نهاد علم برای مواجهه با جنگ نیازمند بازخوانی مبانی معرفتی است
به گزارش خبرنگار سرویس فرهنگی اجتماعی خبرگزاری رسا، دکتر محمد رضا قائمی نیک، معاون پژوهشگاه علوم اسلامی رضوی، در هم اندیشی مواجهه معرفتی با غرب: نسبت سنجی نهاد علم با جنگ رمضان در ایران که در پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی برگزار شد، با تأکید بر ضرورت بازخوانی نسبت نهاد علم با پدیده جنگ، اظهار داشت: مسئله اصلی آن است که نهاد علم در ایران هنوز فهم درستی از ماهیت جنگ ندارد و همین امر موجب شده است که نتواند در مواجهه با تحولات راهبردی، از جمله جنگ اخیر، نقش مؤثری ایفا کند.
وی گفت: اگر موضوع را از محدوده دانشگاه فراتر ببریم و به نسبت کلی نهاد علم با جنگ بنگریم، درمییابیم که ریشه بخش مهمی از این ناتوانی، به فهم نادرست خودِ مسئله جنگ بازمیگردد؛ زیرا نهاد علم هنوز جنگ را به مثابه یک مسئله معرفتی و تاریخی درک نکرده است.
دکتر قائمینیک برای تبیین این موضوع، به تاریخ شکلگیری نهاد علم جدید در ایران اشاره کرد و افزود: از دارالفنون و مدرسه سیاسی تا تأسیس دانشگاه تهران، نهاد علم جدید در پاسخ به یک پرسش اساسی شکل گرفت؛ پرسشی که از علت عقبماندگی ایران در برابر غرب سخن میگفت. تفاوت این دوره با ادوار پیشین آن بود که اینبار پاسخ این پرسش نه در سنت خودی، بلکه در تجربه و الگوهای غربی جستوجو شد.
وی ادامه داد: با آغاز نهضت مشروطه، این مسئله صورت پیچیدهتری پیدا کرد؛ به گونهای که حتی اندیشمندان دینی نیز اصل ضرورت پاسخ به مسئله پیشرفت و توسعه را پذیرفتند، هرچند درباره شیوه پاسخ اختلاف نظر داشتند. تفاوت دیدگاههایی همچون میرزای نائینی، شیخ فضلالله نوری و روشنفکرانی مانند آخوندزاده، نه در اصل مسئله، بلکه در نوع پاسخ به آن بود.
معاون پژوهشگاه علوم اسلامی رضوی تصریح کرد: از مشروطه تا انقلاب اسلامی، جریانهای مختلف فکری همواره در تلاش بودند نسبت علم جدید با سنت را تبیین کنند، اما هیچیک نتوانستند میان مسئله جدید تاریخ ایران و مسیر تاریخی و هویتی جامعه ایرانی جمعبندی منسجمی ارائه دهند.
وی انقلاب اسلامی را نقطه عطف این مسیر دانست و اظهار کرد: در بستر انقلاب اسلامی، برای نخستینبار امکان پیوند میان نهاد علم و مسائل واقعی جامعه فراهم شد و در همین مقطع بود که مفهوم «مقاومت» به عنوان محور اصلی این نسبت ظهور کرد.
دکتر قائمینیک افزود: در جریان انقلاب، هم حوزه علمیه و هم دانشگاه به این درک رسیدند که علم در میانه دو سطح از آگاهی شکل میگیرد؛ از یک سو آگاهی فراتاریخی و ماوراءطبیعی که ریشه در قرآن، روایات و مبانی دینی دارد و از سوی دیگر آگاهی نسبت به واقعیتهای انضمامی و تاریخی جامعه.
وی با اشاره به اندیشه امام خمینی(ره) درباره وحدت حوزه و دانشگاه گفت: برخلاف طرح «دانشگاه اسلامی» که پیش از انقلاب نیز از سوی حکومت پهلوی مطرح شده بود، ایده وحدت حوزه و دانشگاه در اندیشه امام، ناظر به ایجاد پیوند میان معرفت دینی و واقعیتهای اجتماعی بود؛ پیوندی که میتوانست هم حوزه را به مسائل عینی جامعه متصل کند و هم دانشگاه را از الگوی وابسته و استعماری خارج سازد.
دکتر قائمینیک تأکید کرد: اگر نهاد علم بخواهد در قبال جنگ و تحولات راهبردی امروز موضعی مؤثر اتخاذ کند، ناگزیر است این دو ساحت را همزمان مورد توجه قرار دهد؛ یعنی هم از بنیانهای فراتاریخی و دینی بهره بگیرد و هم واقعیت انضمامی و پیچیدگیهای جهان معاصر را بهدرستی بشناسد.
وی با اشاره به مسئله فلسطین و جنگ اخیر غرب آسیا اظهار داشت: در حوزههای علمیه، مطالعات قرآنی، روایی و تاریخی درباره یهود فراوان است، اما این پژوهشها کمتر به فهم صهیونیسم معاصر، زمینههای فلسفی و اجتماعی شکلگیری آن در اروپا و نسبت آن با دولت مدرن، سرمایهداری و تحولات سیاسی جدید متصل میشود.
معاون پژوهشگاه علوم اسلامی رضوی ادامه داد: از سوی دیگر، دانشگاه نیز غالباً جنگ را صرفاً در چارچوب تحلیلهای اقتصادی، سیاسی یا نظامی تفسیر میکند و از درک ابعاد معرفتی و تمدنی این منازعه بازمیماند؛ در نتیجه نه حوزه و نه دانشگاه، هر یک به تنهایی، قادر به ارائه تحلیلی جامع از جنگ نیستند.
دکتر قائمینیک در پایان خاطرنشان کرد: تا زمانی که این دو حوزه معرفتی در کنار یکدیگر قرار نگیرند و میان آگاهی دینی و شناخت دقیق واقعیتهای انضمامی پیوند برقرار نشود، نهاد علم نخواهد توانست در بزنگاههایی همچون جنگ، نقش راهبردی و اثرگذاری در عرصه تصمیمسازی و تبیین اجتماعی ایفا کند.