۰۹ اسفند ۱۳۹۱ - ۱۵:۵۴
کد خبر: ۱۵۸۲۵۸
در درس خارج فقه خبر و خبرگزاری مطرح شد؛

تعارض انتشار اخبار مجرمین و تزاحم آن با حفظ آبروی منسوبین

خبرگزاری رسا ـ استاد حوزه علمیه با اشاره به این که بحث در مورد تعارض انتشار اخبار مجرمین و تزاحم آن با حفظ آبروی منسوبین و یا حتی آبروی خود مجرم است، گفت: جرم لزوما طرف را از خط ایمان بیرون نمی‌برد که «لا یصدق علیه انه مؤمن» شود.
حجت‌الاسلام والمسلمين مهدي طائب

به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا، حجت‌الاسلام والمسلمین مهدی طائب، استاد سطح عالی حوزه علمیه قم، در درس خارج فقه خبر و خبرگزاری که در خبرگزاری رسا برگزار شد، گفت: درباره اعلام جرایم به دلیل حفظ آبروی مؤمن منعی در روایات وجود ندارد ولی باید بررسی شود که آیا انتشار اخبار مجرمین با حفظ آبروی منسوبین تزاحم دارد یا خیر.

بحث در مورد تعارض انتشار اخبار مجرمین و تزاحم آن با حفظ آبروی منسوبین و یا حتی آبروی خود مجرم است، چون جرم لزوما طرف را از خط ایمان بیرون نمی‌برد که«لا یصدق علیه انه مؤمن» شود.

اگر او را وارد دایره فسق کند معمول این گونه است که در دادگاه مجرم وقتی که جرمش ثابت می‌شود اعلام ندامت و توبه می‌کند، در برخی جرم ها اعلام ندامت و توبه باید«علی رئوس الاشهاد» باشد مثل توبه کسی که دیگران را رمی به فحشا کرده است، اما برخی از جرم‌ها هست که اعلام«علی رئوس الاشهاد» ندارد یعنی وقتی توبه کرد پاک شده و وارد مصداق مؤمنین شده و از فاسق بودن خارج می‌شود.

اعلام جرم این فرد آبروی او را می‌برد، این اعلام جرم در تعارض با حفظ آبرو قرار می گیرد حل این مسأله باید از نظر فقهی انجام شود که آیا دایره رسانه را محدود کنیم که خوب الآن اعلام جرم‌ها و اسامی مجرمین این بخش وسیعی از رسانه‌ها را در کل دنیا شامل می شود و اگر بخواهیم ممنوعیت برای این ایجاد کنیم یه بخشی از رسانه باید کلا تعطیل شود، بعد حیطه‌های این کار چیست، در جلسه گذشته یک سری از جرم‌ها مطرح شد که اینها اصلا خود به خود از سوی شارع به مدلی قرار داده شده که در ذات خودش تشهیر دارد بنابر این در آنها باید به یک بررسی در حیطه تشهیر وارد شویم.

از جمله مواردی که در ذات خود دارد سارق است، «السارق و السارقه فاقطعوا ایدیهما» دستشان را قطع می‌کنند وقتی این دست قطع شد تشهیر تاریخی می‌شود یعنی اگر کسی ببیند می‌پرسد چرا این‌گونه شده است نمی‌تواند دروغ بگوید و اگر بگوید تصادف کردم کار حرامی انجام داده است و اگر بگوید نمی‌گویم معلوم می‌شود که به چه دلیل قطع شده است پس این تشهیر عمومی است حالا این تشهیر خوب فقط اگر این ترک بلد کند ممکن در جای دیگر بتواند کتمان کند والا اینجا وقتی قطع ید شد همه می‌فهمند وقتی فهمیدن دیگر بیان این غیبت نیست و می‌دانند که دست فلانی را به دلیل دزدی قطع کرده‌اند و این‌که دست این فرد در مقابل مردم قطع شده است آیا شارع به عنوان حفظ آبرو توجه به این نداشته است.

حال اگر ما حفظ آبرو را مانع در انتشار خبر بدانیم، مشکلاتی به وجود می‌آید حتی در اونجایی که تشابه اسمی است، اگر اسم مجرمی را ببریم که مشابه اسمی اسمی در جامعه دارد که اگر خبر جرم او را منتشر کنیم سبب عدم حفظ آبروی فردی می‌شود که تشابه اسمی با مجرم دارد و اگر سبب عدم حفظ آبرو شود حرام است.

در باب انتشار خبر ما دلیل خاصی بر این که خبر نباید سبب بی‌آبرویی دیگران شود نداریم، «لا تخبر الناس ما فعله المجرمین لحفظ ماء وجه المنسوبین» نداریم یعنی در حقیقت اصل اعلام جرم اولا و بالذات مباح است، اما آن دلیل که گفته ریختن آبروی مؤمن حرام است، این دو با هم تزاحم دارند. «سب المؤمن حرام؛ غیبت مومن حرام است، تهمت به مؤمن حرام است، «حرمة ماله کحرمة دمه»، آیا ریختن آبروی مؤمن هم مثل مال مؤمن حرام است.

ریختن خون مؤمن حرام است، اما اگر دیدیم مؤمنی مورد هجوم فردی قرار گرفته، اینجا اگر ما می‌توانیم دفاع کنیم که خون او ریخته نشود، آیا واجب است او را نجات دهیم، آیا حرمت مال مومن مثل حرمت خون اوست، آتش زدن مال مؤمن حرام است، اما آیا اگر خانه مؤمن آتش گرفته بر من واجب است بروم و آن را خاموش کنم که بر اساس روایات حفظ مال مؤمن واجب نیست، اموال مؤمن در این مطلب از جانش فاصله می‌گیرد، حرام است از بین بردن مال مؤمن ولی دفاع از مال مومن واجب نیست.

عین همین سؤال درباره آبروی مؤمن مطرح است، ریختن آبروی مؤمن حرام است ولی اگر آبروی مؤمنی ریخته شود آیا واجب است دخالت کنیم برای این‌که آبروی او نرود، ما بر لزوم حفظ آبروی مؤمن دلیلی نداریم، اگر دلیل داشته باشیم دایره انتشار خبر بسیار محدود می شود ولی اگر بر جلوگیری از آبروریزی مؤمن دلیل نداشته باشیم دایره متفاوت می‌شود.

خبر ما اولا و بالذات راجع به مجرم است، ما این خبر را که می‌دهیم انتشار این خبر سببیت اصلیه آن بر این است که آبروی مجرم می‌رود اما ایا نسبت به آبروی فامیل هم انتشار خبر ما سببیت دارد و آیا این موجب بی‌آبرویی اینها می‌شود یا نه، انتشار این خبر در جامعه وقتی آبروی این فرد را برد انتساب انها به این مجرم سبب می‌شود آنها بی‌آبرو شوند.

باید دید سببیت برای انتشار است یا برای انتساب، اگر سببیت برای انتشار باشد با اعلام جرم، او را بی‌آبرو کرده‌ایم ولی اگر برای انتساب باشد یعنی خبر به این گونه باشد که این آقا فلان جرم را مرتکب شده است اینجا اعلام خبر مشکلی ندارد و ریخته شدن آبروی فامیل مجرم به دلیل انتساب آنها به مجرم است و این انتساب سبب رفتن آبروی آنها شده است، در این صورت وقتی اعلام جرم کردیم انتساب افراد به این مجرم به دلیل این که اعلام جرم شده سبب بی‌آبرویی آنها شده است و انتشار خبر آبروی آنها را نبرده است چون این اعلام خبر بی‌آبرویی افراد نزدیک به مجرم به صورت مستقیم نیست بلکه بی‌آبرویی انها به سبب انتسابشان به مجرم است.

حال آیا ریختن آبروی مؤمن که حرام است، ایا جلوگیری از ریختن آبروی مؤمن واجب است یا خیر که روایتی در این مقوله نداریم که جلوگیری از ریختن آبروی مؤمن امری واجب باشد.

جلوگیری از مجرمین برای حفظ نظام است، برای نظم اجتماعی است، این جلوگیری و اجرای حدود عقوبت الهی نیست بلکه یک دستور عبرت‌آموز است برای حفظ نظام، اگر جرم را اعلام کردیم و با این اعلام سبب شدیم که ضربه به نظام بخورد اخلال در نظام کرده‌ایم و این اخلال حرام است، اعلام جرم اگر خارج از سیستم قضا باشد این اعلام حرمت دارد و ربطی به این که آبروی فامیل مجرم می‌رود ندارد، انتشار هر خبری که سبب می‌شود سیستمی از سیستم‌های اجرایی نظام مجبور شوند خلاف مصالح نظام عمل کنند حرام است.

هر گاه خبر از جرم در سیستم ثابت نشده و سیستم قضا در بررسی آن ورود پیدا نکرده، اعلامش حرام است و ربطی به این که آبروی افراد منسوب ه مجرم می‌رود ندارد، اخباری که صحت ان صد در صدی است اما بیان او اخلال در نظام اجرایی است حرام است./907/پ201/ن

ارسال نظرات
captcha