کرد: وجود آسیبهای تاریخی به معنای از بین رفتن حقیقت علوم اسلامی نیست؛ بلکه هر یک از این دانشها در شرایط تاریخی مختلف، وظیفه خود را در حد امکانات موجود انجام دادهاند.
حجتالاسلام والمسلمین پارسانیا افزود: پررنگ شدن ابعاد فردی در سنت عرفانی، بیش از آنکه ناشی از ذات عرفان باشد، محصول شرایط تاریخی و اجتماعی جهان اسلام است.
عرفان اسلامی؛ پیوند معنویت، خودسازی و مسئولیت اجتماعی
دکتر محمد فنایی اشکوری نیز در این نشست با تأکید بر ضرورت شناخت صحیح عرفان اسلامی اظهار داشت: عرفان اسلامی در چارچوب منظومه معارف اسلامی معنا پیدا میکند و نمیتوان آن را جدا از دیگر ابعاد دین مورد بررسی قرار داد.
وی افزود: یکی از خطاهای روششناختی در مطالعات عرفانی این است که برخی افراد بدون شناخت جامع اسلام، به تحلیل عرفان اسلامی میپردازند؛ در حالی که عرفان حقیقی در کنار فقه، کلام، اخلاق و دیگر ساحتهای دین معنا مییابد.
استادتمام گروه فلسفه مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) با انتقاد از نگاه تقابلی میان عرفان و سایر علوم اسلامی تصریح کرد: اینکه گفته شود «اسلام فقهی را نمیپذیرم و اسلام عرفانی را قبول دارم» یا عرفان را در برابر کلام و فلسفه قرار دهیم، ناشی از شناخت ناقص از ساختار دین است.
وی خاطرنشان کرد: اسلام مجموعهای هماهنگ از باورها، اعمال، اخلاق و معنویت است و انسان برای رسیدن به سعادت نیازمند اعتقادات صحیح، عمل درست و بهرهمندی از معنویت الهی است.
دکتر فنایی اشکوری عرفان را «باطن دین» دانست و گفت: دین دارای مبانی عقلانی در فلسفه، آموزههای اعتقادی در کلام، احکام عملی در فقه و حقیقت و باطنی است که عرفان به آن میپردازد.
عرفان اسلامی ذاتاً اجتماعی است
وی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به نسبت عرفان و اجتماع گفت: اگر درباره اجتماعی بودن عرفان سخن میگوییم، باید ابتدا جامعیت اسلام را مورد توجه قرار دهیم؛ زیرا اسلام تنها به زندگی فردی انسان محدود نیست، بلکه عرصه اجتماعی را نیز دربر میگیرد.
استاد حوزه علمیه قم با اشاره به سیره پیامبر اکرم(ص)، امیرالمؤمنین(ع) و نهضت عاشورا اظهار داشت: پیامبر اسلام(ص) حکومت تشکیل داد، امیرالمؤمنین(ع) برای عدالت و اداره جامعه تلاش کرد و عاشورا نیز در عین برخورداری از عمیقترین لایههای معنوی، یک حرکت اجتماعی و تاریخی بود.
وی با بیان اینکه تعبیر «عرفان اجتماعی» نیازمند دقت است، گفت: این تعبیر ممکن است این تصور را ایجاد کند که عرفان شاخهای جداگانه به نام عرفان اجتماعی دارد، در حالی که عرفان اسلامی ذاتاً هم دارای بعد فردی و هم دارای بعد اجتماعی است.
دکتر فنایی اشکوری با اشاره به غلبه نگاه فردگرایانه در بخشی از تاریخ عرفان تصریح کرد: بسیاری از جریانهای فکری اسلامی در طول تاریخ از جمله فلسفه، کلام، فقه و عرفان، تحت تأثیر شرایط تاریخی، بیشتر به ابعاد فردی توجه پیدا کردند.
وی با اشاره به سنت فتوت به عنوان نمونهای از پیوند عرفان با خدمت اجتماعی گفت: در این سنت، جوانمردی به معنای خدمت به مردم، یاری مظلومان و مقابله با ستمگران بود؛ هرچند به مرور زمان برخی ابعاد اجتماعی آن کمرنگ شد.
استاد فلسفه و عرفان حوزه علمیه قم در پایان تأکید کرد: حضرت امام خمینی(ره) نمونه برجسته پیوند عرفان، معنویت، مبارزه، سیاست و مسئولیت اجتماعی است و در شخصیت ایشان این عرصهها از یکدیگر جدا نیستند.
ضرورت بازخوانی نسبت عرفان با جامعه، سیاست و تمدن اسلامی
حجتالاسلام احمد ملکی، دبیر نشست علمی «آسیبشناسی عرفانپژوهی معاصر» نیز با اشاره به ضرورت بررسی ظرفیتهای اجتماعی عرفان اظهار داشت: یکی از پرسشهای اساسی در مطالعات عرفانی معاصر این است که آیا عرفان ذاتاً در چارچوب تجربه فردی محدود است یا اینکه از ابتدا ظرفیت امتداد در عرصههای اجتماعی، سیاسی و تمدنی را داشته است.
وی افزود: عرفانپژوهی سابقهای طولانی در تاریخ اندیشه دارد، اما مطالعات معاصر عرفانی با پرسشها و چالشهای جدیدی مواجه است که نیازمند بررسی علمی و روشمند است.
حجتالاسلام ملکی با اشاره به اینکه مفهوم «عرفان اجتماعی» در نگاه نخست ممکن است برای برخی پرسشبرانگیز باشد، گفت: در ذهن بسیاری از افراد، عرفان با مفاهیمی مانند خلوت، عزلت، سکوت و چلهنشینی شناخته میشود و همین مسئله این پرسش را ایجاد کرده که آیا میان عرفان و عرصههای اجتماعی و سیاسی نسبتی وجود دارد یا خیر.
وی تأکید کرد: در بررسی این موضوع باید میان میراث تاریخی عرفان و وضعیت کنونی عرفانپژوهی تفکیک کرد؛ زیرا حتی اگر بپذیریم که عرفان تاریخی در دورههایی بیشتر بر ابعاد فردی تمرکز داشته است، این پرسش همچنان باقی است که آیا عرفان در عصر جدید ظرفیت حضور در عرصه اجتماعی را دارد یا خیر.
این پژوهشگر در پایان خاطرنشان کرد: پاسخ به این پرسش که آیا ماهیت عرفان با فردگرایی پیوند خورده یا در متن سنت عرفانی ظرفیتهای اجتماعی وجود دارد، نقش مهمی در تبیین جایگاه عرفان در نسبت با جامعه، سیاست و تمدن اسلامی خواهد داشت.