رمان «ماه به روایت آه» با موضوع قمربنیهاشم رونمایی شد

به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا، اولین جلسه از سلسله نشستهای نقد، رونمایی و بازنمایی «کتابنوش»، عصر دیروز به همت مرکز تبادل کتاب و کانون اندیشه جوان، با سخنرانی صادق کرمیان و با رونمایی از کتاب «ماه به روایت آه» در مرکز تبادل کتاب برگزار شد.
در ابتدای این نشست، صادق کرمیار در مورد پیشینه کتاب «ماه به روایت آه» گفت: در سال 1389 جلسات مختلفی در انتشارات نیستان با زرویی نصرآبادی و سید مهدی شجاعی داشتیم که چه چیزی بنویسیم که نیاز جامعه است، آن زمان آقای شجاعی مشغول نگارش «سقای آب و ادب» بود و ایشان در آن زمان آقای زرویی را نیز توصیه کرد که رمانی در مورد حضرتابوالفضل علیه السلام بنویسد.
وی افزود: من آن زمان تعجب کردم چون آقای زرویی رماننویس نیست بلکه شاعر است و نزد خودم گفتم کاش آقای شجاعی درخواست یک قصیده داده بود. در هر صورت آقای زرویی شروع به نوشتن کردند و بخش اول را که من خواندم متوجه شدم که آقای شجاعی چه پیشنهاد درستی کرده بود. اینکار، رمانی نو آنهم باتوجه به مستندات تاریخی بود.
این نویسنده در مورد دلیل رمان خواندن این اثر گفت: هر اثری را با ملاکهای سبک آن اثر باید برخورد بشود، در غیراینصورت این شائبه به وجود میآید که این اثر پراکنده و آشفته باشد. برخورد با ماه به روایت آه نیز همینطور است، مفاهیم این کتاب ما را به اثری پستمدرن هدایت میکند زیرا ما با تعدادی خرده روایت مواجه هستیم، زیرا اثر پستمدرن نیز آوردن همه روایات را برنمیتابد، بلکه با مجموعهای از خرده روایات، به یک نگاه میرسیم.
وی افزود: همچنین با شخصیتهایی در این اثر مواجه هستیم که نشاندهنده اثری پستمدرن است، مثل کنیزی که بخشی از داستان را روایت میکند، یا غلامی که میخواهد اماننامه بیاورد، که اینها مغلوب گفتنمان حاکم در زمان خودشان هستند.
کرمیان اظهار کرد: روایت داستان از ابتدا، در زمانی است که مکه دارای حکومت منسجم میشود یعنی قبل از تولد پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و حتی پدر ایشان است و داستان به مقطع امامزمان علیه السلام ختم میشود، یک مقطع زمانی که برای شیعه اثنیعشری جالب توجه است، زمان روایت نیز از مکه شروع میشود. لذا گستردگی زمان به چند قرن و گستردگی مکان از مکه تا خراسان است اما به قدری این خرده روایات انسجام دارند که ما وقتی کتاب را تمام میکنیم تازه یک کلیت از تاریخ شبه جزیره عربستان و بینالنهرین و ایران در ذهن ما شکل میگیرد و زاویهای نگاهاش نیز زاویه نگاه بنیهاشم است. با این کتاب میتوان تاریخ اسلام و ائمه علیهم السلام را شناخت.
وی در مورد حساسیتی که در مورد شخصیتهای این رمان وجود دارد بیان کرد: اینکار سهل بود زیرا شخصیتهای مشخصی دارد که مابهازای تاریخی دارند و هرکدام بخشی از داستان را روایت میکنند که از طاویه دید خودشان است، وقتی لبابه در حال تعریف داستان است، داستان زندگی خودش را تعریف میکند اما این در کلیت داستان نشسته و داستان را منسجم میکند.
کرمیان افزود: بخشهای خالی داستان در خودآگاه مخاطب از قبل شکل گرفته است، و حتی اگر مخاطب شناختی از حضرتابوالفضل علیه السلام نشناسد با در کنار هم قرار گرفتن این خرده داستانها یک شناخت خوبی پیدا میکند.
وی در مورد عنصر قالب داستان گفت: عنصر قالب این داستان، حضرتابوالفضل علیه السلام است. مثلاً سلم جون غلام یزید نیز اگر ماجرایی را تعریف میکند حضرتابوالفضل علیه السلام عنصر قالب در روایت اوست، یا مسلمبنعقیل اگر در مورد پدرش در حال گفتن مطلبی است اما عنصر قالب در آن روایتاش، حضرتابوالفضل علیه السلام است.
وی افزود: روایت امامحسین علیه السلام از حضرتابوالفضل علیه السلام بسیار ظریف و موجز بیان شده است که آن چندسطر نیز همان است که امام علیه السلام به بالای سر حضرت آمده و میگوید: «کمرم شکست...»
این نویسنده گفت: آنچه در رمان باید مورد توجه قرار بگیرد این است که همان روایات را طوری بیاوریم که داستانی را بیان کند، این شیوه آوردن رایات نه در کتب تاریخی است و نه در مقاتل موجود است، در عین اینکه همه آن روایات در این داستان آمده و به یک کلیت در مورد حضرتابوالفضل علیه السلام میرسد.
کرمیان گفت: انسجام ساختاری یک روایت، جذابیت زیباییشناسانه دارد. اولین روایت از عاشورا همان خطبه حضرتزینب علیها السلام است که شکلی ادبی دارد و این خطبه اولین زاویه دید به عاشوراست؛ بعد هم شعر آمد؛ بعد از آن، نقاشی آمد؛ بعد نمایش و تعزیه آمد؛ بعد از آن شکلهای جدیدتر مثل هنرهای تجسمی آمد؛ بعد نیز شکلهای جدیدتری مثل سبنما آمد؛ در نهایت رمان آمد.
وی افزود: در مورد عاشورا باید آثار بسیاری به وجود بیاید تا اثر زیبا و ماندگاری به وجود بیاید که متأسفانه در مورد عاشورا در این مورد یک خساستی وجود آمده است که اشکال دارد. شما ببینید در غرب در مورد رابینهود که یک شخصیت تخیلی است چقدر کارتون، سریال و فیلم شاخته شده است!
این نویسنده بیان کرد: فیلمی توسط آقای درویش در مورد عاشورا ساخته شده است چند سال است ما درگیر هستیم که نشان داده بشود یا نشود! اگر چند کار ساخته میشد آنوقت میتوانستیم بگوییم کدام اثر موفق بوده است. لذا درخواست میکنم که اجازه داده بشود که این آثار ساخته شده و نمایش داده شود.
وی اظهار کرد: روایت تاریخی در مورد عاشورا بسیار وجود دارد اما روایت هنری کمتر وجود دارد، اساساً ارتباط بین روایت هنری با یک واقعه تاریحی مثل عاشورا، یک ارتباط دوسویه است یعنی روایت هنری به واقعهای تاریخی میپردازد که آن واقعه اثرگذاری مستمر در جامعه خودش داشته باشد.
کرمیان در مورد دلیل فراموشنشدن واقعه عاشورا اظهار کرد: این واقعه، مفاهیمی دارد که این مفاهیم نسل به نسل اثر خودش را میگذرد وگرنه کشتار در طول تاریخ بسیار بوده است. لذا باید به این مطلب توجه بشود.
در ادامه این مراسم، کرمیان در پاسخ به سؤال خبرنگار رسا در مورد اثر همسبک «ماه به روایت آه» گفت: سقای آب و ادب نوشته آقای شجاعی نیز در هین سبک است هرچند زبان و شیوه روایتاش همینطور است. تفاوت این دو در این است که ما این اثر را میتوانیم مدرن بدانیم زیرا نشانهای مدرنیزم بدانیم و ماه به روایت آه را میتوانیم پستمردن بدانیم. سقای آب و ادب بخش فرشتگاناش ادبیات جادویی هست در ماه به روایت آه نیز همینطور است که حضرتعلی علیه السلام دست حضرتابوالفضل علیه السلام را میگیرد و در دستان امامحسین علیه السلام میگذارد.
وی افزود: حضرتابوالفضل علیه السلام میگوید من خیال کردم حضرتعلی علیه السلام میخواهند دست مرا در دست امامحسین علیه السلام قرار بدهند تا ایشان مراقب بنده باشد اما دست مرا در دست ایشان قرار بدهند.
گفتنی است، «ماه به روایت آه» نوشته ابوالفضل زرویی نصرآبادی، رمانی در مورد حضرتابوالفضل علیه السلام است که توسط بنیاد دعبل به عنوان یکی از برترین آثار عاشورایی سال شناخته شده است./805/پ201/ق