۲۸ مهر ۱۳۹۲ - ۱۶:۲۴
کد خبر: ۱۸۷۵۹۸

هشتاد و دومین شماره ماهنامه «ملیکا» راهی بازار نشر شد

خبرگزاری رسا ـ هشتاد و دومین شماره ماهنامه «ملیکا» ویژه امام زمان علیه السلام از سوی مؤسسه آینده روشن به انتشار رسید.
هشتاد و دومین شماره ماهنامه «ملیکا» راهی بازار نشر شد

 

به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا، هشتاد و دومین شماره ماهنامه فرهنگی کودکان ایران «ملیکا» به مدیر مسؤولی سید مسعود پور سید آقایی از سوی مؤسسه آینده روشن به انتشار رسیده است.

 

در این شماره از ماهنامه ملیکا عناوین:‌ «من از تو عذر می­خواهم»، «سلام من»، «یادداشتهای ماهانه»، «داستان: شاید بعدی بزرگ­تر باشد»، «شعر: دوباره مدرسه»، «یکی یکی، سیصد ـ پانصد ـ هزار تا»، «داستان: ماشین بابا»، «سرگرمی»، «مشاغل: میراب»، «با بزرگان: به فکر همه بود»، «بچه­ها مواظب باشید»، «روستاهای شگفت انگیز ایران»، «قرآن جلد طلایی: علامه حلی»، «خوش اخلاقی+ خوش خطی»، «کاردستی»و «علمی»، را مطالعه می­کنیم.

 

در بخش «با بزرگان: به فکر همه بود» شش خاطره از شهید مهدی زین­الدین با عناوین‌: «مثل دسته گل!»، «منظم باش!»، «به فکر همه!»، «برای کمک!»، «هدیه!»، «تو هم بخوان» آمده است.

 

در خاطره «منظم باش!» می­خوانیم: توی جبهه همه می شناختندش. «آقا مهدی» فرمانده منظم، مهربان و پرکاری بود. داشت سخنرانی می­کرد و رزمنده­ها گوش می­دادند:‌ «ما اگر تکنولوژی عراق را نداریم، هواپیمایمان مثل آنها نیست، لااقل می­توانیم در جنگ نظم داشته باشیم. امروز کسی که در سپاه است و شلوار فرم را با پیراهن شخصی می­پوشد، به نظم جنگ توهین کرده است.»

 

بچه­ها به لباس او نگاه می­کردند که همیشه یک دست بود. لباس و شلوار فرم مرتب می­پوشید و موهایش را شانه می­کرد. در همه کارها همین­طور بود و هر چیزی را در جای خوش استفاده می­کرد.

 

در بخش «قرآن جلد طلایی: علامه حلی» به زندگی مختصری از علامه حلی از زبان خودش پرداخته شده است.

در قسمتی از این متن می خوانیم:‌ در مدت اقامت در حله هر پنج­شنبه به کربلا می­رفتم و به زیارت سید و سالار شهیدان علیه السلام نائل می­شدم. در یکی از همین سفرها بود که موفق شدم مولایم حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را زیارت کنم. البته چند بار دیگر هم امامم را دیدم یکی از آنها موقعی بود که داشتم از روی کتابی نسخه برداری می­کردم تا جواب نویسنده گمراهش، که آنرا فقط یک شب به من امانت داده بود، بدهم.

در آن موقع که حسابی خواب مرا گرفته بود حضرت را دیدم که به یاری­ام آمده است. البته آن لحظه ندانستم او مولایم است امام وقتی صبح با نگرانی از خواب برخاستم تا بر فرصت از دست رفته برای نسخه­برداری کتاب افسوس بخورم دیدن تمام آن کتاب قطور رونویسی شده است و امضای امامم نیز پایان آن به چشم می­خورد.

 

هشتاد و دومین شماره ماهنامه ملیکا در 48 صفحه، با قیمت دو هزار و نهصد تومان از سوی مؤسسه آینده روشن راهی بازار نشر شده است./998/ن601/ق

ارسال نظرات
captcha