حجتالاسلام والمسلمین جزایری تشریح کرد؛
میراث قرآنی رهبر شهید؛ از ابتنای علوم انسانی بر قرآن تا تمدنسازی توحیدی
مدیر گروه علمی تفسیر و علوم قرآن جامعةالمصطفی(ص) با تشریح میراث قرآنی رهبر شهید، «ابتنای علوم انسانی بر قرآن»، نگاه تمدنی به آموزههای قرآنی و تحقق زیست قرآنی در جامعه را از مهمترین محورهای اندیشه ایشان دانست.
حجتالاسلام والمسلمین سید حمید جزایری، مدیر گروه علمی تفسیر و علوم قرآن جامعةالمصطفی(ص) العالميه، در گفتوگو با خبرنگار سرویس حوزه و روحانیت خبرگزاری رسا، با تشریح ابعاد کمترشناختهشده میراث قرآنی رهبر شهید، بر توجه ویژه ایشان به نظاموارگی قرآن، روزآمدسازی پیامهای قرآنی و نظریه «ابتنای علوم انسانی بر قرآن» تأکید کرد و گفت: مهمترین دغدغه ایشان، تحقق زیست قرآنی در ابعاد فردی و اجتماعی و حرکت جامعه به سوی تمدن نوین توحیدی بود.
وی با اشاره به ابعاد علمی، سیاسی و اخلاقی رهبر شهید اظهار کرد: ایشان در کنار تسلط بر علوم مختلفی همچون فقه، اصول و رجال، از ابعاد کمترشناختهشدهای در حوزه مباحث قرآنی و تفسیری برخوردار بودند که متأسفانه کمتر مورد توجه قرار گرفته است.
مدیر گروه علمی تفسیر و علوم قرآن جامعةالمصطفی(ص) العالميه افزود: رهبر شهید از سالها پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، در خراسان و سپس در تهران، جلسات تفسیر، کلاسهای قرآن و مباحث قرآنی برگزار میکردند و این مسئله نشاندهنده جایگاه قرآن در منظومه فکری و علمی ایشان است.
حجتالاسلام والمسلمین جزایری با بیان اینکه «نظاموار بودن قرآن» یکی از شاخصههای مهم نگاه تفسیری رهبر شهید بود، ادامه داد: بهروزرسانی آیات و پیامهای قرآن متناسب با اقتضائات و شرایط روز جامعه، دقت و اتقان علمی در کنار سهولت زبانی و جامعیت مطالب، از ویژگیهای برجسته مباحث قرآنی ایشان به شمار میرود.
«ابتنای علوم انسانی بر قرآن»؛ نظریهای کمتر مورد توجه
مدیر گروه علمی تفسیر و علوم قرآن جامعةالمصطفی(ص) العالميه یکی از مهمترین نوآوریهای قرآنی رهبر شهید را نظریه «ابتنای علوم انسانی بر قرآن» دانست و گفت: ایشان در دستکم دو جلسه بر ضرورت حرکت به سمت بنیانگذاری علوم انسانی بر اساس قرآن تأکید کردند.
وی توضیح داد: بر اساس این دیدگاه، علومی همچون مدیریت، روانشناسی، جامعهشناسی، اقتصاد و حقوق نباید بر مبنای نظامهای لیبرالیستی و سکولاریستی و با حذف دین شکل بگیرند؛ بلکه باید با بازگشت به قرآن، الهامگیری از آموزههای آن و ابتنا بر قرآن، این علوم مورد بازنگری، بازسازی و بازآفرینی قرار گیرند.
حجتالاسلام والمسلمین جزایری تصریح کرد: اگر تنها همین نظریه «ابتنای علوم انسانی بر قرآن» را در نظر بگیریم، برای آنکه رهبر شهید را شخصیتی برجسته در حوزه قرآن بدانیم، کفایت میکند و شایسته است این نظریه در نشستها و همایشهای ملی و بینالمللی بیشتر مورد بررسی قرار گیرد.
مدیر گروه علمی تفسیر و علوم قرآن جامعةالمصطفی(ص) العالميه همچنین به انس شخصی رهبر شهید با قرآن اشاره کرد و گفت: تلاوت زیبای قرآن، توجه به قرائات مختلف، حمایت گسترده از قاریان و فعالان قرآنی و اهتمام ویژه به نشر فرهنگ قرآن و انس با آن، بخش دیگری از میراث قرآنی ایشان را تشکیل میدهد.
قرآن؛ کتاب زندگی و نقشه راه تمدنسازی
وی در ادامه با اشاره به رویکرد رهبر شهید به قرآن اظهار کرد: ابعاد فردی و تمدنی در نگاه ایشان قسیم و در تقابل با یکدیگر نبوده، بلکه در راستا و امتداد هم قرار دارند؛ ایشان قرآن را کتاب هدایت و کتاب جامع زندگی در تمام ابعاد فردی، اجتماعی، طبیعی و نیز دنیوی و اخروی میدانستند.
مدیر گروه علمی تفسیر و علوم قرآن جامعةالمصطفی(ص) العالميه افزود: در اندیشه رهبر شهید، آموزههای قرآن و سیره معصومین(ع) در امتداد یک حرکت تمدنی قرار دارند و یکی از نوآوریهای مهم فکری ایشان، نگاه به دین با رویکرد تمدنسازی بود.
حجتالاسلام والمسلمین جزایری ادامه داد: از نگاه ایشان، غایت دین، حرکت به سوی تمدن نوین توحیدی است؛ تمدنی که قله و کمال آن در زمان ظهور امام عصر(عج) محقق خواهد شد، اما جامعه اسلامی تا آن زمان نیز وظیفه دارد از سطح فردی و اجتماعی فراتر رفته و در مقام ارائه یک تمدن به جهان باشد.
وی تأکید کرد: بر اساس این نگاه، تمدن اسلامی باید بتواند در برابر نظامهای مبتنی بر ظلم، ستم، لیبرالیسم و سکولاریسم، یک الگوی تمدنی مبتنی بر توحید و آموزههای الهی ارائه کند و این همان آرمانی بود که رهبر شهید بر آن تأکید داشت.
حجتالاسلام والمسلمین جزایری در پایان، مهمترین بخش میراث قرآنی رهبر شهید را «ضرورت انس جامعه با قرآن» دانست و گفت: این انس باید در ابعاد مختلف زندگی فردی و اجتماعی تحقق پیدا کند و یکی از مهمترین مظاهر آن، عینیت یافتن آموزههای قرآنی در سبک زندگی مردم و همچنین تصمیمات مدیران و حاکمان است.
وی خاطرنشان کرد: مهمترین دغدغه و ایده رهبر شهید، تحقق یک زیست قرآنی در جامعه بود؛ زیرا اگر چنین زیستی شکل بگیرد، نتیجه طبیعی آن حرکت و شتاب جامعه به سمت تمدنسازی خواهد بود.
ارسال نظرات