دولت یازدهم و سالهای پیشرو
به گزارش سرویس پیشخوان خبرگزاری رسا، دولت یازدهم اما در مقایسه با دولتهای گذشته شرایط متفاوتی دارد. این دولت برخلاف دولتهای گذشته از پایگاه اجتماعی مرتبط با جریانهای مطرح سیاسی نظیر اصولگرایان یا اصلاحطلبان برخوردار نیست و به لحاظ سازمان رأی نیز به دلیل اینکه تنها 260 هزار رأی بیش از نیمی از آرا را کسب کرده در مقایسه با تمام دولتهای گذشته از آغاز پایگاه شکنندهای داشته است.
خاستگاه جریانی دولت یازدهم سبب شده که مدعیان اصلاحطلبی به طور مداوم حمایتهای سران خود را به رخ دولت بکشند و بدون توجه به شرایط دولت دائماً مطالبات خود را مطرح کنند و به همین دلیل است که به رغم ادعای حمایت از دولت، نخبگان و رسانههای مدعی همسو با دولت بیشترین نقد را در مقایسه با دیگر جریانات سیاسی از دولت مطرح میکنند که مواضع روزهای اخیر آنها نسبت به عملکرد دولت یازدهم گواهی بر این مدعاست.
ویژگیهای جریانشناسی مورد اشاره سبب شده است که تلاش معدود همفکران دولت برای طراحی و جاانداختن گفتمان مستقلی برای دولت- که بعضاً از آن به عنوان گفتمان اعتدال نیز نام میبرند- نتیجه بخش نبوده است، چرا که آنها نه تنها نتوانستهاند واژه اعتدال را به درستی تعریف و تبیین کنند و الگویی مناسب برای آن ارائه دهند و نه مقابل اعتدال را که از این طریق بتوانند با دوقطبی «اعتدال- افراط» جایگاه سیاسی خود را تثبیت کنند. یکی از روزنامههای همفکر دولت روز گذشته در ترسیم این صحنه مینویسد: «روحانی روی صحنه و پشت تریبون با روحانی رییس دولت فرق دارد، روحانی رییس دولت به اعضای دولت شبیه است، مشی اجرایی دولت ظرف دو سال گذشته این را نشان میدهد. هیچ صدایی از اطراف روحانی که تأییدگر و تحکیمکننده مواضع عمومی ایشان باشد به گوش نمیرسد (به غیر از نقشی که رسانههای منتسب به اصلاحطلبان در فضای عمومی ایفا میکنند). وزرا، مشاورین، استانداران و دیگر عوامل اجرایی دولت کمتر شباهتی با مواضع اعلانی روحانی دارند. البته مواضع معاون اول و وزیر ارشاد در مواردی تأییدگر هستند، ولی گسست و شکاف عمیقی بین حکمت نظری و عملی دولت ایجاد شده است. در نتیجه این شکاف شاهد کاهش محبوبیت مردمی و البته افزایش مقبولیت نخبگی دولت هستیم».
فارغ از تردید جدی که در این مدعا نسبت به افزایش مقبولیت نخبگی دولت وجود دارد، اما نظرسنجیها حاکی از کاهش محبوبیت دولت یازدهم طی این دو سال، هم بین نخبگان و هم در تودههای اجتماعی به دلایل متعددی است که البته در این مقال امکان پرداختن به آن نیست. اما آنچه به موضوع اهمیت بیشتری میدهد و هدف از این نوشتار هم همین است توجه به جایگاه دولت در نظام اسلامی و ضرورت پاسداشت و ارتقای آن است.
جریانهای سیاسی ممکن است هرکدام از یک منظر به دولت نگاه کنند و حتی بعضی به دلیل رقابتهای جناحی کارنامه موفق دولت در برخی از عرصهها را برنتابند،اما از آنجایی که موفقیت دولتها موفقیت نظام اسلامی را به دنبال داشته و اعتلای آن را در منطقه آشفته کنونی، به طور طبیعی عزت و اعتلای آن در قلوب مسلمانان و مستضعفان جهان را به دنبال خواهد داشت،بنابر این برآیند اقدامات مثبت دولت بر مجموعه کارنامه مثبت نظام طی 36 سال گذشته خواهد افزود و به طور طبیعی ضعفها و کاستی آن دشمنان نظام را خوشحال و آنها را بر تشدید فشارها و تهدیدات برای تضعیف نظام اسلامی امیدوارتر میکند.
دولت یازدهم اگر چه در مسیر خود به دلیل شرایط فشار و تحریمها با دشواریهای بیشتری نسبت به دولتهای گذشته دست به گریبان است، اما دراین مسیر دشوار پیش رو هم حمایتهای ویژه مقام معظم رهبری را با خود دارد، چنانکه ایشان امسال را سال «دولت، ملت، همدلی و همزبانی» اعلام کردند و دولت و ملت را به درک و حمایت متقابل فراخواندند و هم البته همراهی و تحمل مردم را که شاید نوع واکنش مردم نسبت به برخی از تصمیمات اخیر دولت در مورد بنزین را بتوان مصداق بارزی از آنها دانست. بر این اساس دولت یازدهم با بازنگری در مواضع دو سال گذشته و تجدیدنظر در حاشیهسازیها و با تغییر نگاه به درون و اعتماد به ظرفیتهای داخلی هم قادر خواهد بود خلأ گفتمانی خود را جبران کند و هم با اتکا به حمایت مردم کارنامه روشنی را بر جای گذارد که البته ملاک تصمیمگیری مردم برای آینده خواهد بود.تداوم مسیر گذشته، ضمن کاهش ظرفیتهای ملی و حمایتهای مردمی از دولت، چالشهای درونی نظام را بیشتر خواهد کرد./907/د101/س
منبع: روزنامه جوان