۲۳ تير ۱۴۰۵ - ۱۶:۴۸
کد خبر: ۸۲۰۷۲۱

گفتمان رسانه‌ای خون‌خواهی رهبر شهید؛ از مطالبه عدالت تا بازتولید هویت مقاومت

رستاخیز ملت ایران و شب های انقلاب اسلامی
در جهان امروز، رسانه‌ها دیگر تنها انتقال‌دهنده اخبار نیستند و مهم‌ترین بستر تولید و بازتولید معنا شده‌اند. هر رخداد بزرگ سیاسی، اجتماعی یا امنیتی، در فرآیند روایت‌سازی رسانه‌ای، گفتمانی می‌شود که بر اساس آن، افکار عمومی واقعیت را تفسیر می‌کند.

به گزارش سرویس فرهنگی اجتماعی خبرگزاری رسا، در جهان امروز، رسانه‌ها دیگر تنها انتقال‌دهنده اخبار نیستند و مهم‌ترین بستر تولید و بازتولید معنا شده‌اند. هر رخداد بزرگ سیاسی، اجتماعی یا امنیتی، در فرآیند روایت‌سازی رسانه‌ای، گفتمانی می‌شود که بر اساس آن، افکار عمومی واقعیت را تفسیر می‌کند. شهادت رهبران سیاسی و دینی نیز از جمله رویدادهایی است که ظرفیت بالایی برای شکل‌دهی به گفتمان‌های اجتماعی و سیاسی دارد. در این میان، «گفتمان رسانه‌ای خون‌خواهی رهبر شهید» یکی از مهم‌ترین نمونه‌های پیوند میان فقه، سیاست، ارتباطات و حکمرانی رسانه‌ای است.

در ادبیات فقه امامیه، خون‌خواهی هرگز مترادف با انتقام‌جویی شخصی نیست. مبانی قرآنی قصاص، روایات اهل‌بیت(ع) و قواعدی همچون عدالت، حفظ نظام، نفی سبیل، حرمت ظلم و احترام به جان انسان، نشان می‌دهد که خون‌خواهی مشروع، سازوکاری برای تحقق عدالت، جلوگیری از بی‌کیفری، حمایت از قربانی و بازگرداندن امنیت عمومی است. از این منظر، آنچه شریعت تجویز می‌کند، استیفای حق در چارچوب قانون، اقتدار حاکمیت و مرجع صالح قضایی است، نه واکنش‌های احساسی و خارج از ضابطه.

هنگامی که قربانی یک جنایت، تنها یک فرد عادی نیست و رهبر سیاسی یا دینی یک جامعه می باشد، ماهیت خون‌خواهی نیز دگرگون می‌شود. در چنین وضعیتی، موضوع از قلمرو حق خصوصی اولیای دم فراتر رفته و به حوزه حقوق عمومی، امنیت ملی و مصالح امت اسلامی وارد می‌شود. در این چارچوب، مسئولیت پیگیری عدالت تنها بر عهده خانواده مقتول نیست، بلکه به عنوان وظیفه حکومت و مطالبه‌ای اجتماعی تعریف می‌شود.

نقطه تمایز این وضعیت، نقش رسانه‌ها در تبدیل یک مطالبه حقوقی به یک گفتمان فراگیر است. رسانه با انتخاب واژگان، نمادها، تصاویر، روایت‌ها و چارچوب‌های تفسیری، مفهوم خون‌خواهی را از یک اصطلاح فقهی به دال مرکزی یک روایت سیاسی و اجتماعی تبدیل می‌کند. در این گفتمان، «خون شهید» تنها نشانه فقدان یک شخصیت نیست، بلکه نماد مظلومیت، استمرار مقاومت، ضرورت عدالت و مسئولیت جمعی تلقی می‌شود.

در تحلیل گفتمان، هر گفتمان دارای یک «دال مرکزی» است که سایر مفاهیم پیرامون آن سازمان می‌یابند. در گفتمان رسانه‌ای خون‌خواهی رهبر شهید، دال مرکزی همان «خون رهبر شهید» است و مفاهیمی مانند عدالت، مقاومت، امنیت، عزت، هویت ملی، امت اسلامی، بازدارندگی، مشروعیت و مبارزه با ظلم، به عنوان دال‌های پیرامونی در خدمت تثبیت این معنا قرار می‌گیرند. رسانه از طریق تکرار این مفاهیم، انسجام روایی ایجاد کرده و به مخاطب چارچوبی مشخص برای فهم و تفسیر رخداد ارائه می‌دهد.

از منظر ارتباطات، این گفتمان چند کارکرد اساسی دارد. نخست، کارکرد هویتی؛ زیرا با برجسته‌سازی شخصیت شهید و پیوند دادن او با ارزش‌های دینی و ملی، احساس تعلق و همبستگی اجتماعی را تقویت می‌کند. دوم، کارکرد مشروعیت‌بخشی؛ به این معنا که هرگونه مطالبه عدالت در قالب قانون، اخلاق و مبانی دینی بازنمایی می‌شود و از سطح احساسات فردی به سطح مسئولیت عمومی ارتقا می‌یابد. سوم، کارکرد بازدارندگی؛ زیرا رسانه با روایت‌سازی منسجم، هزینه سیاسی و اجتماعی ارتکاب چنین جنایاتی را برجسته کرده و بر ضرورت پاسخگویی عاملان تأکید می‌کند.

در این میان، پیام‌های رهبران سیاسی و دینی نقش تعیین‌کننده‌ای در تثبیت گفتمان دارند. هنگامی که خون‌خواهی به عنوان «وظیفه» و نه صرفاً «واکنش»، بازنمایی می‌شود، رسانه نیز روایت خود را بر پایه مفاهیمی چون عدالت، مسئولیت، امنیت و حفظ نظم عمومی سامان می‌دهد. از این منظر، خون‌خواهی از یک مفهوم صتنهارفاً کیفری به راهبردی ارتباطی برای حفظ انسجام اجتماعی و مدیریت افکار عمومی تبدیل می‌شود.

نکته مهم دیگر، همگرایی قابل توجه این گفتمان با برخی اصول حقوق کیفری بین‌المللی است. هرچند مبانی مشروعیت در فقه امامیه و حقوق بین‌الملل متفاوت است، اما هر دو بر اصولی همچون منع بی‌کیفری، مسئولیت کیفری فردی، حمایت از قربانیان و ضرورت اجرای عدالت تأکید دارند. بنابراین، گفتمان رسانه‌ای خون‌خواهی می‌تواند در صورت تکیه بر این اصول، روایت خود را از چارچوب صرفاً سیاسی فراتر برده و در قالب مطالبه عدالت و پاسخگویی حقوقی نیز بازنمایی کند.

موفقیت این گفتمان در گرو رعایت چند الزام اساسی است: انسجام پیام، استمرار روایت، استناد به مبانی دینی و حقوقی، پرهیز از تقلیل مفهوم خون‌خواهی به انتقام شخصی، حفظ مرجعیت قانون، بهره‌گیری از نمادهای مشترک فرهنگی و توانایی مدیریت رقابت روایت‌ها در فضای رسانه‌ای. هرچه این الزامات دقیق‌تر رعایت شود، گفتمان رسانه‌ای خون‌خواهی رهبر شهید از سطح واکنش‌های مقطعی فراتر رفته و به سرمایه‌ای نمادین برای تقویت هویت جمعی، مشروعیت سیاسی و بازتولید فرهنگ مقاومت تبدیل خواهد شد.

ارسال نظرات
captcha